تحلیل و بررسی شخصیت و گرایش ابن تیمیه با اتکا به نوشته مهران موحد
مقدمه و ترتیب جاوید راحل
بخش نخست
مقدمه
تقیالدین ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه به سال (۶۶۱ قمری) در حران نزدیک دمشق به دنیا آمد.
برخلاف ابن جماعه که درگیریهایش بیشتر تخصصی، در حیطه قضاوت و در خصوص امارت بود، ابن تیمیه در صحنههای سیاسی – نظامی همان قدر فعال بود که در ردیه نویسیهای گسترده بر ضد مخالفان.
وی که عالم حنبلی مذهب بود، توامان فعالیت علمی و فقهی را با ستیزهگریهای سیاسی، قلمی و نظامی در خود جمع کرده بود. زندگی وی به دلیل هجوم مغل از روال عادی خارج شده بود و تا آخر در ستیز و کشمکش گذشت.
تقیالدین زندگی مملو از چالش و مشکلات داشت. او به سبب دیدگاههای بنیادگرایانه در مذهب حنبلی به شدت مورد توجه دوستان و دشمنان بیشماری قرار گرفت.
ابن تیمیه مطالعه گستردهی در فقه، حدیث و تفسیر داشت و به سبب دیدگاههای به شدت بینادگرایانه اش مشهور شد.
او بار بار با توجه به باورهای خیلی متسلباش زندانی شده بود. در عقاید دینی متکی به ظاهر قرآن و حدیث بود، فلاسفه را در قول به قدم عالم تکفیر میکرد و بر کسانی که صفات باریتعالی را عین ذات او میدانند، میتاخت و منکر حسن و قبح عقلی بود.
اهمیت بازخوانی اندیشه ابن تیمیه تنها محدود به تاریخ فقه و کلام اسلامی نیست، بلکه بسیاری از جریانهای سلفی و بنیادگرایی معاصر، مستقیم یا غیرمستقیم، بخشی از مشروعیت فکری خود را از قرائتهای او بهدست میآورند. از همینرو، بررسی شخصیت و دستگاه فکری او صرفاً یک بحث تاریخی نیست، بلکه واکاوی ریشههای بخشی از افراطگرایی معاصر نیز محسوب میشود.
استاد مهران موحد در پیوند با ابن تیمیه مینویسد:
سالها پیش در کتابی از مرتضی مطهری خواندم که ابن تیمیه معلومات وسیع دارد، اما دانشش ژرف نیست. گمان میکردم این اظهار نظر مطهری، یکی از متکلّمان معاصر شیعی، از روی تعصب و تنگنظری مذهبی است؛ اما بعدها دریافتم که قضاوت او از روی تأمل و مطالعه دقیق بود.
مثلاً ابن تیمیه برای اثبات ادعای خود انبوهی از روایتها و نقل قولها را قطار میکند تا مخاطب را متقاعد کند؛ اما شما وقتی آن روایتها و نقل قولها را بررسی میکنید سستی و نامعتبر بودن بسیاری از آنها را درمییابید. ظاهراً او به این گمان است که اطناب در نگارش، مخاطب زودباور را از لحاظ روانشناختی به پذیرش ادعایش مجاب میکند.
او میافزاید که: همچنین ابن تیمیه در به کار بردن اصطلاحات و واژگانْ بسیار بیاحتیاط و بیپرواست. برای مثال، در جایی واژۀ کلیدی و محبوبش «سَلَف» را به معنای «صحابه» استفاده میکند، در موارد دیگر به مفهوم «قرون ثلاثه» و در جای دیگر به معنای «اهل حدیث و حنابله» و حتا گاهی خود را جایگزین «سَلَف» میسازد و عقاید خویشتن را زیر نام دیدگاههای «سَلَف» به خورد مخاطبان میدهد.
ابن تیمیه به گواهی همعصران و نیز با استناد به آثارش دچار نوعی خودبرتربینی علمی بود و به نظر میرسد همین امر موجب گشته مخاطب را ناچیز بگیرد و قلم را به هر سمتی که تمایل دارد، به حرکت درآورد.













