بیماری تاریخی در رویکرد انتزاعی دین و نقش عرفا و فلاسفه اسلامی در بیداری تمدنی

بیماری تاریخی در رویکرد انتزاعی دین و نقش عرفا و فلاسفه اسلامی در بیداری تمدنی

بیماری تاریخی در رویکرد انتزاعی دین و نقش عرفا و فلاسفه اسلامی در بیداری تمدنی

 

پژوهش حسیب فقیری

بخش نخست

 

درآمدی به بیماری تاریخی

توحید، زهد، تقوا، عصمت و عفاف، احسان و کرم، حلم و بردباری، عزم و استقامت، ایثار و لطف، غیرت و استغنا، اخلاق، فضیلت و تربیت اجتماعی، از محوری‌ترین ارزش‌های انتزاعی دین به‌شمار می‌روند؛ ارزش‌هایی که امروزه در غربتِ معنای اصیل دینی قرار گرفته‌اند و اگر حضوری هم دارند، همچون سیاست و نظام‌داری در مرکز توجه نیستند.

می‌توان گفت که بخش بزرگی از زندان روحی و بحران معنوی بشر، ریشه در فقدان درک این ارزش‌ها دارد.

در مکتب حضرت عیسی مسیح(ع)، بیشتر بر تحمل، بردباری، عفو، صلح، قناعت و تواضع تاکید می‌شد. در مکتب حضرت موسی(ع)، اصول بنیادین توحید در قالب ده فرمان الهی مطرح گردید؛ فرمان‌هایی که اخلاق، عدالت، قوانین اجتماعی و احکام دینی را در بر می‌گرفت و بر پرستش خدای یکتا، احترام به والدین، حرمت قتل، زنا و سرقت، و اجرای عدالت استوار بود. حضرت نوح(ع) نیز بر توحید خالص، نفی بت‌پرستی، تقوا و اطاعت الهی تاکید داشت.

هر پیامبر در عصر خویش، بر محور یک مکتب ارزشی مسیر رسالت خود را پیش می‌برد و محتوای اصلی این رسالت‌ها، در حقیقت همان ارزش‌های انتزاعی و معنوی دین بود. با این حال، تاریخ‌نویسانِ پس از پیامبران، در بسیاری موارد به‌جای بازتاب اصل آموزه‌ها، به تفسیرهای جانبدارانه و روایت‌های فرعی پرداخته‌اند؛ امری که سبب تناقض‌ها و فاصله گرفتن از حقیقت نخستین ادیان شده‌است.

امروز، هنگامی که یک یهودی تورات می‌خواند، در بسیاری موارد با قرائت‌ها و افزوده‌های پساموسیایی مواجه می‌شود، نه با حقیقت ناب تورات. همین وضعیت درباره انجیل و دیگر متون دینی نیز قابل مشاهده است.

 

در تاریخ‌نگاری اسلامی نیز بخش بزرگی از تمرکز، به‌جای ارزش‌های اخلاقی و معنوی دین، بر فتوحات و قدرت سیاسی معطوف گردیده‌است.

بسیاری از حاکمان اسلامی، بدون آن‌که به تبیین ماهیت ارزشی دین بپردازند، بیشتر در پی حفظ قدرت و میراث سیاسی خویش بودند.

 

نمونه برجسته این وضعیت را می‌توان در خلافت اموی مشاهده کرد. در حالی‌که جوهر دین بر دفاع از ارزش‌ها و کرامت انسانی استوار بود، تاریخ‌نگاری رسمی غالباً روایت تهاجمی از اسلام ارایه کرده‌است.

 

بخش مهمی از اسلام سیاسی و فتوحات‌محور، بیش از آن‌که به ارزش‌های معنوی و اخلاقی توجه داشته باشد، بر سلطه و قدرت تکیه داشت.

در این میان، برخی حاکمان، سنت‌های قبیله‌ای، تباری و رسوم بدوی را با نام دین بازتولید و به جامعه عرضه کردند.

وقتی انسان به تاریخ می‌نگرد، بیشتر با روایت جنگ‌ها، فتوحات و کشمکش‌های سیاسی روبه‌رو می‌شود. حال آن‌که با غلبه روحیه تهاجم، بسیاری از ظرفیت‌های متعالی انسانی، همچون اخلاق، معنویت و ارزش‌های انتزاعی، از درون انسان رخت برمی‌بندند و جای آن‌ها را خودخواهی، سلطه‌طلبی و منافع فردی می‌گیرد.

 

چنین روندی، در حقیقت به زدودن ماهیت اخلاقی و معنوی دین می‌انجامد.

درآمدی به پدیده‌های انتزاعی

پدیده‌های انتزاعی، مفاهیمی غیرملموس‌اند که قابل دیدن، لمس کردن یا چشیدن نیستند؛ مانند امید، عشق، ترس، شادی و نفرت. این مفاهیم وابسته به ذهن و ادراک انسانی‌اند و بیشتر بیانگر یک معنا یا کیفیت عمومی هستند، نه یک شیء مشخص.

عدالت، آزادی، زمان، فلسفه، فرهنگ و ریاضیات نیز از جمله مفاهیم انتزاعی به‌شمار می‌روند.

تفکر انتزاعی، توانایی تحلیل مسائل پیچیده، کشف الگوها و اندیشیدن به امور غیرعینی را در بر دارد.

هنر انتزاعی نیز تلاشی برای بیان مفاهیم از طریق فرم‌ها و رنگ‌ها، بدون بازنمایی مستقیم اشیای طبیعی است.

در حوزه دین، مفاهیمی چون ایمان، تقدس، روح، نجات، معنای هستی، معنای انسان و ماهیت رفتارهای درونی و اخلاقی، از مهم‌ترین پدیده‌های انتزاعی محسوب می‌شوند.

این مفاهیم، برخلاف اعمال عینی مانند نماز و روزه، در ذهن و روح انسان شکل می‌گیرند و به زندگی معنا می‌بخشند.

ضربات سیاسی برخواسته از بیماری تاریخی

اگر زندگی پیامبر اسلام(ص) را از کودکی تا بعثت مورد بررسی قرار دهیم، درمی‌یابیم که سراسر زندگی او بر محور سلامت اخلاقی و انسانی استوار بوده‌است.

حتی پیش از بعثت نیز، جامعه مکه او را به صداقت، امانت‌داری، وفاداری، ایثار و جوان‌مردی می‌شناخت و از همین‌رو لقب «محمد امین» را برایش برگزیده بود.

اخلاص، صداقت، وفای به عهد، سخاوت و ایثار، ویژگی‌هایی نبودند که پس از پیامبری در او پدید آمده باشند؛ بلکه این صفات از پیش در شخصیت او ریشه داشتند.

دوران رسالت او در مکه، تجلی صبر، بردباری و کرامت انسانی بود. پیامبر در برابر آزار مشرکان، دشنام‌ها و فشارهای اجتماعی، شکیبایی پیشه می‌کرد و حتی در ماجرای طایف، با وجود آن همه رنج و تحقیر، از مسیر رحمت و انسانیت خارج نشد.

روح دین و روح پیامبر، در حقیقت با یک‌دیگر پیوندی معنایی داشتند. غزوات پیامبر عمدتاً جنبه دفاعی داشت و او بدون هدایت الهی و مشورت، اقدامی انجام نمی‌داد.

این رفتارها، جلوه‌ای از ماهیت اخلاقی و معنوی دین بودند؛ ماهیتی که بشر هنوز به درک کامل آن نرسیده‌است.

با رحلت پیامبر اسلام، به‌تدریج بخشی از حیثیت اخلاقی و معنوی دین دچار تزلزل شد. عبادت‌هایی که در زمان پیامبر با معنا و روح همراه بودند، در بسیاری موارد به اعمالی صرفاً ظاهری و نمادین تبدیل شدند. ابن‌تیمیه نیز در برخی نوشته‌های خود، به این انحطاط اخلاقی اشاره می‌کند و از فاصله گرفتن جوامع اسلامی از روح نخستین اسلام سخن می‌گوید.

رفته‌رفته اسلام بیش از آن‌که به‌عنوان یک منظومه اخلاقی و معنوی معرفی شود، به‌صورت یک نظام سیاسی و قدرت‌محور به جهان عرضه گردید.

در حالی‌که حقیقت دین، تسخیر دل‌ها از مسیر معنا و اخلاق بود، برخی حکومت‌ها آن را ابزار گسترش سلطه ساختند.

پس از فتوحات اسلامی، اسلام از لحاظ جغرافیایی گسترش یافت؛ اما این گسترش، همیشه با تعمیق ارزش‌های انتزاعی و اخلاقی همراه نبود. گ

دین برای ترمیم بحران‌های انسانی و اجتماعی آمده بود، اما در بسیاری موارد، توسط حاکمانی اداره شد که خود گرفتار بحران قدرت بودند. آنان خود را از خطا مبرا می‌دانستند، اما مردم را به دینداری فرا می‌خواندند.

در چنین فضایی، عرفا و فلاسفه اسلامی که روح و حقیقت ارزش‌های دینی را بهتر درک کرده بودند، نتوانستند آموزه‌های خود را آشکارا بیان کنند. از همین‌رو، بسیاری از مفاهیم عمیق اخلاقی و معنوی را در قالب شعر، عرفان و زبان نمادین انتقال دادند.

 

نمونه‌های برجسته این جریان را می‌توان در آثار حافظ شیرازی، مولانا جلال‌الدین بلخی، سعدی شیرازی و بیدل دهلوی مشاهده کرد. در حوزه فلسفه نیز اندیشمندانی چون ابن سینا، ابن عربی، فارابی، محمد بن موسی خوارزمی و ابوریحان بیرونی کوشیدند تا روح عقلانی و معنوی دین را زنده نگه دارند.

با این حال، در دوران اموی، بسیاری از ارزش‌های تباری و قبیله‌ای از مجرای دین بازتولید شد و به نام دین به جامعه عرضه گردید.

این روند، در مواردی به حذف یا تضعیف فرهنگ‌ها و ارزش‌های تمدنی انجامید؛ امری که با روح اصلی آموزه‌های دینی در تضاد بود. هرچند در دوره‌های عباسی و عثمانی تلاش‌هایی برای پیوند دین با اخلاق و فرهنگ صورت گرفت، اما تبیین روشن و عمیق ارزش‌های انتزاعی دین همچنان مغفول ماند و اندیشمندان اخلاق و عرفان به حاشیه رانده شدند.

در نتیجه، بخش مهمی از ظرفیت معنوی و معنایی دین تضعیف شد و این بحران، تا امروز نیز در جوامع اسلامی ادامه یافته‌است.

 

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=29302

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.