دکتر صاحب‌نظر مرادی: تورکستان‌خواهی یک نسخه قومی و وارداتی است

دکتر صاحب‌نظر مرادی: تورکستان‌خواهی یک نسخه قومی و وارداتی است

دکتر صاحب‌نظر مرادی: تورکستان‌خواهی یک نسخه قومی و وارداتی است

گفت‌وگو کنند: سیحون کوهسار

در تاریخ معاصر خراسان‌افغانستان، بحران هویت و مشروعیت ساختار سیاسی، زمینه‌ساز تولد طیفی از ایده‌های بدیل برای تعریف دوباره این سرزمین بوده‌است.

چهار نظریه عمده در این میان خودنمایی می‌کنند: پشتونستان‌خواهی که روزگاری آرمان اتحاد اقوام پشتون در دو سوی مرز دیورند را پی می‌گرفت؛

هزارستان‌خواهی که بر حقوق و خودمختاری هزاره‌ها در مناطق مرکزی تاکید دارد؛

ترکستان‌خواهی که به‌تازگی در شمال کشور طنین‌انداز شده و بر هویت ترک‌تباران منطقه انگشت می‌گذارد و در نهایت خراسان‌خواهی که با نفی نام‌های قومی، راه‌حل را در بازگشت به یک هویت تاریخی و غیرقومی می‌جوید.

اکنون این پرسش بنیادین مطرح است که آیا راه‌حل معضلات سیاسی و قومی در خراسان‌افغانستان، تجزیه این کشور به سرزمین‌های کوچک خودمختار بر اساس همین نظریات است؟

برای پاسخ به این سوال، «خراسان‌تایمز» با دکتر «صاحب‌نظر مرادی»، تاریخ‌نگار و نویسنده، گفت‌وگویی تفصیلی انجام داده‌است که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید:

خراسان‌تایمز: آیا راه‌حل معضلات قومی و سیاسی در خراسان‌افغانستان، تجزیه و تقسیم این کشور به سرزمین‌های کوچک خودمختار است؟

مرادی: نخیر! راه‌حل معضلات سیاسی و قومی در خراسان‌افغانستان، نیازمند یک‌سری اصلاحات انسان‌گرایانه و انسان‌دوستانه است.

ما می‌توانیم روی راه‌کارهای سیاسی و اجتماعی که کشور را تجزیه نکند و تفاهم، همدلی و همگرایی را در میان اقوام به وجود آورد، تکیه کنیم؛ چنین راه‌کارهایی را در اختیار داریم.

اما مشکل اساسی، سرسختی و لجاجت سیاسی است که از سوی گروه‌های قوم‌م‌دار و حکومت‌های قومی در خراسان‌افغانستان ادامه می‌یابد و آن‌ها نسبت به واقعیت‌های سیال خراسان‌افغانستان منعطف نیستند.

خراسان‌تایمز: در گذشته، ایده‌های پشتونستان‌خواهی، خراسان‌خواهی و هزارستان‌خواهی مطرح بوده‌اند. اخیراً نظریهٔ چهارمی تحت عنوان «ترکستان جنوبی» در شمال و شمال‌شرق خراسانافغانستان مطرح شده‌است.

این دیدگاه از لحاظ سیاسی از کجا نشأت گرفته و از نظر بافت اجتماعی تا چه اندازه قابل تحقق است؟

مرادی: در خصوص پشتونستان‌خواهی باید عرض کنم که داوودخان از زمان صدارت خود، با ساخت نهادهای رنگارنگ سیاسی، بر مسئله پشتونستان‌خواهی تمرکز کرد و تلاش نمود با شعار «لر و بر»، این‌طرف و آن‌طرف دیورند را برای پشتون‌ها یک خطه بسازد، اما از آن‌جا که قراردادهای سیاسی جهان، اتباع پشتون را در قلمرو دو کشور جداگانه به رسمیت می‌شناختند، داوودخان نتوانست مکانیزمی برای برون‌رفت از این مسئله پیدا کند.

چنانچه امضای خط مرزی دیورند که در دوره عبدالرحمن به امضا رسید، پس از او نیز پنج پادشاه دیگر در خراسان‌افغانستان آن را صحه گذاشتند و تایید کردند.

این مسائل باعث شد که پشتونستان‌خواهی به‌مثابه یک نقطه تنش در روابط خراسان‌افغانستان و پاکستان به وجود آید و نتیجه دیگری در پی نداشته باشد.

حالا نیز پشتونستان‌خواهی که بار دیگر زمزمه می‌شود، به‌مثابه درخت خشکیده‌ای است که هرقدر آن را آبیاری کنید و کود شیمیایی بدهید، دیگر سبز نخواهد شد.

بنابراین، این شعار در عمل ناکارایی خود را نشان داده و به هیچ‌وجه در خراسان‌افغانستان قابلیت انطباق ندارد.

در مورد خراسان‌خواهی باید گفت که این آلترناتیو، دقیقاً بدیل نام خراسان‌افغانستان است.

«افغانستان» یک نام جغرافیایی قومی است، در حالی که «خراسان» نام قومی نیست و به هیچ قوم مشخصی تکیه ندارد. همه شهروندان خراسانی هستند و خراسان‌خواهی برای هیچ‌کس نسبت به دیگری فضیلت برتری یا کمبودی نمی‌بخشد.

بر این اساس، خراسان‌خواهی تنها شعار تاجیک‌ها نیست. مسئله‌ای است که به عموم اقوام کشور تعلق دارد.

این، هم راه‌حل معضلات کشور است و هم نسخه‌ای برای تمام کسانی که «افغانستان» را به عنوان یک هویت تحمیل‌شده نمی‌پذیرند.

خراسان، هم هویت ۱۵۰۰ ساله‌ی تاریخی کشورمان است و هم نامی غیرقومی می‌باشد. هر قومی در این سرزمین، کم‌و‌بیش در خراسان زندگی کرده و با افتخارات خراسانی‌ها پیوند دارد.

اما مسئله هزارستان‌خواهی و ترکستان‌خواهی نیز دو نام قومی هستند. همین کسانی که امروز شعار ترکستان جنوبی را سر می‌دهند، بر حوزه‌ای تکیه می‌کنند که اقوام مختلف زیادی در آن زندگی می‌کنند. معنی این کار چیست؟ وقتی که افغانستان یک نام قومی است، هزارستان و ترکستان هم دو نام قومی دیگرند. شما با زدودن یک نام قومی و جایگزین کردن نام‌های قومی دیگر، نمی‌توانید مشکلات کشور را حل کنید.

بنابراین، بهتر است نامی را انتخاب کنیم که به هیچ قومی تعلق نداشته باشد. نام قومی نه مشکل خراسان‌افغانستان را حل می‌کند و نه قابل تطبیق است.

خراسان‌تایمز: به نظر شما، خراسان‌خواهی چه تفاوت‌هایی با سه دیدگاه دیگر یعنی «پشتونستان‌خواهی»، «هزارستان‌خواهی» و «ترکستان‌خواهی» دارد؟

مرادی: خراسان‌خواهی با شعارهای قومی و نام‌های قومی بر جغرافیای خراسان‌افغانستان، تفاوت ماهوی دارد. باز هم تکرار می‌کنم، خراسان نام قومی نیست، بلکه یک افتخار مشترک و یک مخرج مشترک بین تمام اقوام برادر خراسان‌افغانستان است.

هر اوزبیک، هر پشتون، هر هزاره و تاجیک می‌تواند با افتخار بگوید که من خراسانی هستم. باید توجه داشت که این مشکل و کشمکش‌هایی که در قلمرو کشور وجود دارد، فردا در قلمرو هزارستان و ترکستان نیز وجود خواهد داشت.

خراسان‌تایمز: آیا خراسان‌خواهی به معنی تجزیه افغانستان است؟

مرادی: نخیر، به صورت قطعی خیر. زیرا گفتیم وقتی ما می‌خواهیم از مسئله تجزیه خراسان‌افغانستان بیرون شویم، باید نام‌های قومی را نپذیریم و بدیلی که تکیه‌گاه قومی ندارد را انتخاب کنیم. به هیچ‌وجه کشور ما با این کار تجزیه نمی‌شود. مثلاً «فغانستان»، یک نام قابل اعتماد برای وحدت اقوام کشور نیست. به همین اساس، نام ترکستان و هزارستان نیز نام‌های قومی‌ای هستند که کشمکش‌های بیشتری به وجود می‌آورند. اگر ما می‌خواهیم از تجزیه جلوگیری کنیم، باید یا نام خراسان را انتخاب کنیم یا هر نام دیگری که صبغه‌ی قومی نداشته باشد. اما از آن‌جا که نام خراسان در منابع تاریخی، سفرنامه‌ها و متون نگارشی پیشینه دارد، اگر ما به خراسان برگردیم، در حقیقت آن میراث تاریخی را حفظ خواهیم کرد.

به این ترتیب ما به تجزیه کشور به هیچ وجه علاقه‌مند نیستیم، ولی اگر چنین سرسختی‌ها و تن ندادن به واقعیت‌های ناب کشور ادامه یابد، فکر می‌کنم که این کشور ثبات دائمی دیگری نخواهد داشت.

خراسان‌تایمز: آیا ایجاد و گسترش اندیشه «پان‌ترکیسم» در خراسان‌افغانستان به نفع منافع ملی و ثبات این کشور است؟

مرادی: این هم نخیر! ما می‌دانیم که پان‌ترکیسم یک ایدئولوژی قومی و تباری است، درست مانند پشتونیسم. در کشورهایی که اقوام مختلف زندگی می‌کنند، نباید مرض قوم‌گرایی چنان شیوع پیدا کند که منافع و ارزش‌های دیگر اقوام را در خود فرو ببرد و سرانجام نارضایتی‌ها و ناسازگاری‌های فکری فراوانی را به وجود آورد.

پان‌ترکیسم یک عده قومی است که حداقل در صد سال اخیر در آسیای میانه، تاریخ، فرهنگ و زبان اقوامی که در آن‌جا زندگی می‌کردند و حتی آیین و دین‌شان را حذف کرده‌است.

براین اساس، اکنون نیز این تفکر ریشه در بیرون کشور دارد. کسانی که دعوی ترکستان‌خواهی می‌کنند باید بدانند که اگر هدف از ترکستان‌خواهی تحقق حقوق اقوام است، این حق را دارند که بر اساس میثاق‌های حق تعیین سرنوشت ملل، تا مرحله جدایی و خودمختاری برای تساوی حقوق خود ادعا کنند، اما پان‌ترکیسم و شعار ترکستان جنوبی با این تعریف تفاوت دارد. اولا شمال خراسان‌افغانستان هیچ‌وقت ترکستان نبوده‌است.

دوما در شمال خراسان‌افغانستان، غیر از برادران تُرک، اقوام مختلفی چون تاجیک، هزاره، پشتون، قزلباش و سایر اقوام زندگی می‌کنند که در مقایسه با کمیت جمعیتی، تُرک‌ها در اقلیت واقع می‌شوند.

زمانی که آن‌ها در اقلیت هستند، چگونه به خود جرأت می‌دهند که یک نام قومی اقلیت را بر اکثریت ساکن در شمال خراسان‌افغانستان تطبیق کنند؟ این کار به معنی آب پاشیدن در رنگستان است و به ثبات، هویت و منافع ملی اوزبیک‌‌ها نیز کمکی نمی‌کند.

ازبیک‌ها در حال حاضر شرایط بسیار وخیم و خطرناک دیگری دارند. اگر این آقایان غیرت و شهامت دارند، باید در برابر سلطه سیاه و بنیادگرایی گروه طالبان، که از دین گازی اشک‌آور ساخته‌اند، به حمایت از مردم شمال و اوزبیک‌‌ها مبارزه کنند. از سنگ صدا برمی‌آید، از این آقایان نه! ولی در ترکستان‌خواهی بسیار با شهامت و فعال هستند.

معنای این رفتار همین است که این شعارها از جای دیگری صادر می‌شوند و گیرندگان آن‌ها هم بی‌تردید حق‌الزحمه دریافت می‌کنند.

خراسان‌تایمز: آیا کشورهای منطقه از تجزیه خراسان‌افغانستان حمایت می‌کنند یا حداقل طرفدار آن هستند؟

مرادی: به نظر من کشورهای ایران، پاکستان و کشورهای آسیای میانه، خودشان اکثرا با مشکل خراسان‌افغانستان مواجه هستند. یعنی دچار تعدد و کثرت قومی هستند.

حال اگر آن‌ها از تجزیه خراسان‌افغانستان حمایت کنند، خودشان دچار مشکلات بیشتری خواهند شد. مثلا ایجاد بلوچستان مستقل در پاکستان، بدون تجزیه خراسان‌افغانستان و ایران ممکن نیست.

خراسان‌تایمز: از لحاظ تاریخی، کدام اقوام بیشتر در شمال افغانستان متوطن بوده‌اند و پیشینه تاریخی شهرهای این منطقه چگونه بوده‌است؟

مرادی: از لحاظ اخلاق سیاسی نمی‌توان این مسئله را اعلام کرد که چه کسانی زودتر آمده‌اند و چه کسانی بعدتر؛ ما معتقدیم هرکسی که در خراسان‌افغانستان خون نافش به زمین ریخته، شهروند کشور ما است و با همه اقوام دیگر دارای حقوق مساوی می‌باشد.

خوب، به هر حال از آنجا که شما این پرسش را مطرح کردید، من از رهگذر قدمت تاریخی به این نکته اشاره می‌کنم که تاریخ باستان، قرون میانه و معاصر نشان می‌دهد که تاجیک‌ها از قدیمی‌ترین اقوام ساکن در خراسان‌افغانستان، به خصوص در شمال خراسان‌افغانستان، بوده‌اند.

کسانی که شعار پان‌ترکیسم را ترویج می‌کنند، به تاریخ کشور از لحاظ واقعیت‌های تاریخی نیز حرمت نمی‌گذارند و به مصادره هویت‌های قومی متوسل می‌شوند و بدون ریشه و منبع مشخص، حرف‌های هوایی مطرح می‌کنند.

تاریخ امروز به جز مدارک و سند، به حرف‌های شفاهی باور ندارد. اول داعیه‌داران ترکستان‌خواهی باید جواب طرح خود را در منابع تاریخی پیدا کنند و مشت در هوا نزنند.

خراسان‌تایمز: آیا راهکارهای جایگزینی برای حل معضلات قومی در خراسان‌افغانستان وجود دارد که بدون تقسیم سرزمینی، مبتنی بر تمرکززدایی یا نظام‌های مشارکتی باشد؟

مرادی: بلی، در پرسش نخست هم مطرح کردم که تنها راه‌حل، تجزیه نیست. اولاً در تجزیه‌ی خراسان‌افغانستان یک مشکل پیچیده وجود دارد و دلیلی هم برای تجزیه نمی‌بینیم.

اگر شعارهای من‌درآوردی قوم‌گرایانه و پشتونستان‌خواهی برادران پشتون تغییر کند، بخشی از مشکلات کشور حل می‌شود. پس از آن ما می‌توانیم با مطرح کردن مشارکت سیاسی که مبتنی بر مندرجات حقوقی و نگاه انسان‌گرایانه باشد، آن را اجرا کنیم.

خراسان‌افغانستان امروز یک کشور قرن بیست‌ویکمی است و حوادث و مشکلات بسیاری را در این نیم قرن از سر گذرانده.

یک نظام مجلس نمایندگان هم می‌تواند مشکل کشور را حل کند؛ نظامی که در آن بحث اقلیت و اکثریت مطرح نباشد، بلکه بحث شهروندی و مدنیت مطرح شود.

در نظام سیاسی‌ای که بر اساس حقوق مدنی و شهروندی استوار باشد، اکثریت کم‌خرد نمی‌تواند حقوق اقلیت خردمند را سلب کند.

مسئله ملی در دنیا تجارب عادلانه‌ای دارد و کشورهای کثیرالقوم آن را تجربه کرده‌اند. ما می‌توانیم از این نسخه‌ها استفاده کنیم.

مسئله قومی خراسان‌افغانستان در بازی‌های فیسبوکی حل نمی‌شود و نیازمند یک گفتمان ملی است.

شخصیت‌های خردمند باید جمع شوند و در یک همایش علمی یا سمپوزیوم، این مسائل را با استدلال بررسی کنند و یکدیگر را قانع سازند تا یک راه برون‌رفت از معضلات به وجود آید. برادرانی که ترکستان‌خواهی و هزارستان‌خواهی می‌کنند، نباید حقشان سلب شود، اما این نظریه‌ها و خواست‌ها در ملکیت مطلق آن‌ها قابل تحقق است نه در سرزمین‌دیگران. مثلاً وقتی ترکستان جنوبی مطرح می‌شود، سایر اقوامی که آنجا ساکن هستند کجا بروند؟ اگر سایر اقوام در ذیل این پان‌ترکیسم قرار بگیرند، باز هم ظلم بر ظلم و تکرار اشتباهات گذشته‌است.

از جناب دکتر صاحب‌نظر مرادی، تاریخ‌نگار کشور، سپاسگزاریم.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=29213

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.