فهم در شرایط فروبستگی: هرمنوتیک انتقادی با تاکید بر خراسان‌افغانستان

فهم در شرایط فروبستگی: هرمنوتیک انتقادی با تاکید بر خراسان‌افغانستان

فهم در شرایط فروبستگی: هرمنوتیک انتقادی با تاکید بر خراسان‌افغانستان

جاوید راحل

بخش ششم

۳. هرمنوتیک انتقادی در زمینه‌های اجتماعی جهان سوم

جوامع جهان سوم با ویژگی‌هایی چون ضعف نهادهای مدنی، اقتدارگرایی سیاسی، سلطه‌ ایدیولوژیک و فقدان حوزه‌ عمومی مستقل روبه‌رو هستند.

این شرایط فهم و گفت‌وگو را محدود می‌کند و زبان اغلب به ابزار مشروعیت‌بخشی و کنترل بدل می‌شود. (اسکوبار، ۱۹۹۵: ۴۸)

بنابراین، ویژه‌گی‌های اساسی زیر است که قدرت تفاهم و گفتگومندی به شدت کاهش یافته و در برخی از این کشورها نظیر خراسان‌افغانستان از میان برداشته می‌شود:

۱. وجود دولت‌های به ظاهر مستقل و فاقد پیوندهای عمیق با جامعه. ثبات و دوام حکومت و یا دولت بر اساس عامل اراده و خواست مردم آن دولت می‌باشد؛

۲. ناسازگاری و عدم توافق میان دولت و ملت، یعنی پیوند میان دولت و ملت بر اساس وحدت نظر و اشتراکات بر سر موازین. بنابرین کشورهای چون: خراسان‌افغانستان، لیبی، سوریه و پیش از این‌ها مصر چنین نا سازگاری وجود دارد؛

۳. شیوه حکومت سنتی مبتنی بر خویشاوندی، دودمان و غیره چون قوم، قبیله. در کشورهای دموکراتیک بحث‌های شایسته‌سالاری بیشتر موضوعیت دارد، در صورتی که کشورهای غیردموکراتیک بگونه‌ای است که نقش‌ها و مسئولیت‌های دولتی بیشتر بر اساس شایسته‌گی نه بلکه بر اساس قوم و خویشاوندی استوار می‌باشد؛

۴. ضعف دولت و قدرت و کنترل ناچیز دولت نسبت به جامعه که درین خصوص ضعف نظام مالیاتی؛ ناتوانی در کنترل بر مرزها و پیشگیری از جرایم؛ عدم کنترل بر مناطق وسیعی از کشور و … کشورهای جهان سوم در بخش نظام مالیاتی‌شان و این که چگونه از این در آمدهای مالیاتی جامعه را اداره می‌کند توان مدیریت بر مالیات را ندارد. هم چنان که کنترل بر مناطق وسیعی از کشور و غیره که توان اداری را از کشور که دولت در راس آن قرار دارد می‌باشد؛

۵. مشکلات اقتصادی وسیع: این مشکلات ناشی از ضعف دولت‌های این چنینی است که این امر ناشی از دو موضوع عمده دیگری چون فقر داخلی و چالش با نظام بین‌المللی. می‌باشد.

۶. ضعف جامعه مدنی: ضعف سازمان‌های غیر دولتی؛ گروه‌های ذینفوذ؛ اتحادیه‌های کارگری، انجمن‌های صنفی؛ تشکیلات دانشجویی گروه‌های مذهبی؛ رسانه‌ها، ساختارهای سازمانی فرا ملی و غیره یعنی در کل ضعف اهرم‌های محدود کننده دولت.

در چنین زمینه‌هایی، هرمنوتیک انتقادی نه تنها نیازمند نقد فهم است، بلکه باید مناسبات قدرت را در سطح ساختاری و فرهنگی بازنمایی کند. فروبستگی فهم در این جوامع در سه سطح عمل می‌کند: ساختاری، فرهنگی–اجتماعی و زبانی. تحلیل هرمنوتیک انتقادی این سطوح را همزمان مورد بررسی قرار می‌دهد تا امکان گفت‌وگوی آزاد و عقلانیت ارتباطی را بازیابد. (فانون, ۱۹۶۱: ۷۲–۷۵)

جوامع جهان سوم، در تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی، ویژگی‌های خاصی دارند که زمینه‌ای امکان یا فروبستگی فهم را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ضعف نهادهای مدنی، اقتدارگرایی سیاسی، سلطه‌ ایدیولوژیک و فقدان حوزه‌ای عمومی مستقل، تنها برخی از عواملی هستند که فهم و گفت‌وگو را در این جوامع به‌شدت محدود می‌کنند.

در چنین زمینه‌هایی، زبان، به جای آن‌که وسیله‌ای برای تفاهم و تبادل معنادار باشد، اغلب به ابزار تثبیت قدرت و مشروعیت‌بخشی به نظم مسلط بدل می‌شود.

در این چارچوب، هرمنوتیک انتقادی می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. با تکیه بر افق هابرماسی، این رویکرد نشان می‌دهد که فهم معتبر در جهان سوم، مستلزم نقد سازوکارهای سرکوبگرانه و ایدئولوژیک است.

فهم بدون نقد قدرت، در بهترین حالت ساده‌لوحانه و در بدترین حالت همدست با سلطه خواهد بود. از این رو، هرمنوتیک انتقادی نه فقط تفسیر معنا، بلکه بررسی چگونگی شکل‌گیری و تحریف آن در بستر ساختارهای نابرابر را هدف می‌گیرد.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های جهان سوم، «تحریف سیستماتیک فهم» است؛ وضعیتی که در آن برخی صداها به‌صورت ساختاری حذف می‌شوند و برخی معناها به شکل طبیعی و غیرقابل پرسش عرضه می‌گردند.

این تحریف نه صرفا نتیجه‌ فرهنگ یا تاریخ، بلکه محصول مناسبات قدرت و سلطه است.

در این شرایط، هرمنوتیک انتقادی با بازسازی لحظه‌ای منفی و دیالکتیکی، امکان سوءظن مؤثر به معانی تثبیت‌شده و بررسی قدرت نهفته در آن‌ها را فراهم می‌آورد.

به علاوه، جهان سوم با نوعی «سیاست فرهنگی» مواجه است که در آن زبان و معنا به‌طور سیستماتیک در خدمت مشروعیت‌بخشی به نظم اجتماعی مسلط قرار می‌گیرد. در چنین بافت‌هایی، حوزه‌ای عمومی واقعی محدود شده و گفت‌وگوهای انتقادی به حاشیه رانده می‌شوند.

از منظر هابرماس، این وضعیت نه تنها نقصی سیاسی بلکه نقصی معرفت‌شناختی است؛ زیرا امکان فهم واقعی و تحقق عقلانیت ارتباطی را مسدود می‌کند.

در نهایت، رویکرد انتقادی به فهم در جهان سوم، شامل سه عنصر اصلی است:

۱. سوءظن به معناهای تثبیت‌شده و بررسی منافع نهفته در آن‌ها؛

۲. افشای سازوکارهای سرکوبگرانه که زبان و فرهنگ را تحت سیطره قرار داده‌اند و ۳. بازسازی افق عقلانیت ارتباطی به‌منظور امکان گفت‌وگوی آزاد و رهایی‌بخش، حتی اگر این امکان محدود و شکننده باشد.

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=28750

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.