✍اریکا سولومون و فرناز فصیحی
منبع: نیویارک تایمز
برای چندین روز، سرنوشت نزدیک به ۹۰ میلیون ایرانی میان جنگ و صلح در نوسان بودهاست؛ در حالی که مقامهای امریکایی و ایرانی میان تهدید به حمله و دعوت به دیپلماسی سخن گفتهاند.
با توجه به اینکه مذاکرهکنندگان دو طرف، قرار است روز پنجشنبه در ژنو گفتوگوهای غیرمستقیم داشته باشند ـ که از آن بهعنوان آخرین فرصت برای رسیدن به توافقی جهت جلوگیری از جنگ یاد میشود ـ شماری از ایرانیان در حال بستن بکسهای اضطراری، خرید جنراتورهای برق احتیاطی و برنامهریزی برای رفتن به مناطق روستایی یا حتی ترک کامل کشور هستند.
برخی دیگر خود را به انتظار سپردهاند و باور دارند که نه تصویر روشنی از آینده دارند و نه توان چندانی برای آمادگی بیشتر.
عدهای نیز، مانند سارا، یک کیمیاگر در تهران، آنچنان از اضطراب فلج شدهاند که نمیتوانند کاری انجام دهند.
او در گفتوگوی تیلفونی گفت: «دیوانه میشوم. کاش هرچه قرار است اتفاق بیفتد، زودتر بیفتد تا از این بلاتکلیفی بیرون شویم.»
مانند همهی ایرانیانی که با روزنامه نیویورک تایمز گفتوگو کردهاند، سارا نیز به دلیل ترس از انتقامگیری مقامها خواست تنها با نام کوچک خود معرفی شود.
او که مادر ۵۳ ساله دو فرزند است، گفت در تصمیمگیری میان بیرونکردن دخترش از مکتب و آغاز تخلیهی اقارب سالمندش دچار تردید است. به گفتهی او، اگر جنگ آغاز شود، جادههای خروجی تهران بهسرعت از ازدحام موترها بند خواهد شد.
بسیاری از ایرانیان تجربه چنین وضعیت دشواری را در ماه جون سال گذشته، هنگام جنگ ۱۲ روزه ایران با اسرائیل، از سر گذراندهاند؛ زمانی که میلیونها تن از پایتخت به سوی دریای خزر و مناطق کوهستانی اطراف شهر سفر کردند. سفری که معمولا چهار ساعت طول میکشید، برای بسیاری نزدیک به یک روز کامل، زمان برد.
با وجود این تجربه، حکومت ایران برنامهریزی چشمگیری برای شرایط اضطراری نشان ندادهاست. هفته گذشته، علیرضا زاکانی، شاروال تهران، به رسانههای محلی گفت که ایستگاههای مترو و پارکینگهای زیرزمینی میتوانند به پناهگاه تبدیل شوند و شهرداری تنها «اقدامات حداقلی» برای آمادهسازی آنها انجام دادهاست.
کارشناسان شهری هشدار دادهاند که ایستگاههای مترو و پارکینگها به سیستم گرمایش، تهویه هوا و امکانات صحی نیاز دارند و هیچ اطلاعات عمومی وجود ندارد که نشان دهد چنین اقداماتی انجام شده باشد.
آقای زاکانی که به دلیل نبود برنامهریزی اضطراری در جنگ ماه جون مورد انتقاد قرار گرفته بود، نگرانیها را زودهنگام دانست. او هفته گذشته در مصاحبه تلویزیونی با لبخند و بیاعتنایی گفت که مقامها نمیخواهند موجب وحشت عمومی شوند.
او گفت: «ما باور نداریم جنگی در حدی رخ دهد که مجبور شویم وضعیت فوقالعاده برای مردم اعلام کنیم.»
وی امریکا را متهم کرد که میخواهد در میان مردم ایران ترس ایجاد کند؛ مردمی که همواره در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» زندگی میکنند.
او افزود: «چرا باید اجازه بدهیم آنها شهر ما را فلج کنند و ما را مضطرب بسازند؟»
برخی ایرانیان میگویند احساس میکنند، به سرنوشت خود رها شدهاند.
امیر، یک تاجر ۴۲ ساله، گفت: «گویا اصلا دولتی وجود ندارد و خود ما باید راه زندهماندن در برابر بزرگترین ارتش جهان را پیدا کنیم.»
او میگوید آنقدر ترسیده است که جرأت سفر کاری ندارد، مبادا همسر و فرزندانش را در آستانه جنگ تنها بگذارد.
در ظاهر، در تهران تغییر زیادی دیده نمیشود. باشندگان میگویند دکانهای مواد غذایی پر است و نشانهای از کمبود غذا، تیل یا آب مشاهده نمیشود. مکتبها و تجارتها باز هستند و مردم به کار و زندگی روزمرهٔ خود ادامه میدهند.
اما در فضای مجازی، ایرانیان راهنماییهایی برای آمادگی در برابر بدترین حالتها منتشر میکنند.
برخی پیامها مردم را تشویق میکند شمارههای اضطراری خویشاوندان را بنویسند و محلهای ملاقات تعیین کنند؛ در صورتی که حکومت اینترنت و مخابرات را قطع کند ـ همانگونه که در جنگ ماه جون و پس از اعتراضهای ضدحکومتی ماه گذشته انجام داد.
هفته گذشته، ایلیا هاشمی، فعال برجسته ایرانی در فرانسه، فهرستی از پیشنهادها برای ذخیره مواد ضروری به مدت دو هفته منتشر کرد که بهطور گسترده دستبهدست شد: حدود یک گیلن آب برای هر نفر در هر روز، مواد غذایی کنسروی و خشک، شمع، چراغقوه، وسایل کمکهای اولیه، لباس گرم و پاوربانک.
یک روز بعد، او نوشت که از داخل ایران با موجی از پیامهای خشمگین روبهرو شدهاست؛ کسانی که میگفتند حتی توان تهیه نیازهای یک روز را ندارند، چه رسد به دو هفته.
ایران همچنین درگیر بحران شدید اقتصادی است.
اعتراضها در ماه دسمبر پس از سقوط شدید ارزش پول ملی (ریال) آغاز شد. در هفتههای بعد، ریال دو بار دیگر به پایینترین حد تاریخی خود رسید و تورم نسبت به سال گذشته ۶۰ درصد افزایش یافت، به گزارش یک روزنامهٔ اقتصادی معتبر ایرانی، کالاهای اساسی مانند گوشت، مرغ و تخممرغ اکنون برای بسیاری از خانوادهها دستنیافتنی شدهاست و برخی باشندگان میگویند نزدیکانشان مجبورند میان پرداخت کرایه خانه یا خرید غذا یکی را انتخاب کنند.
ساهند، یکی از باشندگان تهران، گفت:
«حتی امکان برنامهریزی و آمادهشدن وجود ندارد. خانوادهها پول ذخیره غذا و دوا را ندارند. تنها چیزی که به آن فکر میکنند این است که کجا بروند و پنهان شوند.»
او افزود: «بیشتر مردم کاملا ناامید شدهاند. فکر میکنند هیچ کاری از دستشان ساخته نیست.»
فراتر از زندهماندن، برخی ایرانیان نگران ادامه ارتباطات نیز هستند.
مریم، هنرمند ۵۴ ساله در تهران، علاوه بر آمادهکردن یک بکس اضطراری شامل پاسپورت، آب، دوا و میوهٔ خشک، خدمات پیشرفته ویپیان نیز خرید تا بتواند در صورت قطع اینترنت، محدودیتها را دور بزند.
مانند بسیاری دیگر، مریم هر روز اخبار مذاکرات دیپلماتیک و احتمال جنگ را دنبال میکند.
او گفت: «هر کسی که این روزها با او صحبت کردهام، بسیار سردرگم است.»
بسیاری از ایرانیان میگویند نمیتوانند موضع متغیر رئیسجمهور ترامپ را درباره زمان و گستره حمله ـ یا حتی اصل وقوع آن ـ درک کنند.
در حالی که احتمال حملات افزایش یافته بود، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز سهشنبه رزمایشهای نظامی را در سواحل جنوبی کشور برگزار کرد.
میان منتقدان حکومت ایران نیز دیدگاههای متفاوتی درباره حمله احتمالی امریکا وجود دارد. برخی آرزو دارند چنین حملهای صورت گیرد، بهعنوان انتقام برای هزاران نفری که ماه گذشته در سرکوب خونین نیروهای امنیتی کشته شدند. گروهی دیگر بیم دارند که جنگ کشور را ویران کند، بدون آنکه نظام حاکم را سرنگون سازد.
با این همه، ایرانیان هنوز صدای اعتراض خود را بلند میکنند.
برای چهار روز پیاپی، اعتراضها در دانشگاههای دستکم سه شهر ـ تهران، مشهد و اصفهان ـ جریان داشتهاست. دانشجویان شعارهایی علیه حاکمیت روحانیون سر داده و پرچم دولتی را به آتش کشیدهاند؛ بنا بر ویدیوهایی که روزنامه نیویورکتایمز آنها را بررسی و تأیید کرده است.
رضا، کارشناس بازاریابی و فردی محافظهکار که از حکومت دینی ایران حمایت میکند، گفت از اینکه مقامها بهجای اعلام برنامههای اضطراری، با اعتراضهای دانشگاهی برخورد سخت میکنند، ناراضی است.
او در پیام نوشت:
«وقتی ما زیر سایه قدرتمندترین نیروی نظامی جهان قرار داریم، مسئولیت حکومت این است که بدترین سناریوها را در نظر بگیرد.»
سحر، ۳۸ ساله و کارمند یک شرکت نوپا در تهران، گفت از این اندیشه که کشورش میان دو نیرویی کشیده شود که چندان به سرنوشت مردم عادی اهمیت نمیدهند، وحشتزده است.
او گفت: «مثل دو مرد است که بر سر یک خانه دعوا میکنند و در پایان، خانه را با ما که هنوز در آن هستیم، میسوزانند.»












