✍مانی فرهمند
مقدمه
گروه طالبان امروز قدرتی رسمی دارد، اما این قدرت، پوششی محقر است. ارتش و نیروهای نظامی این گروه ناتوان هستند و کنترل واقعی کشور محدود به شهرها و مسیرهای کلیدی است. مردم خراسانافغانستان در گروگان این نظاماند؛ سرکوب داخلی، محدودیتهای شدید اجتماعی، حاکمیت یک قوم بر سایر گروهها و سیاستهای سلطه قومی و زبانی بخشی از زندگی روزمره است.
به لحاظ قومی، گروه طالبان نماینده تمام اقوام خراسانافغانستان نیست. این گروه، عملاً تنها بخش بزرگی از پشتونها را نمایندگی میکند و سایر اقوام و گروهها، از هزارهها و تاجیکها گرفته تا ازبکها، تقریبا هیچ سهمی در ساختار این گروه ندارند.
تنش با پاکستان و بازتعریف دشمن
۱. گروه طالبان و پاکستان؛ از عمق استراتژیک به تنش امنیتی
روابط گروه طالبان و پاکستان در دهه گذشته بر پایه منافع تاکتیکی بود. اسلامآباد گروه طالبان را ابزار نفوذ در خراسانافغانستان میدانست. اما اکنون، وضعیت تغییر کردهاست. گروه طالبان توان مهار مرزها و گروههای تروریستی وابسته را ندارد و بخش زیادی از تیتیپی از خاک خراسانافغانستان به پاکستان حمله میکنند.
پاکستان با حملات هوایی و عملیات مرزی پاسخ دادهاست. این حملات پیام روشنی دارند: گروه طالبان مسئول کنترل کامل کشور نیست و این پاکستان است که برای حفظ امنیت خود اقدام میکند.
۲. وضعیت داخلی گروه طالبان
قدرت گروه طالبان محدود و شکننده است:
• ارتش ناتوان، فاقد تجهیزات و آموزش کافی؛
• سرکوب داخلی گسترده؛ مردم گروگان نظام هستند؛
• سیاستهای قومی و زبانی؛
• و حاکمیت یک گروه بر همه.
این شرایط باعث شده که گروه طالبان نتواند کشور را متحد و اداره کند و عملاً تنها ابزارهای ترس و سرکوب برای حفظ کنترل دارد.
۳. بینمایندگی ملی
همانگونه که گفتم، گروه طالبان دیگر نماینده خراسانافغانستان نیست. آنها تنها بخش قابل توجهی از پشتونها را نمایندگی میکنند و سایر اقوام و گروهها در قدرت نقش قابل توجهی ندارند.
این واقعیت باعث شده که ارتباط پاکستان و گروه طالبان دیگر یک اتحاد دولت-حکومت نباشد، بلکه یک رابطه میان یک کشور و یک گروه شبهنظامی محدود شود.
۴. جنگ واقعی
درگیریها در مرزها، حملات هوایی و مانورهای امنیتی، در واقع جنگ میان خراسانافغانستان و پاکستان نیست. این جنگ میان پاکستان و گروهی شبهنظامی به نام گروه طالبان است. گروه طالبان هیچگاه نماینده سایر اقوام یا بخشهای خراسانافغانستان نبوده و نخواهد بود. پاکستان علیه تهدید واقعی خود عمل میکند، نه علیه یک کشور یکپارچه.
نتیجهگیری: خراسانافغانستان گروگان و پاکستان در معرض تهدید
گروه طالبان امروز قدرت رسمی دارد، اما قدرت واقعی و مشروع ندارد. آنها نمیتوانند کشور را متحد کنند و بیشتر از ابزار سرکوب و ترس بهره میبرند. مردم گروگان قدرت محدود و قومی این گروه هستند.
پاکستان اکنون با گروه طالبان در حال جنگ است، نه با خراسانافغانستان. این بازتعریف بحران اهمیت استراتژیک دارد: هدف اسلامآباد حفظ امنیت و مقابله با تروریسم است، نه جنگ با ملت خراسانافغانستان.
در نهایت، گروه طالبان به هیچ وجه نماینده تمام خراسانافغانستان نیست و بحران کنونی، تقابل یک کشور با یک گروه تروریستی است، نه یک جنگ میان ملتها.













