✍سیحون کوهسار
پس از سه دهه همکاری و اشتراک منافع میان پاکستان و گروه طالبان، اکنون چهار سالی میشود که این دو، در برابر یکدیگر صفآرایی کردهاند. این تقابل را میتوان معلول سه عامل اساسی دانست: مسئله تحریک طالبان پاکستانی (تیتیپی)، مناقشه تاریخی دیورند، و نزدیکی عمیق گروه طالبان با هندوستان.
اما در این میان، آنچه که بیش از همه به تقابل دامن زده و کار را به رویارویی نظامی کشیده است، موضوع تیتی پی است. پاکستان مدعی است که اعضای ارشد این گروه در استانهای شرقی خراسانافغانستان مستقر هستند و از آنجا حملات خود را در برابر پاکستان طرحریزی و اجرا میکنند. حملات خونین تیتیپی در سالهای اخیر در مناطق مختلف پاکستان، به ویژه در ایالت خیبر پختونخوا، صدها کشته از نیروهای نظامی این کشور بر جای گذاشتهاست.
اسلامآباد بارها از گروه طالبان خواسته است تا به تیتیپی پناهگاه ندهد، اما گروه طالبان این ادعاها را رد کردهاست. در مقابل، پاکستان چندین نوبت استانهای مرزی خراسانافغانستان و حتی کابل را هدف حملات هوایی قرار دادهاست، اقداماتی که اگرچه مشخص نیست چقدر در نابودی تیتیپی مؤثر بوده، اما به دستاویزی برای تشدید تنشها بدل شدهاست.
گروه طالبان در واکنش به این حملات، با مانورهای نظامی در مرزها و شعارهای ضدپاکستانی، کوشیده است خود را در جایگاه مدافع تمامیت ارضی خراسانافغانستان نشان دهد. این در حالی است که رویارویی کنونی نه بر سر تصرف جغرافیاست و نه پاکستان خاک خراسانافغانستان را اشغال کردهاست. پاکستان همچون هر کشور دیگری به دنبال نابودی دشمنان امنیت ملی خود است؛ اما گروه طالبان بنا بر تعلقات قومی، تباری و ایدئولوژیک، از تیتیپی حمایت و به آن پناهگاه میدهد.
نکته قابل تامل اینکه ذهنیت ضدپاکستانی در میان شهروندان خراسانافغانستان، عمدتا در دو دهه گذشته شکل گرفتهاست. در این دوران، بسیاری از حملات مرگبار در کابل و دیگر شهرهای خراسانافغانستان توسط گروههای طالبان با حمایت پاکستان طراحی و اجرا میشد و اکنون حافظه جمعی مردم کشور ما، پاکستان را به عنوان بازیگر اصلی این جنایتها به خاطر میسپارد، در حالی که نقش اساسی گروه طالبان را در این جنایات فراموش کردند.
گروه طالبان با آگاهی از این خلای حافظه تاریخی و با بهرهگیری از احساسات عمومی، تقابل کنونی خود با پاکستان را نه جنگ بر سر پناهدهی به تیتیپی، بلکه جنگی ملی و میهنی معرفی میکنند و خود را مدافع منافع ملی میخوانند؛ این در حالی است که این جنگ، ربطی به ملت خراسانافغانستان ندارد و اساسا پاکستان به دنبال منافع امنیتی خود است، نه اشغال خاک خراسان.افغانستان؛ اگر پاکستان هدف اشغال جغرافیایی خراسانافغانستان را دارد و هدف تجاوز بر ملت را دارد، در آن وضعیت مردم حق دارند که از سرزمین و خاک خود حراست کنند.
گروه طالبان برای پوشاندن واقعیت حمایت از تیتیپی که هیچ تعلق به مردم خراسانافغانستان ندارد و توجیه هزینههای انسانی و سیاسی آن، از گفتمان ناسیونالیسم بهرهبرداری ابزاری میکنند.
آنها با آتشینسازی احساسات عمومی و طرح این روایت که گویا پاکستان قصد تجاوز به خراسانافغانستان را دارد، و افراد ملکی را هدف گرفته است، افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف میسازند.
این رویکرد در حالی است که در خراسانافغانستان، در طول تاریخ، برخی جریانهای پشتون از گفتمان ناسیونالیسم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده ابزاری کردهاند و این بار نیز گروه طالبان با تکیه بر همین الگو، جنگ خود با پاکستان را با پوششی ملی جلوه میدهند.












