✍مانی فرهمند تحلیلگر سیاسی
مقدمه
روابط پاکستان و گروهطالبان خراسانافغانستان یکی از حساسترین و پیچیدهترین محورهای ژئوپلیتیکی جنوب و آسیای مرکزی به شمار میرود. در گذشته، اسلامآباد گروهطالبان را بهعنوان ابزاری برای تامین عمق استراتژیک خود در خراسانافغانستان و مقابله با نفوذ هند در منطقه بهکار گرفت. حمایت پاکستان از گروهطالبان در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ بر اساس ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی شکل گرفت و هدف آن ایجاد نفوذ سیاسی در کابل و مهار نیروهای رقیب بود.
اما بازگشت گروهطالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، معادله را تغییر داد. گروهطالبان اکنون بیش از پیش بهعنوان یک نیروی مستقل سیاسی ظاهر شدهاند و دیگر تابع مستقیم سیاستهای اسلامآباد نیستند. این واقعیت، به همراه تحولات امنیتی داخلی پاکستان و رقابتهای منطقهای، موجب شده اسلامآباد سیاست خود را نسبت به گروهطالبان بازنگری کند و از حمایت بیقید و شرط به سمت تعامل واقعگرایانه و نرمش دیپلماتیک تغییر جهت دهد.
دلایل تغییر رفتار پاکستان
۱. از ابزار به شریک مستقل: گروهطالبان پس از رسیدن به قدرت، تلاش کردهاند دولت خود را تثبیت کنند و هویت مستقل سیاسی خود را حفظ کنند. این استقلال، موجب شد اسلامآباد دیگر نتواند آنان را صرفاً بهعنوان یک گروه تحت نفوذ تلقی کند و روابط مبتنی بر کنترل یکجانبه جای خود را به تعامل دیپلماتیک بدهد.
۲. تهدید امنیتی داخلی: یکی از مهمترین عوامل تغییر سیاست، فعالیت گروه تحریک گروهطالبان پاکستان (TTP) در خاک خراسانافغانستان است که حملات متعددی علیه پاکستان انجام دادهاست. اسلامآباد امیدوار بود گروهطالبان در سرکوب TTP همکاری کنند، اما واقعیتهای عملی نشان داد این تهدید همچنان پابرجاست و حمایت پیشین نتوانسته است امنیت داخلی پاکستان را تضمین کند.
۳. شکست فشار نظامی و محدودیت راهکارهای تقابلی: سیاستهای نظامی و امنیتی اسلامآباد برای مهار تهدیدات گروهطالبان و گروههای وابسته، نتیجه مورد انتظار را به همراه نداشت. این شکست، پاکستان را به سمت راهکارهای دیپلماتیک و مذاکره مستقیم با گروهطالبان سوق داد.
۴. تغییر معادلات ژئوپلیتیکی منطقه: حضور قدرتهای دیگر در خراسانافغانستان، از جمله چین، روسیه، ایران و هند، باعث شد اسلامآباد نتواند تمام وزن سیاست خارجی خود را بر گروهطالبان قرار دهد. تعامل با گروهطالبان اکنون بخشی از یک سیاست وسیعتر است که هدف آن تثبیت نفوذ پاکستان و حفظ امنیت مرزهاست.
پیامدهای این تغییر سیاست
• پاکستان دیگر گروهطالبان را صرفا یک ابزار امنیتی نمیبیند و روابط دیپلماتیک خود را با آنها گسترش دادهاست.
• تعامل و نرمش دیپلماتیک جایگزین حمایت بیقید و شرط شده و سیاست اسلامآباد واقعگرایانهتر شدهاست.
• اسلامآباد سعی دارد با کاهش تنشهای امنیتی داخلی، نفوذ خود را در نظام سیاسی خراسانافغانستان بهصورت پایدار حفظ کند.
نتیجهگیری
تحلیل تغییر رفتار پاکستان نسبت به گروهطالبان نشان میدهد که این کشور دیگر رویکرد ابزاری گذشته را دنبال نمیکند و سیاست خارجیاش مبتنی بر واقعگرایی و تطبیق با شرایط نوین امنیتی و ژئوپلیتیکی است. دلایل این تغییر عبارتاند از:
۱. گروهطالبان اکنون یک نیروی سیاسی مستقل هستند که به سادگی تحت کنترل اسلامآباد نیستند.
۲. تهدیدات امنیتی داخلی از سوی گروههایی مانند TTP، سیاست فشار و حمایت یکجانبه را ناکارا کردهاست.
۳. ناکامی راهکارهای نظامی و نیاز به حفظ امنیت داخلی، اسلامآباد را به تعامل و نرمش دیپلماتیک واداشته است.
۴. حضور فعال قدرتهای منطقهای، اسلامآباد را به بازنگری در استراتژی سنتی خود مجبور کردهاست.
در نهایت، تغییر رفتار پاکستان نشان میدهد که سیاست منطقهای اسلامآباد به جای تمرکز بر ابزارهای یکجانبه، اکنون بر تعامل متوازن، واقعگرایی و دیپلماسی چندجانبه متمرکز شدهاست. این تحول میتواند مسیر ثبات نسبی در مرزهای دو کشور و کاهش تهدیدات امنیتی را فراهم آورد و به بازتعریف نقش پاکستان در خراسانافغانستان کمک کند.













