گروه طالبان و نظام‌مند کردن تبعیض

گروه طالبان و نظام‌مند کردن تبعیض

✍ابراهیم شمس

شاید «مزرعه‌ی حیوانات» جورج اورول نویسنده اینگلیسی را خوانده باشید، اگر نخواندید، پیشنهاد می‌کنم که بخوانید. در آنجا آقای جونز مزرعه‌ای دارد که یک عالم حیوانات از خوک و خر گرفته تا اسپ و سگ و مرغ و قاطر و… را تربیت می‌کند و با فروش محصولات این حیوانات، امرار معاش می‌نماید. اما، برخی حیوانات از اینکه جونز از تمام محصولات آنان استفاده می‌کند، ناراض اند. در همین مسیر، خوک بزرگی به هنگام مرگش، به سایر خوکان و حیوانات، وصیت می‌کند که بعد از مرگ او تلاش کنند تا حیوانات را از استثمار آدم‌ها نجات ببخشند. خوک‌ها بعد از مرگ او، این وصیت را عملی می‌کنند و صاحب مزرعه آقای جونز را بیرون می‌اندازند و خود زمام امور را بر دست می‌گیرند. در ابتدای کار، آنها هفت فرمان صادر می‌کنند که مشهورترین و مهم‌ترین قاعده‌ی آن این است: «همه حیوانات با هم برابرند».

خوکی بنام اسنوبال حاکم مزرعه می‌شود و حیوانات شروع به زندگی تحت سلطه‌ی خوک‌ها می‌کنند تا دیگر مورد استثمار آدم‌ها قرار نگیرند و شیر و پشم و گوشت و قوت و قدرت شان از آن خودشان باشد.

مدتی نمی‌گذرد که ناپلئون کودتا می‌کند و اسنوبال را سرنگون می‌کند. حکومت این خوک دیکتاتور «ناپلئون» رفته‌رفته تمام وعده‌های را که خوک‌ها به سایر حیوانات داده بودند، به باد فراموشی می‌سپارد. آنان شروع به خوردن شیر حیوانات و فروش گوشت و تخم و پشم آنان می‌کنند. حتی بدتر از آدم‌ها و مخصوصا بدتر از آقای جونز‌. هفت فرمان را نیز تحریف می‌کنند و مخصوصا آنجا که آمده بود که «همه‌ی حیوانات باهم برابر اند» به این شکل تحریف می‌شود: «همه حیوانات باهم برابرند؛ اما بعضی حیوانات برابر تر اند»

نگاهی به فرامین و اوضاع طالبان بعد از تسلط شان بر خراسان‌افغانستان، آدم را به یاد همین دیکتاتوری خوک‌ها که با وعده‌های آزادی حیوانات شروع شده بود، می‌اندازد. این گروه هم، به همین وعده که مردم خراسان‌افغانستان را از چنگ ستم و استبداد نجات می‌دهند، شروع به جنگیدن در برابر مردم کردند. آنان بدترین شیوه‌ی جنگیدن در تمام اعصار بشر را انتخاب کردند. خودشان را در بازارها و محلات و در بین زنان و کودکان منفجر می‌کردند. به مکاتب حمله می‌کردند، به مدارس، شفاخانه‌ها و دانشگاه‌ها. هیچ جای مقدس و نامقدسی از دست شان در امان نبود. آنها محیط، مردم، حکومت، رسانه و همه‌چیز را ظالمانه و غیراسلامی می‌دانستند و وعده‌ی آزادی و برابری و برادری و آفریدن بهشتی زیر سایه‌ی عدالت اسلامی را می‌دادند.

ولی، حالا که در قدرت اند، دقیقا شبیه همان حلقه‌ی حاکمه‌ی خوکان در مزرعه‌ی حیوانات، همه‌چیز را به نفع خود مصادره می‌کنند و بدتر اینکه دست تحریف و دست‌برد به مفاهیم عدل و برابری در اسلام هم زده اند. حکومت اسلامی عادلانه‌ی این گروه، نماد بی‌نظیر تبعیض و تعصب قومی، زبانی و جنسیتی در تمام دنیا است. هیچ حکومتی در هیچ جای دنیا نیست که نابرابری اجتماعی را مثل این گروه، نظام‌مند ساخته باشد.

این گروه، سه‌نوع تقسیم و تبعیض را در بین جامعه‌ای خراسان‌افغانستان حاکم ساخته‌اند:

یک، تقسیم قومی جامعه

در حاکمیت گروه طالبان، به گونه‌ی نانوشته، مردم به پشتون و غیر پشتون طبقه‌بندی شده‌اند. در این قانون نانوشته، پشتون‌ها صاحب مملکت اند. آنان صاحب ثروت، ارتش، اقتصاد و همه‌چیز این کشور اند و دیگران فقط وقتی می‌توانند، در این مملکت سهیم باشند که مورد لطف پشتون‌ها قرار بگیرند. این قانون نانوشته به جد عملی می‌شود و بخشی از باورهای درونی این گروه است. رهبر این گروه پشتون است. رییس‌ وزیران و تمام نهادهای امنیتی و دفاعی این گروه پشتون اند‌. رییس دادگاه عالی و اکثریت مطلق وزرا و ساختار حکومتی این گروه پشتون اند‌. در چنین جوی، معلوم است که ثروت و اقتصاد و فرصت‌های دیگر این جغرافیا نیز در اختیار پشتون‌ها قرار بگیرد. حذف سیستماتیک زبان پارسی بخشی از همین قانون نانوشته است.

دو، تقسیم جنسی جامعه

اما از این بدتر، این است که رهبر این گروه، با فرامین و دساتیرش، جامعه را به شکل دیگری هم تقسیم کرده‌است. این تقسیم به اساس جنسیت است و نوشته‌شده و قانونی. در این تقسیم، جامعه به زن و مرد تقسیم شده که زن‌ها در مرتبه‌ی پست‌تر از مردان قرار می‌گیرند و صاحب و واجد هیچ‌نوعی از حقوق انسانی نیستند. تمام مسیر زندگی زن‌ها به اساس این فرامین، از « کور تا گور» تعریف شده‌است. در این مورد، ملا هبت‌الله تک تک فرامین ملا عمر، رهبر پیشین این گروه را دوباره صادر کرده‌است.

سه، تقسیم طبقاتی جامعه

ولی، این تمام ماجرا نیست. در نظام حقوقی و قانونی طالبان، جامعه به طبقات مختلفی تقسیم شده‌است. دیگر خبری از برابری انسانی و برابری در برابر قانون و محکمه نیست. همینطوری هیچ نوع برابری دیگری. این تقسیم‌بندی در آخرین قانون «اصولنامه جزایی» این گروه به چشم می‌خورد، ولی جدید نیست. قبلا ملا عمر نیز این فرمان را صادر کرده بود و جامعه را به چهار طبقه‌ی « روحانیون، اشراف، طبقه‌ی متوسط و عام مردم» تقسیم کرده بود که با هرکسی نظر به همین موقعیت‌های از پیش تعیین شده، برخورد صورت می‌گیرد و افراد جامعه، نظر به این موقعیت‌ها، واجد حقوق یا مجازات و برخورد می‌شوند؛ چیزی شبیه نظام طبقاتی هند قدیم.

با این حساب، وعده‌ی آزادی و برابری از سوی گروه طالبان چیز شبیه همان وعده‌ی برابری از سوی خوک‌ها در «مزرعه‌ی حیوانات» جورج اورول است.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=27041

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.