جنگی بدون پیروزی، با دو میلیون قربانی؛ شکست سیاست در میدان مرگ

جنگی بدون پیروزی، با دو میلیون قربانی؛ شکست سیاست در میدان مرگ

✍مانی فرهمند

مقدمه (جنگی که از کنترل روایت‌ها خارج شد)

نکته: وقتی جنگ دیگر ابزار سیاست نیست، بلکه ماشین بلعنده‌ی انسان می‌شود؛ جنگ روسیه و اوکراین، در چهارمین سال خود، دیگر صرفا یک منازعه‌ی سرزمینی یا رقابت ژئوپولیتیک میان مسکو و غرب نیست، این جنگ اکنون به بزرگ‌ترین کشتار نظامی اروپا پس از جنگ جهانی دوم بدل شده‌است. پژوهش تازه‌ای که از سوی مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی CSIS منتشر و توسط روزنامه گاردین بازتاب یافته، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌ها در میان آمارهای مبهم، پروپاگنداهای دولتی و جنگ روایت‌ها پنهان مانده بود:
بدین ترتیب که: شمار تلفات نظامی روسیه و اوکراین به مرز دو میلیون نفر نزدیک شده‌است. این رقم نه یک اغراق رسانه‌ای است و نه یک تخمین شتاب‌زده؛ بلکه حاصل تجمیع داده‌های میدانی، تحلیل‌های تطبیقی، و بررسی‌های مستقل در شرایطی است که دو طرف جنگ، هر یک به‌دلایل سیاسی و امنیتی، حقیقت را پنهان می‌کنند. جنگی که با وعده «عملیات محدود» آغاز شد، اکنون به کشتار صنعتی انسان انجامیده است.

پهلوهای پنهان جنگی که پایانش نامعلوم است
۱. آمارهایی که سیاست را رسوا می‌کنند
بر بنیاد پژوهش CSIS، از فبروری ۲۰۲۲ تا دسامبر ۲۰۲۵: مجموع تلفات نظامی دو طرف (کشته، زخمی و مفقود) به حدود ۱.۸ میلیون نفر رسیده‌است؛ این رقم به احتمال زیاد تا بهار ۲۰۲۶ به دو میلیون تلفات نظامی خواهد رسید. در این میان، روسیه بیشترین زیان انسانی را متحمل شده‌است:
حدود ۱.۲ میلیون تلفات نظامی؛ از این میان، نزدیک به ۳۲۵ هزار کشته. اوکراین نیز، علی‌رغم حمایت‌های گسترده غرب، بهای سنگینی پرداخته‌است:
بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تلفات نظامی؛ شامل ۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار کشته. که این ارقام زمانی معنا پیدا می‌کنند که بدانیم هیچ‌یک از دو دولت، آمار واقعی را به‌صورت شفاف منتشر نمی‌کنند. در چنین شرایطی، پژوهش‌های مستقل عملا جایگزین «حقیقت رسمی» شده‌اند.

۲. روسیه؛ قدرت بزرگی که در باتلاق فرسایش فرو رفت
جنگ اوکراین از حیث تلفات انسانی، برای روسیه بی‌سابقه است. نه جنگ خراسان‌افغانستان، نه جنگ‌های چچن، و نه هیچ درگیری پس از ۱۹۴۵، چنین سطحی از فرسایش نیروی انسانی را بر کرملین تحمیل نکرده بود. استراتژی روسیه، که بر برتری عددی، موج‌های پی‌درپی نیروی انسانی و جنگ فرسایشی استوار شد، عملا به یک قمار خونین بدل گردید. این جنگ نه‌تنها توان نظامی روسیه را تحلیل برده، بلکه:
شکاف‌های اجتماعی را در داخل این کشور عمیق‌تر ساخته؛ مشروعیت روایت «قدرت شکست‌ناپذیر روسیه» را زیر سؤال برده؛ و ارتش را به نهادی تبدیل کرده که تلفاتش بیش از دستاوردهایش دیده می‌شود.
پنهان‌کاری شدید کرملین درباره آمار کشته‌شدگان، خود گواهی است بر سنگینی این فاجعه. آخرین آمار رسمی روسیه که در سپتمبر ۲۰۲۲ نشر شد، تنها ۵۹۳۷ کشته را اعلام می‌کرد؛ عددی که امروز حتی در مسکو نیز جدی گرفته نمی‌شود.

۳. اوکراین؛ مقاومت پرهزینه در سایه روایت قهرمانانه
در سوی دیگر، اوکراین نیز اگرچه در سطح دیپلماتیک و رسانه‌ای به‌عنوان نماد «مقاومت» معرفی شده، اما واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید.
اظهارات رئیس‌جمهور زلنسکی در فبروری ۲۰۲۵ مبنی بر کشته‌شدن ۴۶ هزار سرباز، از سوی بسیاری از تحلیلگران کمتر از واقعیت ارزیابی شد؛ چرا که: ده‌ها هزار نفر مفقود یا اسیر شده‌اند؛ و شدت درگیری‌ها در جبهه‌های شرقی و جنوبی، تلفات را به‌طور مداوم افزایش داده‌است.
اوکراین، در عمل، به میدان آزمایش تسلیحات، تاکتیک‌ها و موازنه‌سازی‌های قدرت‌های بزرگ بدل شده؛ میدانی که هزینه‌اش را انسان اوکراینی می‌پردازد.

۴. غیرنظامیان؛ قربانیان خاموش معادله‌های نظامی
در کنار تلفات نظامی، جنگ چهره عریان خود را در میان غیرنظامیان نشان داده‌است: سازمان ملل نزدیک به ۱۵ هزار کشته غیرنظامی تاییدشده را ثبت کرده؛ اما خود تاکید می‌کند که رقم واقعی «به‌مراتب بیشتر» است.
حمله پهپادی روسیه بر قطار مسافربری در ولایت خارکیف، که ده‌ها غیرنظامی از جمله کودکان و یک زن باردار را قربانی کرد، نمونه روشنی از انتقال جنگ به زندگی روزمره مردم است. جنگ دیگر فقط در سنگرها جریان ندارد؛ در قطار، خانه، شفاخانه و شبکه‌های برق نیز ادامه دارد.

۵. جنگ فناوری و مسئولیت‌های مبهم
بعد تازه‌ای از این جنگ، ورود مستقیم فناوری‌های تجاری به میدان نبرد است. گزارش‌ها دربارۀ استفاده ارتش روسیه از تجهیزات استارلینک برای هدایت پهپادها، و واکنش تند وزیر خارجۀ پولند به ایلان ماسک، نشان می‌دهد که:
مرز میان «فناوری غیرنظامی» و «سلاح جنگی» عملاً فرو ریخته است؛ و شرکت‌های خصوصی، ناخواسته یا آگاهانه، به بازیگران جنگ تبدیل شده‌اند. این مسأله پرسش‌های اخلاقی و حقوقی جدی را در سطح جهانی مطرح می‌کند؛ پرسش‌هایی که هنوز پاسخ روشنی ندارند.

نتیجه‌گیری | جنگی که برنده ندارد
جنگ روسیه و اوکراین، در ترازوی نهایی، نه پیروزی قاطعی برای مسکو به همراه داشته و نه امنیت پایدار برای کی‌یف. آنچه برجای مانده:
نزدیک به دو میلیون قربانی نظامی،
هزاران غیرنظامی کشته، شهرهایی ویران و نسلی که با زخم جنگ بزرگ می‌شود.
این جنگ بیش از آن‌که نبرد ارتش‌ها باشد، شکست سیاست، اخلاق و عقلانیت بین‌المللی است.
وقتی عدد «دو میلیون» به یک واقعیت محتمل بدل می‌شود، دیگر نمی‌توان از جنگ به‌عنوان ابزار سیاست سخن گفت؛ اینجا با فاجعه‌ای انسانی روبه‌رو هستیم که پیامدهای آن، سال‌ها پس از خاموش‌شدن سلاح‌ها نیز ادامه خواهد داشت.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=26308

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.