✍رابرت اینلیکِش
منبع: The Cradle
ترجمه: خراسانتایمز
پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران برای سرکوب آنچه «آشوبها و شورش تروریستی مورد حمایت استخبارات خارجی» خواند، اینترنت سراسری را قطع کرد، آمارهای غیرقابل تایید از کشتهها و زخمیها بهسرعت در فضای رسانهای گسترش یافت.
این ادعاها که هیچیک سند معتبر و قابل اعتماد ارایه نمیکنند، بهگونهی هماهنگ در گردش قرار گرفته و همزمان توسط رسانههای مخالف ایرانی و مطبوعات جریان اصلی غربی بازنشر شدهاند.
در میان موج پوشش رسانهای غرب درباره اعتراضات ایران، یک نهاد غیردولتی مستقر در تورنتو ادعای شگفتآوری مطرح کرد، مبنی بر اینکه ایران ۴۳ هزار معترض را کشته و ۳۵۰ هزار نفر دیگر را زخمی کردهاست. این نهاد که «مرکز بینالمللی حقوق بشر» (ICHR) نام دارد، هیچ تصویر ویدیویی، هیچ داده عدلیصحی و هیچ مدرک مستقل قابل بررسی ارایه نکرد. با این حال، این آمار که در یک یادداشت وبلاگی ضعیف ۹۰۰ کلمهای درج شده بود، توسط کمدین بریتانیایی-ایرانی و حامی مخالفان حکومت، امید جلیلی، در صدر صفحه ایکس او قرار گرفت و وارد گفتمان عمومی شد.
همانگونه که انتظار میرفت، این ادعا بهسرعت وایرال شد؛ همچنان ارقام مشابه یا حتی افراطیتر نیز گسترش یافت. این آمارها توسط تاثیرگذاران سلطنتطلب در شبکههای اجتماعی بازنشر شد، توسط رسانههایی چون «ایران اینترنشنال» تکرار گردید و سرانجام به رسانههای بزرگ غربی راه یافت. ارقام بهشدت متناقض بودند: از ۵٬۸۴۸ تا ۸۰٬۰۰۰ کشته. هیچیک حتی ظاهرِ اثباتپذیری نداشت. اما همگی یک هدف سیاسی روشن را دنبال میکردند: ساختن پروندهای برای تغییر نظام در جمهوری اسلامی ایران.
پوششهای سیا در قالب گروههای حقوق بشری
کمترین برآورد مرگومیر اعتراضات ایران یعنی ۵٬۸۴۸ نفر ــ از سوی گروه امریکایی «فعالان حقوق بشر در ایران» (HRAI) ارائه شد؛ گروهی که خود اذعان دارد هنوز در حال بررسی ۱۷ هزار مورد دیگر است.
این نهاد یک مرجع مستقل نیست. در سال ۲۰۲۱ با «بنیاد ملی برای دموکراسی» (NED) همکاری رسمی برقرار کرد؛ نهادی که در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگن برای ادامه فعالیت های نرمافزاری سیا در قالب سازمانهای غیردولتی ایجاد شد.
منبع دیگر آمار کشتهها، «مرکز عبدالرحمان برومند برای حقوق بشر در ایران» است که آن نیز از سوی NED تمویل میشود. یکی از اعضای هیئت مدیره آن فرانسیس فوکویاما است؛ امضاکننده طرح نیومحافظهکارانه مشهور برای «جنگ علیه ترور» موسوم به پروژه قرن نوین امریکایی (PNAC).
همچنین گروه «اتحاد بر ایران هستهای» (UANI) مدعی شد که ۱۲ هزار ایرانی در اعتراضات اخیر کشته شدهاند. این نهاد لابیگری که موفق شد وزیر خارجه ایران عباس عراقچی را از نشست مجمع جهانی اقتصاد کنار بزند، اعضایی چون رییس پیشین موساد مئیر داگان، وزیر جنگ فعلی امریکا پیت هگسِت و دنیس راس از اندیشکده لابی اسرائیل (WINEP) را در صفوف خود دارد.
این مجموعهها چرخهای از روایتها را تولید میکنند که هدف آن بیاعتبارسازی جمهوری اسلامی، جدا کردن ناآرامیهای داخلی از زمینه واقعیشان و مشروع جلوه دادن مداخله خارجی است.
ماشین تبلیغاتی خشم، با پشتیبانی اسرائیل و جریانهای جنگطلب
نهاد ICHR ــ همان منبع ادعای ۴۳ هزار کشته ــ در کانادا مستقر است و تقریباً تنها بر ایران تمرکز دارد. این نهاد آشکارا ترور رهبران مقاومت مانند سید حسن نصرالله را ستایش کرده و از «دوستی رو به رشد» میان اسرائیل و اپوزیسیون ایران تمجید میکند.
مدیر اجرایی آن، اردشیر زارعزاده، تصاویر خود را با پرچمهای اسرائیل و سلطنتطلبان منتشر کرده و در حال نوشیدن شراب به نمایش گذاشتهاست.
این سازمان از زبان کاملا سیاسی استفاده میکند و حکومت ایران را در بیانیههای رسمی «رژیم جنایتکار اشغالگر ایران» مینامد.
با وجود این لحن تند، گزارش آن هیچ مدرکی ارائه نمیکند و بر «تحلیلهای مقایسهای» و منابع ناشناس متکی است و بهدروغ ادعا میکند که ۹۵ درصد کشتهها در دو روز رخ دادهاست؛ در حالی که هیچ تصویر یا سندی در حد این ارقام وجود ندارد.
در همین حال، «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» (IHRDC) ــ که از سوی وزارت خارجه امریکا تمویل میشود ــ زمانی داستان عجیبی را ترویج کرد که گویا یک معترض مرگ خود را جعل کرده و سه روز در داخل کیسه جسد پنهان شدهاست. حتی خود این مرکز نیز اعتراف کرد که داستان قابل تایید نیست، اما رسانه ایران اینترنشنال آن را پخش کرد، بدون آنکه بگوید ساختگی است.
فعالان راست افراطی در غرب، مانند تامی رابینسون، و تاثیرگذاران سلطنتطلب داستانهای افراطیتری را پخش کردند، از جمله این ادعا که نیروهای امنیتی ایران معترضان را زنده در کیسههای جسد خفه میکنند؛ بیهیچ مدرکی، فقط بر اساس یک پیام صوتی ناشناس.
تولید جنایت، تطهیر دروغ
زنجیره تبلیغاتی از فعالان مجازی تا رسانههای غربی امتداد دارد. نمونهاش فعال آنلاین سَنا ابراهیمی است که مدعی شد ۸۰ هزار نفر کشته شدهاند و تنها به «دوستی در تماس با منابع داخل حکومت» استناد کرد. نوشته او بیش از ۳۷۰ هزار بازدید گرفت.
اندکی بعد، رادیوی بریتانیایی LBC به نقل از «فعال حقوق بشر ایرانی» به نام پل اسمیت گفت شمار کشتهها میان ۴۵ تا ۸۰ هزار نفر است. اما این شخص در واقع فعال تغییر نظام است و از مداخله نظامی امریکا در ایران حمایت میکند.
در اکتوبر ۲۰۲۵، روزنامه اسرائیلی هاآرتص فاش کرد که تلآویو مزرعههای روباتهای فارسیزبان را تمویل میکند تا رضا پهلوی را تبلیغ کرده و تبلیغات ضدحکومتی پخش کنند. همین شبکهها در سال ۲۰۲۲ نیز روایتهای اعتراضات ایران را بزرگنمایی کردند. این یک جنگ دیجیتال است که در قالب خشم مردمی پنهان شدهاست.
مجله تایم ادعا کرد ۳۰ هزار ایرانی کشته شدهاند و به دو مقام ناشناس وزارت صحت استناد کرد. ایران اینترنشنال این رقم را به بیش از ۳۶ هزار رساند، بدون هیچ منبع قابل راستیآزمایی.
تنها عفو بینالملل، با وجود موضع انتقادیاش نسبت به تهران، از ارائه رقم مشخص خودداری کرد و فقط گفت «هزاران نفر» کشته شدهاند؛ رقمی که تقریبا با آمار رسمی ایران همخوانی دارد. بنیاد شهدا و امور ایثارگران ایران از ۳٬۱۱۷ کشته خبر داده که شامل غیرنظامیان و نیروهای امنیتی میشود.
هنگامی که دروغ به بهانهای برای جنگ بدل میشود
بیتردید انتقادهای مشروع بسیاری بر دولت ایران وارد است. اما آنچه اکنون میبینیم، یک کارزار هماهنگ اطلاعات نادرست است که توسط شبکههای مورد حمایت واشنگتن، بازوهای تبلیغاتی تلابیب، سلطنتطلبان تبعیدی و رسانههای همسو پیش برده میشود.
این ارقام اغراقآمیز و داستانهای خیالی جنایت، همان الگوی شناختهشده امپریالیستی را دنبال میکند: داستان نوزادان در دستگاه انکوباتور در کویت (۱۹۹۰)، ادعای سلاحهای کشتارجمعی در عراق (۲۰۰۳)، نسلکشی خیالی در لیبیا (۲۰۱۱)، و افسانههای مکرر سلاح کیمیایی در سوریه. در هر مورد، هدف یکی بود: ساختن «بهانه جنگ».
کسانی که در اعتراضات ایران جان باختند، اکنون به ابزار یک جنگ رواییِ خارجی تبدیل شدهاند؛ جنگی که زمینه را برای مداخله گزینشی، در پوشش دلسوزی انسانی، فراهم میسازد.













