✍نبی ساقی
قومگرایی این است که همه چیز را برای قوم خود بخواهی و قوم خود را از دیگران برتر و مستحقتر بدانی و قوم خود را ذاتا خوب و اقوام دیگر را ذاتا بد بدانی و سرزمین و مملکت را از قوم خود و دیگران را مهاجر و حاشیهای و نابرابر با قوم خود بدانی.
اما اگر افراد قوم خودت مورد ستم و ظلم و تعدی و محرومیت باشد و حقش تلف شود و شما برای اعاده حق افراد قوم خودتان تلاش کنید تا از حقوق برابر با دیگران برخوردار شوند و از ظلم و محرومیت رهایی یابند، شما قومگرا نیستید بلکه عدالتطلب و حقطلب استید و هدف اصلی شما برابری وعدالت است نه تضییع حقوق دیگران.
برابری خواهی ناروا نیست، انحصار و تعدی به حقوق دیگران نارواست. معیار، برابری است. شما اگر برابری بخواهید قومگرا نیستید اما اگر انحصار بخواهید قومگرا هستید.
اما قومگرایی چرا ناپسند و زشت و نارواست؟ به این خاطر که اولا مخالف حق و حقوق دیگران و مخالف عدالت و برابری است و ثانیا منجر به منازعه و جنگ و بحران میشود.
یعنی اگر شما حق دیگران را تلف کنید و دیگران را برده و غلام و انسان درجه ۲ و نابرابر بدانید، این منجر به جنگ و منازعه و بحران میشود و علاوه از اینکه اخلاقا زشت است، عملا صلح و آرامی را از بین میبرد و باعث جنگ و کشتار و نزاع میشود.
حالا کسی که قومگرایی و انحصار میکند مهم نیست چه قومی باشد. اگر یک تاجیک انحصارگرا و تمامیتخواه باشد و دیگران را برابر با خود نداند و همه چیز را فقط برای قوم خود بخواهد، این ناروا و بحران آفرین است. پشتون و هزاره و ازبک هم همین طور.
لذا ما مخالف انحصار و قومگرایی و نابرابری هستیم. فرقی نمیکند انحصارگر، پشتون باشد یا هزاره یا بلوچ یا تاجیک.
حرفهای مانند دکتر انوارالحق احدی به این دلیل قابل انتقاد است که دعوی نابرابری و انحصار دارد. اگر احدی هزاره یا تاجیک باشد، باز هم این نظریاتش بحران آفرین و غیر اخلاقی است.













