✍اف. ام. شکیل
منبع: The Cradle
ترجمه: خراسانتایمز
یک رقابت خاموش تسلیحاتی در غرب آسیا در حال شکلگیری است. با حمایت ضمنی واشنگتن، تلابیب و ابوظبی در حال تحکیم یک مشارکت هستهای با هند هستند. در همین حال، گزارشها نشان میدهد که ترکیه آماده است یک پیمان دفاعی سهجانبه با پاکستان و عربستان سعودی ایجاد کند که بر «واکنش سریع مشترک و متقابل» در صورت حمله به هر یک از اعضا تمرکز خواهد داشت.
در واکنش، امارات متحده عربی در ۱۹ جنوری بهسرعت برای رسمیسازی یک توافق منسجمتر دفاع هستهای با دهلی نو اقدام کرد. هند با احتیاط این تحول را کماهمیت جلوه داد، زیرا نگران بود همکاری دفاعی هند و امارات بر جامعه مهاجران هندی در عربستان سعودی تاثیر بگذارد. ویکرام میسری، وزیر خارجه هند، به رسانهها گفت که «نامهی نیت» درباره همکاری دفاعی به این معنا نیست که دهلی نو وارد یک منازعه منطقهای خواهد شد.
توافق هستهای هند و امارات شامل مفادی درباره ایمنی انرژی اتمی و استقرار رآکتورها است و بهنظر میرسد که تایید خاموش تلابیب را نیز با خود دارد. رسانههای اسرائیلی بیدرنگ آن را یک اتحاد سهجانبه اسرائیل–هند–امارات خواندند. شکیل احمد، نویسنده ارشد که بهطور منظم در روزنامههای معتبر اردو زبان پاکستان مینویسد، به نشریه «کرِیدل» گفت: «در حقیقت، اسرائیل میخواهد میان کشورهای غرب آسیا شکاف ایجاد شود تا بتواند به طرحهای شوم خود ادامه دهد. هند برای همین منظور با اسرائیل همکاری نزدیک دارد. باید توافق دفاعی اخیر میان هند و امارات را در همین چارچوب دید. هدف اصلی این تفاهم، ایجاد بدبینی میان اقتصادهای قدرتمند غرب آسیا است تا هیچ مقاومتی در برابر طرح توسعهطلبانه تلابیب شکل نگیرد.»
در مورد پیوستن ترکیه به توافق عربستان و پاکستان، احمد میگوید که ریاض با تهران اختلافات مذهبی داشت، در حالی که با انقره بیشتر اختلافات سیاسی وجود داشت؛ اما اکنون هر دو طرف دریافتهاند که ادامه اختلاف میان آنان تنها به سود دشمنانشان است: «پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه هر کدام تواناییهای خاص خود را دارند. پاکستان میتواند از عمق استراتیژیک، توان موشکی و بازدارندگی هستهای خود بهره ببرد؛ همانگونه که در جنگ چهارروزه با هند نشان داد.»
-ظهور محور ریاض–انقره–اسلامآباد
یک مقام ارشد وزارت خارجه پاکستان به نشریه کرِیدل تایید کرد که ترکیه رسما پیشنهاد ایجاد یک اتحاد نظامی با ریاض و اسلامآباد را دادهاست.
او گفت: «ممکن است این همکاری یک اقدام موقتی با اهداف و دامنه محدود باشد»، بیآنکه جزئیات این «اهداف» را توضیح دهد.
با این حال، مقامهای پاکستانی و ترکی هر دو اعلام کردهاند که این اتحاد در مسیر عملی شدن قرار دارد و بهزودی عملیات مشترک در چارچوبی برای تامین «ثبات و صلح» در غرب آسیا آغاز خواهد شد.
به گفته احمد، این محور جدید سه توان اساسی را با هم جمع میکند: عمق استراتیژیک و بازدارندگی هستهای پاکستان، منابع مالی گسترده عربستان سعودی، و نیروی نظامی متعارف آزمودهشده و صنعت رو به رشد تسلیحاتی ترکیه.
این همگرایی پس از عملیات بیسابقه «طوفان الاقصی» توسط حماس در اکتوبر ۲۰۲۳ و پاسخ خشن اسرائیل شکل گرفت؛ معادلات منطقهای بهگونه چشمگیری تغییر کردهاست. امارات و تلابیب حضور خود را در کشورهای شکستخورده یا متلاشیشده مانند لیبیا، سودان، مصر و سومالیا گسترش دادهاند. راهبرد آنان بهرهبرداری از ضعف دولتها برای توسعه نفوذ و عادیسازی روابط با اسرائیل است.
در مقابل، عربستان سعودی و ترکیه بر دکترین متفاوتی توافق کردهاند: حمایت از دولتهای مرکزی نیرومند که بتوانند در برابر تلابیب و متحدان خلیجی آن مقاومت کنند. تقویت روابط دفاعی بخش اصلی این رویکرد است.
احمد میگوید: «عربستان سعودی و ترکیه در گذشته به دلیل مسائل تاریخی، سیاسی و ژئواستراتیژیک با هم اختلاف داشتند، اما در سالهای اخیر این اختلافات کاهش یافته و آنان بر تهدیدهای مشترک امنیتی ناشی از حمایت بیقید و شرط امریکا از جنایات اسرائیل و بمباران غیرموجه ایران همنظر شدهاند.»
-تشدید تحرکات نظامی ریاض
عربستان سعودی تلاشهای خود را دوچندان کردهاست. علاوه بر ابتکار پاکستان–ترکیه، ریاض اکنون به دنبال همکاری نظامی با مصر و سومالیا نیز است؛ اقدامی که پاسخ مستقیم به نفوذ امارات در افریقا و دریای سرخ به شمار میرود.
انتظار میرود حسن شیخ محمود، رئیسجمهور سومالیا، یک توافق دفاعی با عربستان نهایی کند. این اقدام پس از لغو قراردادهای بندری و امنیتی سومالیا با امارات صورت گرفت؛ قراردادهایی که موگادیشو آنها را نقض حاکمیت ملی خود خوانده بود.
پیامدها سریع بوده است: خروج امارات از صحنه یمن پس از حملات هوایی عربستان بر نیروهای نیابتی وابسته به امارات و موضع آشکار ریاض علیه حضور نظامی بیثباتکننده ابوظبی. عربستان بهویژه از نزدیکی اسرائیل با سومالیلند خشمگین است و آن را بخشی از طرح بزرگتر برای بیثباتسازی شاخ افریقا میداند.
مارک کینرا، تحلیلگر ژئوپولیتیک هند در امور غرب آسیا، به کرِیدل گفت که چرخش ریاض بیش از آنکه ناشی از تنش با امارات باشد، به کاهش تعهد امریکا در منطقه مربوط میشود:
«پاکستان بهطور سنتی ضامن اصلی امنیت عربستان بوده است، و موضع کنونی امریکا در غرب آسیا باعث شده هر دو کشور راهبردهای دفاعی خود را بازنگری کنند.»
او افزود که این اتحاد بر تنشهای امریکا و ایران نیز اثر خواهد گذاشت، زیرا امریکا دیگر تنها تضمین کننده امنیت در غرب آسیا نخواهد بود. هرگونه مداخله نظامی امریکا علیه ایران، تنش میان ایرانیها و کشورهای عضو این محور را تشدید خواهد کرد.
-واکنش امارات و هند
شرکای تلابیب این تحولات را با دقت دنبال میکنند. همزمان با انتشار خبر شکلگیری بلوک عربستان-پاکستان-ترکیه، محمد بن زاید، رئیسجمهور امارات، سفر فوری به هند انجام داد. ساعاتی بعد، دو کشور یک توافق گسترده دفاعی امضا کردند که شامل همکاریهای نظامی، گاز مایع، تجارت، فضا و انرژی هستهای میشود.
بیانیه مشترک این توافق در اسلامآباد واکنشهایی برانگیخت، زیرا شامل محکومیت مبهم «تروریسم فرامرزی» بود؛ عبارتی که هند معمولا برای متهم کردن پاکستان استفاده میکند.
تلابیب از این توافق استقبال کرد و برخی تحلیلگران آن را رسمیشدن محور نظامی اسرائیل–هند–امارات دانستند.
کینرا این دیدگاه را رد میکند و میگوید پیمان هند و امارات بیشتر یک مشارکت راهبردی است تا یک بلوک نظامی، اما تاکید میکند که عنصر همکاری هستهای، بهویژه با دخالت اسرائیل، اهمیت ویژه دارد.
-ترکیه و نگاه به عمق استراتیژیک
برای انقره، این ابتکار سهجانبه سودهای متعددی دارد. ترکیه و پاکستان در مارچ سال گذشته یک توافق مهم دفاعی امضا کردند و ترکیه از آن زمان همکاریهای دفاعی خود با عربستان را نیز گسترش دادهاست. قرارداد اخیر میان صنایع نظامی عربستان (SAMI) و شرکت ترکی سازنده پهپاد «بایکار» نشانه ادغام عمیقتر نظامی است.
کینرا میگوید: «ترکیه بدون تردید از دسترسی به منابع مالی عربستان سود خواهد برد که این امر بخش نظامی ترکیه را نیز تقویت میکند. افزون بر آن، نفوذ ترکیه در غرب و جنوب آسیا افزایش خواهد یافت.»
ترکیه این اتحاد را پاسخی به تجاوزگری مهارنشده اسرائیل در غزه، سوریه و لبنان و ناتوانی امریکا در مهار آن میداند.
این همگرایی نه علیه امارات، بلکه بازتاب احساس مشترک فوریت در میان کشورهای مسلمان برای تقویت قدرت خود در برابر تهدیدهای رو به افزایش است.
گرچه هنوز روشن نیست که محور ریاض–انقره–اسلامآباد بتواند به یک وزنه پایدار در برابر تلابیب و متحدان غربیاش تبدیل شود یا نه، اما ظهور آن نشانه روشنی از مقابله با سیاستهای دیرینه «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.













