انورالحق احدی دانشمند است و راست‌گو

انورالحق احدی دانشمند است و راست‌گو

کاوه دادخواه

متاسفانه جامعه‌ی پارسی‌زبان، تاجیک‌ها، هزاره‌ها و ترک‌ها سال‌هاست به یک بیماری تاریخی دچار اند: فریب‌خوری و شنیدن دروغ و همینطور به فرار از حقیقت عادت کرده‌اند. برای‌شان کافی‌ست گه‌گاهی اجازه داشته باشند غر بزنند، داد بکشند و خشم‌شان را خالی کنند؛ همان‌طور که حامد کرزی با داروی بی‌حسی «تحمل نمایشی» آن‌ها را آرام نگه می‌داشت. این جماعت حقیقت را، نه می‌خواهند و نه تحمل می‌کنند.

احدی، در ۱۹۹۵، پس از سقوط حکمتیار و پیش از ظهور طالبان، مقاله‌ی «زوال پشتون‌ها» را نوشت؛ تحلیل بی‌رحمانه از این‌که قدرت سیاسی چگونه از دکتر نجیب‌ الله به دست برهان‌الدین ربانی منتقل شد. این مقاله، خلقی‌ها، پرچمی‌ها، حزبی‌ها، تکنوکرات‌ها، روحانیون و مردم عام قوم افغان را برای حمایت از طالبان و ملا عمر بسیج ایدئولوژیک کرد. در ادامه، کتاب «سقاوی دوم» در همان راستا نوشته شد؛ که حالا طالبان یک‌به‌یک آن را تطبیق می‌کنند.

انورالحق احدی از نظر نسب، سادات و عرب‌تبار است و افغان به‌معنای قومی نیست؛ اما منافع سیاسی‌اش را آگاهانه در کنار قوم افغان تعریف کرده‌است. تفاوت او با دیگران: دروغ نمی‌گوید، ناز نمی‌کند، پنهان نمی‌شود. عریان، بی‌شرم و بی‌ترس حرف می‌زند. او، مثل روستار تره‌کی و یون، به سیاست غلبه، زور و جنگ میدانی باور دارد و بدون لکنت زبان از آن دفاع می‌کند.

آقای احدی، صریح می‌گوید: پشتون یعنی افغان. افغان‌ها جنگ را برده‌اند و آنان برای زعامت می‌جنگند. هیچ هویت ملی‌ جز «افغان» را به رسمیت نمی‌شناسند. و هیچ زعیم غیر‌ افغان را شایسته‌ی رهبری سیاسی و در راس قدرت قبول ندارند. این‌ها توهین نیستند؛ واقعیت عریان قدرت است.

مشکل این‌جاست که مردم ما از حقیقت می‌ترسند. ناراحت‌اند نه از دروغ، بلکه از این‌که کسی بی‌پروا حقیقت را به صورت‌شان می‌کوبد. چندی پیش، دقیقا در امتداد این اندیشه، کنفرانس فرانکفورت به دستور حامد کرزی برگزار شد. اونجا پرچم قومی برافراشته شد و سه دقیقه به احترام سرود پشتو ایستاد شدند. پشت سرشان، به پارسی و پشتو «افغانستان» نوشته بود.

آن‌روز چه‌کسی در برابر نام افغان، پرچم و آن سرود، انتقاد کرد؟ همه ساکت بودند؛ امروز فریاد می‌زنند که احدی فاشیست است. این اوج ریاکاری، خودفریبی و بی‌غیرتی سیاسی است.

احدی، در اصل کمک می‌کند تا ما بیدار شویم و «خراسان و هویت خراسانی» را مسخره نکنیم و در این محور بسیج شویم. تفاوت در این است که او نقاب نزده، لبخند مصنوعی تحویل نمی‌دهد و مردم را با لالایی جمهوریت و دموکراسی قومی نمی‌خواباند.

در اخیر، اگر احدی صاحب، حکمتیار صاحب، یون و هبت‌الله خان، ما را بیدار نکنند، توقع نداشته باشید که فصیح الدین بدخشانی‌زی، از این خواب بیدارمان کند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=26034

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.