مانی فرهمند
اظهارات اخیر ذبیحالله مجاهد، سخنگوی گروهطالبان، پرده از یکی از عمیقترین و در عین حال خطرناکترین پروژههای این گروه برمیدارد: ساخت یک ارتش ایدئولوژیک از مسیر آموزش دینی. به گفتهای او، بیش از بیست هزار مدرسهی دینی در سراسر خراسانافغانستان فعالاند؛ مدارسی که زیر چتر وزارت معارف گروهطالبان فعالیت میکنند و به ادعای این گروه، بیش از دو میلیون نفر در آنها آموزشهای دینی میبینند. این ارقام، اگرچه از زبان گروهطالبان بیان شده، اما در کنار گزارشهای مستقل رسانهای، تصویری نگرانکننده از جهتگیری واقعی نظام آموزشی کشور ارایه میدهد.
مدرسه یا پایگاه ایدئولوژیک؟
بر اساس گزارشهای تلویزیون آمو و دیگر منابع معتبر، اکثریت قاطع مدارسی که پس از بازگشت گروهطالبان به قدرت، ایجاد یا توسعه یافتهاند، نه مدارس عمومی مدرن، بلکه مدارس دینی با محتوای جهادی–ایدئولوژیک بودهاند. این مدارس، برخلاف ادعای گروهطالبان، صرفا نهادهای آموزشی بیطرف نیستند؛ بلکه در بسیاری موارد، در مجاورت اماکن نظامی، پایگاههای وزارت دفاع، وزارت داخله و حتی تاسیسات استخباراتی گروهطالبان ساخته شدهاند. چنین جانماییای تصادفی نیست.
این همجواری، نشاندهندهی پیوند ساختاری میان آموزش دینی، نظامیسازی ذهن، و بازتولید نیروی وفادار به پروژهی گروهطالبان است. مدرسه در این الگو، نه مکانی برای تفکر، بلکه مرحلهای پیشانظامیگری نرم است؛ جایی که اطاعت، تقدیس خشونت و حذف «دیگری» آموزش داده میشود.
عدم توازن فاجعهبار در نظام آموزشی: بر اساس آمارهایی که خود گروهطالبان منتشر کردهاند و گزارشهای رسانهای آن را تایید میکند، در سه سال گذشته تنها چند صد مدرسه عمومی (حدود ۲۶۰ تا ۳۰۰ باب) ساخته یا بازسازی شده است، در حالی که در همان بازهای زمانی، دهها هزار مدرسهی دینی فعال یا تاسیس شدهاند. نسبت ساخت مدارس دینی به مدارس مدرن، بنا بر برخی برآوردها، به بیش از ۸۵ مدرسهی دینی در برابر یک مدرسهی عمومی میرسد.
این عدم توازن، نه ناشی از کمبود منابع، بلکه حاصل یک انتخاب سیاسی و ایدئولوژیک است. گروهطالبان آگاهانه نظام آموزشیای را میسازند که خروجی آن نه شهروند، بلکه مومن مطیع باشد.
اقتصاد وفاداری؛ افزایش معاش امامان و معلمان دینی: در همین چارچوب، تصمیم تازهای گروهطالبان برای افزایش سههزار افغانی معاش ماهوار امامان مساجد و معلمان مدارس دینی معنایی فراتر از یک اقدام رفاهی دارد. این افزایش معاش، آن هم در شرایطی که معلمان مدارس دولتی با فقر مزمن، تاخیر حقوق و حذف زنان از سیستم آموزشی مواجهاند، نشانه روشن اولویتبندی ایدئولوژیک بودجهای عمومی است.
گروهطالبان با این سیاست، شبکه روحانیون و معلمان مذهبی را به یک طبقه حقوقبگیرِ وفادار تبدیل میکنند؛ طبقهای که وظیفهاش نه فقط آموزش دینی، بلکه مشروعیتبخشی روزمره به حاکمیت گروهطالبان از منبر مسجد و کلاس درس است. این، شکل کلاسیک اقتصاد ایدئولوژی است: پول در برابر وفاداری، معاش در برابر تکرار روایت رسمی.
آموزش دینی یا بازتولید خشونت؟ ادعای آموزش «بیش از دو میلیون نفر» در مدارس دینی، اگرچه در ظاهر نشانهای گسترش آموزش است، اما پرسش اساسی این است: چه آموزشی و با چه محتوایی؟ تجربهای تاریخی خراسانافغانستان و منطقه نشان دادهاست که وقتی آموزش دینی از نظارت علمی، تنوع فکری و تفکیک دین از نظامیگری تهی شود، بهسرعت به بستر افراطگرایی بدل میگردد.
گروهطالبان نهتنها دختران را از آموزش متوسطه و عالی محروم کردهاند، بلکه برای پسران نیز آیندهای تکبعدی ترسیم میکنند: یا طالب، یا حاشیهنشین. مدرسه دینی در این نظام، جایگزین دانشگاه، تفکر انتقادی و مهارتهای زندگی شدهاست.
جمعبندی: پروژهای برای امروز و فردای گروهطالبان
انباشت بیش از بیست هزار مدرسهای دینی، آموزش میلیونی با محتوای ایدئولوژیک، جانمایی هدفمند در کنار تاسیسات نظامی، و تقویت مالی شبکهای امامان و معلمان مذهبی، همگی اجزای یک پروژه منسجماند: بازتولید قدرت گروهطالبان نه فقط با زور اسلحه، بلکه با مهندسی ذهن و ایمان.
این پروژه، شاید در کوتاهمدت ثباتی ظاهری برای گروهطالبان بسازد، اما در بلندمدت، خراسانافغانستان را به انبار بحران، افراطگرایی و انسداد توسعه بدل خواهد کرد. کشوری که مدرسهاش پادگان شود، آیندهاش میدان جنگ خواهد بود حتی اگر امروز خاموش به نظر برسد.













