جاوید راحل، پژوهشگر اندیشه سیاسی
بخش سوم
۶. گذارش توسعه انسانی
شاخص توسعه انسانی جدیدترین اطلاعات مربوط توسعه جهانی بوده که شامل برآوردهای ملی، منطقهیی و جهانی شامل ۲۱۵ اقتصاد جهان را در بر میگیرد، که بصورت آمار سالانه در ماه اپریل بواسطه بانک جهانی نشر میشود. این آمار در واقع بیشتر از ۸۰۰ شاخص جهانی را مورد بررسی قرار میدهد. و در هر سال چهار مرتبه در ماههای اپریل، جولای سپتامبر و دسامبر بروز میشود.
از سال ۱۹۹۰ همه ساله به نام گذارش توسط سازمان ملل و بانک جهانی انتشار یافته و کشورها بر اساس شاخصهای چون: آموزش، بهداشت، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، سیاسی و غیره مورد مقایسه قرار میگیرند لذا کشورها بر اساس میزان شاخص توسعه انسانی به چهار گروه تقسیم میشوند که: گروه کشورهای با توسعه انسانی بسیار زیاد ۵۸ کشور، گروه کشورهای با توسعه انسانی زیاد ۵۳ کشور، گروه کشورهای با توسعه انسانی متوسط ۳۹ کشور و گروه کشورهای با توسعه انسانی کم ۳۸ کشور میباشند.
ارزش عددی شاخص توسعه انسانی بین صفر و یک است که صفر مطلق و یک مطلق وجود ندارد، و فقط از نظر تقرب ریاضیکی امکان دارد که تقرب به صفر بدترین شکل توسعه انسانی و تقرب به یک عالی ترین و ایده آل ترین شکل آن محاسبه شده است. و با این معیار امکان مقایسه بین کشورها نیز بخوبی فراهم میشود. شاخص توسعه انسانی میانگین توسعه هندسی شاخصهای نرمال است که موفقیتهای هر بعد را اندازه میگیرند. برای محاسبه HDI دو مرحله لازم است:
نخست تعیین شاخصهای ابعاد: برای تبدیل نشانگرها به شاخصهای بین صفر و یک از مقادیر حداقل و حد اکثر استفاده میشود. حد اکثرها بیشترین مقادیری هستند که در دوره زمانی مثلاً ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۱ مشاهده شده اند. مقادیر حد اقل برای امید به زندگی ۲۰ سال برای متغییرهای تحصیل، صفر سال، و برای در آمد سرانه نا خالص ملی GNI صد دلار در نظر گرفته شده اند. و دوم شاخص توسعه انسانی میانگین هندسی شاخصهای سه بعدی است. وقتی که جنبه مقایسه بین المللی به میان میاید لازم است که هر سه جز به شکل یک شاخص بیان شود:
اگر (L max) یعنی بالاترین امید زندگی در کشورهای مورد بررسی باشد و (L min) یعنی پائین ترین امید زندگی در کشورهای مورد بررسی پس (L C) یعنی امید به زندگی در کشور مورد نظر بوده و چنین به دست میاید:
((L max – L C) )/( (L max – L min))
هم چنان اگر: (R max) یعنی بالاترین میزان با سوادی بزرگسالان در کشورهای مورد بررسی باشد و (R min) پائین ترین میزان با سوادی بزرگ سالان در کشورهای مورد بررسی باشد پس (R c) میزان باسوادی در کشور مورد نظر است.
(S max) و (S min) و (S c) که نشان دهنده میانگین سالهای تحصیلی هستند چنین نشان داده میشود:
W1((R max-R c)/(R max-R min))+W2((S max-S c)/(S max-S min)
که در این فورمول (W 1) وزنی که برای با سوادی در نظر گرفته شده ۳/۲ است و (W 2) وزنی است که برای سالهای تحصیلی در نظر گرفته شده ۲/۱ است. هم چنان شاخص در آمد پیچیده تر است لذا فرض بر این است که هرچه در آمد سرانه افزایش یابد نقش در آمد در توسعه انسانی کمتر میشود. بنا بر فورمول ذیل که:
(Y max-Y c)/(Y max-Y min)
(Y max) بالاترین سرانه تولید نا خالص داخلی تعدیل شده بر حسب قدرت خرید در کشورهای مورد بررسی و (Y min) پائین ترین سرانه تولید نا خالص داخلی تعدیل شده بر حسب قدرت خرید در کشورهای مورد بررسی و هم چنان (Y c) سرانه تولید نا خالص داخلی تعدیل شده بر حسب قدرت خرید در کشورهای مورد بررسی است. بنا بر این سه شاخص گفته شده که اجزای HDI هستند با یکدیگر جمع و بر ۳ تقسیم میشوند.
I=(I1+I 2+I 3)/3
نخستین بار در سال ۱۹۹۰ با قرار دادن مردم در مرکز فرایند توسعه هدف قرار گرفت که بیشتر با توجه به ملحوظات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی انجام یافت این گذارش توسعه انسانی هم چنان در بر گیرنده شاخص توسعه مرتبط با جنیست، سنجنش توانمندی جنسیتی و شاخص فقر انسانی با توجه به زمینه موضوعی در بحثهای توسعه کنونی را نیز در بر میگیرد که در گذارشات جدید مورد نظر اند. بنا بر این موارد استفاده از گذارش شاخص توسعه انسانی عبارتند از:
برای افهام این امر که معیار نهایی برای ارزیابی توسعه یک کشور به جای رشد اقتصادی ایجاد شدهاست.
برای پرسش در باره سیاستهای ملی کشورها طوری که اگر درامد سرانه دو تا کشور یکسان باشد اما میزان توسعه انسانی متفاوت داشته باشند پرسش اصلی از چرایی این تفاوت بوده و برای سیاست گذاران راه حلهای مختلف دسترسی به اهداف توسعه سیاسی را فراهم سازد.
برای برجسته نمودن تفاوتهای زیادی در داخل یک کشور از نظر استانها، جنسیت افراد، قومیت و سایر گروههای اجتماعی و اقتصادی. (آصف زاده و پیری، ۱۳۸۳: ۱۹۵)
منطقه فهرست توسعه انسانی HDI
کشورهای در حال توسعه ۰،۴۶۸
آفریقای زیر صحرا ۰،۲۶۳
جنوب آسیا ۰،۳۰۹
کشورهای عربی ۰،۵۱۵
شرق و جنوب شرق آسیا ۰،۵۶۸
آمریکای لاتین و حوزه کارائیب ۰،۷۲۸
کشورهای صنعتی ۰،۹۱۹
جدول توسعه انسانی در مناطق مختلف جهان در سال ۱۹۹۲ منبع: (اسمیت، ۱۳۸۴: ۳۸)
چیزی که در این شاخص مهم است تفاوتهای جنیستی از نظر میزان اشتغال دسترسی به امکانات بهداشتی، آموزش و پرورش و هم چنان در آمدهای فردی است که با توجه به برآوردهای احصاییههای برنامه انکشافی سازمان ملل متحد UNDP کشورها در این امر همیشه در نوسان میباشد. یعنی در شاخصهای توسعه انسانی که همه ساله ارایه میگردد هیچ چیزی ثابت نیست و با توجه به تمام جوانب این شاخص رتبه بندی کشورها جابجا میشوند و اگر تحولات شاخص توسعه انسانی گام مثبتی داشته کشور مورد نظر در ردههای بالاتر قرار میگیرند و بر عکس در کاهش چنین شاخصهای به ردههای پایینتر تنزل میکنند.
چنین بر آورد میشود که در جنوب و شرق آسیا، اگر نرخهای مرگ و میر مادران، کودک کشی و نادیده گرفتن نیازهای تغذیهای دختران جوان وجود نداشتند، شمار زنان حدود یکصد ملیون نفر بیشتر میبود. (اسمیت، ۱۳۸۴: ۳۹) توسعه انسانی به گونهای فزاینده در بر دارنده عاملهای سیاسی، مانند دموکراتیزه شدن و حمایت انجام شده از حقوق بشر، در نظر گرفته می شود. البته در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، فشار برای دموکراتیزه شدن و حاکمیت قانون از سوی شماری از عاملها که بصورت هماهنگ عمل میکردند افزایش یافت. (اسمیت، ۱۳۸۴: ۳۹) عوامل اساسی فرایند دموکراتیزاسیون ناکامی اقتصادی، اقتدار گرایی، برنامه تعدیل ساختاری مورد نظر کمک کنندگان، فروپاشی بلوک شرق و گسترش فزاینده جهانی شدن و دسترسی به منابع اطلاعات جمعی، رسانه ها وابستگی اقتصادی، سیاسی متقابل در عرصه بین المللی و غیره میباشد.
در گذارش ۲۰۱۰ غیر از موضوع بهداشت که همچنان با شاخص امید به زندگی در بدو تولد اندازه گیری میگردد، در خصوص دو موضوع دیگر متغیرهای جانشین تغییر کرده اند به این صورت که برای موضوع آموزش از دو شاخص متوسط طول دورهای که صرف آموزش میگردد (در افراد بزرگسال ۲۵ سال به بالا) و طول دوره مورد انتظار برای تحصیل کودکان در سن ورود به مدرسه و برای موضوع سطح استاندارد زندگی به جای تولید نا خالص داخلی از سرانه در آمد نا خالص ملی GNI استفاده شده است. (مهدیلو و دیگران، ۱۳۹۴: ۳۲) نقشه جهان که بر پایه اندازه شاخص توسعه انسانی رنگبندی. بر پایه دادههای که در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۸ برای ۲۰۱۷ منتشر شده است. (منبع ویکی پیدیای فارسی، ۱۳۹۹)
۰٫۹۰۰
۰٫۸۵۰–۰٫۸۹۹
۰٫۸۰۰–۰٫۸۴۹
۰٫۷۵۰–۰٫۷۹۹
۰٫۷۰۰–۰٫۷۴۹ ۰٫۶۵۰–۰٫۶۹۹
۰٫۶۰۰–۰٫۶۴۹
۰٫۵۵۰–۰٫۵۹۹
۰٫۵۰۰–۰٫۵۴۹
۰٫۴۵۰–۰٫۴۹۹ ۰٫۴۰۰–۰٫۴۴۹
۰٫۳۹۹
داده ناموجود
۷. توسعه انسانی و رشد اقتصادی
مطالعات زیادی صورت گرفته که نشان میدهد در کشورهای در حال توسعه توسعه انسانی با توسعه مالی ارتباط عمیقی دارند. به باور بسیاری از اقتصاد دانان، کمبود سرمایه گذاری در سرمایههای انسانی عامل اصلی نازل بودن سطح رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است و تا زمانی که این کشورها سطح توسعه انسانی خود را ارتقاء ندهند، بازدهی و کارایی نیروی کار و سرمایه در سطح نازل باقی میماند و رشد اقتصادی با کندی و با صرف هزینههای سنگینتر صورت میگیرد. رابطه بین رشد اقتصادی و توسعه انسانی، رابطهای دو طرفه است بین رشد اقتصادی و توسعه انسانی میتوان دو جریان را که: الف) جریان از رشد اقتصادی به توسعه انسانی، ب) جریان از توسعه انسانی به رشد اقتصادی را از هم باز شناخت.
در واقع میتوان گفت سرمایههای فیزیکی تنها زمانی بیشتر مولد خواهند شد که کشور دارای مقادیر لازم شاخص توسعه انسانی باشد در طرف مقابل نیز عدهای بر این باورند که با افزایش رشد اقتصادی، رفاع خانوادهها افزایش مییابد و در نتیجه با صرف مخارج بر آموزش، بهداشت و تغذیه موجبات افزایش توسعه انسانی را فراهم میآورند یا با رشد اقتصادی سازمانهای غیر دولتی تشکیل میشوند که هدف آنها بالا بردن کیفیت زندگی مردمی و از بین بردن فقط است، در نتیجه توسعه انسانی افزایش مییابد. (مهدیلو و دیگران، ۱۳۹۴: ۲۶)
۱ – ۷. تاثیر رشد اقتصادی بر توسعه انسانی
تولید نا خالص ملی که در اثر فعالیت خانوادهها، دولت، جامعه مدنی، سازمانهای اجتماعی سکتور خصوصی به توسعه انسانی کمک میکند. در سایه رشد اقتصادی است که فعلیتهای مثل آموزش و پرورش، بهداشت و غیره، توزیع عادلانه ثروت وامکانات هم چنان مبارزه با فقر بخودی خود بر توسعه انسانی تأثیر میگذارد. اگر به کشورهای ژاپن و آلمان نگاه شود هردو کشور در جریان جنگ جهانی دوم منابع اقتصادی خویش را از دست داده بودند و با توجه به عاملی غیر از عامل فزیکی که عبارت از منابع انسانی است به توسعه دستیافتند. منابع انسانی و نیروی تفکر و خلاقیت باعث رشد سریع و سپس توسعه را بمیان میآورد.
توسعه مالی با تأثیر گذاری مثبت بر روی رشد اقتصادی میتواند از طریق درآمد سرانه نا خالص بر روی شاخص توسعه انسانی تأثیر بگذارند. مثلاً در بحث ارتباط مستقیم سیستم مالی با شاخص آموزش با در نظر داشت HDI در سایه سیستم مطلوب مالی بخش آموزش بیشترین منابع مالی را کسب نمود و بالاترین اثرات را بر جای میگذارد. بنا بر این هزینه کردن در بخش آموزشهای رایگان مهمترین عامل بهبود در دسترسی به دانش و تحصیلات آنظور که مورد نظر توسعه انسانی است تحقق پیدا میکند.
به همین ترتیب با در نظر داشت گذارش سلامتی جهانی که توسط سازمان بهداشت جهانی نشر شده است در سال ۲۰۰۰ برای رسیدن به وضع مطلوب و تحقق اهداف نظام سلامت؛ پاسخگویی و تأمین مالی صحیح نظام سلامت و ارتباط آن با سیستم مالی حاکم بستیگ دارد. در همین رابطه موسالوس و دیکسون ۲۰۰۲ کتابی با عنوان (تأمین مالی نظام سلامت، انتخاب هایی برای اروپا) که در خصوص تأمین مالی نظام سلامت در کشورهای اروپایی تدوین شده نشان میدهد که چگونگی تأمین مالی نظام سلامت. ارتباط مستقیم با بهبود سطح سلامت جامعه دارد. بلند بودن سطح در آمدها، امکان اشتغال و بهینه سازی زندگی از مولفههای توسعه انسانی اند که در سایه رشد اقتصادی امکان پیدا میکند، به این اساس «مطالعات نشان میدهد بطور کلی، فقر با رشد اقتصادی کاهش میابد؛ کاهش فقر روی سطوح توسعه انسانی تأثیر گذار خواهد بود». (فطرس و ترکمنی، ۱۳۹۱: ۶۳) بنا بر این سطوح توسعه از چندین طریق به رشد اقتصادی وابسته است:
خانوارها که میتوانند در آمد شان را در بخشهای هزینه کنند که موجب افزایش سطح توسعه انسانی گردد، از جمله این موارد میتوان به تغذیه، آب سالم، آموزش و سلامت اشاره کرد هر قدر مخارج هزینه شده به وسیله خانوار بیشتر باشد، سطح توسعه انسانی بیشتر افزایش میابد. دولتها با بهبود شبکه سلامت، افزایش آبهای آشامیدنی و تغذیه مناسب کاهش آلودگی هوا و تأمین زیر ساختهای مناسب برای افزایش کیفیت آموزش، میتوانند موجب ارتقاء سطح توسعه انسانی شوند. در نتیجه با افزایش رشد اقتصادی، مخارج صرف شده در زمینه بهداشت، آموزش و سلامت از سوی دولت افزایش مییابد که این امر ارتقای سطح توسعه انسانی را در پی دارد. سازمانهای غیر دولتی به منظور فعالیتهای عامه المنفعه تشکیل میگردند. فعالیتهای این سازمانها از جمله پروژههای درآمد زا برای فقرا، ساختن مدرسه و مراکز بهداشتی و بیمارستان که بطور مستقیم تأثیر به سزایی بر توسعه انسانی دارند، است. رشد اقتصادی موجب توسعه اجتماعی و افزایش فعالیت این سازمانها میگردد و به این ترتیب سطح توسعه انسانی افزایش مییابد. (مهدیلو و دیگران، ۱۳۹۴: ۲۸)
۲ – ۷. جریان از توسعه انسانی به رشد اقتصادی
توسعه انسانی به افزایش درآمد ملی کمک میکند، افراد سالم، با سواد و تغذیه بهتر در فعالیتهای اقتصادی بیشتر میتوانند اشتراک نمایند و عمده ترین نتیجه توسعه انسانی بلند رفتن سطح قابلیت افراد است که در پیامد آن میزان بهره وری را بالا تر میبرد. «بهداشت و آموزش جمعیت از عوامل تعیین کننده رشد و تولید است». (فطرس و ترکمنی، ۱۳۹۱: ۶۳) بنا بر این با در نظر داشت دو جریان مذکور، عملکرد کشورها در رابطه با رشد اقتصادی و توسعه انسانی به چهار دسته تقسیم میشوند:
۱. توسعه انسانی پائین و رشد اقتصادی کم (چرخه معیوب)، ۲. توسعه انسانی بالا و رشد اقتصادی زیاد (چرخه خوب و کامل)، ۳. توسعه انسانی بالا و رشد اقتصادی کم (توسعه انسانی نا متوازن) ۴. توسعه انسانی پائین و رشد اقتصادی زیاد (رشد اقتصادی نا متوازن). در چرخه کامل، توسعه انسانی بالا افزایش رشد را در پی دارد که به نوبه خود باعث بالا رفتن توسعه انسانی میشود. در چرخه معیوب، توسعه انسانی ضعیف باعث کاهش رشد میشود. این وضع به نوبه خود باعث کاهش در توسعه انسانی میشود. (فطرس و ترکمنی، ۱۳۹۱: ۶۶) خلاصه این که پیوند توسعه مالی با توسعه انسانی از مقولههای اساسی و مهمی در روند دستیابی به توسعه میباشد.













