جاوید راحل، پژوهشگر اندیشه سیاسی
بخش دوم
۳. پیشینه موضوع
از دیدگاه تاریخی درامد به عنوان میزان توسعه قلمداد میشده که چنانچه این نظریه را ردیابی کنیم به نظریه پیگو (Pigou) در سال ۱۹۲۰ خواهیم رسید. اما آناند و راوالیون (Anand and Ravaliion) در سال ۱۹۹۳ به رویکرد مبتنی بر دارایی مادی توسعه، انتقاد کردند. متودولوژی برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) با رویگردانی از رهیافت مبتنی بر دارایی مادی گام مهمی برداشت و درامد سرانه را بعنوان مقیاسی ناکافی برای ارزیابی اثرات علیتی آن بر کیفیت زندگی و شانسهای بقا افراد، با تاکید بر جنیست آنان عنوان نمود. (آصف زاده و پیری، ۱۳۸۳: ۱۹۱)
اما برنامه انکشافی سازمان ملل متحد (UNDP) در آمد سرانه را ناکافی دانسته و در سال ۱۹۹۰ برای نخستین بار توسعه انسانی را به عنوان انتخاب مردم مطرح نمود. یکی از این شاخصها، شاخص توسعه انسان است که توسط اقتصاددان پاکستانی به نام محبوب الحق و با همکاری یکی از برندگان نوبل اقتصاد یعنی آمارتیا سن که متخصص علم توسعه نیز هست، بسط یافت و در نخستین گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۰ به کار گرفته شد. توسعه انسانی مبتی بر سه شاخص: ۱) امکان زندگی طولانی سالم؛ ۲) دستیابی به دانش؛ ۳) دسترسی به منابع استانداردهای زندگی بهتر، استوار بودند. بنابراین نگاه شاخص توسعه انسانی (HDI) به عنوان مقیاس استاندارد زندگی معرفی گردیدند.
۴. مفهوم توسعه انسانی
توسعه انسانی فرایندی است که با تغییر در شرایط مادی مشخص میشود و بیشترین تاثیر را در تامین نیازها مطالبات و خواستها و کشف و تحقیق ظرفیتهای جسمی و روحی، بیولوژیکی وفرهنگی فردی و اجتماعی هر فرد انسانی دارد. همچنان این مفهوم در صدد فهم از چگونگی این که افراد در هر سن و شرایط با گذشت زمان تغییر میکنند و یا اینکه به حالت اولی خودشان باقی میماند؛ بنابراین شامل مطالعاتی در مورد شرایط انسانی است که هسته اصلی آن رویکرد، توانایی است. هم چنان «توسعه انسانی بصورت فزایند افزایش گزینههای مردم و افزایش سطح رفاه تعریف شدهاست». (آصف زاده و پیری، ۱۳۸۳: ۱۹۰)
فرایند افزایش گزینههای مردم و افزایش رفاه موردی است که نشانگر توسعه انسانی به شمار میرود. توسعه انسانی در فرایند توسعه به عنوان یک هدف تلقی میشود تا وسیله؛ زیرا هدف از توسعه دسترسی انسان به سلامتی، آرامش، رفاه، گسترش امکانات، بهبود کیفیت زندگی، افزایش درآمد، جامعه مدنی دموکراتیک و در یک کلام هدف توسعه آزادی آنان است و این آزادی حیاتی است و توسعه انسانی همچنان تقویت کننده حقوق بشر نیز میباشد. به تعبییر محبوب الحق: «هدف اساسی توسعه، افزایش انتخابهای مردم است. در اصل این گزینهها میتواند بی پایان بوده و در طی زمان تغییر یابد». (آصف زاده و پیری، ۱۳۸۳: ۱۹۳) متغییرهای مهم توسعه انسانی عبارتند از: رفاه فرد در جامعه، اجزای این رفاه، اندازه گیری اجزای رفاه، نامحدود بودن گزینهها و نا محدود بودن زمانی و مکانی گزینههای فرد در جامعه میباشد.
۵. شاخصهای توسعه انسانی
غنای زندگی انسانی با شاخص توسعه انسانی ارزیابی میشود. شاخصهای توسعه انسانی از نظر تاریخی به نظر پیگو (۱۹۲۰) بر میگردد که میزان توسعه یافتگی را میراث درامد عنوان نمود ولی توسط آناند و راولیون مورد نقد قرار گرفت. درآمد سرانه را میتوان اصلی ترین شاخص برای سنجش عملکرد اقتصادی کشورها دانست اما این شاخص منتقدانی نیز داشته و دارد. در واقع منتقدان معتقدند که این شاخص همه داستان را بازگو نمیکند. برای مثال درآمد سرانه میگوید که به طور متوسط هر کدام از افراد یک کشور، در طول یکسال چقدر درآمد کسب میکنند اما حرفی از اینکه توزیع درآمد در این کشور چگونه است را به میان نمیآورد. همچنین مشخص نیست که این درآمد چگونه خرج میشود. به علاوه اگرچه میتوان گفت که درآمد بالاتر به سطح زندگی بهتر و رفاه بیشتر میانجامد اما آیا افراد در کشورهایی که درآمد سرانه یکسانی دارند، زندگی مشابهی دارند؟ پاسخ منفی است. چنین مواردی باعث کاهش دامنه کاربرد شاخص درآمد سرانه شده اند و به همین خاطر اندیشمندان اقتصادی و به خصوص آن هایی که در حوزه توسعه اقتصادی فعالیت میکردند، به فکر یافتن شاخص دیگری افتادند که علاوه بر وضعیت اقتصادی، نمایانگر وضعیت اجتماعی کشورها نیز باشد.
شاخص توسعه انسانی نتیجه کوششی است که به منظور رها کردن دیدگاه توسعه تولید مدار (که بر تولید نا خالص داخلی تأکید داشت) و جایگزین کردن دیدگاه دیگری که انسان مدار است تغییر یافت. شاخص توسعه انسانی (HDI) چکیده اندازهگیریهای توسعه انسانی است؛ این شاخص میانگین موفقیتهای بدست آمده در یک کشور در سه بعد اصلی توسعه انسانی را اندازه میگیرد. شاخص توسعه انسانی میانگین توسعه هندسی شاخصهای نرمالی است که موفقیتهای هر بُعد را اندازه میگیرند. و هدف شاخص توسعه انسانی، اندازه گیری قدرت مردم به نوع زندگیای است که خود برای آن ارزش قایل هستند. (آصف زاده و پیری، ۱۳۸۳: ۱۹۴ و ۱۹۲) شاخص توسعه انسانی مبتنی بر سه جنبه متوازن توسعه انسانی را که طول عمر، دانش و استاندارد زندگی استوار است؛ و به واسطه سه متغیر اندازه گرفته میشود.
۱ – ۵. امکان زندگی طولانی
طول عمر به وسیله امید زندگی در بدو تولد اندازه گیری میشود. شاخص آماری است که نشان میدهد اعضای یک جامعه به طور میانگین چقدر عمر میکنند. هرچه سطح بهداشت و درمان در جامعهای افزایش یابد، متوسط طول عمر افزایش خواهد یافت. از این رو امید به زندگی یکی از شاخصهای سنجش پیشرفت و یا عقبماندگی کشورهاست. مطابق آمار سازمان ملل کشورهای ژاپن، هنگ کنگ، ایسلند، سوییس و استرالیا به ترتیب در ردههای اول تا پنجم هستند که با حدود ۸۲ سال از میانگین جهانی ۲۲ درصد بالاتر است.
کشورهای سوازیلند، موزامبیک، زیمبابوه، سیرالئون و لسوتو نیز به ترتیب در پایینترین رده قراردارند. متوسط طول عمر در این کشورها حدود ۴۲ سال است که ۳۸ درصد کمتر از میانگین جهانی و نصف کشورهای بالای جدول است. بر اساس آمار گزارش توسعه انسانی و اجزای آن در سال ۲۰۱۹ کشورهای ناروی، ایرلند، سویس، هانک کانگ، ایسلند، آلمان، سویدن، نیوزیلند و دنمارک با امید به زندگی بالای ۸۲ سال از جمله کشورهای بالای جدول شاخص امید به زندگی را تشکیل داده و اما کشورهای چون جمهوری افریقای مرکزی، لیسیتو، سیرالیون، مالی، نیجر، سودان جنوبی و چاد با کمترین امید به زندگی با کمتر از شصت سال پایینترین ردهبندی را دارند. (گزارش توسعه انسانی، ۱۳۹۹)
۲ – ۵. دستیابی به دانش
دانش به وسیله ترکیبی از میزان سواد بزرگسالان و نسبت ثبت نام خاص ترکیبی در آموزش ابتدائی، متوسط و دانشگاهی (میانگین سالهای تحصیلی) اندازه گیری میشود. مهم ترین اقدامات کشورهای جهان اول یا توسعه یافته در شاخص دوم یعنی دانش از این موارد آغاز میشود: اهمیت دادن به نقش معلم و طولانی کردن مدت کارآموزی و بازآموزی تربیت معلم؛ گسترش کمی و کیفی تربیت معلم متناسب با رشد و گسترش آموزش و پرورش؛ تحول در برنامههای آموزشی، محتوای کتابهای درسی و اضافه شدن منابع دانش و اطلاعات از قبیل: روزنامهها، کتابخانهها، موزهها، فیلم، برنامههای رادیویی و تلویزیونی، تیاتر، رایانه و میکرو الکترونیک و…». همچنان میانگین سالهای تحصیل در ده کشور بر تر در سال ۲۰۱۹ عبارت از آلمان، سویس، گرجستان، لیتوانی، لیتویا، اسرائیل، ایالات متحده آمریکا و انگلستان بالاتر از ۱۳ سال و هم چنان کشورهای چون نیجر، چاد، مالی، گینه و ایتوپی با کمتر از ۳ سال پایینترین میانگین سالهای تحصیلی را دارند. (گزارش توسعه انسانی، ۱۳۹۹)
۳ – ۵. دسترسی به منابع استاندارد زندگی
پ- استاندارد زندگی به وسیله GDP یعنی سرانه ملی یا در آمد اندازه گیری میشد. درآمد سرانه ملی به معنی میزان سهم هر شهروند از تولید ناخالص داخلی کشور است. برای بدست آوردن سرانه ملی کشورها، میزان تولید ناخالص داخلی بر جمعیت کشور تقسیم می شود. چون تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید میشود پس معنای سادهتر درآمد سرانه این است که به ازای هر نفر در یک کشور چه میزان درآمد وجود دارد. در همین حال باید توجه داشت که درآمد سرانه گرچه می تواند نشانگر میزان ثروت یک کشور نسبت به دیگران باشد اما نمی تواند تصویر دقیقی از وضعیت اقتصادی کشورها نسبت به سایرین ارائه دهد. در بعضی کشورها درآمد سرانه بسیار پایین است، به طوری که تفاوت درآمد سرانه کشورهای فقیر و غنی، موجب شده که حدود یک میلیارد فقیر مطلق و ۸۴۰ میلیون گرسنه و دو میلیارد جمعیت که روزانه حدود دو دلار درآمد دارند، محصول این تبعیض باشد.
برای محاسبه تولید ناخالص داخلی دو روش وجود دارد: یکی استفاده از ارزش اسمی نرخ ارز است. یعنی تولیدات ده سال کشور در بازار جهانی چه میزان ارزش داشتهاند. روش دیگر استفاده از روش نابرابری قدرت خرید است. معنی نابرابری خرید این است که چه مقدار پول در کشور (X) قدرت خریدی به اندازه همان مقدار در دیگر کشورها دارد. سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و کتاب واقعیتهای جهان سیا هر دو آمار را با هم ارایه میدهند. جدول کشورهای که بالاترین درامد سرانه را دارند.
درآمد سرانه (۲۰۱۹) کشور رتبه
۱۱۳۱۹۶.۵ دلار لوکزامبورگ ۱
۸۳۷۱۶.۸ دلار سوئیس ۲
۸۱۱۵۱.۹ دلار ماکائو ۳
۷۷۹۷۵.۴ دلار نروژ ۴
۷۷۷۷۱.۲ دلار ایرلند ۵
۶۹۶۸۷.۶ دلار قطر ۶
۶۷۰۳۷.۳ دلار ایسلند ۷
۶۵۱۱۱.۶ دلار ایالات متحده آمریکا ۸
۶۳۹۸۷.۱ دلار سنگاپور ۹
۵۹۷۹۵.۳ دلار دانمارک ۱۰
در سال ۲۰۱۹ در آمد نا خالص یا (GNI) ده کشور برتر یعنی قطر، لوکزامبورگ، سنگاپور، امارات متحده عربی، برونی داراسلام، ایالات متحده آمریکا، ناروی، ایرلند، سویس و هانک کانگ بالاتر از ۶۲ در صد و هم چنان نایجر، افریقای مرکزی، چاد، بروندی، سیرالیون، موزامبیک، یمن، لیبریا و چندین کشور دیگر پاییینتر از ۲ در صد بوده است. (گزارش توسعه انسانی، ۲۰۲۰)













