✍محمد عبدالله
۱۱ جدی/دی آغاز یکی از نحسترین دورههای تاریخ معاصر کشور است که دهها هزار قربانی، صدها هزار آواره و ویرانیها و آسیبهای ممتد در پی داشت.
بعد از سقوط حکومت حزب وطن (حزب دموکراتیکخلق) به رهبری داکتر نجیب و روی کار آمدن دولت مجاهدین به رهبری صبغت الله مجددی در ۸ ثور ۱۳۷۱ هجری خورشیدی، خراسانافغانستان برای چند هفته وضعیت آرام داشت اما تراکم نیروهای مسلح جهادی در پایتخت، آرامش پیش از توفان بود؛ زیرا پیش از ۸ ثور نیروهای حزب اسلامی گلبدین حکمتیار توسط نیروهای تحت فرمان احمدشاه مسعود از شهر کابل بیرون رانده شده بودند و تلفات جانی نیز به طرفین وارد گردیده بود.
در نخستین هفتههای زمامداری صبغت الله مجددی، حزب وحدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری جنگهایی را در ساحات دهبوری، کوتهسنگی، کارته چهار و مناطق پیرامون آنها آغاز کرد و شماری از نیروهای اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سیاف را به قتل رساند و بر نیروهای کمیسیون موظف امنیتی نیز حملهور شد که تنشها به زودی خاموش گردید.
در نخستین هفتههای ماه جوزا/خرداد آن سال، نیروهای عبدالعلی مزاری حملات نبستا گستردهای را بالای نیروهای اطرافشان در غرب کابل و مناطق پل آرتل، سینما پامیر و چند جای دیگر آغاز کردند که جریان جنگ به وساطت هیاتهای مصالحه خاموش شد، اما بازداشت شهروندان غیر هزاره و به ویژه پشتونها توسط نیروهای حزب وحدت در مناطق غرب کابل آغاز گردید و ادامه یافت.
در سوی دیگر، حکمتیار طیاره حامل صبغت الله مجددی را هدف حمله موشکی قرارداد که سبب تخریب طیاره بوینگ گردید؛ اما به سرنشینان آنان آسیب نرسید.
نیروهای تحت فرمان عبدالرشید دوستم، رسول پهلوان، غفار پهلوان و شماری از صاحبمنصبان نیروهای حکومت پیشین در ساحات بالاحصار کابل، تپه مرنجان، میدان هوایی کابل، قصبه، خانهسازی و چند محل دیگر پایتخت مستقر بودند و نیروهای تحت امر سید منصور نادری در ساحات تایمنی و تهیه مسکن کابل قرارگاه داشتند که هرازگاهی در مناطق پیرامونیشان و به ویژه در مناطق مکروریان کهنه و نزدیکیهای جاده میوند به زورگیری، سرقت مسلحانه و بازداشتها اقدام میکردند.
در نیمه دوم ماه جوزا/خرداد حملات راکتی حکمتیار (نخست وزیر دولت مجاهدین) بر شهر کابل آغاز گردید که تا بعد از سپری شدن مدت کار دو ماهه صبغت الله مجددی و آغاز کار برهان الدین ربانی به حیث رییس جمهور، ادامه داشت و شدت نیز گرفت
.
گلبدین حکمتیار موجودیت ارتشبُد بابه جان و ارتشبد دوستم و افراد دولت نجیب در دولت اسلامی را بهانهای برای حملات راکتی و مسدود کردن راههای شهر کابل عنوان میکرد و عبدالعلی مزاری چندین بهانه برای ادامه جنگ میآورد.
عبدالعلی مزاری و حکمتیار به وساطت ایران و پاکستان نشستهای داشتند و به توافقهایی دست یافتند که در خزان سال ۱۳۷۱ حملات مشترک را بر مواضع دولت در غرب کابل انجام دادند و ساحات دارالامان و دهدانا تا سفارت روسیه به تصرف نیروهای گلبدین حکمیتار وعبدالعلی مزاری درآمد و اراضی هر دو جریان به هم وصل گردید، نیروهای حکمتیار به حمایت نیروهای عبدالعلی مزاری در مناطق شمال غربی شهر کابل و ارتفاعات افشار نیز مستقر شدند.
هم زمان بر آن، جنگ در جمهوریتهای آزادشده از شوروی وقت شعلهور بود که شماری از تنظیم های جهادی (اتحاد اسلامی و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار) با اعزام نیرو و حمایت از جهادگران عرب، در فکر گسترش جهاد بودند و از جنگهای تاجیکستان، اوزبکستان، آذربایجان و بعضی جمهوریتهای شوروی سابق حمایت میکردند.
گلبدینحکمتیار چندین مرکز سوق و اداره در ایران و به ویژه در شهر مشهد داشت که امور جلب و جذب، انسجام و ارسال نیروی بشری به جنگهای آذربایجان در آن مراکز مدیریت میشد و رهبری نیروها در آذربایجان را وحیدالله سباوون رییس اطلاعات حزب اسلامی عهدهدار بود.
کشور های منطقه به ویژه ایران و پاکستان، با توجه به نفوذی که داشتند میان حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار، وحدت اسلامی به رهبری عبدالعلی مزاری، جنبش اسلامی به رهبری عبدالرشید دوستم و نجات ملی به رهبری صبغت الله مجددی، اتحادی را زیر عنوان شورای هماهنگی شکل دادند و معاهده میان آنها در باکو پایتخت آذربایجان امضاشد.
انجینر نسیم مهدی و همایون جریر به نمایندگی از حکمتیار، جنرال ملک و عبدالقادر به نمایندگی از دوستم، محمد کریم خلیلی و داکتر طالب به نمایندگی از عبدالعلی مزاری ،حشمت مجددی به نمایندگی از صبغت الله مجددی، از جمله فعالین مذاکرات بودند.
این ایتلاف در ۱۱ جدی ۱۳۷۲ هجری خورشید اقدام نظامی تمام عیار را به منظور سرنگونی دولت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی در پایتخت و شمال کشور آغاز کرد که بنام کودتای شورای هماهنگی موسوم گردید.
اعضای شورای هماهنگی در پایتخت موفق به تصرف ساحات تحت اداره دولت نشدند و در شماری از مراکز شان مانند میدان هوایی کابل و اطراف آن، تایمنی، تهیه مسکن و بعضی مراکز داخل شهر سرکوب نیز گردیدند.
شورای هماهنگی در شمال کشور مناطق زیادی را از فاریاب الی بغلان و حومه شهر قندز تصرف کرد که جنگهای خونین در آن مناطق آغاز گردید.
شورای هماهنگی اقدام به چاپ پول کرد که حکمتیار از آدرس نخست وزیر، کریم خلیلی از آدرس وزیر مالیه و غلام محمد ییلاقی از آدرس وزیر تجارت دولت اسلامی «مشروعیت دهنده» چاپ بانکوت های مذکور بودند که بنام پول جنبشی مشهور بود و میان سران این احزاب تقسیم میشد.
بعد از فرار حکمتیار از کابل و کشته شدن عبدالعلی مزاری توسط گروه طالبان در حوت ۱۳۷۳ شورای هماهنگی از بین رفت اما نیروهای حزب وحدت در شمال کشور همچون زیر مجموعه و یا موتلف جنبش اسلامی تا سقوط شمال به دست گروه طالبان، حضور داشتند.
پ ن:
۱- شهروندان زیادی به بهانههای مختلف توسط نیروهای عبدالعلی مزاری در غرب کابل و افشار بازداشت شدند و بسیار شان لادرک گردیدند و داستان تلفظ قروت (کروت) یکی از یادوارههای آن دورهاست.
۲-صبغت الله مجددی، حمله به طیاره حاملاش را در کنفراس مطبوعاتی محکوم کرد و گلبدین حکمتیار را با الفاظ رکیک عامل قضیه دانست.
۳- در فیصله تنظیمهای جهادی پست نخست وزیری به حزب اسلامی تفویض شده بود که حکمتیار یک تن از فرماندهانش به اسم استاد فرید را تعیین کرد، اما با موجودیت وی در مقام صدارت، روزانه صدها راکت به کابل فیر میکرد.
۴- عبدالعلی مزاری جنرال خدایداد هزاره را به حیث وزیر امنیت معرفی کرده بود که با مخالفت شدید سایر تنظیم های جهادی اهل تشیع مواجه گردید و یکی از بهانههای جنگ علیه دولت وقت گردید.
۵- در پی تصرف مناطق دارالامان صدها تن از نیروی های وزارت دفاع دولت اسلامی، توسط نیروهای حکمتیار و عبدالعلی مزاری کشته، اسیر و ناپدید شدند.
۶- دهها هزار از نیروهای جهادی خراسانافغانستان و جهادگران عرب منحیث نیروی پیاده در جنگهای دهه ۹۰ میلادی آذربایجان علیه ارمنستان اشتراک کردند که تنظیم و رهبری آنها را دفاتر حزب اسلامی در شهر مشهد ایران عهدهدار بود.
۷- این یادداشت فشرده در حد یادآواری آن حوادثخونین است که مستندات مکتوب و مصاحبههای زیادی در این باره موجود است و پژوهشگران میتوانند از آنها استفاده کنند.













