✍مانی فرهمند
مقدمه
تحولات اخیر در امتداد مرز خراسانافغانستان و تاجیکستان بار دیگر نشان داد که شمال خراسانافغانستان، برخلاف تصور رایج، وارد مرحلهای از ثبات پایدار نشدهاست. این مرز که در سالهای گذشته عمدتا در حاشیه توجه رسانهای قرار داشت، اکنون به یکی از حساسترین خطوط تماس امنیتی در منطقه آسیای میانه تبدیل شدهاست. افزایش هشدارهای امنیتی، تحرکات نظامی و نگرانیهای آشکار دوشنبه، بیانگر آن است که مسئله فراتر از رویدادهای پراکنده مرزی بوده و به یک چالش ساختاری در روابط خراسانافغانستان با همسایگان شمالی بدل شدهاست.
از طرفی نیز فعالیت گروههای اسلامگرای تاجیک چون انصارالله، تیتیتی، داعش خراسان و چندین گروههای متعلق به اسلام رادیکال در مرزهای تاجیکستان به نگرانی شدیدی منجر شدهاست که آینده این حوزه جغرافیایی را به سمت ناامنی و بحران میکشاند. بنابراین، دولت تاجیکستان از سر ناچاری و تحت فشار روسیه تا اکنون واکنش جدی نشان ندادهاست.
زمینههای شکلگیری تنش
رویکرد تاجیکستان نسبت به حاکمیت گروهطالبان از ابتدا با بدبینی عمیقی همراه بودهاست. برخلاف برخی کشورهای منطقه که تعامل محتاطانه با گروهطالبان را در پیش گرفتند، دوشنبه این گروه را بازیگری غیرقابل پیشبینی و تهدیدآفرین تلقی کردهاست. این نگرش، ریشه در نگرانیهای تاریخی تاجیکستان از گسترش افراطگرایی، تجربه جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰ و حضور اتباع آسیای میانه در صفوف گروههای مسلح فعال در شمال خراسانافغانستان دارد. در چنین بستری، مرز مشترک نهتنها یک خط جغرافیایی، بلکه نقطه تماس مستقیم تهدیدات امنیتی تلقی میشود.
تاجیکستان از نا امن شدن خراسانافغانستان به شدت آسیب خواهد دید در حالی که گروهحاکم بر خراسانافغانستان هم از نظر قومی و زبانی و هم از نظر ایدئولوژیکی و گرایشهای مختلف مذهبی در تضاد با تاجیکستان قرار دارد و این در حالی است که گروههای قومی که با منافع تاجیکستان همسو اند توسط گروه طالبان سرکوب و مورد فشار گسترده و استبداد داخلی قرار دارند.
۱. رویدادهای اخیر و منطق امنیتیسازی مرز
آنچه در ماههای اخیر در امتداد این مرز رخ داده، باید در چارچوب سیاست آگاهانه امنیتیسازی تحلیل شود. افزایش حضور نیروهای مرزی، اعلام آمادهباش، و مانورهای مشترک تاجیکستان با روسیه، نشاندهنده تلاش هماهنگ برای ایجاد بازدارندگی پیشدستانه است. این اقدامات بیش از آنکه واکنشی موقت باشند، بیانگر کاهش اعتماد به توان و اراده گروهطالبان در مهار تهدیدات فراملی هستند. از منظر تاجیکستان، تضمینهای لفظی گروهطالبان کفایت نمیکند و تنها راه اطمینان، تقویت ابزارهای سخت امنیتی است.
در صورتی که وضعیت خراسانافغانستان به همین منوال ادامه یابد و حضور گروههای اسلامگرای افراطی چون طالبان دگرگون نشوند و یا از صحنه کنار زده نشوند، چنین روابط همسایگی به ضرر تاجیکستان تمام خواهد شد زیرا گروهطالبان تمام سرمایهگزاری شان را بالای گروههای ضد دولت تاجیکستان متمرکز ساخته و پناهگاههای امنی برای این گروهها در شمال تدارک دیده اند.
۲. گروهطالبان و چالش کنترل شمال
گروهطالبان در شمال خراسانافغانستان با وضعیتی متفاوت از مناطق جنوبی و شرقی مواجهاند. ساختار اجتماعی متکثر، شکافهای قومی و نبود پیوندهای پایدار محلی، باعث شده که اقتدار این گروه در شمال بیشتر ماهیت نظامی و ناپایدار داشته باشد. این شرایط توان گروهطالبان را برای مدیریت امنیت مرزی و مهار گروههای افراطی محدود میسازد. در نتیجه، فاصله میان «کنترل سرزمینی» و «ثبات امنیتی» بهطور فزایندهای آشکار شدهاست؛ فاصلهای که همسایگان شمالی آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود میدانند.
ازینرو است که گروههای ضد تاجیکستان را در مرزهای این کشور جابهجا ساخته اند و اداره محلی شمال را توسط افراد مورد اعتماد پشتونهای جنوب به خصوص حوزه کندهار و هلمند تحت پوشش گرفته اند، تا از تحرکات بر ضد این گروه جلوگیری نموده باشند.
۳. نقش روسیه و معادله آسیای میانه
تنشهای مرزی خراسانافغانستان و تاجیکستان بدون درنظرگرفتن نقش روسیه قابل فهم نیست. برای مسکو، این مرز بخشی از کمربند امنیتی آسیای میانه محسوب میشود و هرگونه بیثباتی در آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد. حضور نظامی روسیه در تاجیکستان و تاکید بر همکاریهای امنیتی چندجانبه، نشان میدهد که رویکرد غالب، مهار تهدیدات بالقوه است نه سرمایهگذاری سیاسی بر حاکمیت گروهطالبان. در این چارچوب، گروهطالبان بیشتر بهعنوان مسئلهی امنیتی دیده میشوند تا شریک بالقوه.
آنطور که دیده میشود: روسیه نیز از شناسایی گروه طالبان به عنوان دولت رسمی به شدت نادم بوده و اگر چالش اوکراین مقابل این کشور نباشد به سرعت به باز تعریف مناسبات سیاسی با خراسانافغانستان و تعریف منافع ملی، خود خواهد شد. بنابراین حضور پر رنگ روسیه در تاجیکستان مبتنی بر شکننده بودن این کشور در مقابل تروریسم بینالمللی است.
۴. پیامدهای منطقهای
ادامه وضعیت کنونی میتواند به نهادینهشدن یک الگوی جدید در شمال خراسانافغانستان منجر شود؛ الگویی که در آن مرزها به خطوط دفاعی سخت تبدیل میشوند و امکان تعامل سازنده کاهش مییابد. این روند نهتنها بر روابط خراسانافغانستان با تاجیکستان، بلکه بر کل معماری امنیتی آسیای میانه تاثیرگذار خواهد بود. در چنین شرایطی، شمال خراسانافغانستان در معرض آن قرار میگیرد که بهجای پل ارتباطی منطقهای، به کمربند حایل امنیتی تبدیل شود. در چنین وضعیتی روسیه و کمربند امنیتی جنوب، نگاههای توام با شک و تردیدشان را پیرامون دستگاه حکومت گروه طالبان افزایش داده و زمینه مانور مخالفان گروهطالبان، با مساعد شدن آب و هوا بیشتر خواهد شد.
نتیجهگیری
تنشهای مرزی میان خراسانافغانستان و تاجیکستان بازتاب یک بحران عمیقتر در محیط امنیتی شمال خراسانافغانستان است. این تحولات نشان میدهد که بدون ایجاد سازوکارهای موثر برای مهار تهدیدات فراملی و جلب اعتماد همسایگان، ادعای ثبات پایدار در خراسانافغانستان با چالش جدی مواجه خواهد بود. تا زمانی که شکاف میان کنترل نظامی و ثبات امنیتی پر نشود، مرزهای شمالی خراسانافغانستان همچنان یکی از نقاط آسیبپذیر و بیثباتکننده در منطقه باقی خواهند ماند.













