تاثیر تصمیمات ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای بر خراسان‌افغانستان تاثیر ایران و پاکستان بالای امنیت خراسان‌افغانستان در دوره‌های گزار ژئوپلیتیکی

تاثیر تصمیمات ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای بر خراسان‌افغانستان تاثیر ایران و پاکستان بالای امنیت خراسان‌افغانستان در دوره‌های گزار ژئوپلیتیکی

✍پژوهش‌گران: جاوید راحل و محمد ایوب ادیب

پ‌ن: این پژوهش در زمان جمهوریت نوشته شده و اطلاعات آن بر اساس داده‌های قبلی است.

بخش دوم

۳. ۱. وضعیت ژئوپلیتیک منطقه و خراسان‌افغانستان و تاثیر آن بر تحولات سیاسی در خراسان‌افغانستان

خراسان‌افغانستان یکی از کشورهای است که در تعریف ژئوپلیتیک می‌تواند جایگاه عمده را از نظر جغرافیای سیاسی به خود اختصاص بدهد زیرا از جمله عمده‌ترین کشورهای است که در هر دوره ژئوپلیتیکی سیاست داخلی و خارجی آن متاثر از وضعیت ژئوپلیتیکی آن یا به تعبیری قربانی جغرافیای سیاسی خویش شده‌است، عواملی را که می‌توان در فرایند شکل‌گیری سیاست این کشور بر شمرد عبارتند از:
1. تجاوزات کشور‌های قدرتمند در دوره‌های ثبات فرایند تاریخ سیاسی این کشور را در مسیری سوق داده که متاثر از جغرافیای پیچیده آن بوده‌است. بگونه مثال حضور مقتدرانه‌ی انگلیس بعد از استیلا بالای شبه قاره هند که منجر به سه‌بار لشکر کشی در خراسان‌افغانستان گردید. و همچنان رویاروئی روسیه تزاری و بریتانیا دو قدرت بزرگ جهانی در نیمه دوم قرن ۱۹ و اول قرن ۲۰ که منجر به شکل‌گیری جغرافیای کنونی خراسان‌افغانستان گردید. و همچنان حضور قشون سرخ شوروی در نیمه قرن دوم و بعد از کودتای کمونیستی در کشور که کمتر از یک دهه تمام خراسان‌افغانستان را مورد هجوم و تجاوز قرار دادند. همچنان حضور بلاقید و شرط ایالات متحده آمریکا در آغاز قرن ۲۱ که عمده‌ترین ابرقدرت حال حاضر جهان است.
2. همچنان حضور قدرت‌های منطقه در جریان گذار ژئوپلیتیک در این کشور علی‌الخصوص ایران و پاکستان که منجر به مداخلات‌شان در خراسان‌افغانستان گردید، مانند حضور گروه طالبان در ۱۹۹۴ م به عنوان متحد و مجری سیاست‌های عمق استراتیژیک پاکستان با توجه به موقعیت جیواستراتیژیک خراسان‌افغانستان.
3. جنگ‌های داخلی خراسان‌افغانستان نیز متاثر از جغرافیای سیاسی و بشری خراسان‌افغانستان بوده که منجر به عدم ایجاد دولت ملی و تعریف یافتن منافع ملی در میان اقوام و رشد توسعه نیافتگی یا به تعبیری توسعه‌ی توسعه نیافتگی گردیده‌است.
محققین علوم ژئوپلیتیک و استراتیژیک، جهان را بر اساس سیاست‌گذاری‌های کشورهای قدرتمند و تصمیم گیرنده در عرصه بین‌المللی تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به سه‌جبهه استراتیژیک تقسیم نموده‌اند. سه‌جبهه استراتیژیک موجوده جهان که توسط قدرت‌های بزرگ جهانی طراحی شده‌اند که برای اعمال نفوذ توسط این جبهه‌های استراتیژیک باید دامنه سلطه کشورهای قدرتمند در کشورهای کلیدی و محوری در هر جبهه حایز اهمیت است و کشور‌های کلیدی از آن منظر که موقعیت جغرافیائی ممتاز و در بعضی موارد زمینه بهتری برای اشغال شدن داشته باشد. و کشوری با چنین ویژه‌گی عمده دارای ویژه‌گی ژئوپلیتیک و ژئو استراتیژیکی باشد.
کشورهای که داخل جبهه‌های استراتیژیک دارای نقش محوری هستند عبارتند از: کره جنوبی و فلپین در جبهه خاور دور؛ لهستان و آلمان در جبهه باختر و ایران با ترکیبی از خراسان‌افغانستان و پاکستان در جبهه جنوب باختری آسیا. (عزتی ۱۳۸۰ / ۱۱۵)
در جبهه باختری آسیا که موضوع مورد بحث ما است ایران با ترکیبی از خراسان‌افغانستان و پاکستان را شامل است. در میان کشورهای مذبور موقعیت ایران بهتر است زیرا از یک‌طرف طول مرزهای آن با کشورهای مشترک‌المنافع طولانی‌تر است و از طرف دیگر قسمت بزرگی از خاور میانه را تشکیل داده و با تمام کشورهای خلیج فارس مرز مشترک آبی دارد و هم چنان «با منابع غنی نفت، کنترل نیمی از سواحل خلیج فارس را در دست دارد و در کنار دولت‌هایی واقع شده که از ثبات سیاسی لازم برخوردار نیستند. و از نظر توانایی‌های نظامی ضعیف هستند» (عزتی ۱۳۸۰ / ۱۲۰).
بنابر این در منطقه قدرتی که می‌تواند در برابر ایران توازن و بالانس را ایجاد نماید در غرب اسرائیل موقعیت دارد و در شرق نیز قدرت هسته‌یی پاکستان است، و اما خراسان‌افغانستان از منظر موقعیت ژئواستراتیژیکی به درجه ثانوی قرار دارد، گرچه برتری‌های در بسا از موارد نسبت به همسایگان خود داشته است مانند تسلط جغرافیائی بر سر چشمه‌های رودخانه‌های مشترک که به کشورهای همسایه خراسان‌افغانستان سرازیر می‌شود به خصوص با ایران که در حوضچه هیرمند محل اختلاف دولت خراسان‌افغانستان و ایران است.
همچنان مسیر رود کابل به سمت رود سند که از نظر اقتصادی برای پاکستان حایز اهمیت است و همچنان داشتن مرز مشترک با سه کشور آسیای میانه اهمیت مناسبات بین‌المللی این کشور را برجسته نموده است. و اما در بعضی موارد دیگر به شدت تحت تاثیر جیو استراتیژی پاکستان به درجه نخست و ایران به درجه ثانوی قرار می‌گیرد. چون نزدیک‌ترین مسیر دریایی به افغانستان بندر کراچی در پاکستان است. لذا بیشتر از هشتاد در صد مناسبات تجارتی خود را الزاماً از خاک پاکستان باید سامان بدهد. عزت الله عزتی نویسنده ایرانی در کتاب خود چنین می‌نگارد:
موفقیت شوروی سابق از هر جهت در ایران ممکن بود نیاز این کشور را به خراسان‌افغانستان و پاکستان کاهش دهد، اما نظارت بر این دو کشور می‌توانست از همان سطح اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برخوردار باشد. شوروی سابق در این موقعیت حضور گسترده‌ای در آب‌های اقیانوس هند پیدا می‌کرد و مهمتر اینکه می‌توانست به سرزمین‌هایی برای گسترش نفوذ سیاسی در کشورهای سواحل دریای عرب، واقع در اقیانوس هند، دست یابد.
تحکیم نظارت شوروی سابق بر خراسان‌افغانستان، به تنهایی می‌توانست موجب فشار شدیدی بر پاکستان شود. یک تغییر موضع اساسی ایران یا پاکستان را در طول خط تماس، تحت فشار شدیدی بر پاکستان قرار می‌داد. یک تغییر موضع اساسی ایران یا پاکستان که موجب قرار گرفتن یک یا هردو کشور در مسیر سلطه استراتیژیک شوروی می‌شد، می‌توانست موفقیتی بالاتر از موفقیت منطقه‌ای و سلطه بر سومین جبهه ژئو استراتیژیک برای شوروی سابق در بر داشته باشد. آثار درازمدت این وضعیت که در ابتدا به طور غیر مستقیم احساس می‌شد ممکن بود وسعتی بیش از خلیج فارس را هم تحت تاثیر قرار دهد. این دو کشور ممکن است به طور خاصی بر روابط میان فدراسیون روسیه با غرب و خاور دور تاثیر بگذارند و این امر به دلیل اهمیت خلیج فارس از نظر امکانات اقتصادی برای این دو منطقه فوق صنعتی است. بنابر این کشورهای سومین منطقه محور، به صورت بالقوه دارای توانایی لازم جهت تاثیرگذاری بر اطراف خواهند بود که شعاع عمل آن بیش از منطقه خود آنهاست. (عزتی ۱۳۸۰ / ۱۲۱)

۲. تاثیرات تصمیمات ایران بر ژئوپلیتیک
اما در گذشته‌های نه چندان دور حوزه جغرافیائی ایران مشمول خراسان‌افغانستان و ایران کنونی یا فارس بوده است که البته در تمام دوره‌های گذار ژئوپلیتیکی این دو کشور در یک تاثیر گزاری سیاسی بالای هم به دلایلی که اینک ذکر می‌گردد حوزه نفوذ خود قرار میدادند که برای اولین بار بعد از ایجاد دولت صفوی در ایران به دلیل رسمی ساختن مذهب تشیع در ایران یا فارس از خطه شرقی ایران بزرگ به دلیل موجودیت مذهب سنی در اکثریت قریب به اتفاق مردم شرق و تفاوت اتنیکی با مردمان افغان یا پشتون در ایران شرقی (خراسان‌افغانستان کنونی) یا خطه خراسان، جدا شده و قلمروهای چون کندهار، هرات و حوزه‌های مربوط به شرق خراسان‌افغانستان را جزء لایتجزای ایران ساخت که از نظر ساختاری نیز متعلق به ایران کهن بوده است.
از طرف دیگر با تضعیف دولت صفوی و هجوم شاه محمود و شاه اشرف هوتکی بر نیمی از قلمرو ایران کنونی به تعقیب آن هجوم نادرشاه افشار به شرق باز معادله به شکل دیگری به سود ایران تمام گردید تا بلاخره ایجاد کشور مستقل توسط احمدشاه ابدالی زمینه را برای جداسازی خراسان‌افغانستان از ایران فراهم ساخت که به تعقیب آن مشمولیت ولایت هرات و حوزه هیرمند نیز به سود خراسان‌افغانستان پیش کشیده شد.
بنابر این ملحوظ است که مناقشه ژئوپلیتیکی و اعمال نفوذ بر سیاست داخلی خراسان‌افغانستان با توجه به ولایت هرات به عنوان سرزمینی متعلق به ایران از نظر جغرافیایی و فرهنگی و هم‌چنان حوزه هیرمند که از استان‌های قندهار هلمند و نیمروز (سیستان کهن) است، از جمله عوامل ژئوپولیتیکی است که در اعمال نفوذ ایران در دوره‌های گذار نقش عمده را داشته‌است.
خراسان‌افغانستان به علت کوهستانی بودن، سرچشمه بزرگترین رودهای منطقه است و این یکی از عوامل عمده در سیاست گذاری‌های بین‌المللی برای این کشور در رابطه با کشورهای همسایه به خصوص ایران و پاکستان بازی میکند. شکست‌های ایران از روسیه و بسته شدن عهدنامه‌های ایران و گلستان ترکمانچای و به دنبال آن نفوذ سیاسی روسیه در ایران باعث نگرانی و تشویش انگلیسی‌های هند گردید. و بدین ترتیب کشور خراسان‌افغانستان به عنوان کشوری حایل به وجود آمد.

۱. ۲. هرات و سیاست ژئوپلیتیک منطقه
هرات در گذرگاه تاریخ یکی از مهمترین شهر‌های ایران باستان و از مراکز عمده حکومت‌های اسلامی غیر عرب بوده و زمانی هم یکی از مراکز عمده تمدن توسط فرزندان امیر تمور گورگانی بوده‌است. این ولایت همچون سایر ولایات مرزی کشور با ایران همواره دست‌به‌دست شده‌است و به این لحاظ است که نمی‌توان مشخصا ادعا کرد که این ولایت متعلق به ایران نیست چون ادعای مالکیت بر سر هرات یکی از عمده‌ترین دغدغه‌های سیاستمداران ایران در طول تاریخ مناسبات بین دوکشور بوده‌است. و اما باید خاطر نشان ساخت که برای اولین بار در مناسبات بین خراسان‌افغانستان و ایران به عنوان دو کشور در تعریف جدیدشان علی‌الخصوص در رابطه با قضیه مرزی بر سر ولایت سیستان هرات به گونه‌ای در تعریف کلی آن جزئی از آن به شمار می‌رفت، در زمان امیر شیرعلی خان صورت گرفت و حکمیتی که صورت گرفت بیشتر از آن دولت امیر شیرعلی خان متضرر گردید و سیستان بین دو کشور تقسیم شد. ولی قبل بر آن و بعد از استیلای شاهان هوتکی هرات مشخصا از ایران جدا مانده و به این سمت ملحق گردید اما بعدها شاهد هستیم که کشور انگلیس و روسیه هرگاه منافع شان را در خراسان‌افغانستان به خطر می‌دیدند الحاق هرات به ایران را روی دست میگرفتند و از آن به عنوان حربه‌ای بر ضد خانواده‌های بر سر اقتدار استفاده می‌بردند.

۲. ۲. نقش‌هایدروپلیتیک رود هلمند در مناسبات بین ایران و خراسان‌افغانستان:
بررسی آب به عنوان یک عنصر طبیعی و دیپلماسی آب که به ویژه در کشورهای خشک و نیمه‌خشک مطرح است، بسیار مهم است و گفته می‌شود که آب شرین در آینده نزدیک یکی از وسایل قدرت سیاسی به حساب آید.
در سال ۱۸۹۳ رود هلمند که به موجب تقسیم فوق در مسیر سفلای خود سرحد بین دو کشور را تشکیل می‌داد، بسترش را به سوی غرب تغییر داد و به جای سابق که سیخ‌سر نام داشت، مسیر جدیدی را به میان آورد که به رود پریان شهرت یافت، به این صورت اختلافاتی راجع به خط سرحدی ظهور نمود. (فرهنگ ۱۳۷۱ / ۴۴۲ – ۴۴۱) لذا تعهدات در این خصوص شامل چند مرحله شد که در مرحله نخست هیأتی مرکب از دوطرف مامور رسیدگی به حل اختلاف سرحدی گردیدند که البته در این هیئت از جانب خراسان‌افغانستان کسی به نام موسی خان هراتی و از طرف دولت ایران یمین نظام توظیف شدند. ولی درین مرحله یمین نظام به تحریک قونسل روسیه از ادامه مذاکرات اباورزید. (فرهنگ ۱۳۷۱ / ۴۴۲)
در مقابل مرزبانان افغانستانی از مرز قبلی عبور نموده قلعه‌ای میان کنگی را که قبلا متعلق به ایران بود اشغال نمودند که در عکس‌العمل به آن ایرانی‌ها بر اساس معاهده ۱۸۵۷ پاریس از دولت انگلیس تقاضاهای مداخله را نمودند. (همانجا) هیئت حکمیت انگلیسی که مرکب از ۱۵۰۰ نفر بود تحت ریاست مکماهان از طریق خاک خراسان‌افغانستان وارد سیستان شده و برای تعیین مرز جدید مدت دو سال و سه ماه را به بررسی ساحه که باید انتخاب گردد سپری نمودند. این مدت به دلیل عدم رضایت طرف ایرانی نیز به کندی پیش میرفت. و طرف ایرانی پافشاری به تعیین مرز گذشته داشتند که حالا به سمت خراسان‌افغانستان خشکه مانده بود.
هیئت پس از معاینه و سروی اراضی و اندازه گیری آب بلاخره به تاریخ ۱۰ اپریل ۱۹۰۵ قرار خود را صادر نمود و به موجب آن قرار، خط سرحدی مسیر رودخانه را ترک نموده و در تپه‌ای که در بین مجرای سابق و مجرای جدید واقع بود بشکلی تثبیت شد که تغییرات احتمالی آینده مسیر دریا بر آن بی تاثیر بماند، و علاوه بر آن هیئت راجع به مقدار آب مورد احتیاج دو کشور هم اظهار نظر نمود و چنین فیصله کرد که یک ثلث مقدار آبی که در مسیر سفلای رودخانه می‌رسد برای ایران تخصیص داده شود و دو ثلث برای خراسان‌افغانستان و طرفین از هر اقدامی که به این تقسیم صدمه وارد نماید، خودداری کنند.
قسمت اول حکمیت که مربوط به خط سرحدی بود از طرف هیئت افغانی قبول شد، چون ایرانی‌ها هم پس از یک‌اندازه تعلل بآن موافقه نمودند و موضوع سرحدی پایان یافت، اما قسمت دیگر قرار که مربوط به مقدار آب بود از طرف ایران به عنوان اینکه موضوع مذکور خارج از صلاحیت هیئت می‌باشد، مورد اعتراض قرار گرفت و بدون آنکه طرفین به صراحت در آن باره اظهار نظر کنند. به عنوان موضوع متنازع فیه و فیصله‌ناشده باقی‌ماند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=24491

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.