محمد هارون خردمند
سودان طی دههها پس از استقلال، همواره با بیثباتی سیاسی، کودتاهای نظامی و جنگهای داخلی مواجه بودهاست. این شرایط زمینهساز ظهور عمر البشیر در ۱۹۸۹ شد که با کودتای نظامی در برابر صادق المهدی به قدرت رسید و پایههای حکومت نظامی-اسلامی را در کشور ایجاد کرد.
در دوران حکومت البشیر، ارتش و سرویس اطلاعات ملی این کشور (NISS) محور اصلی قدرت بودند و حزب کنگره ملی نقش بازوی سیاسی حکومت را ایفا میکرد. او با ایجاد نظام متمرکز، کنترل نهادهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی را در دست گرفت و تا حدی استقلال سودان را در برابر نفوذ خارجی حفظ کرد.
با وجود ثبات نسبی، بحران اقتصادی در اواخر ۲۰۱۸ و کاهش درآمد نفت، تورم گسترده و فشارهای اجتماعی، موج اعتراضات مردمی را به دنبال داشت و در نهایت در اپریل ۲۰۱۹ به سقوط حکومت البشیر انجامید.
پس از سقوط البشیر، مرحلهای از انتقال قدرت میان نظامیان و غیرنظامیان آغاز شد. شورای حاکمیتی مشترک با اعضای نظامی و غیرنظامی تشکیل شد، اما چالشهای اقتصادی، سیاسی و ضعف ساختار نهادهای دولتی مانع تحقق تحول دموکراتیک کامل شد.
دوران انتقالی، با بحران اقتصادی عمیق همراه بود؛ تولید داخلی کاهش یافت، وابستگی به اقتصاد غیررسمی و حوالههای خارجی افزایش یافت و بسیاری از مشکلات ساختاری دوران پیشین ادامه یافت.
در آگست ۲۰۱۹، محاکمه عمر البشیر برگزار شد و او به دو سال زندان محکوم شد، اما ساختارهای امنیتی و ارتشی شکل گرفته در دوران او همچنان پابرجا ماندند و نقش ستون ثبات کشور را ایفا کردند.
در ۲۵ اکتوبر ۲۰۲۱، کودتای نظامیان به رهبری جنرال عبدالفتاح البرهان، دولت غیرنظامی را برکنار و شورای حاکمیت مشترک را منحل کرد. نخستوزیر عبدالله حمدوک تحت بازداشت خانگی قرار گرفت و وعده انتخابات آینده دادهشد.
این کودتا باعث بروز اعتراضات گسترده مردمی شد و واکنشهای بینالمللی از جمله تعلیق کمکهای اقتصادی و محکومیت کودتا از سوی غرب را به دنبال داشت. برخی تحلیلگران، این اقدام نظامیان را برای بازگرداندن نظم و حفظ انسجام داخلی ضروری دانستند.
اختلافات داخلی میان ارتش به رهبری البرهان و نیروهای واکنش سریع (RSF) به فرماندهی حمیدتی، منجر به آغاز جنگ داخلی شد. هر دو جناح برای کنترل قدرت و منابع اقتصادی کشور با یکدیگر رقابت کردند و درگیریها از پایتخت به دیگر شهرها گسترش یافت.
جنگ داخلی سودان چهار مرحله اصلی داشت: حملات اولیه به خرطوم، گسترش جنگ به دارفور، تثبیت خطوط تقسیم کشور و بازپسگیری بخشهای کلیدی پایتخت توسط ارتش. نیروهای واکنش سریع همچنان در غرب و بخشهایی از پایتخت حضور دارند.
پیامدهای انسانی این جنگ بسیار گسترده است؛ بیش از ۱۱٫۴ میلیون نفر آواره داخلی و حدود ۳ میلیون نفر از مرزهای سودان خارج شدهاند. بیش از نیمی از جمعیت به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و کودکان آسیبپذیرترین گروه هستند.
در حوزه سیاسی، نهادهای حکومتی تضعیف شدهاند و مشروعیت دولت مرکزی کاهش یافتهاست. خلاهای قدرت، زمینه برای ظهور گروههای شبهنظامی محلی را فراهم کرده و روند انتقال به حکومت ملی و برگزاری انتخابات متوقف ماندهاست.
پیامدهای اقتصادی جنگ شامل کاهش تولید و صادرات، تخریب زیرساختها، افزایش تورم و کمبود کالاهای اساسی است. اقتصاد رسمی به رکود نزدیک شده و فشار بر خانوادهها و فرار سرمایه و نیروی کار افزایش یافتهاست.
پیامدهای امنیتی و نظامی نیز چشمگیر است؛ خشونتهای قومی، افزایش نیروهای شبهنظامی و تهدید وحدت ملی، بحران را تشدید کرده است. مناطق دارفور، الفاشر و کردفان شاهد حملات به غیرنظامیان و کشتارهای جمعی بودهاند.
در حال حاضر، سودان با بحران نگرانکنندهای روبهرو است؛ جنگ داخلی میان ارتش ملی به رهبری جنرال عبدالفتاح البرهان و نیروهای واکنش سریع به فرماندهی حمیدتی ادامه دارد و بسیاری از شهرها از جمله خرطوم، دارفور و کردفان درگیر درگیریهای شدید شهری هستند.
این وضعیت باعث فروپاشی نهادهای دولتی، تعطیلی مکاتب و بیمارستانها، کمبود شدید غذا و دارو و موج گسترده آوارگی داخلی و خارجی شدهاست. مردم در سایه خشونتهای مسلحانه و نبود امنیت، با تهدید جان، کمبود معیشت و بحران انسانی مواجهاند و چشمانداز ثبات و بازسازی کشور در کوتاهمدت نامشخص به نظر میرسد.
روی همرفته باید گفت که از منظر بینالمللی، جنگ سودان ثبات افریقا را به خطر انداخته و مهاجرت گسترده به کشورهای همسایه افزایش یافته است. مداخله و حمایت خارجی از طرفین درگیری، این بحران داخلی را به یک مسئله ژئوپولیتیک منطقهای تبدیل کرده و آینده سودان را در هالهای از ابهام قرار دادهاست.













