احمدشاه مسعود؛ مکتب، مرام و اندیشه کامل

احمدشاه مسعود؛ مکتب، مرام و اندیشه کامل

نویسنده: حسیب فقیری
بخش یازدهم

روایت محوری مسعود، به‌جای نگاه منفعت‌طلبانه

مسعود بی آنکه توجهی بر کمک‌های امریکا به خراسان‌افغانستان داشته باشد، در صدد آن بود تا نگاهی که او درباره تروریزم در خراسان‌افغانستان داشت را به جهانیان بفهماند.
هرچند با سی‌آی‌ای و اطرافیانش اهمیت نمی‌داد و هدف‌اش گردآوری مردم خراسان‌افغانستان در جهت بهبود وضعیت سیاسی در کشور بود، لیکن مباحثی که در پیوند به مسایل خراسان‌افغانستان، مطرح می‌نمود، روایت از هشدارهای داشت که پسان‌تر‌ها حمله بر آسمان‌خراشان نیویارک، مهر تایید به این نگرانی‌ها گذاشت.

ولفوتز معاون وزارت دفاع امریکا گفته بود، نمی‌توان علیه گروه طالبان دست به کاری زد، بدون آن‌که در باره‌ی رابطه پاکستان و همسایه‌های دیگر خراسان‌افغانستان فکری نمود.
آیا امریکا می‌خواست به پاکستان اخطار بدهد؟ اگر پاکستان به اخطار توجه نمی‌کرد، چه باید می‌شد؟ مهم‌تر از همه، آیا آن‌ها می‌توانستند، القاعده را نابود کنند، در حالیکه این سازمان با ارتش پاکستان رابطه نزدیک پیدا کرده بود؟
کمیته قصرسفید تصمیم گرفت؛ تا در اتخاذ تصامیم در رابطه به تروریزم از دقت بیش‌تر کار بگیرد و قبل از آن که در باره دادن کمک به مسعود تصمیم گرفته شود، بر موضوعات مطرح شده بحث بیشتر صورت بگیرد.

هشدارهای جهانی تروریسم (شبکه القاعده)حال دچار یک چالش بین المللی شده بودند و ضرورت بود تا از طریقی به حذف تروریزم بشتابند، در عین زمان سیاست اعلان شده‌ی دولت امریکا در رابطه با خراسان‌افغانستان بدون تغییر باقی مانده بود. اطلاعات به‌دست آمده، از صحبت‌های تیلفونی فعالین القاعده حکایت از راه اندازی حملات متعدد و چشم‌گیری داشت و برخی از این حملات ،در مراحل آخری آماده بودند. معاون کوفر بلیک به کمیته استخبارات مجلس نمایندگان در چهارم ماه جون گفت که مسئله تشویش‌آور آن است که حملات بزرگ و کشنده عنقریب به راه انداخته خواهد شد و تروریست‌ها ممکن است از سلاح‌های کشتار جمعی در آن‌ها کار بگیرند.
در پیام‌هایی که بین اعضای القاعده مبادله می‌شد، از شفرهای ورزشی استفاده می‌شد. مثلا می‌گفتند: “بازی‌های اولمپیک نزدیک است. تیم ما ۲۰۰ نمبر کسب خواهد نمود و تیم مقابل هیچ”. بین ماه‌های می و جولای، آژانس امنیت ملی کم از کم ۳۳ مکالمه تیلفونی فعالین القاعده را ثبت نمود که در باره حملات آن سازمان، در آن‌ها مطالبی ذکر شده بود.

آنچه که ابتدا امریکایی‌ها به آن بی‌توجه بوده اند، گزارش‌ها در باره حملات احتمالی هر روز از طریق چینل‌های محرم دولتی در گردش بود. از اول جنوری تا دهم سپتامبر ۲۰۰۱ اف.بی.آی ۲۱۶ بار از احتمال حمله تروریستی گزارش داد که از جمله در شش گزارش از حمله به میدان‌ها و خطوط هوایی نام برده شده بود.

این هشدار‌ها در حالی مطرح میشد که بن لادن باتوجه به موجودیت گروه‌های که دراطراف اش گرد آورده بود، درصدد تعیین یک سرنوشت کلی به جهان اسلام بود. چیزیکه کشورهای اسلامی و غیراسلامی آن را تروریستانه می‌خواندند. وزارت خارجه امریکا طی همین مدت ۹ بار اعلامیه صادر نمود و از احتمال حملات تروریستی به سفارت‌های امریکا و شخصیت‌های امریکایی سخن به میان آورد.

اداره هوانوردی فدرال ۱۵ اخطاریه در مورد حمله تروریستی احتمالی علیه خطوط هوایی امریکا صادر نمود. بن لادن به صورت علنی امریکایی‌ها را آزار می‌داد. او در اوایل ماه جون با “بکر ایتانی” گزارش‌گر تلویزیون ماهواره‌ای سعودی، در نزدیک مرز با پاکستان مصاحبه نمود. بن لادن و دستیاران عرب او گفتند، در ظرف چند هفته علیه تاسیسات اسرائیلی و امریکایی حمله صورت خواهد گرفت.

ایتانی می‌گوید، آن‌ها او را آنجا بردند؛ تا به او چیز‌هایی در باره حملات آینده خود بگویند. ایتانی می‌گوید: او احساس می‌کرد که بن لادن به خود باور داشت. او تبسم می‌کرد و چنان برخورد داشت که تو گویی پادشاهی خود را در جنوب خراسان‌افغانستان تاسیس کرده است.

دیپلومات‌های امریکایی با نمایندگان گروه طالبان در پاکستان ملاقات نموده و به آن‌ها گفتند که گروه طالبان در برابر هر حمله از جانب بن لادن مستقیما پاسخگو خواهند بود.

همزمان با مصاحبه بن لادن یک نوار ویدیویی یک صد دقیقه‌ای او در شهر کویت ظاهر شد. در نوار مذکور بن لادن می‌گفت: “خون، خون، خرابی، خرابی و… این مساله را از قطب و اطرافیان اخوانی در ذهن می‌پروراند پسانتر‌ها که عبدالله عزام از کنارش دور و در پشاور کشته شد به عقده لادن در قبال همه افزود. دیدگاه عزام با مسعود نزدیکی داشت در حالیکه دیدگاه بن لادن مجاورت خاص با دیدگاه حکمتیار داشت.

بن لادن میگفت ما به شما اطمینان می‌دهیم که نیروهای اسلام خواهند آمد”. بعد از مطالعه گزارشات در باره تهدید بن لادن رئیس جمهور بوش به مشاورین خود گفت، می‌خواهد بن لادن را به زانو در آورد. با وجود آن اوراق پالیسی استراتیژی وسیع دولت را در مقابله با بن لادن مشخص می کرد و هنوز چینل‌های اداری قصرسفید به آهستگی در گردش بود دو ماه را دربر گرفت تا جلسه‌ای در کابینه روی موضوع دایر شود که هر کس بتواند در آن شرکت نماید.

دفتر مبارزه با تروریزم سی.آی.ای خبر داد عناصر کلیدی در شبکه بن لادن خود را پنهان نموده و تعداد دیگر خود را برای کشتن آماده می‌نمودند. یک گزارش محرم در ماه جون خبر داد که افراطی‌های سنی در شبکه القاعده ممکن به حملات چشم‌گیری دست بزنند که باعث کشته شدن تعداد زیادی شود. در این گزارش از ایتالیا، اسرائیل و عربستان سعودی به حیث اهداف حملات احتمالی نام‌برده شده بود.
یک رهبر مبارزه با تروریزم در اف.بی.آی اعلان کرد که او ۹۸ درصد معتقد است که حملات تروریستی در خارج از امریکا صورت خواهد گرفت. تحقیقات بعدی نشان داد که این نظر اکثریت تحلیل‌گران مسایل اطلاعاتی بود. یک اعلامیه دیگر حاکی از راه اندازی یک و یا چندین حمله همزمان از سوی القاعده بود. در برخی از گزارش‌ها گفته شده بود که حملات در خاک امریکا صورت می‌گیرد. یک گزارش اطلاعاتی در ماه جون می گفت که شیخ خالد محمود دست به استخدام داوطلبان جدید به خاطر حمله در خاک امریکا زده و در نظر دارد آنها را با افرادی که قبلا در امریکا زندگی می کردند، ارتباط دهد.

سی.آی.ای گزارش داد که یک منبع اطلاعاتی که اخیرا از خراسان‌افغانستان برگشته میگوید، هرکس در آنجا در باره یک حمله تروریستی در آینده نزدیک صحبت می‌کرد. سی.آی.ای یک گزارش اطلاعاتی را برای مامورین عالی رتبه در اداره بوش روز ۱۶ جولای آماده کرد. در این گزارش آمده بود: «از مطالعه گزارشات پنج ماه گذشته بر میآید که در هفته‌های آینده بن لادن حمله تروریستی‌ای را علیه اهداف امریکا و یا اسرائیل به راه خواهند انداخت. حمله بسیار چشمگیر خواهد بود و هدف آن است تا تلفات شدید وارد آید. آماده‌گی برای حمله گرفته شده و حمله ممکن بدون اخطار قبلی صورت بگیرد.»

جورج تینت، نقشه‌های بسیار بزرگ را به قصرسفید برد؛ تا به خانم رایس نشان دهد که سی.آی.ای یک تعداد زیاد تروریست‌ها را از پاکستان تا شرق میانه تحت تعقیب قرار داده است. اما گزارش‌ها در مورد حملات مثل گذشته غیر مشخص بود. علاوه بر گآن گزارش‌ها در مورد حملات تروریستی بخشی از گزارش‌های دیگر اطلاعاتی بود که در اختیار مامورین عالی رتبه دولت امریکا قرار می‌گرفت. در ماه جون از جمله ۲۹۸ گزارش اطلاعاتی که به بوش ارسال شد، تنها ۱۸ گزارش آن در باره القاعده و بن لادن بود.
جورج تینت و کوفر بلیک به روسای ستیشن‌های سی.آی.ای در خارج هدایت دادند؛ تا به کمک پولیس و استخبارات محلی افراد وابسته به القاعده را دستگیر نموده و از آنها تحقیق نمایند. هدف آن بود تا القاعده وادار به اتخاذ ترتیبات امنیتی شده و مجبور ساخته شود؛ تا راه اندازی حملات را به تاخیر انداخته و یا از اجرایگی آن‌ها خودداری نماید. در اثر این اقدامات راکت و مواد انفجاری در اردن کشف شد و در یمن یک گروه که می‌خواست، به تعمیر‌های امریکایی حمله کنند، پراگنده ساخته شدند. آن‌ها همچنین در باره تعداد زیاد حملات کوچک تروریستی معلومات بدست آورده و نام‌های بعضی از تروریست‌ها را کشف نمودند. نام‌های بدست آمده به مقامات سرحدی سپرده شد؛ تا از ورود افراد مذکور به امریکا جلوگیری شود.
مامورین سی.آی.ای گزارش‌های مربوط به قاچاق مواد منفجره از کانادا به امریکا توسط افراد القاعده را به بررسی گرفتند. آن‌ها اطلاعاتی بدست آوردند که تروریست‌ها خواهان تخریب سفارت امریکا در «نایروبی» به واسطه یک طیاره و یا استفاده از یک بمب تعبیه شده در یک موتر اند. اما مقامات امنیتی در باره حملات چشمگیری که افراد القاعده در مکالمات تیلفونی خود از آن صحبت می‌کردند، اطلاعی بدست نیاوردند.

مامورین امنیتب از آن هراس داشتند که ممکن است مکالمات تیلفونی افراد القاعده در باره حمله بزرگ جزئب از جنگ تبلیغاتی آن‌ها باشد ، اما بعد از بررسی‌ها به این نتیجه رسیدند که اطلاع بدست آمده، در باره حمله بزرگ معتبر بود، اما آن‌ها نتوانستند، افراد دخیل در این حملات را شناسایی نمایند.

مامورین بخش مبارزه با تروریزم در تابستان آن سال چنان عمل می‌کردند که تسلیم تقدیر شده باشند. آن‌ها به جدیت کار می‌کردند و رونوشت مکالمات عربی را با یکدیگر مبادله می‌نمودند. آن‌ها می‌ترسیدند که با دستگیری یک فرد القاعده ممکن ۵۰ نفر دیگر از نظر آن‌ها پنهان بماند. آن‌ها احساس می‌کردند که نمی‌توانند، موضوع را طوری که لازم بود پیگیری نمایند. برخی از آن‌هایی که این گزارش‌هاب آن‌ها را به دست می‎آوردند نیز، دلسرد به نظر می‌رسیدند.
اطلاعات سی.آی.ای در باره تهدید‌ها اکثرا غیر مشخص و در برخی حالات از طریق منابع غیر مطمئن به دست می‌آمد. تینت اعتراف مینمود که گزارشات سی.آی.ای حاوی جزئیاتی نبود که با استفاده از آن کاری صورت بگیرد. همه گزارش‌های تابستان آن سال، در مورد حمله حتمی بن لادن غیر مشخص و مبهم بود. سی.آی.ای روز ۶ اگست گزارش تحت عنوان “بن لادن مصمم به حمله به خاک امریکا ست” برای جورج بوش در خانه اش در تکزاس فرستاد. در گزارش از احتمال اختطاف طیارات توسط افراد بن لادن دوبار تذکر رفته بود. اما مشخص نبود که چه وقت و در کجا چنین یک حمله‌ای صورت خواهد گرفت. نه روز بعد از ارسال این پیام کوفر بلیک در کنفرانس سالانه مخفی وزارت دفاع که بر مسأله تروریزم در آن بحث می‌شد گفت: «ما به زودی مورد حمله قرار خواهیم گرفت؛ تعداد زیاد امریکایی‌ها خواهند ُمرد و حمله در خاک امریکا صورت خواهد گرفت» موضوعی که بعد از حمله نیویارک تحقق یافت.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=22679

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.