در مسیر بادهای خاور؛ زندگی شاعری که از زخم تا روشنی را نوشت

در مسیر بادهای خاور؛ زندگی شاعری که از زخم تا روشنی را نوشت

فضل‌احد احدی در سال ۱۳۵۹ هجری خورشیدی، در یک سحرگاه بهاری، در روستای کرامان دره زیبای پنجشیر، چشم به جهان گشود. پس از سپری شدن شش سال، بدون آن‌که از دورنمای زندگی‌اش بداند، شامل مکتب شد و چشمانش با حروف الفبای فارسی آشنا گردید. دوره‌ی ابتدایه را در کابل و دوره‌های متوسطه و لیسه را در پنجشیر گذراند و با وجود دشواری‌های روزگار، تحصیلاتش را با تلاش و شکیبایی به پایان رسانید.

با توجه به علاقه‌ای که به هنر موسیقی داشت، پس از سپری کردن آزمون کانکور در سال ۱۳۸۱، برای ادامه تحصیلات وارد کابل شد؛ اما بعد از راه‌یافتن به دانشگاه کابل، مسیر علاقه‌اش تغییر کرد و سلیقه و توانایی‌هایش او را از موسیقی به سوی رشته فیلم‌نامه‌نویسی کشاند. او تحصیلاتش را در دانشکده‌ی هنرهای زیبا، در رشته تئاتر و سینما، به‌ویژه در ادبیات نمایشی (فیلم‌نامه و نمایش‌نامه نویسی) آغاز کرد و پس از چهار سال، با موفقیت به پایان رسانید.

در سال ۱۳۸۶ هجری خورشیدی با انتخاب و پیشنهاد استادانش، به‌عنوان عضو کادر علمی دانشکده‌ی هنرهای زیبا گماشته شد و در سال ۱۳۹۲ خورشیدی با ایجاد دیپارتمنت ادبیات نمایشی، فعالیت علمی‌اش را تا درجه‌ی پوهندوی ادامه داد.

فضل‌احد احدی در مدت ۱۶ سال تدریس در دانشگاه کابل، مضامینی چون فیلم‌نامه‌نویسی، نمایش‌نامه‌نویسی، شخصیت‌پردازی، اسطوره‌شناسی و فن داستان‌نویسی را تدریس کرد و شمار زیادی از دانشجویان را آموزش داد که بسیاری از آنان دستاوردهای درخشانی در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی سینما به دست آوردند.

او در کنار تدریس، برای مدت ۱۰ سال آمر دیپارتمنت ادبیات نمایشی نیز بود و با برگزاری جشنواره‌های دانشجویی، فضای مناسب برای خلق آثار هنری و رشد استعدادهای دانشجویان فراهم نمود. او با خلاقیت و مدیریت سالم، ظرفیت علمی و استعدادهای هنری دانشجویان را شناسایی و تشویق می‌کرد.

احدی در سال ۱۳۹۳ هجری خورشیدی برای ادامهٔ تحصیل وارد دانشگاه فرهنگ و هنر تاجیکستان (میرزا تورسُن‌زاده) در شهر دوشنبه شد و دوره‌ی کارشناسی ارشد خویش را در رشته‌ی فرهنگ‌شناسی با گرایش سینما به پایان رسانید؛ اما با تغییر وضعیت سیاسی کشور، نتوانست وارد دوره‌ی دکترا شود.

وی از سال ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ خورشیدی رییس شورای عالی فرهنگی دانشگاه کابل بود و در مدت سه سال، بیش از ۱۹۰ برنامهٔ علمی، ادبی – فرهنگی در سطح ملی و بین‌المللی، کنفرانس‌ها، گفتمان‌های فرهنگی، محافل ادبی، نشست‌های سینمایی و برنامه‌های علمی متعددی را برگزار و مدیریت نمود که از آن به‌عنوان یکی از دوره‌های طلایی در دانشگاه کابل یاد می‌شود.

همچنین از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ هجری خورشیدی، با حمایت مالی گویته‌انستیتوت (مرکز فرهنگی آلمان در کابل)، مرکز فرهنگی فرانسه در کابل، مرکز فرهنگی انگلیس در کابل و دیگر نهادهای بین‌المللی، سه دوره جشنواره‌ی ادبیات نمایشی دانشجویی را در دانشگاه کابل برگزار کرد.

فضل‌احد احدی در کنار تدریس، عضو شورای رهبری دانشگاه کابل، عضو شورای علمی دانشکده هنرهای زیبا، عضو شورای تحقیق دانشگاه کابل، مسئول کمیته‌یگ تحقیق دانشکده‌‌ هنرهای زیبا، رئیس کمیته نصاب و کریکولوم و عضو کمیته فرهنگی دانشکده هنرهای زیبا بود.

احدی علاوه بر فعالیت‌های علمی، شاعر نیز است و تا کنون هفت دفتر شعر از او منتشر شده و دو دفتر دیگر آماده‌ی چاپ دارد. آشنایی او با آثار شاعرانی چون قهّار عاصی، استاد واصف باختری، استاد خلیل‌الله خلیلی، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، سهراب سپهری و همچنین حضور در حلقه‌های عرفانی استاد حیدری وجودی در کتابخانه عامه‌ی کابل، نقش مهمی در گرایش او به شعر داشته است.

او در هر قالب شعری طبع‌آزمایی کرده؛ اما بیش‌تر اشعارش در قالب غزل است و محور اصلی شعرهایش عشق صادقانه، موضوعات میهنی، اجتماعی و گاهی طنز است. او شاعری‌ست با دوری از تصنع و تکلّف، دردهای مردم و محرومیت‌های سرزمینش را فریاد می‌زند. او باور دارد که شعر، یگانه سلاح در برابر ظلم و استبداد است.

پس از تحولات سیاسی اخیر و سقوط نظام جمهوری افغانستان، احدی با حمایت دولت فدرال آلمان با خانواده‌اش به آن کشور رفت و پس از سپری کردن هشت ماه در آلمان، با دعوت دانشگاه شیکاگو به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد. او در حال حاضر به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه شیکاگو، مشغول تحقیق و پژوهش است.

احدی باغ‌چه‌بان باغ هزار رنگ و هزار آوای سرزمین خسته‌ی افغانستان است. او نویسنده، پژوهش‌گر، شاعر و فیلم‌نامه‌نویس پُرکار است و تاکنون بیش از ده‌ها مقالهٔ علمی در ژورنال‌های ملی و بین‌المللی نشر کرده است. همچنین آثار متعددی در قالب کتاب، داستان، نمایش‌نامه، فیلم‌نامه و پژوهش‌های فرهنگی و سینمایی تالیف کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

کتاب‌ها و آثار علمی
1. پنجشیریان و یادواره‌ی رفته‌ها
2. فرهنگ عامیانه‌ی پنجشیر
3. اقتباس در سینمای افغانستان
4. مجموعه داستان «ما از شب می‌ترسیدیم»
5. سرد مثل پاییز (دفتر شعر اول)
6. پنجره‌های نیمه‌باز (دفتر شعر دوم)
7. پنجره‌های بسته (دفتر شعر سوم)
8. پرستوهای پرشکسته (دفتر شعر چهارم)
9. من جسم زخم‌خورده‌ی یک انتحاری‌ام (دفتر شعر پنجم)
10. نامت به شاخه گل مریم نوشته ام (دفتر شعر ششم)
11. نمایش‌نامه بلند «تنویر»
12. بیش از پنجاه نمایش‌نامه
13. بیش از شصت فیلم‌نامه
14. شخصیت‌پردازی در داستان، فیلم‌نامه و نمایش‌نامه
15. قاموس جغرافیای پنجشیر
16. شاعران معاصر پنجشیر (با همکاری دکتر حکیم باختری)
17. ترجمه کتاب «خلق داستان از طریق شخصیت» از انگلیسی به فارسی، نوشته ژول سیلبو
18. رمان خاکستر و امید( از کابل تا شیکاگو) در دست چاپ. نشر CFRE در کانادا.
19. ترجمه دفتر شعر ( من جسم زخم خورده‌ی یک انتحاری‌ام) به زبان انگلیسی. نشر دانشگاه هاروارد پرس. سال ۲۰۲۵
20. نمایش‌نامه بلند( پرواز در افق فلسفه و حکمت: دیدار ابن سینا و البیرونی) در دست چاپ.
21. نمایش‌نامه بلند (خرم از کره‌گی دم نداشت) بر اساس یکی از قصه‌ی معروف فارسی.
برخی مقالات علمی چاپ‌شده:
1. جایگاه فلم‌نامه‌نویسی در سینمای افغانستان
(چاپ مجلهٔ دانشکده هنرهای دانشگاه کابل)
2. شکل‌گیری فلم‌نامه‌نویسی در افغانستان
(چاپ مجله ادب دانشگاه کابل)
3. تفاوت‌ها میان اسطوره و افسانه
(چاپ مجله ژورنالیزم دانشگاه کابل)
4. مقایسه فرهنگی تاجیکستان و افغانستان
(چاپ مجله «دوشنبه» کشور تاجیکستان)
5. رابطه ادبیات و سینما
(چاپ مجله دانشکده هنرهای دانشگاه کابل)
6. تفاوت‌ها میان حماسه و اسطوره
(چاپ مجله دانشکده هنرهای دانشگاه کابل)
7. شاعران معاصر افغانستان، تاجیکستان و ایران
(چاپ مجله «دوشنبه» کشور تاجیکستان)
8. نقدی بر فیلم «مورچه» تاجیکستانی
(چاپ روزنامه جمهوری تاجیکستان)
9. مقایسه قهرمانان تراژدی و حماسه در آثار ویلیام شکسپیر و شاهنامه فردوسی
(مقاله بین‌المللی چاپ دانشگاه «الفارابی» قزاقستان) سال ۱۳۹۹.
10. بررسی مقایسه‌ای «مسافر» سهراب سپهری و «شعر» قهار عاصی با تاکید بر نظریه ارسطو
(چاپ نشریهٔ بین‌المللی ایران‌نامک– دانشگاه تورنتو). سال نشر۲۰۲۴.

نمونه‌ی شعر آقای احدی

من پورِ بلخ و سُغد و سمنگانی‌ام هنوز
رزم آورِ شجاع خراسانی‌ام هنوز

جاری‌ست خون خسروِ پرویز در رگم
حماسه‌ساز دوره‌ی ساسانی‌ام هنوز

رستم نمرده، آرش و سهراب زنده‌اند
اسطوره‌های عصر درخشانی‌ام هنوز

هرجا درفش کاوه بلند است، او منم
من پهلوان دوره‌ی شاهانی‌ام هنوز

جسمم ز کابل است و بخارا روان من
من از سپاه دوره‌ی سامانی‌ام هنوز

هرچند زخم‌های تنم تازه است و لیک
لبخند لحظه‌های پریشانی‌ام هنوز

از باد‌های ساده نلرزیده قامتم
ناجی عصر و دوره‌ی طوفانی‌ام هنوز

تا قهرمان قصه ابومسلم است و من…
نه مُرده‌ام، نه قصه‌ی پایانی‌ام هنوز

بام جهان قلمرو حاکمیت من است
من مرد با غرور بدخشانی‌ام هنوز

مرزی اگر کشیده زمان بین مان، ولی
من از خُجند و مشهد و ختلانی‌ام هنوز

من از هرات و تو ز بخارا و اصفهان
می دانم‌ات، مگر تو نمی‌دانی‌م هنوز

هرچند از چنین همه اوصاف کوچکم
فرزند با وقار کرامانی‌ام هنوز

باید مسیر باد صبا را عوض کنیم
باید هوای دهکده‌ها را عوض کنیم

فریادها میان گلو کشته می‌شوند
باید نوای حنجره‌ها راعوض کنیم

با نعره‌های خفته به‌جایی نمی‌رسیم
باید ز بیخ و ریشه صدا را عوض کنیم

دارو دگر نتیجه ندارد به زخم مان
فکری به‌هم نموده، دوا را عوض کنیم

باید مسیر فیلم به جای دگر رود
لازم اگر شود که نما را عوض کنیم

این‌جا هوای دهکده سرد است، بعد از این
باید مسیر صاعقه‌ها را عوض کنیم

با این عصای دست به مقصد نمی‌رسیم
باید ز دست خویش عصا را عوض کنیم

دستت بده به دست من، آغوش باز کن
مشتی شویم و تا که بلا را عوض کنیم

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=22649

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.