روایت تلخ یک دختر بدخشانی از ترفندهای تجارت دختران

روایت تلخ یک دختر بدخشانی از ترفندهای تجارت دختران

من یک دختر بدخشانی هستم و نوشته‌ام روایتی از درد هزاران زن و دختر این استان می‌باشد. دردی که اغلب در گلو خفه می‌شود و به یک بغض خاموش مبدل می‌گردد؛ زیرا فرهنگ‌های سنتی و فضای بسته اجتماعی مانع آن است که زنان بتوانند صدای خود را بلند کنند.

شاید برای برخی از مردم، این موضوع سخن ساده یا حتا بی‌اهمیت جلوه کند، اما برای تعدادی از دختران بدخشان، تجربه‌ای است عمیق، تلخ و ویرانگر که بارها با چشم خود دیده‌‌ام.

روی این ملحوظ، تصمیم گرفتم این روایت را بازگو کنم تا صدای دخترانی باشم که فریب تاجران انسان را خورده و دردهای‌شان در خاموشی و بی‌عدالتی دفن‌شده است.

یکی از خاطرات تلخی که هیچ‌گاه از ذهنم پاک نمی‌شود، مربوط به دو سال پیش است که از بدخشان به کابل رفته بودم. در آنجا معمولاً به خانه خویشاوندان بدخشانی خود سر می‌زدم. شبی در خانه یکی از خویشاوندان مهمان بودم و در جمع ما، مردی از هزاره‌های اسماعیلیه کابلی نیز حضور داشت که همسرش از اسماعیلیه‌های بدخشان بود.

در میان صحبت‌ها، سخن از «ازدواج و خویشی» به میان آمد. همان مرد در حضور ما با یکی از بستگانش که در بیرون از کشور به‌سر می‌برد، تماس تلفنی گرفت و در باره‌ی پیدا کردن یک دختر بدخشانی برای ازدواج با او، صحبت کرد. او به وضوح گفت که پیش‌تر برای یکی از پسران فامیلش، دختری از بدخشان را «هماهنگ» کرده و در مقابل این کارش، پول دریافت نموده است.

در ادامه، آن مرد حتا تصویر و صدای دختر را برای پسر خارج‌نشین فرستاده بود. من متوجه شدم که قسمت‌های از پای، گردن و دستان این دختر در عکس‌ها، نسبتاً عریان است؛ چون آن پسر می‌خواست که بدنش را نیز ببیند.

ظاهراً پسر هزاره از تصاویر دختر خوشش نیامده بود و برای این مرد چنین گفت: «من برایت گفته بودم که دختری از بدخشان برایم پیدا بکن، تحصیل‌کرده و زیبا؛ با بینی بلند، ابروهای تیره، اندام نازک و قد بلند باشد.

چنین دختری گزینه و فرمایش من است. من حاضر هستم تا شانزده لک روپیه برای خانواده دختر بپردازم. برای تو هم مبلغ یک لک روپیه پرداخت خواهم کرد».

در حقیقت، این مرد، کسی بود که با تاجیکان اسماعیلیه بدخشان، خویشاوندی داشت و می‌توانست به بدخشان برود و دختر مورد خواست آن مرد خارج‌نشین را در برابر پول، پیدا کند.

این روایت، برای من نمادی از تجارت آشکار دختران بود. آنان در گفت‌وگوهای‌شان، به‌راحتی از الفاظ مانند «به بدخشان رفته و دختری را پیدا خواهیم کرد» ویا «دختران را ردیف می‌سازیم و از میان‌شان، یکی را انتخاب می‌کنیم»، استفاده می‌کردند.

دختران بی‌خبر از آینده، تنها با وعده زندگی در کابل یا خارج از کشور، در دام این خرید و فروش می‌افتند و عمری را در انتظار فردایی مبهم می‌گذرانند.

نظر به روایت‌های شنیده‌شده، تعدادی از مردان هزاره، دو دلیل را برای ازدواج با دختران تاجیک اسماعیلیه بدخشانی در نظر می‌گیرند.

اول، این‌که ادعا می‌کنند، همه‌ی ما مذهب مشترک داریم و از خود هستیم. دوم این‌که دختران تاجیک، زیبا هستند. اما واقعیت این است که فرهنگ تاجیکان در مسائل زندگی خصوصی با هزاره‌ها فرق زیاد دارد و در بسا موارد با مشکلات جدی مواجه می‌شوند. اکثر دخترانی که تن به چنین ازدواج‌های داده‌اند، در طول عمر پشیمان می‌شوند.

من در سال گذشته، روایت زندگی زنی از بدخشان را که سال‌ها پیش به عقد یک مرد هزاره درآمده بود، از زبان خودش شنیدم. ثمره ازدواج‌شان سه فرزند بود. اما روایت خودش از زندگی، نشان‌دهنده نارضایتی آشکار او بود. وی در زمینه برایم چنین گفت: «من در یک فرهنگ متفاوت از تاجیکان زندگی می‌کنم و بدون اجازه خشو (مادرشوهرم)، حتا نمی‌توانم غذای خود یا فرزندانم را آماده کنم.

همواره درگیر مشکلات و تحقیر تفاوت‌های فرهنگی هستم. پس از سال‌ها تحمل، سرانجام ناگزیر شدم که طلاق خود را بگیرم.

این بدترین سرنوشتم بود که با سه فرزند، زندگی‌ام ویران شد. دو فرزندم را پیش پدرشان گذاشتم و با پسر کوچک‌ترم تنها ماندم. اکنون هم جدایی از فرزندان و آینده نامعلوم، عذاب هر روزه من شده است».

این سرنوشت، تنها روایت یک زن نیست. نمونه‌های مشابه آن، بار بار تکرار شده ‌است. روایتی که از تفاوت‌های فرهنگ خانواده‌گی و تجارت زنان توسط خواستگاران حکایت می‌کند. چندی پیش، با عبور از یک روستای اسماعیلیه‌نشین بدخشان، با صحنه‌ای تکان‌دهنده مواجه شدم.

چهار زن را دیدم که به‌صراحت از من پرسیدند: «آیا در این روستا، دختر جوان و زیبای سراغ دارید تا او را برای پسرمان که در استرالیا زندگی می‌کند به زنی بگیریم؟ هرقدر پول لازم باشد، پرداخت می‌کنیم».

اگر کسی ما را همکاری کند، برای او نیز پول می‌دهیم». آنان خودشان را هزاره‌های اسماعیلیه کابلی معرفی کردند. بعدها دانستم که در این چند سال اخیر، ده‌ها زن هزاره از بغلان، کابل و مناطق مرکزی خراسان‌افغانستان در مناطق اسماعیلیه‌نشین بدخشان در جستجوی دختران جوان هستند.

این زنان با وعده‌های دروغین مبنی بر زندگی راحت در کابل و یا خارج از کشور، دختران ساده‌دل را به دام می‌اندازند و از پسران خارج‌نشین نیز پول دریافت می‌نمایند.

در بعضی موارد، عده‌ای از این مردها ‌که قبلاً از دختران تاجیک اسماعیلیه بدخشانی زن گرفته‌اند، دختران خویشاوندان همسر خود را برای دیگر پسران هزاره، خواستگاری می‌کنند. چندی پیش شنیدم که عده‌ای از پسران هزاره، بعضی از آدم‌های سر‌شناس و بزرگ قومی بدخشانی را نیز با پرداخت تحفه و انعام، به خواستگاری خویشاوندان و همسایه‌گان‌شان می‌فرستند.

این خود، نوع دیگری از ترفند به دام‌اندازی دختران و ازدواج‌های فریبنده با پسران ناآشنای خارج‌نشین و دیگر ولایات خراسان‌افغانستان می‌باشد.

این تنها هزاره‌های اسماعیلیه نیستند؛ مردان قبایل جنوبی و مشرقی، به‌ویژه در چهار سال گذشته، برای گرفتن همسر سوم و چهارم به بدخشان روی آورده‌اند. به گفته‌ی بعضی از جامعه‌شناسان، آنان با سوءاستفاده از وضعیت فقر و ناچاری خانواده‌ها، تعدادی از دختران سنی‌مذهب را زیر نام «نکاح اسلامی» به عقد خود درمی‌آورند.

اما به نظر من، این مسئله ریشه در فرهنگ اجتماعی بدخشان دارد، نه صرفاً در فقر اقتصادی. من گزارش‌هایی را نیز شنیدم که عده‌ای از مردان بدخشان، دختران اعضای خانواده‌های خویش را برای مردان قدرتمند سیاسی و نظامی جنوبی و مشرقی به زنی می‌دهند تا از مزایای قدرت بهره‌مند شوند.

 

هم‌چنان بارها از زبان دختران شنیدم که خواست‌شان، ازدواج با کسانی بود که در بیرون از بدخشان، به‌خصوص کابل و یا خارج از کشور زندگی می‌نماید.

بسیاری از این دختران پس از ازدواج، برای همیشه از خانواده و دیارشان جدا می‌شوند و در فرهنگ زن‌ستیز قبیله‌ای، محو می‌گردند. در جامعه قبیله‌ای، همین ازدواج‌ها وسیله‌ای برای تحقیر و سرکوب تاجیکان نیز شمرده می‌شود. بارها به‌گونه‌ای کنایه از مردان قبیله شنیدم که با غرور و تمسخر می‌گویند: «زن من، بدخشانی است».

روایت من، تنها یک نمونه است؛ نمونه‌ای از صدها داستان خاموش که در خانه‌ها، روستاها و شهرستان‌های بدخشانِ خراسان‌افغانستان جریان دارد. امید دارم که روزی این ترفندها همه‌گانی شده و دیگر دختران قربانی چنین اعمالی نشوند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=19837

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.