نویسنده: سیحون کوهسار
نخستین نشست فعالان و گروههای سیاسی خراسانافغانستان در اسلامآباد با عنوان «بهسوی وحدت و اعتماد»، درحالی برگزار شد که چندبار به تعویق افتاد و در ترکیب آن تغییرات آمد و پرسشها و نگرانیهای متعددی را در میان ناظران سیاسی بر انگیخت.
برگزارکنندگان، اهداف این نشست را «تقویت همکاری منطقهای» و «ترسیم چشماندازی برای آینده سیاسی خراسانافغانستان» عنوان کردهاند. در نگاه اول، اینگونه گفتوگوها برای ایجاد پلتفرمی میان مخالفان گروه طالبان و یافتن راهحلی برای بنبست سیاسی کنونی، ضروری به نظر میرسد.
نفس برگزاری چنین نشستی در پاکستان، از دید برخی مخالفان گروه طالبان، نشانهای امیدوارکننده و حاکی از «عبور پاکستان از گروه طالبان» تفسیر شده است. این نگاه، نشست اسلامآباد را پیشزمینهای برای نشستهای کلانتر مخالفان گروه طالبان میداند.
اما در نگاه دقیقتر این رویداد میتواند پیامهای
پیچیدهتری داشته باشد. برگزاری نشست در پاکستان؛ کشوری که همواره متهم به حمایت از گروه طالبان بوده و حضور چهرههای خاص در آن، این سوءظن را تقویت میکند که ممکن است این رویداد بیش از آنکه نمایشی از «اتحاد مخالفان» باشد، صحنهای برای پیشبرد روایت و منافع خاص است.
محمد حسین یاسا از هزارههای پاکستان یکی از اشتراککنندگان نشست اسلامآباد است که سنگینترین بار اتهام به وی وارد است؛ اتهامات “جاسوسی برای آیاسآی پاکستان” که در زمان حکومت پیشین توسط رئیس امنیت ملی، رحمت الله نبیل، به طور عمومی مطرح شدهبود.
در اسد ۱۳۹۱ رحمت الله نبیل که در آنزمان رئیس امنیت ملی خراسانافغانستان بود در نشستی در مجلس نمایندگان کشور اعلام کرد: “در صورتی که جرم محمد حسین یاسا مبنی بر جاسوسی برای پاکستان ثابت شود، هیچ کسی نخواهد توانست که وی را از دست قانون خلاص کند”.
او توضیح داد:”سه یا چهار خانه در کابل به مبلغ تقریبی هفت هزار دالر کرایه شده است؛ اما همه خالی هستند؛ تنها پنج الی شش ماه یکبار یک خارجیها میآمدند و با داکتر یاسا به مدت دو تا سه ساعت صحبت می کردند، اینها موارد مشکوکی است که ما به شدت روی وضاحت آن کار می کنیم”.
نبیل در ادامه از حضور یاسا در جلسات مهم سفارت پاکستان خبر داد و همچنین عنوان نمود که بلافاصله پس از ختم این جلسات، وی با برخی از متنفذین خراسانافغانستان در داخل کابل ملاقاتهایی داشته است.
ویهمچنین گفته بود که یاسا دو تابعیت دارد و فعلا تحت نظارت جدی این اداره در داخل شهر کابل می باشد.
قابل یاد آوریست که محمد حسین یاسا؛ مدیرمسئول روزنامههای خراسانافغانستان و اوت لوک و همچنین از موسسین جبهه ملی مخالف حکومت جمهوری در سال ۱۳۹۱ پس از خارج شدن از هتل اینترکانتیننتال، توسط اداره امنیت ملی آنزمان به هدف بازپرسی به این اداره منتقل گردید؛ اما بعد از ۲۸ ساعت با قید ضمانت رها شد.
همچنان در آنزمان نیز گفته شده بود که یاسا از طرف استخبارات پاکستان وظیفه داش تا نشستها و روابط محقق را با هندوستان تحت نظر داشته باشد و یکی از شاهدان ملاقات سفیر هند با محقق در صفحه فیسبوکاش نگاشته بود که یاسا نیز در این نشست حضور داشت و دست محقق را بوسید و در چشمش مالید که این عمل باعث تعجب ماشد.
در ادامه گفت: سفیر هند با محقق به گونه آزاد صحبت نکرد و پس از چند روز از سفیر پرسیدم چرا محقق بازتر صحبت نکردید؟ در حالیکه آنها مایل به ایجاد رابطه بودند، پاسخ سفیر هند این بود که دکتر حسین یاسا آنتن استخبارات پاکستان است و در ملاقات حضور داشت.
طاهر زهیر، یکی دیگر از اعضای اشتراک کنندگان این نشست سابقه او از وزیر در نظام پیشین تا همکاری با مولوی مهدی از فرماندهان گروه طالبان، تسلیم شدن و بیعت با گروه طالبان، یک چرخش سیاسی کاملاً متناقض را نشان میدهد.
حضور چنین فردی در جمع «مخالفان»، این پرسش جدی را ایجاد میکند که آیا این نشست در پی ایجاد یک اپوزیسیون واقعی است، یا گردآوری افرادی است که یا با گروه طالبان سازش کردهاند یا با پاکستان ارتباط دارند تا یک اپوزیسیون «قابل کنترل» و «سازگار با منافع اسلامآباد» شکل گیرد؟
فوزیه کوفی اتهامات قدیمی قاچاق مواد مخدر و داشتن نیروهای مسلح غیرقانونی، همراه با گزارشهای اخیر درباره ارتباط خود و خانوادهاش با فرماندهان محلی گروه طالبان در بدخشان برای حفظ اموال، اعتبار او را به عنوان یک چهره مخالف خالص، مخدوش میکند.
بنا بر ملحوضات یاد شده و چهرههای مبهم که به عنوان اشتراک کنندگان نشست اسلامآباد هستند به نظر میرسد این نشست کمتر محصول اراده مستقل و خودجوش جریانهای مخالف است و بیشتر نشاندهنده یک ابتکار از سوی پاکستان برای ایفای نقش بازیگردان در تحولات خراسانافغانستان است.
از سوی دیگر، ترکیب حاضر این گمانهزنی را دامن میزند که هدف، ایجاد یا تقویت جریانی از «مخالفان» است که یا با گروه طالبان رابطه دارند، یا تحت نفوذ پاکستان هستند.
این امر میتواند به حاشیهرانی مخالفان سرسخت و مستقل و ایجاد تفرقه در صفوف اپوزیسیون واقعی بینجامد. به باور من اگر وضعیت نشستها به همین منوال پیش برود و حضور افرادی که متهم به همکاری با بازیگران اصلی بحران (پاکستان و گروه طالبان) هستند، ادامه پیدا کند اعتماد نسبت به چنین نشستهایی به شدت کاهش مییابد.
این نشستها به جای ایجاد «وحدت و اعتماد»، به دلیل ماهیت ترکیب شرکتکنندگان، ممکن است به دامنزدن به بیاعتمادی بیشتر و ایجاد شکاف در میان نیروهای ضد گروه طالبان منجر شود.













