انسان در نتروال حیات

انسان در نتروال حیات

نویسنده: حسیب فقیری پژوهشگر امور اجتماعی و روانشناسی

اگر درک متعالی بر کاینات اندرون انسان صورت گیرد بازهم پهنای ان از محیط عقل و خرد خارج است، روح در کالبد انسان به مثابه شاهین ایست که در قفس نگهداری می‌شود و نیازمند رفتن به صحراها و دشت‌ها را دارد، باری روح انسان در جسم او نیز هم‌چون شاهین بدنبال چیزهای است که در روضه رضوان به آن انس و الفت دارد، اگر این مساله علمی و ارزش‌مند کمی ساده‌تر بیان گردد، بدون شک به اصل حقایق اصیل انسانی می‌توان با استفاده ازان دست یافت، حاصلات دینی هم این مفاهیم را می‌رسانند که در جنت غم، تنفر، انزجار وهمه بدبختی‌های دیگر وجود ندارد درواقع بااین قداست تنها چیزی که در دنیا بان تزیید شده ضد ان است مثلا ضد خوبی بدی است ضد غیبت صفت، ضد عطوفت تنفر است ضد حسرت و حسد قناعت و شادمانیست به‌مین شکل بین این دو مبارزاتی است در جهت دریافت درستی و زدودن نادرستی‌ها.

اگر نتوانیم جنتی را در جهانی که زیست می‌کنیم ایجاد نماییم بدون شک همین بدبختی را نیز در جهان پس از این شاهد خواهیم بود زیرا پس از محاسبه حشر در واقع اصل بدی‌های که در دنیا مهار نشده اند، اتش مهارشان خواهد کرد این می‌رساند که انسان باید پیش از رفتن به اصل جایگاه، اصل خود را دریابد و دین و تدین عاقبت چیزی است که به انسان داده می‌شود، اینجا نمی‌خواهم در ارتباط به مفاهیم حیات تبصره‌ای داشته باشم و در محدوده بحث کنونی نیز نمی‌گنجد اما اگر اشاره کوتاه از باب حیات داشته باشیم می‌توان خاطرنشان ساخت که حیات صورت‌های مختلف خود را دارد، حیات از کلمه حی و به معنای زندگانی و زنده شدن است که در مقابل آن مَوت و مَمات (مردن) به کار می‌رود. در اصطلاح، نیرویی است که موجب بروز حس و تحرک در موجود زنده می‌شود و موجودات با آن خود را از نقص به کمال می‌رسانند بحث ما انسان در وجه حیات است، وقتی در کالبد روح دمیده می‌شود ذات روح نگهت قدسیت دارد و جسم انسان را با تمام حوایج، خواست‌ها، احساسات به مسیر اصلی اش سوق دهد جان سخن اینجاست که ماموریت انسان چیست و چه برنامه ای برای وی در پیش بوده است علامه طباطبایی اصل حیات انسانی را حیات طیبه می‌داند که بهشت، سعادت و استغنا از خلق است درک این مساله بغرنج است، شناخت اصالت حقیقی انسان در میان قطور آموزه‌های دینی و آیه‌های قران صریح بیان شده است.

چیستی حیات و چرایی حیات انسان چیستی حیات انسان اکثرا به ظواهر امور وپدیده‌ها اشاره دارد مشکل محیط زندگانی، نوع زندگانی، روابط باخود، انسان‌های دیگر، جامعه، محیط و غیره امور مربوط به عالم معاش را متبیین است که اکثرا واقعیت زندگی انسان را تشریح می‌کند در حالیکه چرایی زندگی مساله حقیقت وکمال آدمیست انسان در انتروال حیات باید از اسباب واقعی مثل اب ونان وجای درجهت رسیدن به حقیقت خود تلاش ورزد ولی اکثرا کلیت زندگی را درمحور واقعیات ان به پیش می‌برند که نهایت ان دوباره در اعماق خود مبهوت شدناست. نهایت ان همچون زمین‌های که ازاب بصورت بی رویه استفاده شده باشد ویا شوره ان از اندازه زیاد تر باشد بطرف نابودی میرود شوره و اب بی رویه زمین درون انسان، همان استفاده از پدیده‌های است که اصل شان بد ولی به خاطر اینکه انسان جسم زمینی دارد و این پدیده درحرکت اوردن ان بسوی بهبود نقش خاص خود را دارند و نیز از ضرورت‌های اصلی و اساسی انسان است مثلا شهوت جنسی نیاز تداوم نسل بشر را متبیین است اما یک پدیده زشت و در استفاده غیر از اصل خود گناه است.

در این بین و اما جدا از اینکه انسان برای معرفت و عبادت خلق شده نیز می‎توان در محور اصلی شناخت واکاوی نمود وقتی انسان زنده هست از همه انچه اندرون اوست میداند (بل الانسان علی نفسه بصیره) انسان به نفس خود بیناه است ولی انچه او دراین انتروال جان می‎بخشد و به سعادت ابدی می‌کشاند محنت و رنج ایست که در جهت معرفت و کمال از حجرات انفس و افاق متقبل می‌شود چنانچه خداوندج در قران کریم به رنج ومحنت انسان اشاره می‌کند (لقد خلقنالانسان فی کبد) انسان ازلی نیست اما ابدی است ولیکن مسیری را که در حین حیات می‌پیماید تعیین می‌کند که محل اش کجاهست ایا این ابدیت ابدیت اسفل السافلین است و یا هم اعلی العلیین (لقد خلقنالانسان فی احسن التقویم ثم رددناه اسفل السافلین) کلمه رددناه یعنی باز گرداندیم در این آیه رددناه مبیین ان است که انسان وقتی در بهترین صورت خلق شده ما به اسفل السافلین باز می‌گردانیم در حقیقت او خود تعیین می‌کند که بکدام مسیر برود مسیر خود را چگونه دریافت نماید خلاصه سخن اینکه انسان ماموریت دارد تا با معرفت به عبادت بپردازد و از عبادت دو باره سیر معنایی شناخت را بداند این در حالیست که بدون سیر عمیق انسان فقط تنها به واقعیت وجودی اش می‌بیند و از حقیقت ابدی اش واقف نیست باید از حیات که باان مسیر دنیا پیموده می‌شود غایت استفاده و بهره را برده و خود را در میان انبوه از موانعات به افق ارزش‌های پسندیده انسانی و عادات فرشته گونه برسانیم این می‌شود مسولیت اخلاقی و ارزشی انسان در انتروال حیات که نتیجه ان زیست شرافتمندانه دنیوی است، زیست شرافتمندانه دنیوی نردبان است که زمینه رفتن به جنت را پس از برزخ تضمین می‌کند.

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11765

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.