نویسنده: عبدالحی خراسانی
نهضت احیاء خراسان، دیدگاه راهبردی و چشم انداز استراتیژیک ماست.
یک: اگر اکثریت یک جامعه یک دیدگاه راهبردی و استراتیژیک را تحت تأثر سونامی تبلیغات چند صدساله رد نمایند؛ به معنی رد حقانیت آن دیدگاه نیست؛ چنانکه در کتاب مکتوب قرآن هم آمده است: «وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ.وَلَٰکِنْ لَا یَشْعُرُونَ.
وَأَکثَرُهُم لا یَعقِلونَ.» لهذا رأی اکثریت همواره و همیشه قرین حق و حقیقت نمیباشد.
طبیعی است که در فردای آزادی خراسانافغانستان، باید این نام در یک ریفرندوم به آراء عمومی گذاشته شود و مشروعیت را از طریق صندوق رأی بگیرد.
دو: سو استفاده و بهره بردن جریان های افراطی، شیاد و منافق از یک ارزش متعالی یا نماد تمدنی؛ برهان و حجت برای رها نمودن آن ارزش و نماد نمی باشد.
سه: آیا ما می توانیم به دلیل اینکه گروههای افراطی خبیث، شیاد و دگمباور تحت نام آراء امام اعظم ابوحنیفه، به جعل و کذب پرداخته و از مکتب و دیدگاه او یک منطومهی خشک و منجمد و جزمیت باور ساخته اند؛ صرفنظر کنیم؟
آیا ما می توانیم به دلیل اینکه در دوران جمهوریت کذایی فروپاشیده ارزش های حقوق بشر، دموکراسی و اخلاق سیاسی به گند خیانت، رذالت، فساد و تباهی آلوده شدند؛ همه را کنار بگذاریم؟
از آن بزرگتر، آیا ما می توانیم به این دلیل و علت که جریان های افراطی و قرائت های دگم اندیش و جزمیت باور،چهره اسلام را در تمام جهان تاریک و تیره و سیاه معرفی نموده اند؛ صرفنظر کنیم؟
مگر میتوان به دلیل حجم فربه خرافات مشمئزکنندهٔ طبقات صوفیه امروزی؛ از سپهر بلند عرفان و کهکشان معنویت خداوندان خراسان چشم پوشی نماییم.
نخیر، هرگز جناب آقای صالح