نگارنده: حسیب فقیری پژوهشگر حوزه جامعه و فرهنگ اسلامی
به نظر زاهدان، سالکان و خلوت گزینان؛ خلوت گزینی و اشتیاق متداوم به آن به عبادت و بندگی کیفیت متعالی میبخشد و انسان را که نیمه ان از مرغ باغ ملکوت و نیمه دیگر آن از خاک است با زهد میتواند ایامی را که در قفس جسم قرار دارد به روشنایی و آرامش بگذراند، صوفیان برای رسیدن به ردههای بلند معنا و سیر صعودی شان از آنچه که زمینی باشد دوری میجویند و زمین همانگونه که قوه جاذبه دارد آنچه که از بطن آن بیرون میشود نیز به لحاظ معنوی کشش و جاذبه دارد تناول غذاهای متعدد خود فربه گی فزیکی و نفسی انسان را متبین است بهمین خاطر زاهدان برای حذر و دوری از مافیهای زمین میکوشند تا به خلوت روند اما این تصور که زاهد شوی و زاهد گونه زیست نمایی رویه ایست که منجر به انزوای جامعه در صورت فرط و تزیید رعش خلوت گزینی انسان از مافیهای اصلی زندگی بیرون میشود و این فرایند که جمود آفرین نیز هست در برابر توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تعلیمی، تربیتی، تقویت خردمداری و روشنگری قرار گرفته و بجای خردمداری و تعقل افت تقدیس جان میگیرد.
افتی که امروزه هزاران جدال و انزوا در جوامع اسلامی خلق نموده است اساس این عملکردها ریشه در سر چشمهای دارد که ان را زهد میگویند اگر زهد را در ظرف عقلانیت فیلتر نماییم جوهری که از این فیلتر بیرون داده میشود صبر در برابر مصایب و شکر در قبال نعمات است، همچنان زهد تزکیه و احسان نیز هست زهد به لحاظ معنوی دقیقن به خط همین مفهوم نشانه میرود حالانکه بعضا لباس تقدیس در زهد فضای منجمد و باز دارنده از تدبیر ایجاد کرده است.
حافظ باری به نشانههای زهد چه زیبا نشانه میرود:
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
دقیقن حافظ اینجا میگوید که اگر اندوه و تنهایی شما را تسخیر کرده و یاهم احساس میکنید که قوه متعالی بر کنترول اندوه نیاز هست آن همان ایست که همه جاه هست و نظاره گر شما پس خلوت چرا خداوندج در هر وقت و هر جای است این شمایید اگر فکر میکنید باید خلوت گزینید از جذبات رهایی میابید آب پاک در هر جای است مردان است که از آب نا پاک آب پاک بدست آورد در محیطی که همه بسوی بطلان رخش میرانند تو به صوب اصالت وحقیت خویش میدوی حالانکه خلوت گزینی چیزی جز کنترول محیط به لحاظ انقیادی نیست به این اساس زاهدان چابک اند و مهار محیط را با لباس زهد خود بهتر کنترول میکنند همین است که از اوج کنترول و نازیدن زهد افت تقدیس نمود میابد.
زاهد به زهد نازد و عاصی بلطف دوست
درحیرتم که قابل رحمت کدام اوست
حافظ
زهد را اگر خلوت گزینی از محیط گناه تعریف کنیم درون مایه ان عطش مهر و توصل به اصل است آنجا که با چشم بصیرت میتوان به امور چیره شد و این قوه زمانی میتواند در وجود آدمی تجلی پیدا کند که انسان قوت پذیرش تفکرات انتقادی و توهین جناحها را داشته باشد در حالیکه تقدیس را حتی میافریند و راحتی در زهد از بار تقدیس خودستایی است.