سالنگها از مناطق مرتفع خراسانافغانستان میباشد که از لحاظ نظامی یکی از مناطق استراتژیکی این کشور به شمار میرود.
مناطق مرتفع سالنگها در زمان جهاد با روسها و مقاومت علیه گروه طالبان به رهبری احمدشاه مسعود از اهمیت خاص برخوردار بود.
به تاریخ (۴ دلو/بهمن، سال ۱۳۶۷) نیروهاى قشون سرخ شوروى؛ پس از شکست در خراسانافغانستان بدست مجاهدین، مجبور گردیدند تا این کشور را ترک کنند، همین شکست منتج به زوال اتحاد شوروى؛ بزرگترین امپراطورى زمان نیز گردید.
در حادثه قتل عام در سالنگها، دهکدههای سالنگ جنوبی که آخرین سرباز شوروى از خراسانافغانستان خارج شد؛ مورد هجوم زمینی و هوایی قشون سرخ قرار گرفت. در این حادثه نزدیک به ۱۲۰۰ نفر کشته شدند و صدها خانه ویران شد.
به تاریخ ( ۲۶ دلو/بهمن، سال ۱۳۶۷) قشون سرخ شوروى؛ پس از نه سال جنگ، کشتار و ویرانگرى؛ به قصد اشغال کامل خراسانافغانستان؛ در برابر مجاهدین شکست خورد و با تلفات بیش از ۱۵۰۰۰ سرباز کشته، دهها هزار مجروح و دهها میلیارد دالر بودجه نظامی، سرانجام از این کشور خارج گردید.
میخایل گورباچوف، در باره خروج نیروهای قشون سرخ و چرا مصالحه دکتر نجیب با مجاهدین نتیجه نداد و سالنگها بمباردمان شد، یک مصاحبه در ARTE رسانه فرانسوی-آلمانی دارد که این مصاحبه هنوز به زبانهای فرانسوی و انگلیسی قابل دسترس است، میگوید که من مخالف تجاوز قشون سرخ شوروی به خراسانافغانستان بودم.
او در ادامه افزوده است که به این دلیل اعضا بوروی مرکزی حزب، مرا از حزب بیرون و به یک روستا در کشور اوزبکستان تبعید کردند و زیر نظارت بودم. پس از اینکه اعضای رهبری حزب متوجه شد که دستور کرملین به تجاوز نظامی به خراسانافغانستان یک اشتباه بود، مرا ۱۰ سال بعد، دوباره از تبعید خواستند و رئیس جمهور روسیه شدم.
گورباچوف همچنان در مصاحبه میگوید که چهار روز بعد، پس اژ اینکه رییس جمهور شدم با دکتر نجیب در شهر تاشکند، کشور اوزبکستان از نزذیک دیدیم و برایش گفتم، سربازان قشون سرخ را از خراسانافغانستان بیرون میکنیم، اما دکتر نجیب از شنیدن این خبر بسیار ناامید شد، بسیار دلیلآورد و اصرارکرد که سربازان روسی را از کشور مان بیرون نکنید.
او همچنان در مصاحبه گفته است که سرانجام برای دکتر نجیب فهماندم که گزینهی دیگر وجود ندارد؛ فقط چهار پیشنهاد داریم و اگر این پیشنهادات را عملی بکنید، از حکومت شما حمایت میکنیم.
گورباچوف چهار پیشنهاد خویش به شرح ذیل در این مصاحبه بیان میکند:
اول: همینکه به کابل برگشتید، زندانیان سیاسی را آزاد بکنید، عفو عمومی اعلام بکنید، از تمام مخالفین که فعلا در کشورهای دیگر مهاجر هستند، بخواهید که به خراسانافغانستان برگردند. این کار میتواند اعتماد به مصالحه ملی را بیشتر بکند.
دوم: از تحرکات نظامی و از جنگ در برابر جبهههات مجاهدین دست بکشید. همین امروز دستور بدهید که جنگ باید توقف پیدا بکند. فقط حالت دفاعی داشته باشید.
سوم: صلاحیت و مسوولیتهای شورای مصالحه ملی را بیشتر بکنید، برای نمایندگان سازمان ملل در شورا اجازه بدهید، نظارت بکنند، با مخالفین ببینند، از علما، بزرگان، متنفذین و .. کمک بخواهید تا با مجاهدین میانرو که طرفدار صلح هستند، در خراسانافغانستان ببینند.
چهارم: رابطه را با سازمان ملل و کشورهای غربی، پس از این رابطه یک کشور مستقل و بدون حضور قشون سرخ از سر بگیرید. به خواستهای کشورهای بین المللی توجه بکنید.
او در ادامه میافزاید که دکتر نجیب الله، به کابل بازگشت، اما بیش از صدهاتن از مخالفین را اعدام کرد، دو سال با تمام قدرت نظامی و به شدت در برابر مجاهدین جنگ را دوام داد، از ژنرالان روسی که خاطرات تلخ در سالنگها از سوی نیروهای احمد شاه مسعود داشتند، آنها را دعوت کرد و به انتقامگیری تحریک کرد.
به گفته گورباچوف داکتر نجیب به ژنرالان روسی گفته بود حالا که بیرون میشوید، باید سالنگها را به خاک یکسان بکنید. پس از دو سال نجیب متوجه شد که کارش مطلق اشتباه بوده است.
او در ادامه با ندامت از این حادثه میگوید که بمباردمان سالنگها کار درست نبود و یک جنایت بود. وقتی برای مجاهدین گفتیم، ما از کشورتان بیرون میشویم، آنها با رعایت فرهنگ جنگ و قوانین بین المللی جنگ، حتا یک شلیک بالای سربازان ما نکردند، اما سربازان ما تعهدات بین المللی و قوانین جنگ را به تحرکات دکتر نجیب شکستاندند، بیش از هزارها نفر و صدها خانه و خانواده را در سالنگها در عین خروج بمباردمان کردند.
نظر به اظهارات گورباچوف اینها از دلایلی بودند که مصالح ملی با مجاهدین در خراسانافغانستان نتیجه نداد.
هرچند نوارهای تصویری از داکتر نجیب الله در شبکه یوتیوب وجود دارد که او صحبت از مصالحه ملی میزند.
اما نظر به گفتهی تاریخ نویسان، تحلیلگران و اشخاص دخیل به قضایا حس قدرت طلبی داکتر نجیب باعث شد که هزاران تن به کام مرگ کشانیده شود و هزاران خانه ویران گردد.
پس از خروج قشون سرخ شوروی، همه ساله از قتل عام در سالنگها به تاریخ چهار( دلو/بهمن) سال ۱۳۶۷ در کابل و پروان تجلیل به عمل آمده است. اما تا امروز به این جرم و جنایت انسانی کسی از مجازات نشده است.