نویسند: مانی فرهمند
تحولات جهان و منطقه به سرعت در حال رخدادن است و این تحولات بدون شک تاثیر منفی و یا مثبت آن بر خراسان/افغانستان نیز حتمی است، ازینرو به دو بازیگر اصلی جهانی که نگاهی استراتیژیک به منطقه دارند نمیتوان نادیده گذشت. یکطرف روسیه که در صدد ایجاد آرایش جدید تعهدات امنیتی، اقتصادی و سیاسی جهان است و از هر روزنهای میخواهد به سود خود استفاده ببرد و سعی در کوتاه سازی چالش اوکراین و تاثیر مستقیم مداخله آمریکا و غرب در این منطقه دارد ازینرو به هر شکل ممکن در صدد است تا حاکمان فعلی خراسان/افغانستان را در پی خویش بکشاند که با توجه به نقش برجسته آمریکا در تامین اقتصادی گروه طالبان چنین برنامهای برای روسیه مشکل و تا حدودی نا ممکن مینماید.
بحث موجود را با این پرسش آغاز میکنیم: آیا واقعاً روسیه میتواند جای آمریکا و غرب را در خراسان/افغانستان پر کند؟ چنین پرسش درباره امکان جایگزینی روسیه بهجای آمریکا و غرب در خراسان/افغانستان به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله منافع استراتژیک، روابط منطقهای، وضعیت داخلی خراسان/افغانستان و سیاست خارجی روسیه. که بهطور خلاصه میتوان گفت:
۱. منافع استراتژیک روسیه: روسیه به دلیل موقعیت خراسان/افغانستان در نزدیکی آسیای مرکزی، که حوزه نفوذ سنتی آن محسوب میشود، علاقهمند است در تحولات این کشور نقشی ایفا کند. همچنین، نگرانی روسیه از گسترش افراطگرایی و قاچاق مواد مخدر از خراسان/افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی، انگیزهای برای مشارکت بیشتر است.
۲. توان اقتصادی و سیاسی روسیه: یکی از موانع جدی برای روسیه این است که ظرفیت اقتصادی و سیاسی آن برای مدیریت وضعیت پیچیده خراسان/افغانستان محدودتر از غرب است. در حالی که آمریکا و غرب دههها میلیاردها دلار در خراسان/افغانستان سرمایهگذاری کردند، و همین اکنون دولت بایدن بصورت هفته وار بیشتر از نود و پنج ملیون دلار به اقتصاد گروه طالبان ارسال مینماید که به این ترتیب، روسیه توان مشابهی برای چنین سرمایهگذاریهای گسترده ندارد.
۳. روابط با گروه طالبان: روسیه با گروه طالبان ارتباطاتی برقرار کرده و در برخی موارد بهعنوان یک میانجی عمل کرده است. اما این روابط محدود است و جایگزین نفوذ گسترده غرب در سالهای اخیر نمیشود. از طرفی، گروه طالبان بهدنبال متوازن کردن روابط خود با قدرتهای مختلف، از جمله چین، ایران و پاکستان است.
۴. رقابتهای منطقهای: خراسان/افغانستان نه تنها عرصه رقابت میان روسیه و غرب است، بلکه قدرتهای منطقهای مانند چین، هند، پاکستان، و ایران نیز منافع خود را دنبال میکنند. چین بهویژه به دلیل طرح “یک کمربند، یک جاده” و منابع معدنی خراسان/افغانستان علاقهمند به ایفای نقش است. این رقابت منطقهای نفوذ روسیه را محدود میکند.
۵. چالشهای داخلی خراسان/افغانستان: بیثباتی داخلی، مشکلات اقتصادی و نبود ساختار حکومتی کارآمد در خراسان/افغانستان، نفوذ هر قدرت خارجی را دشوار میکند. روسیه، حتی اگر بخواهد جای آمریکا و غرب را پر کند، با همین موانع روبهرو خواهد بود.
بنابرین روسیه میتواند نقش محدودی در خراسان/افغانستان ایفا کند، بهویژه از طریق همکاریهای امنیتی و سیاسی. اما جایگزینی کامل آمریکا و غرب به دلیل محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و رقابتهای منطقهای بعید به نظر میرسد. همچنین، نقش قدرتهای منطقهای مانند چین و پاکستان در تعیین آینده خراسان/افغانستان پررنگتر خواهد بود.
روسیه و نقش آن در منطقه و جهان
۱. جایگاه روسیه در مناسبات قدرت جهانی امروز کجاست؟
روسیه در مناسبات قدرت جهانی، یک بازیگر کلیدی و چالشگر برای غرب محسوب میشود. این کشور در حوزه نظامی و منابع طبیعی قدرت زیادی دارد، اما در حوزه اقتصادی و تکنولوژی با محدودیتهایی مواجه است. روسیه به دنبال تقویت جایگاه خود در نظم جهانی چندقطبی است، اما موفقیت آن به تواناییاش در مدیریت چالشهای داخلی و خارجی بستگی دارد. رویهمرفته میتوان گفت که: جایگاه روسیه در مناسبات قدرت جهانی امروز نتیجه ترکیبی از تاریخ، قدرت نظامی، اقتصادی، دیپلماسی و نقش آن در مسائل منطقهای و جهانی است. برای تحلیل این جایگاه، میتوان عوامل زیر را بررسی کرد:
۱. قدرت نظامی و ژئوپلیتیک: قدرت هستهای، نفوذ ژئوپلیتیک و حضور نظامی طوری که روسیه همچنان یکی از دو قدرت بزرگ هستهای جهان است و زرادخانه هستهای آن جایگاه ویژهای در مناسبات قدرت جهانی به این کشور میدهد. موقعیت استراتژیک روسیه در اوراسیا و هممرزی با اروپا، آسیا و قطب شمال، به آن امکان تأثیرگذاری در مسائل جهانی را میدهد. بلآخره روسیه حضور نظامی فعالی در مناطق مختلف، از جمله اوکراین، سوریه و قفقاز دارد که به تقویت جایگاهش کمک میکند.
۲. اقتصاد و منابع طبیعی: نقاط قوت اقتصادی: روسیه یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی در جهان است (نفت و گاز طبیعی). این نقش بهویژه در تعاملات با اروپا و چین اهمیت دارد.
چالشهای اقتصادی: تحریمهای غرب به دلیل جنگ اوکراین، محدودیتهای تکنولوژیکی و وابستگی اقتصاد روسیه به منابع طبیعی، مانع رشد پایدار اقتصادی شده است.
۳. دیپلماسی و سیاست خارجی: اتحاد با چین: روسیه در سالهای اخیر روابط خود را با چین تقویت کرده و در مقابله با نفوذ غرب، به این همکاری اتکا میکند.
روابط با قدرتهای منطقهای: روسیه تلاش میکند در خاورمیانه، آسیای مرکزی، آفریقا و آمریکای لاتین نفوذ خود را گسترش دهد. حضور در بحرانهای سوریه و لیبی نشاندهنده این سیاست است.
تنش با غرب: جنگ اوکراین و الحاق کریمه به روسیه باعث تنشهای شدید با کشورهای غربی و سازمانهایی مانند ناتو شده است.
۴. رقابت در نظم جهانی
چالش برای نظم غربمحور: روسیه، همراه با چین، تلاش میکند نظم جهانی مبتنی بر هژمونی غرب را به چالش بکشد. این کشور بر چندقطبیسازی جهان تأکید دارد.
همکاری با گروههای بینالمللی: روسیه در نهادهایی مانند بریکس BRICS و سازمان همکاری شانگهای نقش فعالی دارد. این سازمانها بستری برای توازن قدرت در برابر غرب ایجاد میکنند.
۵. محدودیتها و چالشها: در عرصه تحریمهای اقتصادی تحریمهای غرب دسترسی روسیه به بازارها و فناوریهای پیشرفته را محدود کرده است. همچنان جمعیت و فناوری این کشور که جمعیت رو به کاهش و وابستگی به واردات فناوری، توانایی روسیه برای رقابت با قدرتهایی مانند آمریکا و چین را تضعیف میکند.
۲. آیا گروه طالبان میتوانند شریک اقتصادی و امنیتی قابل اعتمادی برای روسیه باشند؟
روسیه و گروه طالبان ممکن است در زمینههای محدود امنیتی و اقتصادی همکاری کنند، اما گروه طالبان در شرایط فعلی شریک کاملاً قابل اعتمادی برای روسیه نخواهند بود. نبود ثبات داخلی در خراسان/افغانستان، تحریمهای بینالمللی علیه گروه طالبان، و تضادهای ایدئولوژیک، موانعی جدی در مسیر این همکاری هستند.
به باور برخی از کارشناسان مسایل اقتصادی، روسها همیشه به دنبال افزایش نفوذ خود در منطقه اند و خراسان/افغانستان به دلیل موقعیت مهم جغرافیایی اش که بین آسیای مرکزی و جنوب آسیا قرار دارد، و اینکه روسیه میتواند با این پروژه تجارت اش را با کشورهای دیگر افزایش دهد و نقش مهمی در ارتباطات منطقوی بازی کند. با این حال، روسیه ممکن است در کوتاهمدت به دنبال همکاریهای تاکتیکی با گروه طالبان برای مدیریت تهدیدات امنیتی و گسترش نفوذ خود در منطقه باشد. اینکه گروه طالبان بتوانند بهعنوان یک شریک اقتصادی و امنیتی قابل اعتماد برای روسیه عمل کنند، به عوامل مختلفی بستگی دارد که باید در حوزههای امنیتی، اقتصادی، سیاسی و روابط بینالمللی مورد بررسی قرار گیرد:
۱. ۲. زمینههای همکاری امنیتی
نگرانی مشترک از افراطگرایی: روسیه و گروه طالبان هر دو از گسترش گروههای افراطی مانند داعش (شاخه خراسان) در خراسان/افغانستان نگران هستند. گروه طالبان تلاش میکند تا این گروهها را سرکوب کند، که میتواند به نفع امنیت منطقهای روسیه و آسیای مرکزی باشد.
روابط با کشورهای آسیای مرکزی: برای روسیه، حفظ امنیت مرزهای جنوبی کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی (مانند تاجیکستان و ازبکستان) اهمیت بالایی دارد. همکاری با گروه طالبان ممکن است بخشی از استراتژی روسیه برای کنترل تهدیدات امنیتی در این مناطق باشد.
طوری که درین اواخر سرگئی شویگو بلندپایهترین مقام روسیه است که به خراسان/افغانستان تحت کنترول حاکمان فعلی سفر نموده و با مقامات اداره سرپرست خراسان/افغانستان دیدار و گفتگو کرده است. به گزارش اسپوتنیک، سرگئی شویگو، منشی عمومی شورای امنیت ملی روسیه در راس یک هیئت بلندپایه روسی دوشنبه (۵ قوس ۱۴۰۳ برابر با ۲۵ نومبر ۲۰۲۴)، نخستین و بلندپایه ترین مقام دولتی روسیه است که به کابل پس از به قدرت رسیدن گروه طالبان سفر نموده است. به باور تحلیلگران مسایل سیاسی، آقای شویگو که قبلا وزارت دفاع روسیه را رهبری میکرد و یکی از نزدیکترین اشخاص به رئیس جمهور روسیه میباشد، نشاندهنده اهمیت مسئله خراسان/افغانستان نزد رئیس جمهور روسیه است و این سفر میتواند آغاز مرحله جدید در روابط روسیه و خراسان/افغانستان باشد.
گروه طالبان تلاش میکند روابط خود را با قدرتهای مختلف (روسیه، چین، ایران و پاکستان) متوازن کند تا از انزوای بینالمللی خارج شود.
با اینکه گروه طالبان به روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ منطقهای نگاه میکند، اما به دلیل عدم بهرسمیت شناختن دولت گروه طالبان از سوی مسکو، اعتماد کامل شکل نگرفته است.
۲. ۲. ظرفیت همکاری اقتصادی
منابع طبیعی خراسان/افغانستان: خراسان/افغانستان سرشار از منابع معدنی مانند لیتیوم، مس، و آهن است که میتواند مورد توجه شرکتهای روسی قرار گیرد.
نفت و گاز: گروه طالبان به واردات سوخت و انرژی نیاز دارند و روسیه میتواند بهعنوان تأمینکننده نفت و گاز به خراسان/افغانستان عمل کند. در واقع، در ماههای اخیر گزارشهایی درباره فروش نفت و گاز روسیه به گروه طالبان منتشر شده است.
زیرساختها و بازسازی: اگر شرایط سیاسی و امنیتی خراسان/افغانستان بهبود یابد، روسیه میتواند در پروژههای زیرساختی مانند ساخت نیروگاهها، جادهها و معادن سرمایهگذاری کند. با این حال، محدودیت اقتصادی روسیه و نبود ثبات در خراسان/افغانستان، این همکاری را دشوار میکند.
اشتراک روسیه در پروژه خط آهن افغان-ترانس؛ تبدیل شدن خراسان/افغانستان به یک کشور مهم تجارتی در منطقه: طوری که تحلیلگران اقتصادی ابراز میدارند که تا حدودی حرف حدیثها حاکی از این است که فناوری پیشرفته روسیه به خراسان/افغانستان می آید و خط آهن بهتر و با کیفیتتری ساخته میشود و در چنین وضعیت ایده آلی خراسان/افغانستان میتواند از این خط آهن برای انتقال کالاها و تجارت بیشتری استفاده کند. چون روسیه قدرت بزرگی است و حضورش در این پروژه ممکن است امنیت این مسیر را بیشتر بسازد و این پروژه از جهات مختلف اهمیت زیادی برای روسیه هم دارد و روسها میخواهند نه تنها از نگاه اقتصادی سود ببرند، آنها میخواهند نقش خود را در خراسان/افغانستان بیشتر کنند و جای کشورهای غربی را بگیرند و روسیه میتواند ارتباطات اش را با کشور های آسیای مرکزی و حتی جنوب آسیا قویتر بسازد.
این پروژه ساخت و ساز زیادی میخواهد، از ایجاد خط آهن گرفته تا اعمار ایستگاه ها و زیرساخت های جانبی، یعنی از این طریق هزاران فرصت شغلی برای مردم خراسان/افغانستان فراهم میشود و در کشوری مثل خراسان/افغانستان که بیکاری یک مشکل بزرگ است، این میتواند خیلی در رشد اقتصاد کشور کمک کند.
به باور کارشناسان مسایل اقتصادی، خراسان/افغانستان به خاطر موقعیت جغرافیایی اش یک کشور ترانزیتی است لذا اگر این پروژه درست پیش برده شود، خراسان/افغانستان میتواند از طریق حق ترانزیت درآمد زیادی کسب کند و هر قطاری که از خراسان/افغانستان عبور کند، برای کشور پول ساز خواهد بود. اما این کارشناسان با اشاره به مشکلات سد راه طبیق این پروژه ابراز میدارند که: «اگر واقعبین باشیم، اجرای چنین پروژه آسان نیست، چالش هایی مثل امنیت، بی ثباتی، سیاسی و اقتصادی و حتی فساد اداری وجود دارد»، اگر گروه طالبان نتوانند این مسایل را خوب مدیریت کنند، ممکن است این فرصتها از دست روند. در مجموع گفته میتوان که اگر این پروژه با همکاری روسیه و کشور های دیگر به نتیجه برسد، میتواند خراسان/افغانستان را از یک کشور منزوی به یک پل اقتصادی منطقوی تبدیل کند که این هم به توانایی مدیریت دولت و همکاری با کشورهای دیگر بستگی دارد.
پبش از این، الکسی اورچوک، معاون نخست وزیر روسیه در سفری به کابل به مقامهای گروه طالبان گفته که مسکو میخواهد در پروژه خط آهن افغان-ترانس شرکت کند. او گفته این پروژه کلیدی اتصال در منطقه آسیای میانه و اوراسیا را بهبود میبخشد. این مقام روسی پس از دیدار با مقام های گروه طالبان در گفتگو با خبرنگاران در کابل گفت که این پروژه شامل ساخت یک خط راه آهن غربی و یک خط راه آهن شرقی خواهد بود.
او افزوده که این پروژه جزئی از کریدور حمل و نقل بین المللی شمال-جنوب است که قرار است کشور های شمال اوراسیا را با کشور های جنوب آسیا متصل کند و یکی از این مسیرها ممکن است از خراسان/افغانستان عبور کند. آقای اورچوک گفته که این پروژه با همکاری های وزارت حمل و نقل روسیه و کشور های آسیای مرکزی در حال بررسی است.
۳. ۲. چالشهای همکاری
سفر شویگو به کابل؛ آغاز مرحله جدید روابط یا تبدیل شدن به میدان رقابت روسیه و امریکا خواهد شد؟ این پرسشی است که بدون تأمل به آن نمیتوان آینده خراسان/افغانستان را در وضعیت موجود نادیده گرفت. عدم اعتماد تاریخی طوری گروه طالبان به روسیه بهعنوان وارث اتحاد جماهیر شوروی نگاه میکنند که در دهه ۱۹۸۰ در خراسان/افغانستان جنگید. این گذشته تاریخی میتواند مانع روابط نزدیک شود. و از طرف دیگر ماهیت ایدئولوژیک گروه طالبان نیز مطرح است طوری که گروه طالبان همچنان یک گروه اسلامگرای ایدئولوژیک هستند که ممکن با سیاستهای سکولار روسیه تضاد داشته باشد. تحریمهای بینالمللی علیه گروه طالبان: روابط نزدیک با گروه طالبان ممکن است روسیه را در معرض فشارهای دیپلماتیک بیشتری از سوی غرب قرار دهد.
برخی از کارشناسان مسایل سیاسی به این باور اند که خراسان/افغانستان شاید بار دیگر به میدان رقابت بین ایالات متحده امریکا و فدراتیف روسیه تبدیل شود.
احمد سعیدی، کارشناس مسایل سیاسی و دیپلومات پیشین خراسان/افغانستان در مصاحبه با اسپوتنیک خراسان/افغانستان گفت: همه میدانند که خراسان/افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی مهم خود، در گذشته نیز قربانی کشمکشها بوده و در حال حاضر نیز به عنوان نقطهای کلیدی در رقابت امریکا و روسیه در منطقه شمرده میشود.
این کارشناس مسایل سیاسی افزود که گروه طالبان از این دیدار به عنوان ابزاری برای تثبیت حکومت خود و کسب مشروعیت بینالمللی استفاده شایانی میکنند. آنها به دنبال جلب سرمایهگذاریها، روابط سیاسی، اجتماعی و امنیتی خارجیها هستند و تلاش میکنند که خراسان/افغانستان را به عنوان پل ترانزیتی در منطقه معرفی کنند.
آقای سعیدی درمورد دید امریکا به این سفر گفت که بدون تردید امریکا از دیدار هیئت بلند رتبه روسیه به خراسان/افغانستان خوشنود نخواهد بود چون امریکا میداند که این دیدار ها نشاندهنده افزایش نفوذ فدراتیف روسیه در خراسان/افغانستان و منطقه است و خاطر نشان ساخت: روسیه تلاش دارد برای پر کردن خلأ قدرت که ناشی از خروج قوتهای امریکا و رویکرد، بخشی از رقابت ژئوپلیتیک فدراتیف روسیه با غرب در آسیای مرکزی و جنوب آسیا است. این دیپلومات پیشین خراسان/افغانستان درمورد دست آوردهای این سفر به نفع روسیه گفت که این سفر نشاندهنده تمایل بدون قید و شرط مسکو به تقویت روابط اقتصادی، سیاسی، امنیتی بخصوص مبارزه با تروریزم با گروه طالبان است. روسیه به دنبال فرصتهایی برای تقویت روابط با گروه طالبان چه در بعد اقتصادی، سیاسی و چه مبارزه با تروریزم است.
۳. در صورت نزدیکی روسیه و گروه طالبان چه رویکردی آمریکا وغرب در پیش خواهد گرفت؟
نزدیکی روسیه به گروه طالبان احتمالاً باعث نگرانی آمریکا و غرب خواهد شد و آنها تلاش خواهند کرد از طریق فشارهای دیپلماتیک، تحریمها و حمایت از مخالفان گروه طالبان، این رابطه را تضعیف کنند. همچنین، غرب ممکن است از ابزارهایی مانند تعامل مشروط یا همکاری با قدرتهای منطقهای برای جلوگیری از تعمیق روابط گروه طالبان و روسیه استفاده کند. با این حال، موفقیت این استراتژیها به میزان استحکام روابط روسیه و گروه طالبان و تحولات داخلی و منطقهای خراسان/افغانستان بستگی دارد.
نزدیکی روسیه به گروه طالبان میتواند باعث واکنش آمریکا و غرب شود، زیرا این موضوع تأثیرات سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر سیاستهای غرب در منطقه خواهد داشت. رویکرد آمریکا و غرب به این موضوع احتمالاً چندلایه خواهد بود و به عوامل زیر بستگی دارد:
۱. ۳. تقویت فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی
تشدید تحریمها: اگر روابط روسیه و گروه طالبان به سطح قابلتوجهی از همکاری برسد، آمریکا و متحدانش احتمالاً تحریمهای اقتصادی و دیپلماتیک بیشتری علیه گروه طالبان و روسیه اعمال خواهند کرد.
انزوای بیشتر گروه طالبان: غرب ممکن است تلاش کند سایر کشورها، بهویژه قدرتهای منطقهای مانند چین، ایران و پاکستان را متقاعد کند که از هرگونه همکاری با گروه طالبان پرهیز کنند، تا این گروه منزویتر شود.
۲. ۳. حمایت از مخالفان گروه طالبان:
تقویت جبهه مقاومت: آمریکا و غرب ممکن است حمایت خود را از مخالفان داخلی گروه طالبان، مانند جبهه مقاومت ملی خراسان/افغانستان (به رهبری احمد مسعود) افزایش دهند تا فشار بر گروه طالبان بیشتر شود.
ایجاد بیثباتی داخلی: اگر گروه طالبان بیشازحد به روسیه نزدیک شود، غرب ممکن است به تقویت گروههای مخالف یا حتی تحریک بیثباتی داخلی در خراسان/افغانستان روی آورد.
۳. ۳. راهبرد مقابله با روسیه
افزایش فشار بر روسیه: نزدیکی گروه طالبان به روسیه میتواند بهانهای برای غرب باشد تا فشارهای اقتصادی و سیاسی بیشتری بر مسکو اعمال کند، بهویژه در زمینه تحریمها و محدودیتهای تجاری.
مقابله در مناطق نفوذ روسیه: آمریکا ممکن است در مناطق دیگر، مانند قفقاز، آسیای مرکزی یا سوریه، به اقدامات ضدروسی بیشتری روی آورد تا نفوذ مسکو را مهار کند.
۴. ۳. تغییر رویکرد در تعامل با گروه طالبان
تعامل مشروط: غرب ممکن است بهطور تاکتیکی رویکرد خود را در قبال گروه طالبان تغییر دهد و بهدنبال تعامل مشروط باشد. این تعامل ممکن است شامل ارائه کمکهای بشردوستانه یا اقتصادی در ازای کاهش نفوذ روسیه باشد.
بهرهگیری از رقابتهای منطقهای:آمریکا و غرب میتوانند تلاش کنند از رقابت میان گروه طالبان و دیگر قدرتهای منطقهای مانند ایران و پاکستان استفاده کنند تا از نزدیکی بیشازحد گروه طالبان به روسیه جلوگیری کنند.
۵. ۳. تقویت همکاری با متحدان منطقهای
تقویت نقش هند و پاکستان: آمریکا ممکن است نقش هند و پاکستان را در مهار نفوذ روسیه در خراسان/افغانستان تقویت کند. هند به دلیل نگرانی از تروریسم و پاکستان به دلیل نفوذش بر گروه طالبان، ابزارهای موثری برای غرب هستند.
همکاری با کشورهای آسیای مرکزی: غرب ممکن است همکاری امنیتی و اقتصادی خود را با کشورهای آسیای مرکزی افزایش دهد تا نفوذ روسیه و گروه طالبان در این منطقه محدود شود.
۶. ۳. استفاده از رسانه و دیپلماسی عمومی
انتقاد از گروه طالبان و روسیه: غرب احتمالاً از رسانهها و سازمانهای بینالمللی برای انتقاد از گروه طالبان و روسیه استفاده خواهد کرد و نزدیکی آنها را تهدیدی برای امنیت بینالمللی معرفی میکند.
ترویج حقوق بشر: غرب ممکن است از موضوعات حقوق بشری، بهویژه حقوق زنان و اقلیتها در خراسان/افغانستان، بهعنوان ابزاری برای افزایش فشار بر گروه طالبان و روسیه استفاده کند.