گروه طالبان و آپارتاید جنسیتی
نویسنده: مدبر رحمانی
مقدمه
از آن جایکه برای همه آشکار است که خراسان/افغانستان کشور کثیرالملیتی و کثیرالقومی و مذهبی است و همیشه در گستره تاریخ سیاسی و فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خودش در کش و قوسها و فراز وفرود منازعه قدرت و سلطه قومی، اعمال تبعیضهای مختلف بالای شهروندانش بالاخص که در حدود سه صد سال اخیر تاریخ معاصر را مشخصاً که تاریخ احمد شاهی تا اکنون برتری جوییها و خود بزرگ بینیها تارپود این مملکت و این مرز بوم را طمع آزمندانه خویش نموده است.
در این جستار به گوشهای از واقعیتهای فرهنگ سیاسی این کشور توجه شده است که در قالب اپارتاید گهگداری خود نمایی نموده است. بنابرین اپارتاید (Apartheid) یا جدای نژادی که اصل آن کلمه به زبان هالندی یکی از اشکال تبعیض نژادی را بیان می کند: از نظر لغوی به معنی مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگهداشتن افراد متعلق به نژادی های غیر سفید و مجبور ساختن شان به اقامت در محلات و استانهای محروم از کلیه حقوق سیاسی و امکان تحصیل و پیشرفت .
اما در خراسان/افغانستان استفاده از این واژه فرق زیادی با اصل مفهوم فوق دارد. به ( گفته شهرانی: خویشاوندی اسلامی اساس هویت فردی و جمعی را در خراسان/افغانستان تشکیل میدهد. اکثر سازمانها، ساختارهای اجتماعی و حتی سیاسی نظامی نیز برهمین باور شکل گرفته است؛ هم چنان همین مفاهیم در بسیج حرکت و نیروهای اجتماعی نظم و کنش متقابل افراد و گروهای اجتماعی نقش تعین کننده دارد.
یکی از مباحث عمده امروزی اپارتاید جنسیتی است؛ یعنی در اپارتاید جنسی اکنون اعمال میشود طوری که امروز روی رهم رفته مردان خراسان/افغانستان با حال و ذهن قرون وسطایی حضور دارند که نمود آن در حکومت گروه طالبان و نظام خود خوانده با جبر و اکراه بالای مردم تحمیل میشود. همچنان اپارتاید به نظامی گفته میشود. که درآن بطور سیستماتیک به مردها نسبت زنها برتری داده شود.
ابعاد اپارتاید جنسیتی گروه طالبان: طوری که میتوان گفت:ابعاد و پشینه اش بیشتر از ان است که در این مقاله مورد بحث کنکاش قرار گیرد. اپارتاید جنسبتی خود نوع خشونت است که در هر دو دوره حکومت گروه طالبان علیه یک قشر خاص (ماداران وخوهران و همسران انسان های با عاطفه ومظلوم) اعمال میشود که این بربریت سلطه قومی در تاریخ معاصر کشور بی و نظیرو به سابقه بوده و هیچ گوشه جهان شاهد چنین ظلم و بربریت علیه مردم اش نبوده و نیست. امیدها هم به پایان دادن به این رفتار شنیع نا خردمندانه غیر انسانی وجود ندارد.
آپارتاید جنسیتی و نابودی آزادی
آنتونی لوستت اکادمیسن اتریشی پشنهاد میکند که آپارتاید جنسیتی نباید.”آپارتاید خوانده شود. زیرا کسانیکه آنرا تحمیل میکنند بومی هستند.” و نه یک اقلیت خارجی مانند کسانیکه در سیستمهای مشخص اپارتاید نژادی در قدرت هستند در آپارتاید واقعی. مردم پاکسازی قومی و ازنظر سیاسی اقتصادی و فزیکی جاگزین میشوند. در نهایت قدرت جدید توسط مهاجران از راه دور ایجاد میشود. روی این عوامل فرهنگی بومی جای خود را به فرهنگ مهاجران تازه میدهد. (شورانگیر داداشی، ۱۴۰۱) هم چنان لوستت مطرح میکند که زنان خراسان/افغانستان قبل از حکومت گروه طالبان در قدرت نبوده اند بنابرین سیستم فعلی را نمیتوان آپارتاید نامید.
چارلی کارنیتر دانشمند علوم سیاسی در مورد شرایط افغانسان اشاره میکند.”آپارتاید جنستی باعث ایجاد انواع دیگری جنایات علیه بشریت میشود. او هم چنان اضافه میکند که در جامع بینالملی باید اصولی را ادعا میکند رعایت کند این “بدین معنی است که آپارتاید جنسیتی مانند، آپارتاید نژادی به عنوان یک جنایت بین الملی به ویژه جنایت علیه بشریت است شناخته شود او می افزاید سایر کشورها نباید دراین خیانت سهیم باشند و باید علیه عاملان بی ایستد و آن بدست اعدالت بپسارند. همه موارد یاد شد ملاک جهانی است که باید و در جامعه انسانی و اسلامی نیز به منصه تطبیق و استفاده قرار گیرد.
از پستوی خانهها تا رهبری جامعه
بیست سال زمانی بود که زنان کشور از خلوت خانه و محرمیت سنتی به جامعه و فضای باز کشانده شدند. طوری که در سالهای اول نظام جمهوریت و توافق نامه بن کارهای زیر بنایی در عرضه حقوق بشری از صفر شروع شد. این بیست سال زمان شکوفایی تفکر آزادی جنیسیتی نیز بود که در تاریخ معاصر خراسان/افغانستان برای نخستین بار اتفاق افتاده بود. حضور زنان با تحصیلات بالا و همچنان فضای کافی برای آموزش و دانش اندوزی دختران غیر قابل برگشت مینمود.
طوری که در تاریخ این بیست سال اخیر، اولین شخصکیه متصدی دفاع از حقوق زنان خراسان/افغانستان با شناخت بین الملی وارد کابینه دولت موقت گردید. او که بحیث معاون ریاست و وزیر امور زنان با توافق نمایندهها شامل کنفراس بن و حمایت ملل متحد را به همرا داشت. داکتر سیما “سمر” بود. و بعدً با ایجاد کمیسون حقوق بشر در سال ۲۰۰۳ و به حیث ان کمیسون برگزیده شد. موصوف کار را از صفر شروع نمود وزیران مابعد خانم سمر هریک: داکتر مسعوده جلال، حسن بانو عضنفر و خانم دلبر نظری در دوره حکومت وحدت ملی مدیریت ریاست وزارت اموت زنان را عهده دار بودند. در همین حال با تشکیل و تصویب قانون اساسی ۲۰۰۴ از مجموعه ۲۴۰ کرسی پارلمان و یا مجلس نمایندهگان خراسان/افعانستان ۶۸ کرسی به خانمها اختصاص یافت و درقانون اساسی تصویب و تسجیل گردیده است که خود نمونه باز و معنادار از مشارکت خانمها در سیستم حکومت و دولتداری است.
خانمها و دختران کشور ما در ۲۰ سال مجال یافته اند تا در تمام عرصه که مهارت و توانایی و استعدادهای خلاقانه خویش را به تمثیل و نمایش گداشته اند بخصوص در عرضه سیاسی و نظامی و اقتصاد بیشترین سهم زنان درمجلس قانون گذاری درسطح کشورهای منظقه بوده است یک امتیاز بی بدیل درسطح کشورهای منطقه بوده است کشورهای هم سایه با وجود ساختار منظم دولت داری در آرامش و آسایس و قانون مداری و حاکمیت قانون و دیموکراسی، داشته اند چنین امتیاز در دولت خویش به خانمها و زنان نداده اند و به وضوح میتوان گفت. تصویب قانون اساسی خراسان/افغانستان در سال ۲۰۰۳ جامع ترین قانون بوده است که معیارهای متدوال عصر تدوین شده بود.
با همه مشکلات و چالشهای که فرا راه تطبیق قانون بود ولی معترف باید شد در کشورهای همسایه و همجوار چنین مشارکت خانم و زنان معنی داری موثر وجود نداشته و الی اکنون هم وجود ندارد. در این مورد یکی از پروهشگران عرصه حقوق بشری (بارگر) جامعهشناس دانشگاه هند متعقد است: قومگرایی یعنی فکر کردند به شیوه گروه خود، برتری بینی خودی نسبت به دیگران است و گروه دیگران را به عنوان زیر دست خود مورد قضاوت قرار دهند.
عنصر اساسی مشکلات چندین دهه نیز حس ناسونالستی و عصبیت و قوم پرستی است که کشور مان را از کاروان تمدن و توسعه به دور نگهداشته که نتوانسته با همسایگان در عرصههای مختلف رقابت کنند. از زمان دولت احمد شاهی تا امروز تمام نظامها قومی و زبانی بوده که بیشتر رنج آنرا زنان متحمل شده اند.
فصل کدر، سقوط، نابودی و بازگشت به تاریکی زنان
از سه سال به این طرف فصل جدیدی که در پشت آن نابودی زنان و محو گام به گام زنان است آغاز شده است. از انجایکه مبرهن و هویداست با سقوط جمهوریت حاکم شدن نظام دولت دیفکتو De facto government تک قومی و تک مذهبی امارت گروه طالبانی در مقابل دولت De jure همه هنجارهای حقوق بشری مشارکت مردم و دستآوردهای ۲۰ ساله دولت جمهوری اسلامی خراسان/افغانستان را، نقش برآب شده و خراسان/افغانستان را به یک زندان بزرگ سر باز مبدل ساخته که هیچ کس و هیچ فرد در هیچ گوشه کشور به نام خراسان/افغانستان مصؤن نیست.
همه بخشهای ساختارهای مشارکتی دولت داری درهم کوبیده شده. رویکردی این نظام دولت، بجای مدنیت و علم و دانش فرهنگ ترویج انتحار و انفجار و افراطیگرایی و عصبیت و قوم گرایی ناسونالستی قومی. ترویج یافته است. با استقرار و حاکمیت نظام وحشت و بربریت قبیله و پشتون محور، شیرازه وحدت از میان شهروندان رخت بست.
زنان دختران و مادران امروز و فردای جامعه بشترین آسیب را متحمل متقبل شده اند و میشوند. راه پیموده شده ۲۰ ساله پیشرفت زنان را یک شبه با یاس نا امیدی مبدل شده و راهی دخمههای نابودی منتج گردید. با این رویکرد و عمل کج رفتاری زشت و قومی امارت گروه طالبانی عموم مردم و بخصوص نسل پر مهر مملو از عاطفه مادران، مصؤنیت جسمی، روانی و روحی ندارد.
مردم خراسان/افغانستان با انواع اپارتاید مواجه اند. حالتی را بوجود آورده که جبران اش با هیج متاع دنیایی قابل برگشت نیست. فشارهای بر زنان وضع کرده است هنوز در حال افزایش است این مصیبت و تعصب و جنایت را پایان نیست. نمی دانم دفع چنین شیوه ظلم و در شجاعت و شهامت ممکن است تا اینکه خاموش بود و خاموشی در برابرچنین استبداد ذلالت مایه ننگ تاریخ و شریک در جنایت است. طوری که هویدا است امارت گروه طالبانی به جای تحکیم پایههای نظام اسلامی، در تحکیم فرهنگ قومی سلطهای عصیبت قبلیه خویش است.
بوضوح میتواند گفت: که نوع اپارتاید است به خصوص بالای قشر مظلوم بیچاره مادران خواهران و زنان اعمال میکند به چند نمونه درشت اشاره می نمایم:
۱. حذف کامل زنان از ساختارهای حفوقی و قانونی جامعه امروزی.
۲. لغو قانون خشونت علیه زنان.
۳. منع زنان از کار در تمام نهادهای دولتی و بین الملی
۴. منع آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در نهادهای اموزشی عصری و تشویق آنها به مدارسهای دینی که اصول و نصاب درسی مشخص و معیار با نظامهای پذیرفته جهانی خراسان/افعانستان شمول
۵. محدویت و آزادیهای اجتماعی تفریحی و مانع شدن از مکانهای تفریحی.
۶. بسته نمودن بازارها که مربوط زنان است
۷. ممنوعیت زنان و دختران از ورزش و حتی گشت و گذار عادی آنها
۸. صدور بالغ به ۹۰ فرمان محدود کننده علیه زنان
این نظام خود خوانده نا مشروع استبدادی تک قومی و تک جنسیتی و تک زبانی و تک مذهبی خراسان/افغانستان را رشد نزولی به عقب سوق و به دورههای قبل اسلام کشانیده روزنه امیدی اصلاحی و تغییر در شیوه و رفتار این گروه ایدولوژی دیده نمیشود. برای ریشه کن کردن این نظام وحشت و دهشت راهکار نه فعلی و مستقبل متصور نیست. این نظام تک قومی افراطی عملکرد نا بخردانه و قرون وسطایی خویش با صبغه دینی داده و با روایت غلط و اشتباه شیرازه اسلام عزیز را مکدر ساخته. باعث نفرت مردم از اسلام شده است روی کرد دولت داری این گروه امارتی. نقض سریع و اشکار موازین حقوق بشری است که تفاوت چندانی با آپارتاید جنسیتی قرن گذشته جهان ندارد اعمال خشونت سیستماتیک و هدفمند گروه طالبان عیله قشر خاص در جامع کثیر القومی با شعایر اسلامی را یک از شاخصههای آپارتاید است. با شیوه رعب وحشت و ایدولوژی تفنگ و پول تطبیق میکنند.
برای همه جهانیان و مردم خراسان/افغانستان از طریق رسانههای اجتماعی از کنش زشت خود خوانده اطلاع رسانی شده است که نیم پیکر جامعه را از مزیتهای زندگی و حقوق مدنی و از قبیل آموزش پرورش صلب کرده است جنایت محسوب میشود و این عمل شنیع نقض آشکار حقوق بشری جهان و مدافعان دروغین حقوق بشر و دیموکراسی باید در پاسخگو کردند آنها و در کنار مردم ما استاده شوند جلو جنایت را با هر ترفندی که دارند بگیرند، در این حاکمیت مطلق گروه طالبانی چیزی به نام حقوق حقه مردم وجود ندارد. خلاف دساتیر اسلامی انسانی رفتار میکنند همه را برده و رعیت خطاب مینمایند. این گروه تمام این عملکرد با ابزار دین تحمیل دارند.
مسؤلیت علمای جهان است جلو مساله تحریف ارکان و احکام است را بگیریند و خوب میدانند که در فرهنگ اسلامی و سنت صحیه رسول اکرام (ص) تسجیل نیافته و نیست. این همه روایتها بنام اسلام که گروه طالبان خود را سکان دار و تطبیق کننده شرعیت میدانند. اسلام نیست؟ عملا چنین چیز مؤلفه دین مبین اسلام نیامده است. علی الرغم اینکه در آموزهای اسلامی بیشتر به آموزش و پرورش بدون تفکیک جنسیت تاکید شده است. معلوم میشود که محدویتها وضع شده، نه اسلامی و نه انسانی و نه جز فرهنگی اصیل خراسان/افغانستان بوده فقط زاده تخیل و ذهن مکدر زمام داران بوده با جبر و اکراه و سیستم استبدادی بنام امارت که توسط، فشار و زور شتم و تهدید و ارعاب بالای ملت مستضعف بیچاره تحمیل میکنند. ملت مسلمان کشور به ستوه آمده ولی این نظام پشتون محور و به هیچ نهاد جواب گوی کچ رفتاریهای خود نیست. مردم نا توان را اسیران خویش فکر کرده خود را صاحب مال و قشر برزگ جامعه را اعطای خداوند و زندگی اجتماعی، سیاسی، تعلیمی، اقتصادی شده با روایت غلط خود محروم ساخته است که سنخیت و مؤلفه اصل آپارتاید جنسیتی است. چون این بحث درکنواسیون بین الملی به تصویب نرسیده است. این منشور به بروز و ابدیت نیاز مند است که جایگاه حقوق اپارتاید جنسیتی گنجانیده شود.
خوشبختانه مساعی و تلاشهای در زمینه توسط تعداد فعالین عرصه حقوق بشری با مستند سازی شواهد و مدارک مستدل در سطج منطقه و جهان وجود دارد.که بعضی از کشورهای پشتیبان حقوق بشر را قانع نماید در مجموعه سازمان ملل به تصویب برسانند به قانون مبدل گردد و جایگای حقوق را بیابد.
دلیل اینکه چرا الی تا اکنون آپارتاید جنسیتی و نقض حقوق به رسمیت شناخته شده معضله جهانی است. مشخصا تنها قشر زنان است در خراسان/افغانستان هدف قرار داده است. راید اگر می نویسد که دقیق و ژرف بنگریم که آپارتاید کار مستمر و فعالانه حقوق مدنی حقوق بشری امریکا چرا در گذشته روی آن کار نشده با نوع دیدگاه و برداشت همان وقت بوده است. و امریکا و کشورهای غربی و خود را مدافع حقوق بشر میدانند، به این فکر بوده اند که آپارتاید جنسیتی به این شکل و که در خراسان/افغانستان پیشنه ای در سطح جهان وجود نداشته و دنبال هم نشده و فقط زاده انسانهای پسیف قرن ۲۱ و ایدولوژی افراطی گروه طالبانی و گروههای رادیکال مذهبی است.
در قرن گذشته؛ آنچه در افریقای گذشته است ولی فعلاً در خراسان/افغانستان داره به نوع دیگری تکرار و نهادینه میشود با موازین منشورهای ملل متحد مغایرت دارد. حمایت و کننده و مدافع اساسی پیدا نکرده است. همه حمایتها فقظ در مطبوعات و حرف خلاصه شده. در مورد نقض حقوق بشری در افغانسان بعد از مسلط شدن نظام گروه طالبان به شدت سرکوب گری توجهه میکنند. کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل نظر واحد وجود ندارد. برخورد کشورهای قدرتمند و صاحب حق ویتو دارند در شرق و غرب متفاوت است. ارزش و اهمیت یکسان ندارد به طور مثال در شرق موضوع حقوق بشر ارزش ندارد وکشورهای غربی و اروپا و امریکا خیلی در این مورد جدی و قاطع اند
نیروهای لابیها و کنشگران حقوق بشری تلاش دارند که کیس و جرم انگاری آپارتاید جنسیتی و حذف نیم جامعه خراسان/افغانستان که صورت گرفته رابه دادگاه لایحه بکشانند حمایت کشورهای بزرگ نیاز است همه حوادث در مجامع بین المل وکنواسیون ملل متحد مورد بحث قرار گرفت و اجندای مجلس مشخص خواهد. دخترانیکه امروز درس نمیخوانند فردا مادر جامعه خواهد بود محروم ساختن این نسل آگاه و تحصیل کرده خیانت است با وجود نظام داران فعلی اظهار میدارند تمام حقوق اسلامی زنان تامین شده است. برای اثبات آن، نمونه کوچک از احترام به حقوق بشر وجود ندارد. در این کشور اکنون گروه طالبها دارند جنایت خود را پنهان کاری میکنند. به شعور مردم میخندند و عملکرد رژیم مستبد به وضوح مصداق شاخصههای اپارتاید جنسیتی را تعمیم میبخشد.
این گروه همیشه کارهای زشت خود را جنبه دینی داده با فشار و جنایتی که بر زنان تحمیل کرده اند؛ مجال حرف و انتقاد را به هیچ فرد جامعه نمیدهند. با وجود همه فشارهای روانی و جسمی زنان با شهامت درخیابان وجادهها و زیر سقفهای سر پوشیده هرازگاهی در برابر چنین جنایتهای بشری نفرت و انزجار و نا رضایتی خود را ابراز داشته اند.
همچنان از طریق رسانههای صوتی و تصویری و چاپی به جهانیان رسانیده اند. متاسفانه در این مورد جامعه جهانی عمد خوده به خواب غفلت انداخته ضایعه شدن حقوق نیم پیکر جامعه مردم خراسان/افغانستان نا دیده گرفته و چشم پوشی میکنند و در مورد متهم در برخورد دو گانه است، که دل سوزی واقعی برای مردم خراسان/افغانستان نداشته است.
اگر واقعا مصمیم به حمایت و پشتیبانی قشر اکثریت مستضعف بیچاره میبود. راهکار بیرون رفت از این معضله بحرانی میسنجید آن چیزیکه واضح است گاهی هم بدر میکوبد و هم دیوار، مشاهد شده که رژیم استبدادی را کمک مالی میکنند و گاهی هم نقد انتقاد. تا جایکه معلوم میشود ملل متحد کشورهای غربی آگاهانه از چنین جنایت در حق مردم خراسان/افغانستان اعمال میشود چشم میبندد و از حقوق شهروندی مردم خراسان/افغانستان حمایت نمیکنند.
حامیان که داد از طرفدار حقوق بشری و زنان میزنند. اگر درنیت و گفتار خود صادق نیستند زیرا با تمام حواس تحمیل و فشاریکه علیه یک نسل جامعه خراسان/افغانستان بعد از ۱۵ اگست ۲۰۲۱ و یا ۲۴ اسد ۱۴۰۰ اتفاق افتاد را نظاره گر اند که یک نسل در حال نابودی است، هیچ برنامه عملی کارسازی را برای بیرون رفت از ورطه فلاکت بار خشن روی دست نگرفته اند. حتی با سنت صحیحه رسول اکرم پیامبر گرامی ما ناجی(ص) بشریت دروغ میبندند. سوال اینجاست که ایا حضرت بی بی عایشه صدیقه (رض) بیسواد بود؟ نخیر! فرض کنیم که همین جنایت بشری در اروپا و کدام کشورهای غربی باشد میدانید چه ماجرا و انقلاب پر میشد. باز همه همان معقوله است که میگویند: ازکوتاهی ماست که دیوار بلند است.