وضعیت خاورمیانه و گسترش درگیری اسرائیل و حزب الله

وضعیت خاورمیانه و گسترش درگیری اسرائیل و حزب الله

نویسنده: مانی فرهمند

پیش در آمد

اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی پس از پایان قیمومت بریتانیا بر فلسطین و پس از جنگ جهانی دوم تأسیس شد. با افزایش مهاجرت یهودیان به فلسطین در اوایل قرن بیستم و تنش‌های بین یهودیان و عرب‌های فلسطینی، سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ طرح تقسیم فلسطین را پیشنهاد کرد که به دو دولت یهودی و عربی تقسیم شود. یهودیان این طرح را پذیرفتند، اما عرب‌ها آن را رد کردند. در ۱۴ می ۱۹۴۸، دیوید بن گوریون تأسیس دولت اسرائیل را اعلام کرد. بلافاصله پس از آن، جنگ بین اسرائیل و کشورهای عرب همسایه آغاز شد که در نهایت اسرائیل پیروز و تثبیت شد.

ایجاد اسرائیل و آغاز جنگ اسرائیل و اعراب

جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ به دنبال تأسیس اسرائیل و مخالفت کشورهای عربی با این اقدام آغاز شد. ریشه‌های این جنگ به تنش‌های سیاسی و قومی بین یهودیان و عرب‌های فلسطینی در دوره قیمومت بریتانیا بر فلسطین و همچنین طرح تقسیم سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد. این طرح پیشنهاد داد که فلسطین به دو دولت یهودی و عربی تقسیم شود.

آغاز جنگ اعراب و اسرائیل

۱. اعلام تأسیس اسرائیل (۱۴ می ۱۹۴۸): پس از پایان قیمومت بریتانیا بر فلسطین، یهودیان تحت رهبری دیوید بن گوریون، تأسیس دولت اسرائیل را اعلام کردند. این اعلامیه با استقبال جامعه یهودی مواجه شد، اما با واکنش شدید کشورهای عربی همسایه روبرو گردید.

۲. حمله کشورهای عربی: بلافاصله پس از اعلام تشکیل اسرائیل، ائتلافی از پنج کشور عربی شامل مصر، اردن، عراق، سوریه و لبنان به اسرائیل حمله کردند تا این کشور تازه‌تأسیس را نابود کنند و از تأسیس یک دولت یهودی در سرزمین‌های فلسطین جلوگیری کنند.

۳. نتیجه جنگ: در ابتدا نیروهای عربی موفقیت‌هایی به دست آوردند، اما با گذشت زمان، نیروهای اسرائیلی توانستند مواضع خود را تثبیت کنند و سرزمین‌هایی بیشتر از آنچه در طرح سازمان ملل به آنها اختصاص داده شده بود را تصرف کنند. جنگ با امضای آتش‌بس در سال ۱۹۴۹ به پایان رسید، اما اسرائیل نه تنها بر مناطق تعیین شده در طرح سازمان ملل تسلط یافت، بلکه بخش‌های دیگری از فلسطین نیز تحت کنترل آن درآمد.

۴. پیامدها: پس از جنگ، حدود ۷۰۰,۰۰۰ فلسطینی مجبور به ترک خانه‌های خود شدند و مسئله پناهندگان فلسطینی یکی از پیچیده‌ترین مسائل درگیری اسرائیل و اعراب شد. از سوی دیگر، این جنگ باعث تحکیم موقعیت اسرائیل در منطقه شد.

این جنگ به اولین جنگ اعراب و اسرائیل معروف است و نقطه آغازین چندین دهه درگیری و جنگ‌های بعدی بین اسرائیل و کشورهای عربی بود.

چگونگی شکل گیری حزب الله لبنان

حزب‌الله لبنان در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی در پی تهاجم اسرائیل به لبنان (۱۹۸۲) و در دوران اشغال جنوب این کشور شکل گرفت. این گروه با حمایت ایران و به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد و هدف اصلی آن مقابله با حضور اسرائیل در لبنان و دفاع از شیعیان این کشور بود. عوامل که به شکل‌گیری حزب‌الله منجر شد عبارتند از:

۱. تهاجم اسرائیل به لبنان (۱۹۸۲): اسرائیل با هدف حمله به پایگاه‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین PLO در جنوب لبنان، این کشور را اشغال کرد. این تهاجم باعث به‌وجود آمدن واکنش‌های گسترده‌ای در میان شیعیان لبنان شد، که در آن زمان تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار داشتند.

۲. انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹): پیروزی انقلاب اسلامی ایران الهام‌بخش بسیاری از شیعیان منطقه بود. ایران از ابتدای شکل‌گیری حزب‌الله، حمایت سیاسی، نظامی و مالی از آن به عمل آورد و به ترویج ایدئولوژی ولایت فقیه در میان شیعیان لبنان پرداخت.

۳. تلاش برای مقابله با نفوذ اسرائیل: هدف اصلی حزب‌الله مقابله با حضور و نفوذ اسرائیل در لبنان بود. حزب‌الله با جنگ‌های چریکی علیه ارتش اسرائیل و نیروهای متحد آن در جنوب لبنان وارد عمل شد.

۴. نیاز به یک نیروی سازمان‌یافته شیعی: با توجه به پراکندگی نیروهای شیعه در لبنان و نقش مهمی که در جنگ داخلی لبنان ایفا کردند، نیاز به یک نیروی شیعی متحد و سازمان‌یافته احساس می‌شد. حزب‌الله با تکیه بر ایدئولوژی اسلامی شیعی و حمایت از مقاومت در برابر اشغالگری، توانست جایگاه مهمی در لبنان به‌ویژه در میان شیعیان به دست آورد.

توسعه حزب‌الله

حزب‌الله به مرور زمان به یک نیروی نظامی قدرتمند و همچنین یک نهاد سیاسی تبدیل شد. این گروه علاوه بر عملیات نظامی، در خدمات اجتماعی، آموزش و بازسازی زیرساخت‌ها* در مناطق شیعه‌نشین لبنان نیز فعالیت دارد. حزب‌الله از دهه ۱۹۹۰ به عنوان یکی از احزاب اصلی لبنان وارد *سیاست داخلی* این کشور شد و هم‌اکنون در پارلمان و دولت لبنان نماینده دارد.

حزب‌الله لبنان به‌عنوان یک گروه مقاومت شیعی در پاسخ به اشغال لبنان توسط اسرائیل و با حمایت ایران شکل گرفت. این گروه از آن زمان تاکنون به یکی از بازیگران اصلی در لبنان و منطقه خاورمیانه تبدیل شده و نقش مهمی در درگیری‌های منطقه‌ای و سیاست لبنان ایفا می‌کند.

مقایسه توان نظامی اسرائیل و حزب الله

توان نظامی اسرائیل و حزب‌الله لبنان بسیار متفاوت است، زیرا اسرائیل به عنوان یک کشور با ارتشی پیشرفته و بزرگ و حزب‌الله به عنوان یک گروه شبه‌نظامی با توانایی‌های محدودتر عمل می‌کند. با این حال، هر دو نیرو در استراتژی‌ها و قابلیت‌های نظامی خود ویژگی‌های خاصی دارند که آنها را درگیر جنگ‌های متعدد و طولانی کرده است.

۱. توان نظامی اسرائیل

۱. نیروی زمینی: ارتش اسرائیل IDF یکی از مجهزترین نیروهای زمینی در جهان است. این ارتش به تانک‌های پیشرفته (مانند مرکاوا)، توپخانه سنگین، و واحدهای زرهی و مکانیزه قدرتمند مجهز است. نیروی زمینی اسرائیل تجربه بسیار بالایی در جنگ‌های نامنظم و کلاسیک دارد.

۲. نیروی هوایی: نیروی هوایی اسرائیل IAFیکی از قدرتمندترین در جهان است و به جنگنده‌های پیشرفته نظیر F-35 و F-16 مجهز است. این نیرو در جنگ‌های هوایی و حملات دقیق بسیار مؤثر بوده است. همچنان اسرائیل دارای پهپادهای پیشرفته و سیستم‌های راداری و دفاعی قدرتمند است که برتری هوایی را به این کشور داده‌اند.

۳. نیروی دریایی: نیروی دریایی اسرائیل مجهز به زیردریایی‌های کلاس دلفین با قابلیت حمل موشک‌های هسته‌ای و نیز ناوهای جنگی مدرن است. این نیرو وظیفه حفاظت از سواحل اسرائیل و مقابله با تهدیدات دریایی را بر عهده دارد.

۴. توان موشکی و دفاعی: اسرائیل دارای موشک‌های بالستیک دوربرد (مانند یرخو) و سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته نظیر گنبد آهنین، پیکان و اسلینگ داوید است که از این کشور در برابر حملات موشکی محافظت می‌کند.

۵. توان هسته‌ای: اسرائیل به طور رسمی برنامه هسته‌ای خود را تأیید نکرده است، اما اعتقاد بر این است که این کشور دارای تسلیحات هسته‌ای است و این موضوع به برتری راهبردی آن کمک می‌کند.

۲. توان نظامی حزب‌الله

۱. نیروی زمینی و شبه‌نظامی: حزب‌الله به عنوان یک گروه شبه‌نظامی، دارای نیروهای زمینی مجهز به سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین است. حزب‌الله در جنگ‌های نامنظم (چریکی) و جنگ‌های شهری مهارت بالایی دارد. این گروه تجربه گسترده‌ای در نبردهای زمینی علیه اسرائیل و نیز در جنگ داخلی سوریه کسب کرده است. همچنان حزب‌الله واحدهای ویژه مانند رضوان دارد که در جنگ‌های خاص و حملات چریکی کارآمد هستند.

۲. توان موشکی: حزب‌الله یکی از بزرگترین زرادخانه‌های موشک‌های کوتاه و میان‌برد را در منطقه دارد و از *موشک‌های کاتیوشا، فجر-۵ و موشک‌های پیشرفته‌تر مانند فاتح ۱۱۰ بهره می‌برد. این موشک‌ها قابلیت حمله به مناطق وسیعی از اسرائیل را دارند و به عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای تهاجمی حزب‌الله شناخته می‌شوند.

۳. دفاع ضد تانک: حزب‌الله مجهز به موشک‌های ضدتانک پیشرفته مانند کورنت و تاو است که در جنگ ۲۰۰۶ توانست خسارات زیادی به تانک‌های اسرائیلی وارد کند.

۴. نیروی هوایی و دریایی: حزب‌الله به طور عملیاتی نیروی هوایی ندارد، اما از پهپادهای شناسایی و تهاجمی استفاده می‌کند. همچنین این گروه توانایی‌های دریایی محدودی مانند قایق‌های تندرو و موشک‌های ضدکشتی (نظیر C-8 دارد.

۳. مقایسه توان نظامی

۱. کمیت و تجهیزات

اسرائیل از نظر کمیت نیرو، تجهیزات پیشرفته و فن‌آوری‌های نظامی برتری قابل‌توجهی نسبت به حزب‌الله دارد. ارتش اسرائیل دارای نیروی هوایی پیشرفته، سامانه‌های دفاعی مؤثر و تجربه بالای نظامی است.

اما در مقابل، حزب‌الله به عنوان یک نیروی نامنظم، به جنگ‌های چریکی و حملات موشکی تکیه می‌کند و فاقد توان نیروی هوایی و زرهی پیشرفته است.

۲. استراتژی و تاکتیک‌ها

اسرائیل به جنگ‌های کلاسیک و استفاده از حملات هوایی دقیق تکیه دارد. در مقابل، حزب‌الله در جنگ‌های نامتقارن، استفاده از شبکه‌های تونلی و حملات موشکی پراکنده موفق عمل کرده است.

حزب‌الله توانسته با استفاده از استراتژی‌های جنگ چریکی و بهره‌گیری از تونل‌ها و موشک‌های کوتاه‌برد، در برابر برتری نظامی اسرائیل مقاومت کند.

۳. توانایی ضربه‌زنندگی

اسرائیل توانایی انجام حملات گسترده و دقیق به زیرساخت‌های حزب‌الله را دارد و از ابزارهای دیپلماتیک و نظامی برای تضعیف این گروه استفاده می‌کند.

حزب‌الله با توان موشکی و جنگ چریکی خود توانسته تهدید جدی برای اسرائیل باشد و با ضربات موشکی به شهرها و مناطق مختلف اسرائیل، فشار روانی و اقتصادی ایجاد کند.

نتیجه‌گیری: اسرائیل از نظر تجهیزات، نیرو و فناوری نظامی برتری کامل دارد، اما حزب‌الله به عنوان یک نیروی چریکی قدرتمند با توانایی موشکی بالا، توانسته است در برخی مواقع اسرائیل را به چالش بکشد. جنگ نامتقارن بین این دو نیرو همچنان ادامه دارد و حزب‌الله با استفاده از استراتژی‌های غیرمتعارف، تهدیدی جدی برای امنیت اسرائیل محسوب می‌شود.

قطعنامۀ ۱۷۰۱ شورای امنیت در مورد لبنان چیست؟

قطعنامۀ ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد در یازدهم آگست ۲۰۰۶ میلادی برابر به بیستم اسد ۱۳۸۵ خورشیدی برای پایان دادن به جنگ ۳۳ روزه میان حزب‌الله لبنان و اسراییل صادر شد. این قطعنامه را یک روز بعد کابینۀ لبنان پذیرفت و در همان روز سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان نیز از قطعنامه علی رغم آنکه بخش‌هایی از قطعنامه را غیر منصفانه خواند، پذیرفت و اظهار داشت که لبنان به وحدت ملی نیاز دارد.

مهم ترین بند قطعنامه که عملی شدنش به حزب الله تعلق می گرفت، عقب نشینی نیروهای حزب الله از جنوب رودخانۀ لیطانی به ساحل شمالی این رودخانه بود که یک منطقۀ سی کیلومتری شمال مرزلبنان و اسرائیل را در بر می گیرد. با این عقب‌نشینی زمینه برای استقرار ارتش ملی لبنان و نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد در این منطقه هموار می‌شد. عقب رفتن نیروهای حزب الله در فاصلۀ سی کیلومتری مرز با اسرائیل، مناطق شمال اسرائیل را تا حد زیاد از تیررس سلاح حزب الله دور ساخت. اما چنین چیزی از آن زمان تا امروز عملی نشد و حزب الله نیروهای خود را به شمال رود لیطانی عقب نبرد.

یکی از اهداف و خواست‌های اسرائیل این است که حزب الله نیروهای خود را به شمال رودخانۀ لیطانی عقب ببرد تا حزب الله سی کیلومتر از مرز با اسرائیل دور شود و بیش از شصت هزار آوارۀ ساکن در شمال اسرائیل به خانه‌های شان بر گردند. یوآو گالانت وزیردفاع اسرائیل گفته است که هدف اسرائیل این است تا حزب الله به شمال رودخانۀ لیطانی برود و اگر این کار این از راه دیپلوماسی عملی شود، خوب، در غیر آن با توسل به نیروی نظامی آنرا عملی می‌کنیم.

هنوز مشخص نیست که آیا حزب الله در وضعیت فعلی که زیر حملات شدید هوایی اسرائیل قرار دارد حاضر به بازگرداندن نیروهایش از مرز با اسرائیل تا فاصلۀ سی کیلومتری به شمال رود لیطانی می‌شود؟

به نظر نمیرسد که حزب الله بدون دسترسی به امتیاز و منافع مورد نظر خود که در این ۱۸ سال از انجام آن امتناع کرده است، حالا بر مبنای اعلامیۀ مشترک کشورهای مذکور به آن تن دهد. هم چنان به نظر نمی‌رسد که اسرائیل بدون رسیدن به چنین هدف از جنگ با حزب الله دست بکشد. حتی دفتر نتانیاهو صدراعظم اسرائیل پس از اعلامیۀ مشترک کشورهای مذکور اعلان کرد که آتش بسی در کار نیست و ارتش اسرائیل با تمام قدرت به حملات خود ادامه می‌دهند.

کشورهای ایالات متحده امریکا، استرالیا، کانادا، اتحادیه اروپا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، جاپان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بریتانیا و قطر در اعلامیه مشترک خود از اسرائیل و لبنان خواستند تا آتش بس ۲۱ روزه برای دیپلماسی برای دستیابی به توافقات پیرامون قطعنامه شماره ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد (از سال ۲۰۰۶) در مورد لبنان و قطعنامه شماره ۲۷۳۵ (از حدود دو ماه پیش) در مورد آتش بس غزه، قرار کنند.

تبعات تداوم و گسترش جنگ

جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان دارای تبعات جدی داخلی و بین‌المللی است که بر سیاست، اقتصاد، امنیت و ثبات منطقه و فراتر از آن تأثیر می‌گذارد. این جنگ علاوه بر خسارات انسانی و زیرساختی، می‌تواند منجر به تغییر در موازنه‌های سیاسی و امنیتی در خاورمیانه و بر جهان نیز تأثیر بگذارد.

۱. تبعات داخلی برای اسرائیل و لبنان

الف) برای اسرائیل

خسارات انسانی و اقتصادی: هر گونه جنگ با حزب‌الله باعث تلفات انسانی و مالی سنگینی برای اسرائیل می‌شود. علاوه بر هزینه‌های نظامی، زیرساخت‌ها و شهرهای اسرائیل در معرض حملات موشکی قرار می‌گیرند.

تضعیف احساس امنیت داخلی: موشک‌های حزب‌الله، که قابلیت اصابت به مناطق مختلف اسرائیل را دارند، می‌توانند حس امنیت مردم اسرائیل را تضعیف کرده و نارضایتی عمومی را به دنبال داشته باشند.

فشارهای سیاسی داخلی: شکست یا مشکلات در مدیریت جنگ ممکن است باعث فشارهای سیاسی داخلی بر دولت اسرائیل شود. جنگ ۲۰۰۶ نمونه‌ای از انتقادهای شدید داخلی علیه دولت اسرائیل بود.

ب) برای لبنان

تخریب زیرساخت‌ها: جنگ می‌تواند زیرساخت‌های لبنان، به‌ویژه در جنوب این کشور که مقر اصلی حزب‌الله است، را تخریب کند و لبنان را با بحران‌های اقتصادی و انسانی مواجه سازد.

آوارگی مردم: جنگ می‌تواند منجر به آوارگی هزاران نفر از مردم لبنان و بحران انسانی در این کشور شود.

تنش‌های داخلی: حزب‌الله یک بازیگر سیاسی قدرتمند در لبنان است، اما جنگ با اسرائیل می‌تواند باعث افزایش تنش‌های داخلی و اختلافات فرقه‌ای در لبنان شود، زیرا برخی گروه‌ها جنگ حزب‌الله با اسرائیل را به ضرر لبنان می‌دانند.

۲. تبعات بین‌المللی

الف) برای منطقه خاورمیانه

گسترش تنش‌های منطقه‌ای: جنگ بین اسرائیل و حزب‌الله می‌تواند دیگر کشورهای منطقه را نیز وارد معادلات کند. ایران به عنوان حامی اصلی حزب‌الله و دیگر گروه‌های مقاومت ممکن است درگیر شود یا به حمایت‌های نظامی و مالی خود از حزب‌الله بیفزاید.

تأثیر بر سوریه: سوریه که هم‌پیمان نزدیک حزب‌الله است، ممکن است در صورت درگیری به عنوان نقطه‌ای برای ارسال تسلیحات و کمک‌های نظامی عمل کند، که می‌تواند تنش‌های این کشور جنگ‌زده را تشدید کند.

افزایش نفوذ ایران: در صورت پیروزی حزب‌الله یا مقاومت مؤثر آن در برابر اسرائیل، نفوذ ایران در منطقه به شدت تقویت خواهد شد و این مسئله می‌تواند موجب نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل شود.

ب) در سطح جهانی

واکنش‌های بین‌المللی: کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، ممکن است در حمایت از اسرائیل مداخله کنند و فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی علیه ایران و حزب‌الله اعمال کنند. از طرفی، کشورهایی چون روسیه و چین ممکن است در این تقابل، مواضع متفاوتی اتخاذ کنند.

بحران انسانی: جنگ می‌تواند باعث ایجاد بحران‌های انسانی، مانند آوارگی جمعیت‌های بزرگ و افزایش پناهجویان به کشورهای دیگر، به ویژه به اروپا شود.

تأثیر بر بازارهای جهانی: جنگ در خاورمیانه به‌طور کلی باعث افزایش تنش‌ها در بازارهای نفت و انرژی می‌شود. هرگونه بی‌ثباتی در لبنان و منطقه می‌تواند قیمت نفت را افزایش داده و به بحران‌های اقتصادی جهانی دامن بزند.

افزایش تهدیدات تروریستی: جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله می‌تواند به افزایش فعالیت‌های تروریستی در منطقه و حتی در سطح بین‌المللی منجر شود، به‌ویژه از سوی گروه‌های افراطی که از بی‌ثباتی منطقه سوءاستفاده می‌کنند.

۳. تغییر موازنه‌های سیاسی و نظامی

تقویت یا تضعیف حزب‌الله: اگر حزب‌الله بتواند مانند جنگ ۲۰۰۶ مقاومت کند و اسرائیل را با مشکلات زیادی مواجه کند، این مسئله باعث تقویت جایگاه سیاسی و نظامی حزب‌الله در لبنان و منطقه می‌شود. برعکس، شکست حزب‌الله می‌تواند باعث کاهش نفوذ آن در لبنان و حتی در سطح منطقه‌ای شود.

افزایش حمایت‌های نظامی از اسرائیل: شکست حزب‌الله یا افزایش تهدیدهای موشکی آن علیه اسرائیل می‌تواند باعث افزایش حمایت‌های نظامی آمریکا و غرب از اسرائیل و تقویت سامانه‌های دفاع موشکی مانند گنبد آهنین و پیکان شود.

جنگ بین اسرائیل و حزب‌الله می‌تواند تبعات گسترده‌ای داشته باشد، از خسارات انسانی و اقتصادی گرفته تا تغییر در موازنه‌های قدرت در خاورمیانه. این درگیری همچنین به شدت بر سیاست داخلی اسرائیل و لبنان تأثیر می‌گذارد و می‌تواند بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را تشدید کند.

آیا جنگ اجتناب ناپذیر است؟

اگر دیپلوماسی که با اعلامیۀ کشورهای غربی و سه کشورعربی، عربستان سعودی، قطر و امارات جواب ندهد و قطعنامۀ ۱۷۰۱ به خصوص عقب رفتن نیروهای حزب الله به شمال رود لیطانی عملی نشود، وقوع جنگ تمام عیار و همه جانبه میان اسرائیل و حزب الله، حتمی و گریز ناپذیر است؟

هرچند آتش جنگ که حتی از هشتم اکتوبر سال پار میان دو طرف روشن شد و همین حالا با شدت بسیار زیاد و بی سابقه ادامه دارد، اما هنوز این آتش با تمام قدرت و ظرفیت خود مشتعل نشده است.

جنگ تمام عیار میان حزب الله و اسرائیل این است که اسرائیل در صدد تبدیل کردن جنوب لبنان و مناطق حزب الله به نوار غزه شود و جنوب لبنان را مورد تهاجم زمینی خود قرار دهد. جنگ تمام عیار در سمت حزب الله به معنی این است که حزب الله با تمام توان و ظرفیت راکتی و پهپادی خود سراسر اسرائیل را بزند و حتی شهرها و مناطق مسکونی از پایتخت اسرائیل تا تمام شهرها و شهرک هایش هدف قرار بگیرد.

دو پرسش اصلی در صورت جنگ تمام عیار قابل بحث و پاسخ است:

۱ – آیا این جنگ پای ایران و امریکا و کشورهای دیگر را هم خواهد کشاند؟

به نظر نمیرسد که جمهوری اسلامی ایران در دفاع از حزب الله وارد جنگ مستقیم با اسرائیل شود. چونکه در این صورت امریکا و شاید کشورهای دیگر غربی بلا فاصله در کنار اسرائیل قرار می‌گیرند و ایران را به شدت می‌کوبند. تهران به خوبی میداند که در چنین جنگی، بازنده است. از این رو ایران به جای ورود مستقیم به جنگ، به حزب الله تسلیحات و مهمات می‌فرستد و هزینۀ جنگ آنرا تامین می‌کند. ایران می‌تواند از طریق زمین و از راه عراق و سوریه هر چند که با حملات هوایی و راکتی اسرائیل و حتی امریکا در این مسیر مواجه شود، حزب الله را در جنگ اکمال کند.

ایالات متحده امریکا نیز بدون ورود مستقیم ایران به جنگ، وارد جنگ نمی شود. امریکا و غرب اسرائیل را در این جنگ از نظر تسلیحاتی و مالی مورد حمایت قرار میدهند و نیازهایش را بر آورده می‌کنند.

بنا براین احتمال قوی این است که اگر جنگ تمام عیار واقع شود، جنگ میان حزب الله و اسرائیل خواهد بود و به یک جنگ منطقه‌ای و بین المللی تبدیل نخواهد شد.

۲ – در جنگ تمام عیار میان حزب الله و اسرائیل کدام طرف برنده خواهد بود؟

پاسخ این پرسش نیز پیچیده و دشوار است. اگر برنده شدن اسرائیل در این جنگ مشروط به نابودی حزب الله و نیروهای آن باشد، دسترسی اسرائیل به چنین پیروزی بسیار دشوار و غیرعملی خواهد بود.

جنوب لبنان و حزب الله بر خلاف نوار غزه و حماس برای اسرائیل هدف بسیار آسان نیست:

«اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن، تخمین می‌زند که حزب‌الله حدود سی هزار نیروی فعال و تا بیست هزار نیروی ذخیره دارد که بیشتر آنها به عنوان واحدهای کوچک پیاده‌نظام سبک و متحرک آموزش دیده‌اند. بسیاری از نیروهای آن تجربه جنگ در حمایت از حکومت بشار اسد در سوریه را هم دارند.

بیشتر برآوردها حاکی از آن است که حزب‌الله بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ هزار موشک و راکت دارد؛ از سلاح‌های هدایت‌ناپذیر گرفته تا موشک‌های دوربردی که می‌تواند شهرهای اسرائیل را هدف قرار دهد.»

حزب الله برخلاف غزه، عقبۀ جنگی دارد که می تواند از مسیر عراق و سوریه کمک تسلیحاتی ایران را دریافت کند. مناطق کوهستانی جنوب لبنان و دره های آن برای ادامۀ جنگ چریکی علیه اسرائیل مساعد است و حتی اگر اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کند، نمیتواند از جنگ پارتیزانی حزب الله مصئون باشد.

بنا بر این اگر برنده شدن اسرائیل در جنگ تمام عیار با حزب الله، نابودی حزب الله باشد، اسرائیل به آن نخواهد رسید. اما تمام این ها به معنی این نیست که حزب الله برندۀ این جنگ باشد یا شود. حزب الله در یک جنگ تمام عیار به شدت ضربه می خورد و تضعیف می شود. تمام زیرساخت های حزب الله و جنوب لبنان تخریب می شوند و توان وظرفیت نیروی نظامی و بشری حزب الله به شدت کاهش می یابد. تا همین اکنون که جنگ تمام عیار واقع نشده است، حزب الله با حملات هدفمند اسرائیل فرماندهان مهم خود را از دست داده است و در طول یکسال اخیر بیش از پنجصد نیروی حزب الله جان باخته اند.

مهم تر از آن، جنگ تمام عیار حزب الله و اسرائیل هزینۀ بسیار بزرگ و کمرشکن را از نظر مالی و اقتصادی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل می کند که تامین آن برای ایران آسان نخواهد بود. این در حالی است که امریکا و غرب نیازمندی های مالی و نظامی اسرائیل را در این جنگ بر آورده می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11261

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.