نویسنده: مرزاسعید “مرزایی”
مقدمه
بدون تردید بزرگترین آسیبی که در قرن های اخیر بر کشورهای کم توسعه، به ویژه کشورهای اسلامی به لحاظ مادی و معنوی وارد آمده هجوم فرهنگ مادی و سلطه جویانه مغرب زمین به شرق اسلامی، و تاثیر پذیری مستقیم و یا غیر مستقیم مسلمین از این تهاجم فرهنگی است که فرهنگ مادی و استعماری بصورت یک سیستم فکری معین و حساب شده و یک جهان بینی الحادی و از اساس مغایر با متافزیک و جهان بینی الاهی در اندیشه های مسلمانان به ویژه تحصیل کرده های جدید و آشنا به تمدن غربی زائیده رنسانس، لیبرالیسم و اومانیسم اروپایی را یافت.
و این افکار بیشتر توسط اشخاصی که به بهانههای آبادانی و استعمار بر این سرزمین ها آمده بودند صورت گرفته و در عمل نه تنها موجب آبادانی و استعمار در این کشورها نشدند بلکه این کشورها را دیگر هم نیز بیشتر از لحاظ مادی و معنوی وابسته به خود ساختند به نحوی که آنها فکر میکنند اگر این کشورها بزرگ از خاک شان بیرون شود، زندگی در این سرزمین ها دشوار و حتی ناممکن مینماید.
در این مقاله ما بدنبال این هستم که استعمار را بطور دقیق معرفی نموده و علت به استعمار و استثمار کشیدن سرزمینهای کم توسعه و به ویژه جهان اسلام را که بیشتر جز این سرزمین ها محسوب می گردند به معرفی بگیریم.
تعریف استعمار
تعریف لغوی استعمار: استعمار از کلمه (عَمَرَ)گرفته شده و به معنای آباد خواهی آبادانی خواستن است. تعریف اصطلاحی استعمار: عبارت از تسلط کشوری بر کشور دیگری به بهانه عمران، آبادی و رهبری مردم بسوی ترقی و لی به منظور استفاده از منابع طبیعی، ثروت و نیروی انسانی آن کشور میباشد.
تاریخچه استعمار
استعمار به نحو ابتدایی آن (کشورگشایی) از دوران باستان آغاز شده و میتوان نمونه های آنرا در امپراتوری ها پرقدرت آن زمان چون فراعنه مصر، چین، روم، فارس و …مشاهده کرد. اما به شیوه های سازمان یافته و به معنی استعماری آن را میتوان همزمان با نهضت اصلاح دینی سیاسی اروپا در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم مشاهده کرد، و آهسته آهسته دامنه کشور گشایی به معنی استعماری آن به گونه روز افزون گسترش یافت. که برخی نمونه های آن عبارت از:
۱. در سال ۱۶۰۰ بریتانیا نخستین قدم استعماری خود را تحت نام شرکت هند شرقی بر سرزمین هندوستان نهاد.
۲. درسال ۱۶۶۴م فرانسه گام استعماری بعدی را زیر نام شرکت هند شرقی به این سرزمین نهاد.
۳. در سال ۱۸۸۷م ایتالیا صومالی و حبشه را تحت سیطره خود در آورد. و ناگفته نباید گذاشت که کشورگشایی (استعمار) از زمان آغاز آن تا امروز به چهره های گوناگون ظاهر گردیده است.
برنامه استعمار گران خارجی
استعمار گران خارجی از به استعمار کشیدن کشورها اهداف گوناگون، از استفادهای نیروی انسانی تا به غارت کشیدن دارای ها و مواد خام آن سرزمین ها و همچنان استفاده از آن سرزمین ها بخاطر آرامی خود و گسترش نفوذ خود استفاده می نمایند که مهم ترین این برنامه های آنها عبارت اند از:
۱. اشغال تمام سرزمین ها با تمام دار و ندار آن: در قدم نخست اولین برنامه را که کشورهای استعماری در نظر دارند به اشغال کشیدن تمام سرزمین مورد نظر است، و به بهانه مختلف تمام سرزمین مورد نظر تحت استعمار خود می آورند به طور مثال زمانی که کمپنی هند شرقی وارد هندوستان شد. وظیفه اصلی اش سواد آوری برای سهامدارانش بود، اما بعد از بدست آوردن قدرت نسبی در هندوستان اینکه مثل کشور سلطه گر رفتار میکرد با ملیون ها مردم زیر سلطه خود با جنان خود پسندی و بی رحمی رفتار میکرد که گویی آنها اتباع سرزمین مستعمره اند. با اینکه کمپنی با مردم هند با خودپسندی و خشونت رفتار میکرد سپاهان نیز در پی آن بودن که قانون، نظم و ثبات را در هندوستان بر قرار کنند .تا اینکه توانستند تمام سرزمین هندوستان را تحت سلطه خود در آوردند.
بریتانیا با اشغال این سرزمین، از مواد خام آن استفاده کرده و دوباره از همان مال خوشان را به قیمت چند برابر بالای خود هندی ها بفروش میرساند. و همچنان برای اینکه بر سرزمین هندوستان حاکم بودند از افراد نیز خراج و مالیات می گرفتند، و حتی هندوستان ها مجبور بودند که از زمین های کشاورزی شان نیز مالیات بپردازند، بگونهای که برخی کشاورزان تا ۸۳ درصد محصولاتشان را به مامورین وصول مالیات می پرداختند. حتی و قتی هندوها با لنج از رود خانه ها میگذشتند باید به کمپنی هند شرقی مالیات سفر میپرداختند. و حتی مالیات بر نمک نیز می پرداختند، و آنهای که از دادن مالیات ابا می ورزیدند به بدترین وجه موردت شکنجه و اذیت و آزار قرار میگرفتند.
۲. اشغال افکار و عقاید جوامع اشغال شده: بعد از اینکه این کشورها توانستند کشور مورد نظر را اشغال نمایند، بعدا بخاطر ثبات داخلی و افزایش ادامه حیات استعماری خود تلاش میکنند تا افکار و عقاید این جوامع اشغال شده را نیز اشغال نمایند، بطور مثال در اواخر قرن نوزدهم، سیاست گذاران بریتانیای گمان میکردند زمان آن است که به تلاش های خود برای آموزش و پرورش تیز هوش ترین مردان جوان هندی شتاب بخشند.
لرد تامس ببینگتن مکولی نوسنده و سیاست مدار بریتانیای از کشورش خواست تا طبقه از افراد را پرورش دهد که به لحاظ رنگ و نژاد هندی، اما از نظر ذوق و سلیقه، افکار، اخلاق و خرد انگلسی باشند.
بسیاری از مردان جوان به ویژه هندوها که از این فرصت استقبال کردند، آنهای برای بهره گیری از این فرصت به انگلستان سفر کردند تا در آکسفورد، کمبریج و دیگر دانشگاه های مشهور حظور یابند. و در رشتههای چون مهندسی، حقوق و علوم اداری تحصیل کردند. که این امر خود نشان دهنده این است که افراد استعماری تنها به اشغال سرزمین بسنده نمی شوند بلکه کوشش میکنند تا افکار جوامع اشغال شده را نیز تغییر دهند.
۳. نابودی فزیکی افراد اشغال شده: کشور استعماری آنعده از از فرادی را که آزادی در سرشت دارند و تناب سلطه و استعمار را بر گردن نمی نکنند، و استعماری ها نمی توانند بر افکار آنها مسلط گردند آنگاه به نابود کردن فزیکی این افراد اقدام میکنند.
زیرا آنها میدانند اگر قرنها هم بگیرد این افراد آگاه و خبیر روزی بر علیه سلطه استثماری ایشان قد علم نموده و پرچم های شاه را بر قله های بلند آزادی میکوبند. و نمونه از این کشتار های بی رحمانه را میتوان در افغانستان، هندوستان، کیوبا و … غیره کشورهای اسلامی و غیر اسلامی مشاهده کرد.
۴. گرفتن آزادی و استقلال از سرزمین ها استعمار شده: آخرین هدف و برنامه استعمار گران این است که کشور مورد نظر را خلع آزادی و استقلال می نمایند، چون افراد یک کشور تا زمانی که فکر آزادی و استقلال در سر نداشته باشند، هرگز نمی توانند و نمیخواهند در برابر این نیروهای آشوبگر و انسان دشمن مقاومت نمایند.
پیامدهای استعمار در کشورهای مورد استعمار قرار گرفته:
پیامد های استعمار را میتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ پیامد های مثبت و پیامد های منفی
پیامد های مثبت: اگر چه برخی باور به پیامدهای مثبت ندارند اما اسنایدر در کتاب امپریالسیم خود مینویسد: “میراث استعمار چند وجهی بوده است، همە مستعمرات سابق او باور ندارد که امروز مستعمره وجود دارد از روابط خود با استعمارگران سابق هم نفع برده اند و هم زیان دیدهاند، مثال در هندوستان برخی به بریتانیاییها انتقاد میکردند که در حل مشکالت نظام کاستی، نوزادکشی، بیسوادی، فقر و قحطی و بیماری در هند کاری نکردهاند، انگلیسیها نیز در دفاع از خود میگفتند: ما جادهها، راههای آهن، مدارس، و دانشگاهها ساختیم و قوانین و دستگاههای قضایی را بهبود بخشیدم و…!
پیامد های منفی: اگر بپذیریم که هدف اصلی استعمار استفاده و بهره برداری از منابع طبیعی و اقتصادی کشور مستعمره است، پیامدهای منفی آن را راحت تر میتوان شناسایی کرد، بطور مثال هندوستان – ایران- برای انگلستان، یک منبع عظیم ثروت محسوب میشدند. از هند، گندم،جو، پنبه، برنج، طلا، یاقوت، زمرد، الماس، لاجورد، سنگهای قیمتی و بسیار کالاهای دیگر به انگلستان صادر میشد. از انگلستان، مشروبات مختلف، وسایل قمار و لاتاری، فیلم هایی که فرهنگ هندیان را تحت الشعاع خود قرار میداد کالاهای ساخت خود را به هندوستان می-فرستادند و تلا بسیار میکرد تا فرهنگ خود را در آن جا گسترش دهند. در ایران نیز همین سیاست های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را پیش میبرد و در این راه از هیچ تلاش و جنایتی دریغ نمیکرد، آنها به وسیلهی جاسوسان داخلی و عوامل خود میان اقوام و قبایل مستعمرات دشمنی براه میانداخت! (تفرقه بینداز وحکومت کن) مواد مورد نیاز خود را تأمین میکردند و به ارزان ترین شکل به انگلستان میبردند و کالاهای ساخت خود را به قیمت بسیار گزاف به این کشورها صادر میکردند!
نتیجه گیری
استعمار هیچ گاه آنگونه که اسمش است، در عمل نبوده است، بلکه زیر نام استعمار همواره کشورها مورد استثمار و استحمار قرار داده اند.
استعمار یک پدیده امروزی نیست و از دوران باستان به شکل کشور گشایی وجود داشته است، و همواره در گذرزمان نسبت به مسائل روز چهره خود را تغیر داده است، و هربار که در تاریخ یک چهره اش شناخته شده با چهره تازه دیگر نمود یافته است و حتا امروز نیز با چهره های متفاوت در کشورهای جهان سوم به ویژه کشورهای اسلامی به نحوی و جود دارد.
شاید تاثیرات استعمار مستقیما به سیاست معاصر منطقه مربوط نباشد اما ماهیت و روابط امروزی اکثر کشورهای جهان سومی متاثر از دخالتهای استعماری در قرن بیستم است.
بهطور کلی در حالی که بسیاری از دولت ها روابط خود را با کشورهای غربی حفظ کرده اند دشمنی با غرب به منزله میراث روابط استعماری گذشته همچنان در میان بسیاری از گروهها رایج است، علاوه براین نسل بعدی کشورهای مستعمره افسانه یا واقیعت استعماری را در روح ملی خود جذب کرده و در فضای مملو از دشمنی و ترس در برابر مقاصد غرب رشد کرده اند. ترس از روابط استعماری جدید در دستور کار ملی بسیار از کشورهای مستعمره قرار گرفته است.
فهرست منابع :
صمیم، عبدالقهار(۱۴۰۱) تربیه فکری
محمدی، محمدنظیر(۱۴۰۱) پیشگام
شیرازی، داکتر حبیب الله، قربانی شیخ نشین، داکتر ارسلان و سمیر، داکتر رضا(۱۳۹۹) سیاست و حکومت در خاورمیانه
شریعتی، داکترعلی مهاجم بزرگ علیه استعمار فرهنگی
شهید، سیدقطب(۱۳۶۱) ترجمه اسدالله محمودی، اسلام و عملکردهای استعمار
رضوی پیرانشاهی، سیدعباس (۱۳۹۵) پیامد های استعماری اروپاییان