نویسنده: روح الله «میهن یار»: کارشناس سیاسی روابط بین الملل
چکیده؛
تأثیرات پدیده جهانی شدن در ابعاد مختلف قابل مشاهده است، ولی ما فقط در بُعد فرهنگی آن تحقیق نمودیم، پدیدهی جهانی شدن بر فرهنگ خراسان/افغانستان هم تأثیر مثبت دارد و هم منفی.
آزادی بیان و مطبوعات، ترویح فرهنگ همدیگر پذیری و تسامُح، و مبادله فرهنگی از جمله پیامدهای مثبت برای فرهنگ خراسان/افغانستان میباشد. همچنان حقوق بشر، تساوی حقوق زنان با مردان و غیره مسایل را میتوان از تأثیرات منفی جهانی شدن بر فرهنگ خراسان/افغانستان بر شمرد.
کلید واژه: جهانی شدن، خراسان/افغانستان، فرهنگ ،چالش ها، فرصت ها
مقدمه
چگونگی وضعیت فرهنگهای ملی و بومی در عصر جهانی شدن و موقف اسلام در برابر آن یکی از موضوعات داغ و در خور بحث در شرایط کنونی میباشد. جامعه خراسانی/افغانستانی به عنوان یکی از جوامع اسلامی نیز ازتأثیر گذاری جهانی شدن فرهنگ مصئون نبوده، که این تأثیر گذاری در جامعه ما بیشتر تحت عنوان «تهاجم فرهنگی غرب شناخته میشود تا جهانی شدن فرهنگ» بدیهی است که در جوامع دینی، باورها و ارزشهای دینی در شکل دادن به فرهنگ جامعه نقش اساسی داشته، دین و ارزشهای آن جزئی از بُعد معنوی فرهنگ را تشکیل میدهند و بر قداست و الزامیت آن می افزاید. جهانی شدن فرهنگ که در پی گسترش فرهنگ دنیای مدرن میباشد. به همین سبب است که بخشهای مختلف حیات جمعی، اعم از سیاسی، اقتصادی، خانوادگی، مذهبی و به ویژه هنری را در بر دارد (محمدی، ۱۳۹۳: ۸۲).
همچنین مدرنیزاسیون که از سدهی هجدهم شروع شده، و هنوز ادامه دارد، مواردی چون صنعتی شدن، شهرنشینی، افزایش تعداد باسوادان، آموزش، ثروت، تحرک اجتماعی و ساختارهای شغلی پیچیده و متنوع را در بر میگیرد. نخبه گان و دانشمندان جامعۀ غرب استدلال مینمایند که این الگوی غرب را جوامع دیگر نیز اختیار نموده و این فرهنگ غربی مدرن به فرهنگ جهانی سراسر دنیا تبدیل خواهد شد (هانتینگتون، ۱۳۷۸: ۱۰۶). در آن دین جایگاه و نقش خود را نه تنها از دست داده است، بلکه دنیای مدرن در پی گسترش فرهنگ و ارزشهای هستند تا نقش دین را در تنظیم زندگی انسان کم رنگ ساخته و آنرا به سطح مسایل فردی انسان تقلیل دهد و از آمدن دو بارهای دین در زندگی دنیای انسان و جامعه هراس دارند. بنابر این در جهانی شدن فرهنگ، کشورهای فقیر جهان که اکثریت آن را کشورهای اسلامی تشکیل میدهند، نقش نداشته، به دلیل اینکه اکثرا این دسته کشورها از اقتصاد ضعیف رنج میبرند و بازار شان مصرف کننده کالای کشورهای خارجی میباشد و نظام سیاسی غیر دموکراتیک و حکمرانان وابسته به خارج در آنها حکومت مینمایند، وجود فساد مالی و اداری یکی از وجوه ممیزه آنها میباشند و خراسان/افغانستان نیز در رأس لیست کشورهای که در بالا یاد آوری شد، قرار میگیرد.
یقینن بسیاری از رسومیکه در کشور ما جاری میباشند، صرف نظر از اینکه چه ربطی با دین دارد، به خود رنگ اعتقادی گرفته و از قداست ویژه برخوردار شده است. رسوم و عنعناتی که در گذشتههای دور و قبل از ورود اسلام حاکم بوده اند، با ورود اسلام با ارزشهای اسلامی در تعامل قرار گرفته باورها و اعتقادات دینی بر این رسوم سایه افکنده و آن عده رسوم و عاداتی که در معایرت صریح با احکام شریعت قرار نگرفته اند، در حالت خود قرار دارند.
ولی با آن هم عده ای از رسومیکه در جامعه خراسان/افغانستان تا هنوز حاکم میباشند، در بسیاری از موارد، دساتیر دینی زمانی که در تضاد با این دسته رسوم و عادات قرار میگیرند، تطبیق آن تعطیل میشود. به عباره ی دیگر در بسیاری موارد تعصبات، عادات و خصوصیات جامعهی قبیله ای بر احکام دینی سبقت مینماید (رسولی، ۱۳۸۵: ۱۱۸).
جامعهای خراسانی/افغانستانی که دین در آن نقش و جایگاه خاص خود را دارد و اسلام و ارزشهای آن به عنوان شکل دهندهی فرهنگ و رفتار جامعه، حاکم بوده و در بسیاری از موارد ارزشهای حاکم در جامعه با ارزشها و فرهنگ دنیای مدرن در مغایرت قرار دارد.
دانشمندان جهان اسلام که با در نظرداشت موقعیت امروزی جهان اسلام و وابستگی کشورهای اسلامی هرکدام پیامد منفی جهانی شدن را هشدار دادند و معتقد بودند که جهانی شدن یک پروژه تصنعی میباشد که کشورهای سرمایهداری غرب برای به دام کشیدن کشورهای فقیر جهان به راه انداخته و در صدد آن هستند تا ارزشهای ملی کشورها به ویژه کشورهای اسلامی را مسخ و راه استعمار و چپاولگری را هموار سازند. اما دانشمندان طرفدار جهانی شدن، آنرا پروسهی طبیعی تلقی نموده و از آن دفاع مینمایند و مدعی هستند که تکنولوژی معاصر چنین شرایط را مهیا ساخته است و هیچ گونه دست هدایتگر در عقب جهانی شدن وجود ندارد.
جهانی شدن پدیدهای چند وجهی بوده و با خود تهدیدها، فرصتها و پیامدهای دارد، جهانی شدن این امکان را فراهم میکنند که انسانها از محدودهی تنگ جغرافیایی رهایی یابند، کار ویژههای سنتی ضعیف گردیده و با چالش های مواجه گردد. رهایی انسان از محدوده جغرافیایی، فضای امن را که فرهنگهای سنتی ایجاد نموده بود، از انسان سلب نموده است و باورهای سنتی را ضعیف و از اعتبار آن کاسته است. انزوا گرایی و مطلق انگاری فرهنگهای سنتی دچار سوالات گردیده و انسان را با تعدد مرجع هویت سازی مواجه ساخته است( گل محمدی، ۱۳۸۱: ۲۲۴) با در نظرداشت ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی خراسان/افغانستان، که جامعه بسته بوده ودوران طولانی انزوا و مطلقگرایی را پشت سر گذاشته و فرهنگ سنتی جامعه عمر طولانی داشته است. اینک به بررسی تأثیر جهانی شدن بر فرهنگ جامعهای خراسان/افغانستان پرداخته و در قدم نخست تأثیرات مثبت آنرا یعنی مجموعه فرصتهای که جهانی شدن در اختیار ما قرار داده است. بررسی مینماییم و به تعقیب آن تهدیدهای جهانی شدن را بر فرهنگ جامعهی خراسان/افغانستان و پیامدهای منفی آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
پیامدهای مثبت جهانی شدن بر فرهنگ خراسان/افغانستان (فرصتها)
جهانی شدن فرهنگ، یک سلسله فرصتهای را در اختیار ما قرار داده است، که ما میتوانیم از طریق مبادلۀ فرهنگی با تغییر در نوع نگرش و باورهای منفی که در جامعه حاکم هستند و مانع ترقی و پیشرفت گردیده، به غنامندی و باروری فرهنگ ملی از آن استفاده بهینه نمود. طوری که جامعهی خراسان/افغانستان دارایی ویژگیهای فرهنگی خاص خود میباشد، حاکم بودن باورهای قبیلهی، پایین بودن آگاهی عامه، تعصبات قومی و سمتی، پابندی بیش از حد به مسائل ظاهری و … مواردی هستند که به حیث سنتهای ناسالم فرهنگی در جامعهی ما از گذشتههای دور بیداد مینمایند. مهمترین پیامدهای مثبت جهانی شدن قرار ذیل اند:
۱. آزادی بیان و مطبوعات(Freedom of speech & press )
آزادی بیان و مطبوعات دو اصل عمدهی نظامهای دموکراتیک است. رعایت آن متضمن جلوگیری از ظلم و اسبداد میباشد، چنانچه آزادی بیان و مطبوعات به عنوان ارزشهای جهانی در مادهی نزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر و مادهی نزدهم حقوق مدنی و سیاسی پیش بینی و تضمین گردیده است. در قانون اساسی کشورها راهکارهایی برای رعایت آزادی بیان و مطبوعات به عنوان حقوق بشری اتباع شان در نظر گزفته شده است (دانشنامه آزاد، میزان ۱۳۹۱) از طرفی، حق آزادی بیان و مطبوعات فرصت آنرا مساعد ساخته تا هر شخص بتواند آزادانه نظریات و اطلاعات اش را با دیگران در میان گذاشته تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد و حقیقت برملا گردد.
خراسان/افغانستان کشوری است که دورههای تاریک اختناق را سپری نموده است. در دوران نظامهای سلطنتی در خراسان/افغانستان، اندک ترین انتقاد از عملکرد سلاطین سرنوشت انسان را به کام مرگ میکشانید و در دوران حکومتی کمونیستی فضای اختناق در کشور حاکم بوده که نه تنها آزادی بیان و مطبوعات وجود نداشت، بلکه برای اندکترین گمان سرنوشت هزاران انسان به اعدامهای دسته جمعی کشانیده شد. اما در طول حکومت جمهوریت آزادی بیان و مطبوعات یکی از دستاوردهای عمدهی دو دهه جمهوریت در خراسان/افغانستان به شمار میرفت. چنانچه در مادهی سی و چهارم قانون اساسی جمهوریت چنین تصریح گردیده بود:
“آزادی بیان از تعرض مصئون است. هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله گفتار، نوشته، تصویر و یا وسایل دیگر با رعایت احکام مندرج این قانون اساسی اظهار نماید. هر افغان حق دارد مطابق احکام قانون، به طبع و نشر مطالب، بدون ارایه قبلی به مقامات دولتی، بپردازد” (جریده رسمی شماره (۸۱۸))
در دو دهه حکومت جمهوریت در خراسان/افغانستان نسبت به کشورهای همسایه آزادی بیان و مطبوعات بیشتر رعایت میگردید. به همین اساس مردم میتوانستند که آزادانه از اعمال قوای ثلاثه دولت انتقاد کنند.
آزادی بیان و مطبوعات به مفهوم امروزی آن زادهی شرایط دنیایی مدرن میباشد که روی هم رفته این ارزش به عنوان ارزش جهانی نظامهای دموکراتیک و چند صدا رو به گسترش بوده و معیار برای ارزیابی عملکرد نظامهای دموکراتیک میباشد. آزادی بیان و مطبوعات که توجه خاص در دو دهه اخیر به آن معطوف شده بود و دولت نیز تا حدی کوشش نمود تا آن را رعایت نموده و به آن احترام گذارند.
۲. ترویج فرهنگ همدیگر پذیری و تسامُح (Tolerance)
طوری که قبلا اشاره شد جامعه خراسانی/افغانستانی از جمله جامعههای بسته بوده که سطح تعامل و مبادلهی فرهنگی آن با فرهنگ جوامع دیگر بسیار پایین بوده است. به همین اساس در کشور ما باورهای سنتی – قبیلهای؛ تعصبات قومی و سمتی، خودخواهی، عدم همدیگر پذیری، تبعیض جنسیتی، مذهبی، قومی و… حاکم بوده. باورهای منفی سنتی عامل عقب مانی، جنگهای داخلی، حق تلفیها و محرومیتها گردیده اند. تعصبات قومی و سمتی در خراسان/افغانستان به حدی جا افتاده و شدید است که که در خراسان/افغانستان بسیاری صف بندیهای سیاسی و جنگهای داخلی حول شکاف قوم، مذهب و سمت صورت گرفته است. مردم خراسان/افغانستان احساس تعلقیت شان به خراسان/افغانستان به حیث سرزمین تمامی خراسانی/افغانستانیها ضعیف بوده و در بسیاری موارد یک افغانستانی از یک قوم، سمت و یا مذهب نمیتواند در میان پیروان اقوام و مذاهب در سمت دیگر مسکن گزینند و یا روابط خویشاوندی برقرار نمایند. تعصبات مذهبی در بین مردم خراسان/افغانستان به ویژه بین دو مذهب اسلامی (شیعه و سنی) به حدی شدید بوده و هست که حتی در بسیار موارد اینها به مسلمان بودن یکدیگر شک مینمایند. و همدیگر را مُشرک و رافضی میخوانند. به نسبت پایین بودن آگاهی مردم، این اختلافات بیشتر توسط علمای دینی که آنها در خدمت سلاطین و زمامداران بودند و یا هم سطح تحلیل و علمیت آنها ضعیف بوده که به مسایل فروعات دینی بیش از اصول ارجحیت قایل بودند، دامن زده میشد و میشوند. در خراسان/افغانستان به همین نسبت فرهنگ همدیگر پذیری و تحمل دیگران ضعیف بوده و حتی گاهی بعضی اقوام خراسان/افغانستان حق تعلیم و تحصیل در بعضی مکاتب و دانشگاههای کشور را نداشتند و نمیتوانستند کرسیهای مهمیکشور را احراز نمایند (سجادی، ۱۳۸۰: ۷۰).
همدیگرپذیری، فرهنگ مدارا، احترام به مذاهب، تکثر منابع قدرت، چند صدایی و انتقاد پذیری به تعبیر امروزی آن از جمله ویژگیهای نظامهای دموکراتیک و ارزشهای دنیای مدرن میباشد. به همین اساس تحولاتی که در دو دهه اخیر در کشور اتفاق افتاد، تحت رهبری سازمانها و کارگزاران جهانی شدن و در رأس آنها سازمان ملل متحد پیش برده میشد. اولین بار کوشش صورت گرفت تا در نظام سیاسی ترکیب ملی و قومی در نظر گرفته شود، در قانون اساسی راهکارها و تضمینهای برای رعایت حقوق اساسی تمامی اتباع کشور و جلوگیری از تبعیض و دادن فرصت برای سهم گیری مردم در مسایل سیاسی در نظر گرفته شد. در مادهی بیست و دوم قانون اساسی تصریح گردیده بود: “هرنوع تبعیض و امتیاز بین اتباع خراسان/افغانستان ممنوع است. اتباع خراسان/افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایب مساوی میباشد.” (جریده رسمی، شماره (۸۱۸)). به همین نسبت در حکومت جمهوری اسلامی خراسان/افغانستان تا اندازه ی کوشش صورت گرفت فرهنگ همدیگر پذیری را نهادینه کنند، به همین خاطر ترکیب قومی و جنسیتی در ساختار سیاسی کشور در نظر گرفته میشد و کوششهای فراوانی از سوی دولت و علمای آگاه به حقیقت اسلام برای تقریب مذاهب صورت گرفت، و از اختلافات مذهبی تا اندازه ای کاسته شد.
۳. مبادله ی فرهنگی(Cultural Exchange
جهانی شدن زمینه رهایی انسانها از مرز های سنتی و آزاد سازی از قید و بند مکان و زمان و حصارهای طبیعی را فراهم ساخته و پخش و نشر در منابع هویت ساز به نقاط مختلف جهان را آسانتر کرده، امروز منزوی ترین اهالی و دور افتاده ترین واحدهای اجتماعی هم با منابع گوناگون هویت ساز، آشنا هستند. منابع مختلف هویت سازی در اختیار افراد قرار دارند که به وسیله آن میتواند خودسازی نمایند ( گل محمدی، ۱۳۸۱: ۲۵۱). از دیر باز مبادلهی فرهنگی میان جوامع بشری وجود داشته و به عنوان یک عامل سازنده و جلو برنده مطرح بوده است. مبادله فرهنگ سبب پویایی، تحرک و سازندگی میگردد و فرهنگ مستقل تنها در جوامع بدوی مطرح بود، جلوگیری از تعامل و مبادله فرهنگی قدرت سازندگی، تحرک و زایش را سلب و به فرهنگ ایستا، عقیم و منزوی تبدیل و منجر به درون تهی شدن و بلاخره نابود و به زباله دان تاریخ سپرده میشود. فرهنگها در باروری و تحرک دوامدار یکدیگر هستند (کاظمی، ۱۳۷۶: ۷۸).
در عصر ارتباطات، عرصه فرهنگ نه تنها از طریق مبادله و داد و ستد یا محیط ماندگار و پویا میشود، بلکه هویت خود را نیز از این طریق کسب میکند. مثلا فرهنگ خراسانی/افغانستانی، با عناصر و اسباب هویت آفرین خود، زمانی معنی و مفهوم پیدا میکند که در عرصه گسترده تر، ارزشهای خویش را مطرح کرده و در چالشی تنگاتنگ با ارزشهای دیگر، قدرت، صلابت، استحکام، جسارت، خلاقیت، مداومت و دیگر صفات و ویژگیهای پویایی خود را به ثبوت برساند. همانگونه که در عرصه ی اقتصادی یک کشور اگر مزیت های نسبی خود را در بازار مبادلات تجارتی تشخیص ندهد به رکود مواجه میگردد. در عرصه فرهنگ اگر فرهنگی نتواند که در عرصه مبادله با فرهنگهای دیگر مزیت و پویایی خود را نشان دهد، منجر به نابودی و استحاله میگردد. دانشمندان و نخبه گان خراسانی/افغانستانی نیز نباید از مواجه خود با فرهنگهای دیگر به ویژه فرهنگ دنیایی مدرن هراس داشته باشند. زیرا بسیاری از نابسامانی کشور ناشی از ضعف فرهنگی میباشد. همان طوری که نوسازی ایجاب تغییر در ساختار اقتصادی و سیاسی را می نماید، نوسازی فرهنگی و بارور ساختن فرهنگ ملی و حفظ و تقویت ارزشهای که برای حفظ هویت فرهنگی ضروری میباشد، مقدمه و بستر برای نوسازی ساختارهای حاکم در کشور میباشد. در مقابله با دنیای مدرن در کشور چندین باور وجود دارد. عده ی هستند که به شدت به هرآنچه ناشی از فرهنگ و باورهای دنیای مدرن میباشد. به شدت مخالف هستند، و هیچ گونه سر سازگاری با پدیده های دنیای مدرن از قبیل دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنها، آزادی بیان و مطبوعات ندارد و حتی تکنولوژی معاصر را نیز رد می نمایند که میشود در این دسته از بعضی علمای دینی سنتی یاد آور شد. (محمدی، ۱۳۹۳: ۹۴)
برخیها که تحصیل کرده کشورهای غربی و مشهور به تکنوکراتها میباشند، از جمله طرفداران جدی تطبیق ارزشهای دنیای مدرن از قبیل حقوق بشر، حقوق زنها، انتخابات و… میباشند. اما طرز فکر میانه جهت اینکه کدام یکی از ارزشهای مدرن برای رشد، بالندگی، و پویایی فرهنگ ملی ضروری میباشند و کدام موارد در تصادم با ارزشهای نظام فرهنگی قرار میگیرد، ضعیف میباشد.
از سویی، جهان غرب از چندین سده به این طرف ابزار تبلیغاتی را در اختیار داشتند، جوامع شرقی را جوامع وحشی و دین اسلام را دین خشونت و قتل برای مردمان غرب زمین معرفی نموده اند. ذهنیت ضد اسلام را در بین جوامع غربی خلق نموده است. وسایل و تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی که در دسترسی کشورهای اسلامی قرار دارد، فرصت آن را فراهم نموده است. تا با استفاده از آن ارزشهای فرهنگی خود را به جهان معرفی نموده نموده و این اتهام دروغین علیه اسلام را که غربی ها به اسلام و کشورهای اسلامی نسبت داده اند، رد نمایند. و حقانیت اسلام را که دین خشونت طلب نیست، ثابت نمایند( محمدی، ۱۳۹۳: ۹۵).
گفتار دوم: پیامدهای منفی جهانی شدن بر فرهنگ خراسان/افغانستان(چالشها)
طوری که در صفحات گذشته تذکر رفت، با در نظرداشت ویژگیها و ممیزات فرهنگی جامعهی خراسانی/افغانستانی که یک جامعهی اسلامی بوده، دین دارای جایگاه و ارزش خاص خود میباشد. سنن و آداب حاکم در جامعه که همه رنگ قداست دینی با خود گرفته و شیرازه ی جامعه را تشکیل میدهند، از عمر طولانی برخوردار هستند.
اگر جهانی شدن را به عنوان فشردگی زمان و مکان با تحولی که در عرصه تکنولوژی فنی، اطلاعاتی و ارتباطی اتفاق افتاده است بدانیم، در جهانی شدن فرهنگ، فرهنگ کشورهای شمال به ویژه ایالات متحده امریکا و عده ی از کشورهای توسعه یافته شمال، که وسایل و تکنولوژی ارتباطی جهانی را در اختیار دارند و از طرفی از نظام اقتصادی و سیاسی ثابت و پویا در جهان برخوردارند، نقش و چیرگی دارند. به عبارت دیگر جهانی شدن فرهنگ، در حقیقت همان فرهنگ دنیایی مدرن میباشد، که به وسیله رسانه ها و کارگزاران جهانی شدن در خارج از مرز های ملی انتقال یافته اند. همچنین نهادها و کارگزاران جهانی شدن در پی گسترش آن به اقصا نقاط جهان میباشند. یکی از کارگزاران جهانی شدن سازمانها و نهادهای بین المللی میباشند که تعداد آنها رو به افزایش بوده طوری که از ۸۰۰ سازمان در اخیر دهه شصت میلادی در عرصه جهانی شدن به ۴۰۰۰ در سال ۱۹۸۰ رسیده بود ( Rienner : 2001: 63)
این ارزشها در بسیاری موارد با ارزشها و سنن نهفته در فرهنگ ملل دیگر به ویژه کشورهای اسلامی در تضاد قرار میگیرند و سرِ سازگاری ندارد. در خراسان/افغانستان در دهههای اخیر تلاشهای زیادی برای نهادینه ساختن این ارزشها روی دست گرفته شده و راهکارها و تدابیر زیادی برای تأمین آن از طرف سازمانهای بینالمللی، کشورهای غربی و دولت قبلی خراسان/افغانستان اتخاذ گردید. اینکه برخی از این ارزشهای جهانی را که تاثیر منفی بر فرهنگ جامعهی خراسان/افغانستان وارد نموده، مورد بررسی قرار میدهیم.
۱.حقوق بشر (Human Rights)
مجموعه حقوق بنیادین و انتقال ناپذیر میباشد، که برای حیات نوع بشراساسی تلقی میشود. اندیشه حقوق بشر گرچه دارای تاریخ طولانی میباشد، اما به عنوان مجموعه موادات الزام آوری که بعد ازجنگ جهانی دوم از طرف سازمان ملل متحد و دول عضو به رسمیت شناخته شد، و دولتهای عضو خود را ملزم به رعایت آن ساختند و امروزه معیار قضاوت برای رفتار دولتها میباشد، تازگی دارد. وقوع حادثه هولناک و کشتار و قساوت بی رحمانه دو جنگ جهانی که اثرات آن تا امروز محسوس میباشد میان قدرت های توسعه طلب جهان، انگیزه تضمین و به رسمیت شناختن حقوق بشرگردید(Wikipedia: 2012 )
علاوه از اینکه حقوق بشر دارای پیامدهای مثبت بوده وباورهای منفی و خشونت ها و تعصباتی که به عنوان سنتهای ناسالم فرهنگی در جامعه ما جا افتاده اند، با مواجه و تعامل با ارزشهای مثبت که در اعلامیه جهانی حقوق بشر نهفته است خود را بارور نمایند، اما به عنوان ارزشی که در دنیای مدرن شکل گرفته که در آن مفکوره اومانیستی و عرفی شدن در اوج قدرت خود قرار دارد. دقیقن حقوق بشری زاده ی چنین شرایط و محیط فکری مسلماً با فرهنگ جامعه اسلامی سرِ سازگاری ندارد (سجادی، ۱۳۸۸: ۱۱۱).
در نظریه اومانیستی که انسان مرکز ثقل و محور تمام ارزشها قرار میدهد و اصالت تنها به اراده و خواست او داده میشود و او به تنهایی باید محور تمامی معیارها باشد. پس نوعی انسان محوری در مقابل نظریه دینی که مبتنی بر خدا محوری و خدا مرکزی است، قرار میگیرد. پس حقوق بشر از نظر مبانی تئوریک به نفی ارزشهای اسلامی میانجامد.
در حقیقت بسیاری از موافقت نامههای جهانی شدن از دولتها مقتضی آن است تا اقتصاد شان توسط بازار جهانی کنترول و مطابق به هدایت و مشورههای سازمانهای بینالمللی از قبیل سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی عمل نمایند ( Ahmed. 21 April 2007).
خراسان/افغانستان در دو دههی جمهوریت پروتکلها و اسناد بین المللی حقوق بشری زیادی را به تصویب و امضا رسانیده بود. مانند کمیسون حقوق بشر، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، کنوانسون منع شکنجه، کنوانسیون پیش گیری از جینوساید و نسل کشی، کنوانسیون حقوق کودک و غیره کنوانسیون ها و پروتکل های مرتبط، اگرچه که دارایی بسیار نکات مثبت بود و به نفع اقشار مورد تهدید و آسیب پذیر جامعه، اما مشکل اساسی اینجا بود که بعضی این نهادها بیشتر رنگ سیاسی داشت تا یک نهاد بی طرف که برای نظارت از حقوق بشر و جلوگیری از تخطی های حقوق بشری فعالیت نماید.
در جامعه خراسان/افغانستان بعضی از سنتهای ناپسند و خرافی وجود دارد که مخالف روحیه و آموزههای اسلام قرار دارند، و باید از جامعه برداشته شود این سنتهای خرافی از قبیل: نکاح اجباری، در نظر نگرفتن رضایت دختران در ازدواج، نکاح دادن در مقابل پولهای گزاف، بد دادن دختران و غیره، که اینها خود عامل بسیاری منازعات تا سرحد قتل و همچون زیرپا ساختن حقوق بشری افراد جامعه میباشد. اما یک سلسله ارزشهای ملی و اسلامی وجود دارد، که در برخی موارد با ارزشهای به نام حقوق زنها و یا حقوق بشر که به شدت از طرف کشورهای غربی حمایه میگردد، سرِ سازگاری ندارد. مثلاً حجاب زنها و ممنوعیت سفر خانمها بدون محارم شرعی، جلوگیری از اختلاط زن و مرد و غیره، که موارد فوق بخشی از آموزه های دینی میباشند که در مغایرت با ترویج فرهنگ حقوق بشری میباشد( محمدی، ۱۳۹۳: ۱۰۲)
با آغاز کار نهادهای حقوق بشری در خراسان/افغانستان آمار طلاق و فرار از منزل نیز سالانه سیر صعودی را می پیمود، در نمودار ذیل به وضوع نشان داده شده است.
جدول افزایش آمار طلاق به اساس گزارش ریاست محکمه ابتدائیه احوال شخصیه ولایت کابل
سال طلاق
۱۳۸۷ ۷۲
۱۳۸۸ ۱۰۵
۱۳۸۹ ۱۲۵
نمودار۱) برگرفته از سایت بی بی سی
به همین اساس، سوء ظنهای زیاد در برابر حقوق بشر از طرف علمای مذهبی و قشر محافظه کار جامعه شکل گرفت. شورای علمای خراسان/افغانستان گرچه نهادی بود که خود از طرف دولت ایجاد گردیده و معاش و امتیازات شان را از طریق دولت دریافت مینمود، ولی با آنهم از اینکه ایشان خود را علمای دینی و پاسدار شریعت اسلام میدانستند، مصوبه ی را در تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۹۰ چنین فیصله نمودند:
“زن مسلمان با داشتن حقوق فراوان، دارای وجایب و مکلفیتهای نیز میباشند، همانند:
الف- پابندی به اوامر و نواهی شریعت مطهر اسلام در عقیده و عمل؛
ب- حفظ و رعایت کامل حجاب شرعی، که باعث حفظ آبرو و شخصیت زن میگردد
ج- دوری جستن از اختلاط با مردان بیگانه در عرصه های مختلف اجتماعی، مانند، کار، تحصیل، بازار و غیره
د- اجتناب از سفر بدون محرم شرعی
ه- التزام به حکم شریعت محمدی(ص) در مورد طلاق (ایت شبکه اطلاع رسانی خراسان/افغانستان، ۱۲حوت ۱۳۹۰)
نهادهای دیگری نیز در راستایی نهادینه شدن حقوق بشر در خراسان/افغانستان فعالیت داشت، مانند نهاد جامعه مدنی و حقوق بشر که از سال ۱۳۸۲ به بعد در راستایی حقوق بشر، دموکراتیک سازی و تأمین حاکمیت قانون فعالیت می نمودند.
۲. تساوی حقوق زنان( Gander Equality)
تساوی حقوق زنان با مردان به حیث یک ارزش جهانی و بشری زنها چنانچه در ماده سوم حقوق مدنی و سیاسی و مادهی سوم میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیش بینی شده و دولتهای عضو را مکلف به تأمین آن نموده است (سایت وزارت عدلیه، جدی ۱۳۸۶). تساوی حقوق زن با مرد یکی از موضوعات مهم در دو دهه اخیر در کشور بود که تلاشهای زیادی از طرف دولت و جامعه جهانی برای تأمین تساوی حقوق زن و مرد صورت گرفت.
برای خوش ساختن خانمها، کشورها و مؤسسات خارجی همه ساله در کشور از روز « جهانی زن» با مصارف گزاف بدون در نظر داشت خاستگاهی فرهنگی و اجتماعی آن تجلیل و برای خانمها مقادر تحایف نقدی و همچنین تقدیر نامهها و تحسین نامهها توضیع میگردید. خانمها روز جهانی زن را به حیث یک روز معتبر با پوشیدن لباسهای جدید، تجلیل و با هم فرا رسیدن این روز را تبریک عرض مینمودند. بی خبر از اینکه هیچ ربطی با شرایط اجتماعی و هیچ جایگاهی در فرهنگ ملی مان ندارد. آهسته آهسته این ذهنیت را نزد خانمها خلق نمودند، که خانمها دوران تلخ را زیر بار سنتها، ارزشها و اعتقادات دینی که در این کشور حاکم میباشند همه در حقیقت وسیله و ابزاری برای به بند کشیدن خانمها و زیر پا نمودن حقوق انسانی آنها میباشند. دادن چنین باورهای دروغ و ساختگی که یکی از ابزار کشورهای غربی میباشد. روحیه انزجار و دین ستیزی را نزد خانمها خلق نمودند. این عمل خود باعث شکل گیری عکس العملهای افراطی در کشور گردید و اکنون با توجه به همین موارد است که گروه طالبان در کشور مکاتب دخترانه را بستند و تعداد زیادی را از حق کار در دوایر دولتی و مؤسسات محروم کردند، با این استدلال که مکتب و دانشگاه زنها و دختران را از دین و خدا دور میسازد.
نتیجهگیری
براساس دادهها و اطلاعات فوق چنین نتیجه میگیریم که پدیده جهانی شدن در جوامع مختلف دارای پیامدهای مثبت و منفی میباشد. این تاثیر گذاریها ممکن است در ابعاد مختلف و وسیع صورت بگیرد. ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، ایدئولوژیکی و حتی هنری. اما این بستگی به مدیریت و تدبیر اندیشی مسئولین، سیاسیون و دست اندرکاران مملکتی دارد که چگونه از فرصتها و امتیازات آن به گونه احسن استفاده مینمایند. اگر جهانی شدن درست مدیریت شود و در رویارویی با آن تدابیر منطقی و مدبرانه اتخاذ شود قطعا برای هرکشور و هر جامعهی فرصت زا خواهد بود و کشورها خواهند توانست با پذیرش آن در کاروان ترقی پیشرفت دنیای مدرن ملحق شوند و خود را با دنیای مدرن همگام و هم قدم نمایند.
اما اگر بدون چاره اندیشی و تدبیر پدیده جهانی شدن را بپذیریم، قطعا برای جوامع جهان سوم مثل خراسان/افغانستان چالش زا خواهد بود. مخصوصا فرهنگهای سنتی را شدیدا دچار تحول نموده و مورد تهاجم قرار خواهند داد. سرانجام جامعه به یک بحران هویت و بی ثباتی فرهنگی دچار خواهند شد.
منابع
الف) کتب
۱. رسولی، یاسین(۱۳۸۵) پاسخ سنت به سکولاریسم در خراسان/افغانستان، تهران: عرفان.
۲. سجادی، عبدالقیوم(۱۳۸۰) جامعه شناسی سیاسی خراسان/افغانستان؛ قوم، مذهب و حکومت، قم: بوستان کتاب.
۳. کاظمی، علی اصغر(۱۳۷۶) بحران نوگرایی و فرهنگ سیاسی در ایران معاصر، تهران: نشر قومس.
۴. محمدی، حیات الله(۱۳۹۳) تأثر جهانی شدن بر فرهنگ خراسان/افغانستان؛ کابل: کاروان.
۵. عمید، حسن(۱۳۷۳) فرهنگ عمید، تهران: امیر کبیر.
ب) جرایده
۱. جریده رسمی(۱۳۸۲) قانون اساسی، شماره( ۸۱۸)
۲. جریده رسمی (حوت ۱۳۹۰)، ماهنامه حقوق بشر، روز همبستگی زن و نگرانی زنان کشور، شماره دوازدهم.
۳. تلویزیون طلوع، ۶ بعد از ظهر، (۱۳۹۰)
ج) منابع انترنیتی
۱. سایت شبکه اطلاع رسانی خراسان/افغانستان( ۱۲ حوت ۱۳۹۰) مصوبه شورای علما
http://www.afghanpaper.com
۲. سایت بی بی سی ( حوت ۱۳۹۰) «آیا روز عاشقان(ولنتاین) در خراسان/افغانستان تجلیل میشود؟»
http://www.bbc.cu.uk/persian
د) منابع انگلیسی
۱. Rienner, Lynne (2001) The Politics of Global Governance, United Stat of America, lnc.