خراسان/افغانستان؛ چالش‌ها و فرایند تحولات آینده در منطقه(آسیای میانه، خاورمیانه و جنوب آسیا)

خراسان/افغانستان؛ چالش‌ها و فرایند تحولات آینده در منطقه(آسیای میانه، خاورمیانه و جنوب آسیا)

نویسنده: دکتر مانی فرهمند: نویسنده و تحلیل‌گر سیاسی خراسان تایمز

بخش نخست

خراسان/افغانستان و منطقه

شاید خراسان/افغانستان از محدود کشورهای باشد که تحولات سیاسی و نظامی در آن در هر دهه تمام بنیادها و ساختارهای سیاسی و اجتماعی را دگرگون می‌سازد و همچنان بیشترین تاثیر را از تحولات دور و بر و منطقه‌ای که در آن قرار دارد می‌پذیرد. ازین لحاظ روابط خارجی این کشور نیز تابع تحولات است که در بیرون از این کشور همواره اتفاق می‌افتد؛ بنابرین وضعیت کنونی روابط خراسان/افغانستان با منطقه، پس از بازگشت گروه طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، دستخوش تغییرات و چالش‌های متعددی شده است. این روابط پیچیده و متأثر از عوامل سیاسی، امنیتی و اقتصادی مختلف است.
در ادامه، به بررسی گزرا از روابط خراسان/افغانستان با برخی کشورهای مهم منطقه‌ای می‌پردازیم:

  1. پاکستان: پاکستان به عنوان یکی از همسایگان مهم و تأثیرگذار خراسان/افغانستان، نقش قابل توجهی در مسائل این کشور داشته است. پاکستان همواره مظنون درجه یک حمایت از گروه طالبان در گذشته بوده و پس از بازگشت گروه طالبان به قدرت، تلاش کرده است تا روابط خود را با این گروه تقویت کند. با این حال، روابط بین دو کشور به دلیل مسائل مرزی و حملات تروریستی که هر کشور دیگری را مقصر می‌داند، همچنان پیچیده و پرتنش باقی مانده است.
  2. ایران: ایران به دلیل نگرانی‌های امنیتی، مسائل مربوط به آب رودخانه‌ها و حمایت از اقلیت‌های شیعه در خراسان/افغانستان، رویکرد محتاطانه‌ای در قبال گروه طالبان اتخاذ کرده است. اگرچه تهران با گروه طالبان در تماس است، اما همچنان به دلیل سابقه تنش‌ها و اختلافات، به این گروه با احتیاط نگاه می‌کند. در عین حال ایران میزبان میلیون‌ها پناهجوی افغان است و مسائل مربوط به مهاجرت و تجارت بین دو کشور، از جمله موضوعات مهم در روابط دوجانبه است.
  3. چین: چین به خراسان/افغانستان به عنوان بخشی از ابتکار “یک کمربند، یک راه” نگاه می‌کند و به دنبال ثبات در این کشور برای تضمین امنیت سرمایه‌گذاری‌های خود در منطقه است. پکن همچنین نگران فعالیت گروه‌های تروریستی در خراسان/افغانستان است که می‌تواند به مناطق مسلمان‌نشین چین سرایت کند. ازینرو چین تاکنون تلاش کرده است روابط خود را با گروه طالبان بهبود بخشد، اما به دلیل نگرانی‌های امنیتی، به طور محتاطانه‌ای در این زمینه پیش می‌رود.
  4. روسیه – رویکرد استراتژیک: روسیه به دلیل نگرانی از گسترش افراط‌گرایی در آسیای مرکزی و منافع خود در منطقه، به تعامل با گروه طالبان پرداخته است. مسکو میزبان چندین نشست بین‌المللی درباره خراسان/افغانستان بوده و تلاش کرده است نقشی فعال در مسائل خراسان/افغانستان ایفا کند. نگرانی‌های امنیتی: با این حال، روسیه نیز از تحرکات گروه‌های تروریستی در خراسان/افغانستان نگران است و به همین دلیل با گروه طالبان با احتیاط رفتار می‌کند.
  5. هند و روابط پرتنش: هند به دلیل ارتباطات تاریخی خود با دولت‌های قبلی خراسان/افغانستان و مخالفت با گروه طالبان، روابط سردی با حکومت جدید کابل دارد. دهلی نو نگران تأثیر گروه طالبان بر امنیت ملی خود و فعالیت گروه‌های تروریستی مرتبط با پاکستان است. روابط مبهم دهلی با گروه طالبان کمک‌های بشردوستانه: با این حال، هند به رغم اختلافات سیاسی، به ارائه کمک‌های بشردوستانه به مردم خراسان/افغانستان ادامه داده است.
  6. کشورهای آسیای مرکزی و نگرانی‌های امنیتی و اقتصادی: کشورهای آسیای مرکزی، مانند ازبکستان و تاجیکستان، نگران بی‌ثباتی در خراسان/افغانستان و تأثیر آن بر امنیت مرزهای خود هستند. این کشورها تلاش کرده‌اند تا با گروه طالبان در زمینه‌های اقتصادی و امنیتی همکاری کنند، اما به دلیل سابقه تنش‌ها و فعالیت گروه‌های تروریستی، با احتیاط برخورد می‌کنند.
  7. ترکیه: نقش فعال و تعامل با گروه طالبان: ترکیه به دلیل نقش خود در ناتو و علاقه به گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی و خاورمیانه، به دنبال تعامل با گروه طالبان است. آنکارا همچنین پیشنهاد داده بود تا فرودگاه کابل را پس از خروج نیروهای ناتو مدیریت کند.

روابط خراسان/افغانستان با کشورهای منطقه پیچیده و چندلایه است. هر کشور بسته به منافع و نگرانی‌های خود، رویکرد متفاوتی نسبت به حکومت گروه طالبان اتخاذ کرده است. عدم شناسایی رسمی گروه طالبان توسط بسیاری از کشورها، و نگرانی‌های امنیتی، حقوق بشری و اقتصادی، از جمله عواملی هستند که بر این روابط تأثیرگذار بوده‌اند. آینده روابط خراسان/افغانستان با منطقه به تطور اوضاع داخلی این کشور و چگونگی تعامل گروه طالبان با مسائل بین‌المللی بستگی دارد.

  1. تاثیر متقابل خراسان/افغانستان و منطقه

همان‌طوری که در بالا یاد اوری شد خراسان/افغانستان در منطقه‌ای اساس ژئوپولتیکی قرار گرفته است. خراسان/افغانستان همزمان با چهار منطقه‌ای مجزا و متفاوت از نظر سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی قرار گرفته است طوری که ۱) در مرکز سرزمین‌های شرق اسلامی قرار دارد و همواره از نوع اسلام رادیکال، اسلام سنتی، مذهب حنفی، سلفیت و صوفیسم در تحولات و مناسبات دینی تاثیر پذیرفته است؛ ۲) در جنوب کشورهای آسیای مرکزی قرار داشته و از نظر گروه‌های قومی با تاجیک‌های کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و اوزبیک‌های اوزبیکستان و سایر کشورها روابط تنگاتنگ فرهنیگ و زبانی مشترک دارد؛ ۳) در شرقی ترین ضلع خاورمیانه که همواره محل تنش و نزاع مذهبی و دینی بوده و تحولات سه دهه اخیر خاورمیانه تاثیر مستقیم را در رشد افراط‌گرایی و اسلام رادیکال داشته است؛ ۴) در ضلع شمالی جنوب آسیا قرار داشته و این منطقه نیز محل تلاقی و برخورد تمدن‌های اسلامی و هندویی می‌‌باشد که بر چگونگی آموزه‌های اسلام سنتی هندی و افراطی پاکستانی و حضور پشتون‌های مرزی تنوع رنگ‌ها و تضادها را بر این کشور تحمیل نموده است و همچنان ۴) دست‌کم حضور روسیه، چین، آمریکا، هند و کشورهای عربی همواره نهادینه شدن نظام سیاسی و ساختارهای حکومتی در خراسان/افغانستان را دستخوش تحولات سریع قرار داده است. بنابرین هیچ نظام سیاسی در دوره معاصر نتوانسته است از تاثیر ماندگار و مستقیم منطقه بر وضعیت داخلی آن مصئون بماند ازینرو به مناطق که بصورت مستقیم بر وضعیت خراسان/افغانستان تاثیر گذاشته نگاهی داریم:

  1. 1. وضعیت خاور میانه

وضعیت خاورمیانه در شرایط امروزی پیچیده و پرتنش است و تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله منازعات نظامی، تغییرات سیاسی، رقابت‌های منطقه‌ای، و تحولات اقتصادی قرار دارد. در ادامه به برخی از مهم‌ترین جنبه‌های وضعیت کنونی خاورمیانه می‌پردازیم:

  1. 1. ۱. منازعات و تنش‌های نظامی

سوریه: جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، هم‌چنان با وجود کاهش درگیری‌های گسترده، به عنوان یک بحران انسانی و امنیتی باقی مانده است. نیروهای دولتی بشار اسد با حمایت ایران و روسیه کنترل بخش اعظم کشور را در دست دارند، اما مناطق شمال غربی تحت کنترل شورشیان و نیروهای کُرد همچنان ناپایدار است.

یمن: جنگ داخلی یمن که از سال ۲۰۱۵ شدت گرفت، هم‌چنان ادامه دارد و باعث بروز یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی در جهان شده است. درگیری بین دولت یمن (حمایت شده توسط ائتلاف به رهبری عربستان سعودی) و حوثی‌ها (حمایت شده توسط ایران) به بن‌بست رسیده است و تلاش‌های بین‌المللی برای برقراری صلح هنوز به نتیجه نرسیده است.

فلسطین و اسرائیل: تنش‌ها بین فلسطینی‌ها و اسرائیل هم‌چنان ادامه دارد، به ویژه در زمینه‌های مانند شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری، درگیری‌ها در نوار غزه، و مسائل مربوط به بیت‌المقدس. هرچند دوره‌های نسبی آرامش وجود دارد، اما درگیری‌ها به سرعت می‌توانند شدت بگیرند.

  1. 1. ۱. رقابت‌های منطقه‌ای

ایران و عربستان سعودی: رقابت میان ایران و عربستان سعودی برای نفوذ در خاورمیانه هم‌چنان یکی از مهم‌ترین عوامل تنش در منطقه است. این رقابت در جنگ‌های نیابتی در یمن، سوریه، و عراق دیده می‌شود. اگرچه گفتگوهایی برای کاهش تنش‌ها بین دو کشور صورت گرفته، اما بی‌اعتمادی عمیق بین تهران و ریاض همچنان پابرجاست.

ترکیه: ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان تلاش کرده است نقش خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای افزایش دهد. این کشور در سوریه و عراق حضور نظامی دارد و در امور لیبی و قفقاز نیز دخالت کرده است. اقدامات ترکیه باعث تنش‌هایی با کشورهای عربی، ایران و کشورهای غربی شده است.

  1. 1. ۱. تحولات سیاسی

عراق: عراق هم‌چنان با چالش‌های داخلی بسیاری روبرو است. از یک سو، نفوذ ایران در سیاست عراق و از سوی دیگر، اعتراضات مردمی علیه فساد و سوءمدیریت باعث بی‌ثباتی سیاسی در این کشور شده است. همچنین، حملات تروریستی پراکنده از سوی داعش همچنان امنیت عراق را تهدید می‌کند.

لبنان: لبنان با بحران اقتصادی شدید و ناپایداری سیاسی مواجه است. فروپاشی اقتصادی، فساد گسترده، و ناکارآمدی دولت باعث افزایش نارضایتی عمومی شده است. انفجار بندر بیروت در سال ۲۰۲۰ نیز وضعیت را بحرانی‌تر کرد و تلاش‌های بین‌المللی برای کمک به لبنان هنوز نتوانسته‌اند مشکلات اساسی کشور را حل کنند.

  1. 1. ۱. چالش‌های اقتصادی و اجتماعی

بحران‌های اقتصادی: بسیاری از کشورهای خاورمیانه با مشکلات اقتصادی مانند بیکاری، تورم، و کاهش قیمت نفت روبرو هستند. این مشکلات اقتصادی به نارضایتی‌های اجتماعی دامن زده و باعث اعتراضات مردمی در کشورهایی مانند لبنان، عراق و ایران شده است.

مهاجرت و پناهجویان: جنگ‌ها و درگیری‌ها در خاورمیانه باعث ایجاد موج‌های بزرگ پناهجویان شده است. میلیون‌ها نفر از سوریه، یمن، عراق و سایر کشورها به کشورهای همسایه یا اروپا مهاجرت کرده‌اند. این موضوع بار سنگینی بر کشورهای میزبان وارد کرده و باعث ایجاد چالش‌های اجتماعی و اقتصادی شده است.

  1. 1. ۱. نقش قدرت‌های خارجی

آمریکا: آمریکا هم‌چنان به عنوان یک بازیگر مهم در خاورمیانه حضور دارد، اما پس از خروج نیروهایش از خراسان/افغانستان و کاهش نیروها در عراق و سوریه، تأثیر آن کاهش یافته است. با این حال، آمریکا هم‌چنان در مسائل مربوط به امنیت اسرائیل، تحریم‌های ایران، و فروش تسلیحات به کشورهای عربی فعال است.

روسیه و چین: روسیه به ویژه در سوریه حضور نظامی و سیاسی پررنگی دارد و نقش مهمی در حفظ دولت بشار اسد ایفا کرده است. چین نیز به طور فزاینده‌ای به عنوان یک بازیگر اقتصادی و دیپلماتیک در منطقه ظاهر شده و در پروژه‌های زیرساختی و انرژی سرمایه‌گذاری می‌کند.

نتیجه‌گیری: خاورمیانه همچنان یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین مناطق جهان است. درگیری‌های نظامی، رقابت‌های منطقه‌ای، چالش‌های اقتصادی و اجتماعی، و تأثیرات قدرت‌های خارجی همچنان منطقه را در بی‌ثباتی نگه داشته است. آینده خاورمیانه به چگونگی مدیریت این چالش‌ها توسط کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی بستگی دارد.

  1. 1. ایران و تاثیرات آن بر منطقه
  2. 2. ۱. وضعیت ایران

ایران امروز با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی مواجه است. این چالش‌ها به طور مستقیم بر وضعیت داخلی و موقعیت ایران در منطقه و جهان تأثیر می‌گذارند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین چالش‌های کنونی ایران پرداخته می‌شود:

۱) چالش‌های اقتصادی: تحریم‌های اقتصادی، به ویژه از سوی ایالات متحده، یکی از بزرگ‌ترین موانع اقتصادی ایران است. این تحریم‌ها دسترسی ایران به بازارهای جهانی، تجارت نفت و گاز، و سیستم مالی بین‌المللی را به شدت محدود کرده است. کاهش درآمدهای نفتی و افزایش هزینه‌های تولید و واردات از نتایج این تحریم‌هاست.

تورم و کاهش ارزش پول ملی: تورم بالا و کاهش ارزش ریال ایران در برابر ارزهای خارجی، مشکلات اقتصادی جدی برای مردم به وجود آورده است. این مشکلات باعث افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش قدرت خرید و نارضایتی‌های اجتماعی شده است. نرخ بالای بیکاری، به ویژه در میان جوانان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، یکی دیگر از چالش‌های اقتصادی ایران است. علاوه بر این، رکود اقتصادی ناشی از کاهش سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی و همچنین مدیریت ضعیف اقتصادی به این مشکلات دامن زده است.

۲) چالش‌های سیاسی: تنش‌های داخلی: ایران با اختلافات سیاسی و اجتماعی داخلی مواجه است. نارضایتی‌های عمومی از فساد، سوء مدیریت، و عدم پاسخگویی دولت به نیازهای مردم منجر به اعتراضات گسترده در سال‌های اخیر شده است. این نارضایتی‌ها گاه با سرکوب مواجه شده و فضای سیاسی کشور را متشنج کرده است. نقض حقوق بشر، محدودیت‌های آزادی بیان، بازداشت‌های سیاسی، و سرکوب مخالفان از جمله مسائل مهمی هستند که باعث انتقادات بین‌المللی از حکومت ایران شده‌اند. این مسائل همچنین بر روابط ایران با برخی کشورهای غربی تأثیر منفی گذاشته‌اند.

۳) چالش‌های اجتماعی: نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی در ایران رو به افزایش است. فقر در میان اقشار آسیب‌پذیر، به ویژه در مناطق محروم و روستایی، یکی از مسائل مهم اجتماعی است. همچنین، اختلاف طبقاتی شدید و کاهش رفاه عمومی به افزایش نارضایتی‌ها منجر شده است. ایران با یک جامعه جوان و تحصیل‌کرده روبرو است که بسیاری از آن‌ها با نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند. خواسته‌های نسل جدید برای آزادی‌های بیشتر، تغییرات فرهنگی، و بهبود شرایط زندگی با مقاومت‌های محافظه‌کارانه در تضاد قرار گرفته و به چالش‌هایی جدی در حوزه اجتماعی و فرهنگی منجر شده است.

۴) چالش‌های بین‌المللی: برجام و مذاکرات هسته‌ای: توافق هسته‌ای ایران (برجام) در سال ۲۰۱۵ با خروج ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ به یک چالش بزرگ برای ایران تبدیل شد. تلاش‌های ایران برای بازگشت به این توافق یا مذاکره بر سر توافقی جدید همچنان با چالش‌های جدی روبرو است. این موضوع تأثیرات گسترده‌ای بر روابط ایران با کشورهای غربی و وضعیت اقتصادی کشور دارد.

تنش‌های منطقه‌ای: ایران با کشورهای همسایه و برخی قدرت‌های منطقه‌ای مانند عربستان سعودی و اسرائیل درگیر تنش‌های سیاسی و نظامی است. این تنش‌ها باعث شده تا ایران درگیر جنگ‌های نیابتی در کشورهای دیگری مانند یمن و سوریه شود، که هزینه‌های سیاسی و اقتصادی قابل توجهی به همراه دارد.

۵) چالش‌های زیست‌محیطی: ایران با بحران کم‌آبی و مدیریت نامناسب منابع آبی مواجه است. خشک‌سالی‌های مکرر، کاهش منابع آبی زیرزمینی، و مدیریت ناکارآمد آب باعث مشکلات جدی در بخش‌های کشاورزی و صنعتی شده و بسیاری از مناطق روستایی و شهری را تحت تأثیر قرار داده است. آلودگی هوا و تخریب محیط زیست؛ آلودگی شدید هوا در شهرهای بزرگ، تخریب جنگل‌ها، فرسایش خاک، و افزایش آلودگی‌های صنعتی از دیگر چالش‌های زیست‌محیطی ایران هستند که نیازمند مدیریت جدی و برنامه‌ریزی دقیق هستند.

۶) چالش‌های بهداشتی و درمانی: مدیریت بحران‌ها: همه‌گیری کووید-۱۹ چالش بزرگی برای سیستم بهداشت و درمان ایران بود. با وجود تلاش‌های دولت برای کنترل بیماری، کمبود منابع بهداشتی، دارویی و پزشکی، و همچنین تحریم‌ها، مدیریت بحران را دشوار کرد. این مسئله نشان‌دهنده نیاز به اصلاحات ساختاری در نظام بهداشت و درمان کشور است.

خلاصه این که: ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های چندلایه و پیچیده مواجه است که هر یک به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر ثبات و توسعه کشور تأثیر می‌گذارند. مدیریت این چالش‌ها نیازمند سیاست‌گذاری‌های دقیق، اصلاحات ساختاری و تعامل هوشمندانه با جامعه بین‌المللی است. تطور اوضاع در ایران به چگونگی مواجهه با این مسائل در سطوح مختلف بستگی دارد.

  1. 2. ۱. توان سنجی ایران در برابر اسرائیل

توانایی ایران برای حمله به اسرائیل یک موضوع پیچیده و چندوجهی است که نیازمند بررسی جنبه‌های مختلف نظامی، استراتژیک، سیاسی و بین‌المللی است. در اینجا به برخی از این جنبه‌ها اشاره می‌کنم:

  1. توان نظامی ایران: ایران یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های موشکی در خاورمیانه را دارد. موشک‌های بالستیک و کروز ایران با بردهای مختلف قادرند اهدافی در اسرائیل را هدف قرار دهند. این موشک‌ها در طول سال‌ها توسعه یافته و با توجه به گزارش‌ها، می‌توانند کلاهک‌های متعارف یا غیرمتعارف حمل کنند. هم چنان ایران نیروهای نیابتی در منطقه دارد که در طول سال‌ها این گروه‌های نیابتی را در کشورهای همسایه اسرائیل مانند حزب‌الله در لبنان و گروه‌های شبه‌نظامی فلسطینی در غزه تقویت کرده است. این نیروها می‌توانند در صورت درگیری، به عنوان یک جبهه دیگر علیه اسرائیل عمل کنند. جنگ سایبری: ایران نشان داده که توانایی‌های قابل توجهی در جنگ سایبری دارد. حملات سایبری می‌تواند به عنوان بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر علیه اسرائیل مورد استفاده قرار گیرد.
  2. چالش‌های استراتژیک: فاصله جغرافیایی بین ایران و اسرائیل، یک چالش مهم است. هرگونه حمله نظامی نیازمند توانایی‌های تدارکاتی و لجستیکی قوی است، به ویژه برای حملات هوایی و دریایی. و در عین حال دفاع موشکی اسرائیل یک معضل جدی در برابر ایران تلقی می‌شود؛ طوری که ثابت شده است: اسرائیل دارای یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های دفاع موشکی در جهان است، از جمله سیستم‌های “گنبد آهنین” (Iron Dome)، “فلاخن داوود” (David’s Sling)، و “پیکان”Arrow) ) این سیستم‌ها به طور خاص برای مقابله با تهدیدات موشکی از ایران و گروه‌های نیابتی آن طراحی شده‌اند.
  3. واکنش‌های بین‌المللی: ایالات متحده و متحدان غربی با هرگونه حمله مستقیم ایران به اسرائیل احتمالاً واکنش شدید آمریکا و متحدان غربی نشان خواهند داشت. آمریکا تعهدات قوی امنیتی نسبت به اسرائیل دارد و هرگونه تهدید جدی علیه اسرائیل می‌تواند منجر به دخالت نظامی آمریکا در دفاع از این کشور شود. همچنان یک جنگ گسترده بین ایران و اسرائیل می‌تواند خاورمیانه را به یک میدان جنگ بزرگ تبدیل کند، با پیامدهای ناگوار برای کل منطقه و حتی فراتر از آن. بسیاری از کشورهای منطقه نگران بی‌ثباتی ناشی از چنین درگیری‌ای هستند.
  4. چالش‌های سیاسی: رهبران ایران به خوبی می‌دانند که هرگونه حمله مستقیم به اسرائیل، خطرات بزرگی برای بقای رژیم در پی خواهد داشت. واکنش اسرائیل و متحدان آن می‌تواند شامل حملات گسترده به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران باشد. در محاسبات سیاسی داخلی هر تصمیمی برای حمله به اسرائیل باید در چارچوب وضعیت سیاسی داخلی ایران نیز بررسی شود. نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی داخلی، ممکن است مانع از ورود ایران به یک جنگ گسترده شود.

روی هم رفته: در حالی که ایران از توانایی‌هایی برخوردار است که می‌تواند تهدیدی برای اسرائیل باشد، چالش‌های استراتژیک، دفاعی، سیاسی و بین‌المللی قابل توجهی وجود دارد که هرگونه تصمیم برای حمله مستقیم به اسرائیل را بسیار پیچیده و پرخطر می‌کند. هر دو کشور به خوبی از پیامدهای گسترده و ناگوار یک درگیری مستقیم آگاه هستند، و به همین دلیل، درگیری‌ها تاکنون بیشتر در قالب جنگ‌های نیابتی، جنگ سایبری، و تنش‌های محدود باقی مانده است.

  1. 2. ۱. هراس ایران از توانائی‌های پیش‌گیرانه اسرائیل

هراس ایران از ادامه درگیری با اسرائیل ناشی از چندین عامل کلیدی است که همگی به پیامدهای احتمالی یک درگیری گسترده و طولانی‌مدت اشاره دارند. این عوامل شامل ابعاد نظامی، اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی هستند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین این دلایل اشاره می‌شود:

۱) توانایی نظامی و واکنش اسرائیل: اسرائیل دارای یکی از پیشرفته‌ترین ارتش‌ها در منطقه خاورمیانه است، با نیروی هوایی قدرتمند، سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته و توانایی‌های اطلاعاتی و سایبری گسترده. هرگونه درگیری نظامی گسترده با اسرائیل می‌تواند به حملات سنگین هوایی و موشکی علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران منجر شود.

دفاع موشکی: سیستم‌های دفاع موشکی اسرائیل همچون “گنبد آهنین”، “فلاخن داوود” و “پیکان”، می‌توانند به طور مؤثری از اسرائیل در برابر حملات موشکی ایران دفاع کنند، که این موضوع می‌تواند اثربخشی حملات ایران را کاهش دهد و به نوبه خود، انگیزه ایران برای ادامه درگیری را کم کند.

۲) واکنش‌های بین‌المللی و تحریم‌ها: ایالات متحده تعهدات قوی امنیتی نسبت به اسرائیل دارد و هرگونه درگیری جدی میان ایران و اسرائیل احتمالاً منجر به دخالت نظامی آمریکا خواهد شد. چنین دخالتی می‌تواند به شدت به توانایی‌های نظامی و اقتصادی ایران آسیب برساند.

تحریم‌های اقتصادی بیشتر: درگیری نظامی می‌تواند به تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران منجر شود. این تحریم‌ها که قبلاً اقتصاد ایران را به شدت تحت فشار قرار داده‌اند، می‌توانند وضعیت اقتصادی کشور را بدتر کنند و باعث نارضایتی‌های داخلی بیشتری شوند.

۳) خطرات داخلی و سیاسی: ایران با مشکلات اقتصادی و اجتماعی جدی در داخل کشور مواجه است. هرگونه درگیری نظامی طولانی‌مدت می‌تواند این مشکلات را تشدید کند و منجر به نارضایتی‌های بیشتر در میان مردم شود. این نارضایتی‌ها ممکن است به بی‌ثباتی سیاسی داخلی منجر شود.

تهدید بقای رژیم: رهبران ایران آگاه هستند که یک جنگ گسترده و پرهزینه با اسرائیل می‌تواند بقای رژیم را به خطر بیندازد. واکنش‌های بین‌المللی و فشارهای داخلی می‌توانند ثبات سیاسی کشور را تضعیف کرده و به تغییرات غیرقابل پیش‌بینی منجر شوند.

۴) پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی: درگیری گسترده میان ایران و اسرائیل می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده در خاورمیانه منجر شود. این بی‌ثباتی ممکن است کشورهای همسایه ایران را نیز درگیر کند و باعث گسترش درگیری‌ها به کشورهای دیگر شود.

روابط با قدرت‌های جهانی: ایران به حمایت برخی قدرت‌های جهانی همچون روسیه و چین نیاز دارد. هرگونه درگیری با اسرائیل که به تنش‌های بیشتر با این قدرت‌ها منجر شود، می‌تواند روابط ایران با آنها را تضعیف کند و از حمایت‌های دیپلماتیک و اقتصادی بین‌المللی محروم شود.

نتیجه‌گیری: هراس ایران از ادامه درگیری با اسرائیل به دلیل پیامدهای بالقوه گسترده و خطرناکی است که چنین درگیری‌ای می‌تواند به همراه داشته باشد. از نابودی زیرساخت‌های حیاتی و تشدید فشارهای اقتصادی گرفته تا بی‌ثباتی داخلی و تهدید به بقای رژیم، این عوامل همه می‌توانند ایران را از ورود به یک جنگ تمام‌عیار با اسرائیل بازدارند. بنابراین، با وجود تنش‌های موجود، هر دو طرف تمایل دارند که از یک درگیری گسترده مستقیم اجتناب کنند و به راه‌های دیگر برای پیشبرد اهداف خود متوسل شوند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11204

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.