عوامل بازگشت دو باره گروه طالبان به قدرت

عوامل بازگشت دو باره گروه طالبان به قدرت

نویسنده: افضل محمدی

چکیده

بعد از ۲۰ سال جنگ، گروه طالبان کابل را تصرف و پیروزی خود را اعلان نمودند. عدم تاسیس یک اردوی قوی با مورال بلند تلفات جانی و مصارف اقتصادی، جنگ قطع نکردن منابع مالی گروه طالبان و خطاهای آمریکا در جریان جنگ، فساد و قوم پرستی در حکومت، گذشته خراسان/افغانستان شکل گیری حکومت‌های فرا قانونی تکتیک جنگی و تغییر در سیاست قومی امارت، حمایت کشورهای منطقه از این گروه تحت عنوان مجادله با داعش تعقیب “سیاست” “مماشات آمریکا در برابر گروه طالبان فاکتورهای اساسی به قدرت رسیدن مجدد این گروه می‌باشد.

واژه‌های کلیدی: آمریکا، خراسان/افغانستان ،گروه طالبان، داعش، جامعه بین الملل

مقدمه

در سال ۱۹۹۲ مجاهدین حکومت کمونیستی داکتر نجیب الله را سرنگون ساخته و به قدرت رسیدند. عدم وحدت بین مجاهدین و ضعف آنها در جهت تقسیم قدرت و مدیریت کشور خراسان/افغانستان را به جنگ داخلی کشانید. در چنین شرایطی گروه طالبان ظاهراً به هدف پایان دادن به جنگ داخلی و تاسیس یک نظام به اصطلاح”ناب اسلامی” شکل گرفت که در حقیقت پشت سر این تئوری توطئه دست‌های شبکه‌های استخباراتی منطقه و جهان قرار داشت. در ابتدا مردم استان‌های جنوب که از جنگ و بی نظمی گروه‌های مجاهدین به ستوه آمده بودند تحریک طالبان را حمایت کردند و در نتیجه حمایت مردم این گروه در مدت کم کابل را در سال ۶۱۹۹ تصرف کردند و نام کشور را امارات اسلامی افغانستان گذاشتند این گروه بین سال‌های ۱۹۹۹-۲۰۰۱ در خراسان/افغانستان حکومت کردند حمایت گروه طالبان از گروهای افراطی تفسیر محدود آنها از اسلام و تطبیق قوانین سختگیرانه در حوزه سیاسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منجر به عدم شناسائی آنها از طرف جامعه بین‌الملل و کشورهای منطقه شد و این وضعیت باعث فقر بیکاری و مهاجرت بیشتر افغانستانی‌ها گردید.

بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر ایالات متحده آمریکا به دلیل حمایت حکومت گروه طالبان از القاعده و رهبرش اسامه بن لادن تحت عنوان دفاع مشروع عملیات آزادی پایدار را علیه القاعده و گروه طالبان در ۷ اکتوبر آغاز نمود و در نتیجه آن رژیم گروه طالبان سقوط کرد بنا به حمایت ایالات متحده آمریکا و جامعه جهانی کنفرانس “بن دایر گردید و در این کنفرانس اساس نظم پسا طالبان گذاشته شد در چهارچوب تصامیم کنفرانس بن اداره موقت برای شش ماه شکل گرفت و حامد کرزی به عنوان ریس اداره موقت تعیین گردید وظیفه اساسی اداره موقت ایجاد نظم سیاسی و حقوقی در خراسان/افغانستان بود برای این هدف لوی جرگه مجلس موسسان خواسته شد لوی جرگه اداره موقت را به اداره انتقالی برای ۱۸ ماه تغییر داد و در جلسه بعدی قانون اساسی خراسان/افغانستان را تصویب کرد در محور قانون اساسی انتخابات برگزار شد و حامد کرزی بر اساس رای مردم ریس جمهور کشور انتخاب گردید و پارلمان کشور شروع به فعالیت.کرد همچنان قوه قضائیه اردو و پولیس شکل گرفت و در نتیجه یک نظم سیاسی حقوقی نسبی استوار بر قانون اساسی در خراسان/افغانستان بوجود آمد.

ایالات متحده آمریکا به رهبری بوش پسر گروه طالبان را یک گروه تروریستی عنوان کرد و در کنفرانس بن بر این گروه اجازه اشتراک نداد به دلیل تروریست خواندن دروازه مذاکره را با امارت بست و با اسیران آنها در چوکات قوانین جنگ برخورد صورت نگرفت این عملکرد آمریکا منجر به انتقاد مردم و سازمان‌های حقوق بشری شد طالب‌ها با سقوط رژیم شان خاموش نماندند و با استفاده از تکتیکهای مختلف به جنگ خود ادامه دادند زمانیکه باراک اوبا در آمریکا به قدرت رسید استراتیژی آمریکا را در قبال گروه طالبان تغییر داد در این زمینه اوباما تصمیم گرفت تا سال ۲۰۱۴ قوای ایالات متحده آمریکا را از خراسان/افغانستان خارج کند همچنان در بخش تبادل اسیران با گروه طالبان مذاکره کرد و برای طالب‌ها اجازه داد تا در دوحه دفتر سیاسی” بگشایند.

زمانیکه دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ به قدرت رسید در جستجوی یک راه حل برای خروج عساکر آمریکائی شد. در این زمینه کابینه ترامپ تصمیم گرفت بدون قید و شرط با گروه طالبان وارد مذاکره .شود آمریکا برای اثبات جدیت خود زلمی خلیلزاد پشتون‌تبار (افغانی الاصل) را به عنوان مذاکره کننده ارشد و نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در پروسه صلح خراسان/افغانستان تعین کرد. خلیلزاد برای تسریع مذاکره صلح از پاکستان خواستار رهائی ملا عبدالغنی برادر گردید. آمریکا بعد از دو سال مذاکره توافق نامه دوحه را در ۲۹ فبروری سال ۲۰۲۰ در غیاب دولت خراسان/افغانستان با گروه طالبان امضا نمود. در توافق نامه دوحه گروه طالبان تعهد کردند به شمول القاعده با گروهای تروریستی قطع رابطه کنند در برابر آن آمریکا تعهد کرد که در ظرف ۱۴ ماه از خراسان/افغانستان خارج شود و عملیات‌های هوائی علیه این گروه را توقف دهد در جریان ۱۴ ماه مذاکرات بین الافغانی آغاز و در نتیجه مذاکرات دولت اسلامی “جدید” در خراسان/افغانستان شکل بگیرد.

در سال ۲۰۲۱ جوبایدن به عنوان ریس دولت آمریکا انتخاب گردید و در سخنرانی که در اول می تاریخ ختم خروج در چهارچوب توافق نامه دوحه انجام داد تعهد کرد بر توافق نامه دوحه صادق میماند و تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ تمام نیروهای خود را از خراسان/افغانستان خارج می‌کند بعد از این سخنرانی گروه طالبان به جای مذاکره با حکومت خراسان/افغانستان به حملات خود شدت بخشیدند در نتیجه حملات گروه طالبان کنترول اکثر مناطق کشور را بدست گرفت و با فرار رئیس جمهور سابق خراسان/افغانستان محمد اشراف غنی از کشور گروه طالبان در حضور نیروهای آمریکای در خراسان/افغانستان وارد کابل شد و یک بار دیگر قدرت را بدست گرفتند با به قدرت رسیدن مجدد گروه طالبان سوال‌های مختلفی مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه چرا حکومت که از حمایت جامعه جهانی و آمریکا بر خوردار بود نتوانست در برابر این گروه مقاومت کند و فرو پاشید؟ کدام عوامل باعث به قدرت رسیدن مجدد این گروه شد؟ با به قدرت رسیدن مجدد گروه طالبان چی آینده در انتظار خراسان/افغانستان است؟ در این تحقیق کوشش می‌شود به این سوالات پاسخ ارائه گردد.

۱. عدم تاسیس یک اردوی قوی با مورال بلند

بعد از سقوط رژیم امارت با حمایت آمریکا و جامعه بین المللی اساس اردوی ملی جدید خراسان/افغانستان گذاشته شد. ایالات متحده به دلیل حضور نیروهای بین‌المللی در خراسان/افغانستان از یک طرف به جای سیستم عسکری جبری “سیستم عسکری در بدل پول را تطبیق کرد و از طرف دیگر مانع تاسیس یک اردوی قوی در خراسان/افغانستان شد نظر به پلان اول ایالات متحده آمریکا تعداد اردو و نیروهای امنیتی خراسان/افغانستان نباید از ۷۰ هزار عبور کند همچنان برای نیروهای خراسان/افغانستان سلاح‌های مدرن و طیاره‌های جنگی در دسترس‌شان قرار ندادند تامین امنیت در کشور کوهستانی نظیر خراسان/افغانستان با این کمیت و کیفیت اردو غیر ممکن بود زمانیکه باراک اوباما رئیس دولت وقت آمریکا شد وعده داد تا سال ۲۰۱۴ تمام نیروهای خود را از خراسان/افغانستان خارج کند اوباما کوشش کرد خلای نظامی که با خروج عساکر خارجی در خراسان/افغانستان بوجود می آمد از دو طریق جبران کند در قدم نخست تصمیم گرفت تا تعداد عساکر نیروهای امنیتی خراسان/افغانستان افزایش یابد. در این بخش تصمیم اتخاذ گردید تا تعداد اردوی خراسان/افغانستان به ۳۰۰ هزار ارتقاء یابند این نیروها در پهلوی آموزش نظامی باید به سلاح‌های قوی و مدرن دسترسی داشته باشند.

پلان بعدی آمریکا دکترین پتریوس بود جنرال آمریکای دیوید پتریوس برای پرکردن خلای نظامی که بعد از خروج عساکر خارجی بوجود می آمد طرح را مطرح کرد که منطق آن برای تامین امنیت دهات دهاتی باید مسلح شود در چهار چوب این طرح آن عده از کسانیکه در برابر ارتش سرخ شوری و در برابر گروه طالبان (۱۹۹۴_۲۰۰۱) جنگیدند و در نتیجه پروسه دایاک و دی دی آر خلع سلاح شده بودند دو باره مسلح گردند.

ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۴ به جنگ زمینی خود علیه گروه طالبان پایان داد و نقش خود را فقط در حوزه آموزش تجهیز و حمایت هوایی از نیروهای خراسان/افغانستان خلاصه کرد در محور این تصمیم ایالات متحده و ناتو تعداد عساکر خود را از ۱۴۰ هزار به ۱۴ هزار تقلیل دادند با این تصامیم ایالات متحده آمریکا جنگ زمینی را تماما بر شانه‌های نیروهای افغان واگذار کردند از اینکه تمام جنگ زمینی بر شانه‌های نیروهای خراسان/افغانستان انداخته شد دولت خراسان/افغانستان تصمیم گرفت تا تعداد نیروهای محلی اربکی را افزایش دهد. در چهارچوپ طرح ایجاد نیروهای محلی” به این نیروها آموزش نظامی داده و باید در زیر چتر وزارت داخله فعالیت نمایند. اما دولت خراسان/افغانستان نتوانست فرماندهان محلی را کنترول کند این فرماندها به دلیل کمبود معاش و تجهیزات جنگی از مردم پول اتخاذ کردند و در بعضی موارد به آبرو و عزت مردم تجاوز نمودند. رفتارهای خشن نیروهای محلی با مردم سبب ایجاد فاصله بین مردم و دولت گردیده و در نتیجه مردم به گروه طالبان رجوع کردند. البته این نکته را نیز باید گفت در بعضی مناطق نیروهای محلی دست آوردهای هم داشتند.

نظر به اطلاعات دولت خراسان/افغانستان بین سال‌های ۲۰۱۸-۲۰۱۱ تقریبا ۴۵ هزار نیروی خراسان/افغانستان در جنگ علیه گروه طالبان جان‌های خود را از دست داده و هزارها نفر صف نیروهای امنیتی را ترک کردند همچنان منابع مختلف مقامات دولت خراسان/افغانستان و آمریکایی را مبنی بر تعداد نیروهای افغان به دروغگوئی متهم می‌کنند دولت خراسان/افغانستان و مقامات آمریکای رقم نیروهای افغان را ۳۵۰ هزارگزارش می‌دادند. این در حالیست که این رقم وجود خارجی نداشت و مقامات افغان به دلیل گرفتن پول از آمریکا این تعداد را لیست .می‌دادند به قول بعضی مقامات امنیتی خراسان/افغانستان تعداد نیروهای افغان از ۱۵۰ هزار عسکر زیاد نبودند، از این میان ممکن ۲۰% دارای اراده جنگ بوده باشند. بعضی مقامات افغان از جمله خالد پاینده وزیر مالیه حکومت اشرف غنی تعداد اردوی خراسان/افغانستان را از صد هزار بیش نمی‌دانست او می‌گوید: مقامات افغان به دلیل گرفتن پول از آمریکا این تعداد را ۳۵۰ هزار گزارش می‌دادند در پهلوی کمی تعداد نیروهای امنیتی در جنگ علیه گروه طالبان از مورال قوی نیز بر خوردار نبودند. اکثر کسانیکه در صف نیروهای امنیتی خراسان/افغانستان بودند به جای میهن دوستی عسکری را به عنوان شغل در آمدزا می‌نگریستند. اما گروه طالب جنگ خود را “جهاد” می‌دانستند و جنگجویان خود را مجاهد خطاب می‌کردند به عبارت دیگر جنگجویان گروه طالبان به جای پول و امتیازات مادی برای یک عقیده و ایدئولوژی می رزمیدند. از لحاظ روحیه جنگی جنگجویان طالب نسبت به نیروهای نظامی خراسان/افغانستان در موقعیت برتری قرار داشتند فساد گسترده در میان رده‌های بلند، حکومتی نشان دادن نیروهای امنیتی به عنوان معاش، خور سیاست‌های اشتباه کرزی و غنی در برابر، گروه طالبان سیاسی ساختن اردوی خراسان/افغانستان توسط مقامات دولت و توقف دادن عملیات هوایی توسط نیروهای آمریکائی علیه این گروه بالای روحیه نظامیان افغان تاثیر منفی گذاشته بودند فرانک فن هیپل از مقام‌های اسبق قصر سفید امریکا و استاد روابط عمومی و بین المللی در دانشگاه پرینستون این کشور میگوید: ارتش خراسان/افغانستان بیشتر به نیروهای نظامی ناتو اعتماد داشتند تا به دولت خودشان نیروهای نظامی ناتو حدود ۱۰ هزار سرباز خود را از خراسان/افغانستان خارج کرده بودند، اما حدود ۲۰ هزار پیمان کار به عنوان تکنسین‌های تعمیر نگهداری و تأمین کننده امنیت سفارتخانه‌ها و غیره هنوز از نیروهای هوایی خراسان/افغانستان پشتیبانی می‌کردند. وقتی این ساختار حمایتی کنار کشیده شدند ارتش خراسان/افغانستان اعتماد به نفس خود را برای مبارزه از دست دادند.

کشور خراسان/افغانستان به دلیل کوهستانی بودنش مساعد به جنگ چریکی است. برای تامین امنیت چنین کشوری نسبت به کمیت، اردو کیفیت اردو تاثیر بیشتر دارد به عبارت دیگر از داشتن نیروهای معاش خور زیاد نیروهای کم اما مجهز با سلاح‌های مدرن و داشتن نیروی هوائی قوی در تامین امنیت خراسان/افغانستان ممد واقع می‌گردند. در این ۲۰ سال از یک طرف ایالات متحده آمریکا مانع اردوی قوی مجهز با سلاح‌های پیشرفته و مدرن گردیده از طرف دیگر با سیستم عسکری اختیاری عسکری در بدل پول مانع تاسیس یک اردوی با انگیزه و وطن دوست شده است. با توجه بر دلایل که مطرح گردید، اردوی خراسان/افغانستان در برابر حملات گروه طالبان مقاومت نتوانستند و در نتیجه سبب تسلط جنگجویان طالب در خراسان/افغانستان گردید.

۲. تلفات جانی و هزینه‌های مالی جنگ

تحقیقات که انستیتوت واتسون و دانشگاه براون بالای مصارف جنگ ایالات متحده آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر انجام دادند محاسبه کردند که ایالات متحده آمریکا ۶ تریلیون دالر مصرف کرده است. در این مدت ۸۰۰ هزار انسان جان‌های خود را از دست داده است. در تاریخ ایالات متحده آمریکا جنگ خراسان/افغانستان طولانی‌ترین جنگ بوده و در این جنگ آمریکا تقریبا یک تریلیون دالر هزینه کرده است. در پهلوی مصارف گزاف اقتصادی در جنگ خراسان/افغانستان ۲۴۰۰ عسکر آمریکانی کشته و ۲۰۵۸۹ عسکر زخمی کردیدند به شمول عساکر آمریکائی و ناتو ۶۲۱۲۴ نفر نیروهای افغان و هزاران انسان بیگناه کشته شده است.

در سال ۲۰۱۹ روزنامه واشنگتن پست راپور ۲۰۰۰ صفحه ای را که حاوی سندهای محرمانه در باره جنگ خراسان/افغانستان بود به نشر سپردند. در اسناد متذکره اکثر مقامات آمریکائی اعتراف کردند که جنگ خراسان/افغانستان را باخته و دلیل باخت جنگ را ارائه اطلاعات غلط برای ملت آمریکا دانستند منجمله دروغ‌های شاخدار مقامات آمریکایی درمورد مصارف اقتصادی جنگ خراسان/افغانستان بوده است. بعد از مدت طولانی مقامات آمریکائی و ملت آمریکا در جستجوی پاسخ به سوالات ذیل گردید: با مصرف کردن میلیاردها دالر و کشته دادن دها هزار عسکر در جنگ خراسان/افغانستان چه دست آوردهای را داشتیم؟ چگونه می‌شود به این جنگ نقطه پایان داد؟

زمانیکه دونالد ترامپ رئیس دولت آمریکا انتخاب گردید به ملت آمریکا تعهد سپرد تا به طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا نقطه پایان بگذارد از دید ترامپ جنگ خراسان/افغانستان برای آمریکا جنگ احمقانه بود و هیچ سود اقتصادی نداشت ترامپ یک تاجر بود و به مسائل از چشم انداز اقتصادی و تجارتی می‌نگریست در یک سخنرانی خود ترامپ چنین گفت: زمانی جنگ خراسان/افغانستان اتحادیه جماهیر شوروی را به روسیه تقلیل داد، اگر به این جنگ نقطه پایان نگذاریم ایالات متحده آمریکا را به آمریکا تبدیل خواهد کرد اشاره ترامپ به مصارف اقتصادی جنگ خراسان/افغانستان و اینکه چگونه جنگ خراسان/افغانستان ارتش سرخ شوروی را به زانو در آورد و اتحادیه جماهیر شوروی را متلاشی ساخت اقتصاد یکی از پارامترهای اصلی قدرت است و در عصر که زندگی می‌کنیم قدرت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگر است. آمریکا به جای اینکه سود اقتصادی از جنگ خراسان/افغانستان داشته باشد میلیاردها دالر درین جنگ هزینه کردند و این مصرف باعث واکنش مالیه دهنده گان آمریکایی شدند در جنگ خراسان/افغانستان تنها آمریکا و شهروندان آمریکا متضرر نگردیده، بلکه هر کشورکه در جنگ خراسان/افغانستان اشتراک کرده بود متضرر شده است بعد از خروج نیروهای آمریکائی رئیس دولت آمریکا جو بایدن فاش کرد که هر هفته امریکا در جنگ خراسان/افغانستان ۳۰۰ میلیون دالر مصرف داشته است آمریکا هم به دلیل مصرف اقتصادی جنگ و هم به دلیل نقض حقوق بشر تحت فشار شهروندان خود و افکار جهانی قرار گرفته بود از این جهت تصمیم گرفت به جای غرق شدن در باطلاق خراسان/افغانستان به انعقاد معاهده ولو شرم‌آور با گروه طالبان و حتی به قدرت رسیدن مجدد گروه طالبان راضی شود. هدف آمریکا به هر شکل ممکنه به طولانی‌ترین جنگ خود در خراسان/افغانستان نقطه پایان بگزارد.

۳. قطع نکردن منابع مالى گروه طالبان و خطاهای آمریکا در جریان جنگ

آمریکا در جنگ علیه گروه طالبان بیشتر به کشتن و دستگیر کردن جنگجویان این گروه تمرکز نموده و علیه منابع مالی آن اقدامات جدی را پی گیری ننموده است. در مورد مبارزه با منابع مالی گروه طالبان دید آمریکا و حکومت خراسان/افغانستان متفاوت بوده است. گروه طالبان در پهلوی حمایت خارجی میلیونها دالر از آدرس قاچاق مواد مخدر در آمد داشته و با این پول ماشین جنگی خود را گرم نگهداشته است یکی از دلایل حضور آمریکا در خراسان/افغانستان مبارزه علیه کشت تولید و قاچاق مواد مخدر بود اما خراسان/افغانستان از لحاظ کشت و تولید قاچاق مواد مخدر در صدر کشورهای جهان قرار گرفته بود. اکثر منابع از کشت و تولید قاچاق مواد مخدر در حوزه حاکمیت گروه طالبان حکایت دارند دبیرکل سازمان ملل متحد در سخنرانی خود در اجلاس سازمان همکاری شانگ‌های در سال ۲۰۱۹ در مورد این گروه چنین گفت: “این گروه پول که از آدرس قاچاق مواد مخدر بدست میآورند قابلیت جنگی خود را تقویت داده بود برای ضعیف ساختن این گروه نیاز است تا کشورهای منطقه به شکل مشترک علیه تجارت مواد مخدر اقدام نمایند در پهلوی تجارت مواد مخدر بعضی کشورها در برابر عدم حمله گروه طالبان علیه عساکرشان به این گروه باج داده است اطلاعات که ویکلیکس نشر کرده ،بود دولت ایتالیا در برابر عدم حمله گروه طالبان بالای نیروهایش به این گروه پول داده است. همچنان گروه طالبان در حوزه حاکمیت شان از مردم ذکات و عشر جمع می‌کردند و از عبور و مرور موترها تکس می‌گرفتند در پهلوی اینها گروه طالبان با استفاده از معادن خراسان/افغانستان درآمد هنگفتی در اختیار داشتند. از جنگ اتحادیه جماهیر شوری و مجاهدین سلاح‌های زیادی در خراسان/افغانستان موجود بود و همچنان دولت خراسان/افغانستان مرزهای خود را تحت کنترول نداشتند. از این جهت خراسان/افغانستان به مرکز قاچاق اسلحه تبدیل گردیده بود با موجودیت پول تدارک هر نوع سلاح در خراسان/افغانستان کار ساده ای شده بود و گروه طالبان از عواید خود سلاح میخرید و حوزه حاکمیت خود را تقویت می‌نمودند.

در جریان جنگ آمریکا خطاهای را مرتکب شد که گروه طالبان ازین مجرا علیه آمریکا و حکومت مورد حمایتش به عنوان خوراک تبلیغاتی اسفاده کرده سربازگیری می‌کردند. از جمله این خطاها کشتن افراد بی گناه مداخله به حریم شخصی مردم و بی احترامی عساکر آمریکا به مقدسات مردم خراسان/افغانستان بودند گر چند آمریکا بعداً متوجه خطاهای خود شده و کوشش کرد تکرار نشود مثلا در سال ۲۰۱۲ عساکر آمریکا در پایگاه هوائی بگرام اوراق قرآن کریم را سوختاندند. بعد از این حادثه مردم در سرتاسر کشور علیه آمریکا تظاهرات راه انداختند که در نتیجه این تظاهرات ۳۵ فرد جان خود را از دست داده بودند رئیس دولت آن وقت آمریکا بارک اوباما از مردم و دولت خراسان/افغانستان عذر خواهی کرده بود. چنین حوادث به دفعات تکرار شدند همچنان عساکر آمریکا در جریان جنگ خانم‌های افغانستانی را تلاشی می‌کردند، این عمل در فرهنگ خراسان/افغانستان یک عمل زشت محسوب میشد در استراتیژی جنگی آمریکا برای کشتن یک جنگجوی طالب و القاعد در حالت اضطرار کشتن ۵ فرد ملکی مباح بود آمریکا به کرات به بهانه تروریستان افراد ملکی را هدف قرار داده است. گاهاً نیروهای امنیتی خراسان/افغانستان را نیز مورد هدف قرار داده اند کشته شدن افراد ملکی در جریان جنگ بارها خشم مردم و مقامات دولت خراسان/افغانستان را در پی داشته است گروه طالبان خطاهای عساکر آمریکا را برای تغییر ذهنیت مردم خراسان/افغانستان استفاده کردند و در نتیجه در مورد مشروعیت جنگ خود علیه آمریکا و حکومت مورد حمایتش بخش از مردم خراسان/افغانستان را اقناع کردند. گروه طالبان در نتیجه پروپاگندهایشان حمایت مردم روستا نشین خراسان/افغانستان را بدست آوردند و با چنین حمایت‌ها با گذشت هر روز موضع شان را قوی می‌ساختند.

۴. فساد و تعصبات قومی در حکومت خراسان/افغانستان

حکومت که به حمایت جامعه بین الملل و آمریکا شکل گرفت در پهلوی عدم تامین امنیت خدمات صحی، تعلیمی و اشتغال برای مردم نه تنها با فساد در نهادهای دولتی مبارزه نکردند بل خودش مایه فساد بودند. باری رئیس جمهور سابق خراسان/افغانستان حامد کرزی اظهار داشت که اگر” رشوت هم می‌گیرید پول را در بیرون انتقال ندهید به قول سعدی اگر از باغ رعیت ملک خورد سیبی بر آورند غلامان او درخت از بیخ وقتی رئیس دولت یک کشور رشوت را یک عمل عادی جلو دهد از زیر دستان او چی توقع باید داشت از این جهت کمک‌های که برای مردم خراسان/افغانستان صورت گرفت به شکل درست توزیع و مصرف نشدند مقامات دولتی با همکاری دونرهای خارجی پول‌های که برای مردم فقیر خراسان/افغانستان کمک می‌شدند به خارج انتقال داده و در بانک‌های خارجی در حساب‌هایشان می‌افزودند از لحاظ فساد خراسان/افغانستان در رده اول جدول کشورهای فاسد جهان جاگزین شده بود.

فساد در نهادهای عدلی و قضائی کشور اوج گرفته بود شهروندان خراسان/افغانستان از فساد در نهادهای عدلی و قضائی دعوای خود را در محاکم شرعی گروه طالبان حل و فصل می‌کردند. مثلاً یک دعوای حقوقی که یک لک افغانی ارزش مادی داشت فرد برای احقاق حقوق خود به همان اندازه رشوت می‌پرداختند با آنهم به حقوق خود نمی‌رسیدند. در بعضی دعواها محکمه به نفع صاحب حق هم اگر حکمی را صادر می‌کردند مسئولین حکومت توانائی اجرایی و استرداد حق را نداشتند. گروه طالبان چنین دعاوی را به شکل سریع حل و فصل و در اسرع وقت حکم محکمه شان را تطبیق می‌کردند.

در پهلوی فساد سطح بیکاری بالای ۵۰ و سطح سواد خواند و نوشتن زیر ٪۴۰ قرار داشتند در پهلوی کمک میلیاردها دالر نصف مردم خراسان/افغانستان زیر خط فقر زندگی می‌کردند و اکثرا بیکاران را جوانان تشکیل می‌دادند. در خراسان/افغانستان قبل از اینکه زراعت میکانیزه گردد در دانشگاهای خراسان/افغانستان درس‌های مدرن زراعتی تدریس می‌شد. جوانان به مجرد فراغت به دلیل نبود ابزارهای تولید مدرن بیکار مانده بودند همچنان قوم پرستی در ادارات دولتی آن وقت به اوج اش رسیده بود هرگاه رئیس یک نهاد از یک قوم می‌بود کوشش می‌کرد افراد را از قوم خود استخدام نماید. یک تعداد جوانان که به دلیل تباری خود با وجود گرفتن نمرات کافی استخدام نمی‌شدند از روی عقده و انتقام گیری به گروه طالبان می‌پیوستند.

زمانیکه دولت خدمات اساسی را برای ملت فراهم کرده ،نتواند کتله ای بنام رهبر و مقامات دولتی پول های کمک شده را به خارج انتقال دهند و به متملقین خود توزیع ،نمایند در چنین وضعیت مردم به حکومت سایه یعنی “امارت سلامی” روی می.آوردند به عبارت دیگر زمانیکه کمکهای خارجی به دلیل فساد حاکمان خراسان/افغانستان جهت فقرزدایی، زمینهاشتغال زایی و تعلیم برای مردم و جوانان خراسان/افغانستان مصرف نگردند مردم آگاهانه و یا هم نا آگاهانه بیشتر از روی عقده گشائی به گروه گروه طالبان روی می آوردند فساد در دستگاه حکومت خراسان/افغانستان فاکتور اصلی به قدرت رسیدن گروه طالبان شده بود. فساد مثل موریانه دولت خراسان/افغانستان را ضعیف ساخت و منجر به سقوط نظام گردید.

۵. عدم رعایت واقعیت‌های عینی خراسان/افغانستان در تاسیس نظام و شکل گیرى حکومت‌های فرا قانونی

نظم حقوقی و سیاسی که در کنفرانس بن در محور قانون اساسی خراسان/افغانستان شکل گرفت با واقعیت‌های عینی جامعه خراسان/افغانستان همخوانی آن چنانی نداشت بدین لحاظ به جای حل مشکل خراسان/افغانستان منجر به بحران سیاسی در کشور شد. بر اساس قانون اساسی خراسان/افغانستان رئیس جمهور به عنوان سر قومندان اعلی قوای مسلح و رئیس دولت صلاحیت‌های را در حوزه قوه ،اجرائیه مقننه و قضائیه دارا می‌باشد اما معاونین رئیس جمهور که مثل رئیس جمهور توسط رای مردم انتخاب می‌شدند، هیچ نوع صلاحیتی تعریف شده در قانون نداشتند در پهلوی معاونین رئیس جمهور نظام خراسان/افغانستان مانع ظهور احزاب قدرت مند می‌گردید در نتیجه پارلمان در نبود احزاب قدرتمند در برابر قوه مجریه قدرت بازدازنده گی ایجاد کرده نمی‌توانست. به عبارت دیگر پارلمان که چشم و گوش نظام باید می‌بود به جای جلوگیری از فساد حکومت خودش در فساد با حکومت شریک بودند.

خراسان/افغانستان یک کشور کثیرالقومی است که هیچ قومی در این کشور اکثریت مطلق را تشکیل نمی‌دهد. به عبارت دیگر بر اساس پروسه‌های دموکراتیک هیچ قومی نمی‌تواند به تنهائی قدرت را بدست بگیرد از این جهت مجبور بودند با رهبران و احزاب دیگر اقوام ائتلاف‌های را تشکیل دهند نظم که نماینده و سفیر وقت آمریکا خلیلزاد در خراسان/افغانستان در محور قانون اساسی خراسان/افغانستان هسته گزاری کرده بودند رئیس دولت باید پشتون و معاونینش از دیگر اقوام باشند. اما سمبولیک بودن نقش معاونین و عدم تفویض صلاحیت رئیس دولت به معاونین منجر به بی ثباتی سیاسی شده بود. به دلیل اینکه هر معاون در پهلوی انتخاب شدن توسط مردم از لحاظ سیاسی یک قوم را تمثیل می‌کردند و این وضعیت باعث بحران سیاسی در کشور شده بود مثلا رهبر حزب جنبش مارشال عبدالرشید دوستم در انتخابات ۲۰۱۴ در پیروزی محمد اشرف غنی رول عمده را بازی کرده بود اما اشرف غنی به دوستم صلاحیتی کافی در پیشبرد امور حکومتداری تفویض نکرد و این رفتار غنی منجر به دلسردی طرفداران دوستم از حکومت شدند خلاصه نظام سیاسی پسا گروه طالبانی نتوانست تمام گروهای قومی و سیاسی را زیر چتر حکومت جمع کنند و بعضی گروهای قومی و سیاسی زمانی که شعاع وجودی شان را در حکومت نمی‌دیدند در صدد تخریب حکومت می‌برآمدند به دلیل ضعف و عدم پختگی فرهنگ سیاسی در خراسان/افغانستان حتی این تخریب به سرحد حمایت از گروه طالبان منجر می‌گردید

یکی از موارد دیگری که مشروعیت حکومت خراسان/افغانستان را تضعیف کرده بود برگزاری انتخابات توام با تقلب که در نتیجه باعث ایجاد حکومت‌های فرا قانونی شد در سال ۲۰۰۹ انتخابات صورت گرفت و کمسیون مستقل انتخابات حامدکرزی را برنده انتخابات اعلان نمود؛ اما رقیب اصلی حامد کرزی داکتر عبدالله عبدالله نتایج انتخابات را نپذیرفته و با فشار جامعه جهانی کمیسیون انتخابات تقلب در انتخابات را پذیرفت و از برگزاری مجدد انتخابات خبر داد. داکتر عبدالله به دلیل عدم استعفای رئیس کمیسیون انتخابات را تحریم کرد بعضی منابع در بدل پول از کناره گیری داکتر عبدالله به نفع حامد کرزی حکایت (دارند و با حمایت جامعه جهانی کمیسیون انتخابات کرزی را برنده انتخابات اعلان نمود. از اینکه یک کاندید پیشتاز در دور دوم اشتراک نکند سرنوشت انتخابات چه می‌شود قانون اساسی این مورد را پیش بینی نکرده بود اگر چند با حمایت بیرونی کمیسیون انتخابات قانون اساسی را تفسیر کرد و کرزی را رئیس جمهور اعلان اما عقب نشینی کمیسیون انتخابات بر اساس فشار خارجی مشروعیت حکومت کرزی را به چالش کشیدند در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ در دور اول هیچ نامزدی آرای پنجاه به علاوه یک را کسب کرده نتوانست به اساس حکم قانون اساسی انتخابات به دور دوم برگزار گردید در دور دوم انتخابات دو کاندید پیشتاز محمد اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله باهم رقابت کردند. کمیسیون مستقل انتخابات در نتایج ابتدائی شان، محمد اشرف غنی را برنده انتخابات اعلان کردند. عبدالله عبدالله با توجه بر تقلب گسترده انتخابات نتیجه انتخابات را نپذیرفت کشور در سرحد جنگ داخلی پیش رفته بود که حامی اصلی دولت خراسان/افغانستان یعنی آمریکا وارد عمل گردید. جان کری وزیر خارجه آمریکا با میانجیگری خود بین دو کاندید به بحران سیاسی موقتا نقطه پایان گذاشت. کری رای مردم و احکام قانون اساسی را کنار گذاشته و با استفاده از قدرت و نفوذ آمریکا حکومت و حدت ملی را برای مردم خراسان/افغانستان تحمیل کرد.

براساس طرح جان کری محمد اشرف غنی رئیس جمهور و عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه کشور گماشته شدند. وزارت‌ها بین دو کاندید به شکل مساوی تقسیم شدند از اینکه هم غنی و عبدالله از صلاحیت اجرائی برخوردار بودند و در تاسیس حکومت وحدت ملی قانون اساسی خراسان/افغانستان کنار گذاشته شده در اختلافات سیاسی غنی به دلیل حمایت قانون اساسی از صلاحیت‌های رئیس جمهور به قانون اساسی و عبدالله عبدالله به متن توافق سیاسی استناد می‌کردند انتخابات ۲۰۱۹ نیز عین سناریو تکرار و حکومت بر اساس رای مردم نه بل بر اساس فشار و میانجیگری آمریکا شکل گرفت. بر مبنای توافق که صورت گیرفت محمد اشرف غنی رئیس دولت و عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی شد.

از اینکه حکومت وحدت ملی بر خلاف قانون اساسی و اراده مردم با فشار آمریکا تاسیس شده بود مشروعیت حقوقی نداشت. از طرف دیگر حکومت وحدت ملی وعده‌های که برای مردم داده بود عملی نکرد و با سیاسی ساختن تهادهای امنیتی وزارت‌های سکتور امنیتی از دو فرد دستور می‌گرفتند به دلیل اینکه یک وزیر از آدرس یک فرد و وزیر دیگر از آدرس فرد دیگر تعیین می‌شدند تیشه را به ریشه حکومت کوبیدند گروه طالبان به دلیل که حکومت بر اساس رای مردم نه بلکه توسط آمریکا تاسیس شده بود مشروعیت حکومت را مورد سوال قرارداده و با این حکومت مذاکره جدی نکردند. فقدان مشروعیت حقوقی و سیاسی حکومت یکی از عوامل اساسی دیگری به قدرت رسیدن مجدد گروه طالبان است.

۶. تکتیک‌های جنگی گروه طالبان و تغییر در سیاست قومی آن‌ها

با آنکه رژیم گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ سقوط کرد اما این گروه با گفتار و فعالیت‌هایشان حضور خود را در خراسان/افغانستان زنده نگه داشتند. در این بخش با توجه بر کوهستانی بودن جغرافیای خراسان/افغانستان گروه طالبان به جنگ گوریلائی و چریکی روی آوردند و از شیوه “بزن و فرار”کن استفاده کردند امارت در محور این تکتیک جنگی از ماندن ماین کنار جاده ترور مقامات دولتی انجام دادن حملات انتحاری جابجا ساختن افراد وابسته به گروه‌شان در سیستم حکومت خراسان/افغانستان و انجام عملیات توسط این افراد استفاده می‌کردند در نتیجه این حملات امارت تلفات زیادی را به نیروهای خارجی و افغانستانی وارد کرده بود طالب‌ها در فصل بهار تابستان و خزان علیه نیروهای امنیتی افغان و خارجی جنگ‌های شان را شدت می‌بخشیدند و در فصل زمستان به سربازگیری آموزش و تجهیز نیروهای خود می‌پرداختند.

بعد از سقوط گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ به حمایت و فشار ایالات متحده آمریکا و جامعه جهانی رژیم خراسان/افغانستان بر پایه ارزش‌های لیبرال دموکراسی شکل گرفت انتقال قدرت بر اساس مولفه‌های دموکراسی یعنی مردم سالاری آزادی بیان و رسانه‌ها حقوق بشر و حقوق ،زن فعالیت احزاب سیاسی و نهادهای مدنی از جمله این ارزش‌ها می‌باشند. اما گروه طالبان بدون اینکه اعتقادی داشته باشند از این ارزش‌ها برای رسیدن به اهدافشان استفاده ابزاری کردند. طالب با استفاده از آزادی رسانه از یک جهت عملیات خود را به عنوان نمایش قدرت به سمع مردم افغانسان و جهانیان رساندند و از طرف دیگر جنایات که نیروهای خارجی در جریان عملیاتشان علیه مردم بیگناه مرتکب می‌شدند برای چالش کشیدن مشروعیت حضور نیروهای خارجی استفاده می‌کردند

از لحاظ گفتار گروه طالبان حضور نیروهای خارجی را اشغال قلمداد کرده و جنگ خود علیه نیروهای خارجی و دولت مورد حمایت آمریکا را “جهاد اعلان می‌نمودند. بخشی از مردم خراسان/افغانستان تحت تاثیر تبلیغات این گروه قرار گرفتند و به حمایت از آنها پرداختند گروه طالبان در هر مذاکره و پلاتفرم خروج نیروهای خارجی و تاسیس یک دولت ناب اسلامی” را خطوط قرمز خود قلمداد نمودند از دید گروه طالبان حکومت خراسان/افغانستان توانائی تصمیم گیری را نداشته و از این جهت آنها هیچ قت با دولت خراسان/افغانستان مذاکره جدی نکردند در پهلوی تکتیک‌های جنگی گروه طالبان برای گسترش جنگ در سرتاسر کشور سیاست قومی خود را تغییر دادند. در آغاز گروه طالبان در افکار عامه طوری وانمود می‌شدند که گروه طالبان متشکل از قوم پشتون است. به دلیل اینکه تمام رهبران و قومندانان جنگی این گروه را پشتونها تشکیل میدادند بعدا بخاطر پخش جنگ در سرتاسر کشور و انتقال جنگ از جنوب به شمال مصمم شدند تا از مردم محل قومندان جنگ و در سطح رهبری از سایر اقوام نیز افرادی را استخدام کنند با استفاده از این تکتیک از قوم اوزبیک ترکمن و تاجیک سربازگیری کردند در نتیجه این سرباز گیری گروه طالبان ساحه حاکمیت خود را گسترش داده و حضور خود را تقویت نموده است. مثلاً گروه طالبان با سربازگیری از تاجیک‌های و لایت بدخشان این استان را سقوط دادند با وجودیکه اکثر ساکنان این استان را نیز تاجیکان تشکیل می‌دهند. گروه طالبان بعد از به قدرت رسیدنشان قاری فصیح الدین تاجیک بدخشانی را به عنوان رئیس ارتش تعین کرده است.

گروه طالبان با گفتار عملیات تغییر سیاست قومی و تطبیق قوانین در محل حاکمیت شان حضور خود را در خراسان/افغانستان ثابت و با گذشت هر روز حوزه حاکمیت خود را گسترش میدادند در نتیجه زمینه قدرت گیری مجدد خود را در خراسان/افغانستان مساعد ساختند.

۷. حمایت کشورهای منطقه از گروه طالبان تحت عنوان مبارزه با داعش

در سال ۲۰۱۴ دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در خاور میانه ظهور کرد در محور ایدئولوژی خلافت داعش سیاست تهاجمی را در پیش گرفت به عبارت دیگر داعش تمام کشورهای اسلامی را قلمرو “اسلام” “دارالاسلام و خلیفه خود را رهبر تمام مسلمین جهان میدانست داعش هر کشور اسلامی را یک استان خود قلمداد و برایش والی خود خوانده تعیین می‌کرد. در این بخش داعش با استفاده از عنوان تاریخی خراسان اسلامی؛ یعنی ایران، خراسان/افغانستان، پاکستان، کشورهای آسیائی میانه و بخش چین را استان خراسان (الولایه الخراسان) نام گذاری کرد و شاخه خراسان را در سال ۲۰۱۵ فعال کرد حافظ سعید رهبر گروه طالبان پاکستانی اولین کسی بود که بیرق داعش را در خراسان/افغانستان به اهتزاز در آورد و والی شاخه خراسان مقرر گردید.

با توجه بر قدرت مالی داعش اعلان فوت رهبر گروه طالبان ملا محمد عمر بعد از ۲ سال پنهان کاری باعث شد تا بعضی از رهبران و قومندانان طالب به شمول عبدالروف خادم به رهبر داعش ابوبکر البغدادی بیعت کند. با این همه رهبر گروه طالبان داعش را برای خود تهدید قلمداد کرده و به داعش بیعت نکردند. در آن زمان جنگجویان طالب و داعش در منطقه دور دست خراسان/افغانستان فعالیت میکرد این دوگروه علیه همدیگر تهدید بودند مثلاً بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ،روسیه چین و ایران از جنگ آمریکا و ناتو جهت سرکوب القاعده و گروه طالبان حمایت کردند. روسیه مانع تاسیس پایگاه نظامی آمریکا در قرغزستان و اوزبکستان نگردید بعد از شکست القاعده و گروه طالبان آمریکا در آن زمان خاک خراسان/افغانستان را ترک نکرد تداوم حضور آمریکا در خراسان/افغانستان باعث نگرانی ایران، روسیه و چین گردید. آمریکا ورودش به خراسان/افغانستان را مبارزه با تروریسم و افراط گرائی عنوان کرده بود اما این حضور نه تنها منجر به محو تروریسم و افراطگرائی نشد، بل منجر به افزایش آن گردید مثلا در سال ۲۰۰۱ تنها در خراسان/افغانستان القاعده فعال بود، نظر به اطلاعات نهادهای امنیتی حکومت سابق خراسان/افغانستان ۲۱ گروه تروریستی در خراسان/افغانستان فعالیت می‌کردند حضور نیروهای خارجی فعالیت این همه گروهای تروریستی به شمول شاخه خراسان ،داعش مسبب نگرانی بیشتر کشورهای منطقه شده بودند.

خراسان/افغانستان برای داعش ارزش حیاتی دارد بخاطر که داعش با مسلط شدن در خراسان/افغانستان به راحتی می‌تواند به کشورهای آسیای میانه روسیه چین و ایران نفوذ. کند بعد از سال ۲۰۱۴ اردوی خراسان/افغانستان با گروه طالبان در گیر جنگ بود. زمانیکه داعش به فعالیت آغاز کرد اردوی خراسان/افغانستان توانائی جنگ دو جبهه‌ای را نداشت بر علاوه این روسیه، چین و ایران فکر می‌کرد کشورهای که در خراسان/افغانستان حضور نظامی دارند برای بی ثباتی کشورهای منطقه داعش را چاق کرده است. مثلا ایران و روسیه به کرات کشورهای خارجی را که در خراسان/افغانستان حضور نظامی داشتند به حمایت از داعش متهم کرده بودند فعالیت شاخه خراسان داعش در خراسان/افغانستان برای تمامیت ارضی و امنیت ملی کشورهای مثل ایران روسیه چین و کشورهای آسیای میانه تهدید جدی بودند کشورهای منطقه به دلیل وابسته بودن دولت خراسان/افغانستان به آمریکا و ناتو برای تامین امنیت مرزهای خود به حمایت و همکاری گروه طالبان شتافتند از دید روسیه چین و ،ایران گروه طالبان هم از لحاظ ایدئولوژی و هم از لحاظ عملکرد با داعش در مغایرت قرار دارد.

بر خلاف داعش گروه طالبان می‌خواهند در جغرافیای بنام خراسان/افغانستان حکومت دلخواه خود یعنی گروه طالبان خراسان/افغانستان را تاسیس کنند و به خاک همسایه‌ها چشم ندوخته بودند بر علاوه این اکثر جنگجویان گروه طالبان را افغانان (پشتون‌ها) تشکیل می‌دادند و از لحاظ مذهب دین را محدود هم تفسیر کنند حنفی مذهب هستند روسیه چین و ایران با توجه به حضور نیروهای خارجی در خراسان/افغانستان و بر اساس منطق از “بدتر بد را انتخاب کن” و “دشمن دشمن من دوست من است” به جای مداخله مستقیم گروه طالبان را علیه داعش حمایت کردند فعالیت داعش در مناطق دوردست خراسان/افغانستان یک چالش بزرگ فرا راه گروه طالبان بود اما به دلیل تهدید بودن فعالیت داعش علیه کشورهای منطقه برای گروه طالبان به فرصت تبدیل شده بود به عبارت دیگر در جنگ علیه داعش منافع کشورهای منطقه با امارت گره خورده این کشورها علیه داعش امارت را حمایت کردند گروه طالبان با حمایت کشورهای منطقه در جنگ علیه داعش موفقیت و دست آوردهای هم داشتند. حتی آمریکا در شکست داعش در استانهای شرقی خراسان/افغانستان به نقش مثبت گروه طالبان اعتراف کرده است به زعم آنها در آن وقت طالب یک گروه تروریستی نه بل سرکوپ کننده تروریست .بودند مبارزه گروه طالبان علیه داعش و حمایت کشورهای منطقه از آنها از یک طرف امارت را در ساحه جنگ قدرت مند ساخته و از طرف دیگر برای آنها مشروعیت بین المللی داده بود.

۸. تغییر دشمن در سیاست خارجی آمریکا و تعقیب “سیاست مماشات” در برابر گروه طالبان

ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی سیاست انزواگرائی منرو و توصیه بنیان گذار آمریکا جورج واشنگتن را کنار گذاشته و به عنوان فاتح جنگ رهبری غرب را از بریتانیای کبیر بدست آورده است ایالات متحده آمریکا هژمونی خود را از روی یک دشمن پایه گذاری کرده و با گذشت زمان دشمن را تغییر داده است در این زمینه در جریان جنگ سرد اتحادیه جماهیر شوروی را دشمن تلقی کرده و از روی دشمنی رقابت با اتحادیه جماهیر شوروی متحدین خود را در کنار خود قرار داده است بعد از ختم جنگ سرد و فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی آمریکا کوشش کرده است تا دشمن دیگری برای خود پیدا کند در حوزه روشنفکری هانتینگتون در کتاب برخورد تمدنها در پهلوی دیگر مدنیت‌ها اسلام را به عنوان دشمن مدنیت غرب معرفی کرده است در محور این ،تیزس واژه‌های نظیر تروریسم دینی – تروریسم اسلامی تروریسم بین المللی وارد ادبیات سیاسی غرب شدند و با واقعه ۱۱ سپتامبر تروریسم را دشمن اعلان کردند. در محور دکترین بوش “جنگ پیشگیرانه” و مبارزه با تروریسم ایالات متحده آمریکا به شمول خراسان/افغانستان و عراق در مناطق مختلف دنیا مداخله کردند و ۲۰ سال در خراسان/افغانستان نیروهای خود را مستقر نمودند.

زمانیکه آمریکا مصروف مبارزه با تروریسم و دیگر مسائل بین المللی بود چین با استفاده از جهانی شدن اقتصاد؛ اقتصاد خود را رشد داده است اقتصاد یکی از پارامترهای اساسی قدرت ملی می‌باشد. قدرت اقتصادی زمینه ساز قدرت سیاسی و نظامی است قدرت اقتصادی چین منجر به قدرت نظامی و سیاسی آن شده و این وضعیت باعث نگرانی جدی ایالات متحده آمریکا شده است از زمان حکومت بارک اوباما چین آهسته آهسته به رقیب اقتصادی آمریکا مبدل شده و دونالد ترامپ در محور سیاست‌های مرکانتلیسی جدید علیه چین جنگ اقتصادی را به راه انداخته بود. سخنان کدرهای حکومت جو بایدن و تصامیم شورای عالی امنیت آمریکا نظر اندازیم چین به عنوان رقیب درجه یک آمریکا قلمداد شده است.

آمریکا به دلیل قوی ساختن خود در برابر تهدیدات چین و اهمیت دادن به حوزه اوقیانوس و شرق دور، در برابر گروه طالبان “سیاست مماشات” را انتخاب کرده و با پیشنهاد پاداش با گروه طالبان تصمیم به پایان جنگ در خراسان/افغانستان گرفته است. هدف از سیاست مماشات آمریکا در قبال گروه طالبان در برابر اعطای پاداش، آشتی دادن گروه طالبان با حکومت خراسان/افغانستان و ایجاد فرصت خروج آبرومندانه برای نیروهای خود بود.

زمانیکه دونالد ترامپ به قدرت رسید مذاکره بدون قید و شرط را به گروه طالبان پیش کش کرد در این زمینه زلمی خلیلزاد به عنوان نماینده خاص وزارت خارجه آمریکا در خراسان/افغانستان و رئیس هیئت مذاکره کننده آمریکا تعیین گردید. بعد از دو سال مذاکره نفس گیر توافق نامه صلح دوحه فى مابین ایالات متحده آمریکا و گروه طالبان در تاریخ ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ به امضا رسید. در توافق نامه دوحه آمریکا تعهد کرد در صورت تحقق بعضی شرایط در ظرف ۱۴ ماه خاک خراسان/افغانستان را ترک می‌کنند در برابر گروه طالبان تعهد سپردند به شمول متحد خود القاعده با تمام گروهای تروریستی قطع رابطه می‌کنند و اجازه نمی‌دهند تا گروهای تروریستی از خاک خراسان/افغانستان علیه آمریکا و متحدینش استفاده کنند در چهارچوب توافق نامه دوحه بخاطر اثبات حسن نیت و کم کردن فشار ذهنی بالای گروه طالبان ۵ هزار جنگجوی این گروه به عوض یک هزار نیروی خراسان/افغانستان از زندان رها گردند. همچنان آمریکا در محور توافق نامه دوحه عملیات خود را علیه مواضع گروه طالبان توقف داده و بدون اینکه بین حکومت خراسان/افغانستان و گروه طالبان صلحی صورت بگیرد، تصمیم گرفت تا ۱۱ سپتامبر از خراسان/افغانستان خارج شود.

توافق نامه دوحه برای گروه طالبان مشروعیت بین المللی بخشید و آن اینکه دیگر طالب یک گروه تروریستی نه بل مخاطب قدرت‌مندترین دولت دنیا یعنی آمریکا .می‌باشند از طرف دیگر دولت خراسان/افغانستان به عنوان یک طرف قضیه در فرایند مذاکرات صلح دوحه به حاشیه کشانیده شدند حتی خلیلزاد برای خوش ساختن گروه طالبان جزئیات مذاکره را با حکومت خراسان/افغانستان شریک نمی‌ساخت باری یک کاپی اش را به مقامات خراسان/افغانستان داده و بعد از خواندن دوباره از دست شان جمع آوری کرده است. این عمل آمریکا باعث ضعف مشروعیت دولت خراسان/افغانستان شده بود.

در پهلوی مشروعیت بین المللی رها ساختن ۵ هزار زندانی و متوقف ساختن عملیات هوایی علیه گروه طالبان در محور توافق نامه دوحه توسط آمریکا این گروه را در برابر حکومت قوی ساخته بود قبل از اینکه بین دولت خراسان/افغانستان و گروه طالبان توافق صلح منعقد گردد آمریکا خروج بدون قید و شرط خود را اعلان .نمود گروه طالبان از این فرصت استفاده کرده در قدم نخست بالای شهرستان‌ها بعداً بالای استان‌ها حملات شان را شدت بخشیده و کنترول شهرها را یکی پی دیگر بدست گرفتند فرار اشرف غنی زمینه ساز ورود گروه طالبان به کابل شده و در نتیجه این گروه برای بار دوم به خراسان/افغانستان مسلط شدند سقوط حکومت مورد حمایت آمریکا در حضور نیروهای این کشور منجر به شکست سیاست مماشات آمریکا گردیده و استراتژی خروج آبرومندانه آمریکا به خروج ذلیلانه تبدل گردید.

آمریکا با امضای موافقت نامه دوحه با گروه طالبان پایان عمر جمهوریت و حکومت غنی در خراسان/افغانستان را مهر تایید گذاشت. این موضوع را مسئولان درجه یک نظامی آمریکا لوید آستین وزیر دفاع جنرال مارک میلی رئیس ستاد ارتش، جنرال کنت مکنزی رئیس فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح ایالات متحده در جلسه پرسش و پاسخ کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا بی پرده اظهار داشتند و حتا آن را شکست استراتژیک برای آمریکا خواندند مارک میلی گفت «شکست استراتژیک آمریکا در خراسان/افغانستان نتیجه تصمیم‌هایی است که در طول ۲۰ سال اخیر گرفته شده است. جنرال کنت مکنزی اظهار داشت که سقوط حکومت خراسان/افغانستان ریشه در توافق نامه دوحه داشت امضای توافق نامه دوحه واقعاً تاثیر مخرب بر حکومت خراسان/افغانستان و نیروهای نظامیاش داشت لوید آستین وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا در این جلسه اظهار کرد که با تحلیل مکنزی موافق است. او افزود که در توافق نامه دوحه تعهد شده بود که حملات هوایی ایالات متحده علیه گروه طالبان متوقف می‌شود. بنابراین گروه طالبان قوی‌تر شدند؛ عملیات تهاجمی خود را علیه نیروهای امنیتی خراسان/افغانستان شدت بخشیدند و افغانستانی‌ها هفته وار تعداد زیادی را از دست می‌دادند.

نتیجه‌گیری

ایالات متحده آمریکا بعد از ۲۰ سال جنگ با گروه طالبان بنابر دلایل که توضیح داه ،شد به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند گروه طالبان را به تمام معنی در خراسان/افغانستان شکست دهند. از این جهت خروج از خراسان/افغانستان را به منافع خود ارزیابی کرد و در محور سیاست مماشات با طالب‌ها توافق نامه دوحه را امضاء کردند در چهارچوب توافق نامه دوحه آمریکا تعهد سپرد در صورت که گروه طالبان به تعهدات خود پایبند باشند نیروهای شان را از خراسان/افغانستان خارج می‌کنند هدف آمریکا از توافق با گروه طالبان ایجاد صلح بین گروه طالبان و حکومت خراسان/افغانستان و مساعد ساختن شرایط خروج آبرومندانه از خراسان/افغانستان بود. توافق نامه دوحه از یک طرف برای گروه طالبان مشروعیت بین المللی داد تا رهبران این گروه بتوانند راحت به کشورهای منطقه سفر کنند از طرف دیگر رها ساختن ۵ هزار زندانی و توقف حملات هوائی علیه مواضع این گروه توسط نیروهای خارجی در محور این توافق، گروه طالبان را در ساحه قدرت مند ساخت قبل از اینکه توافق صلح بین طرفین افغانی صورت بگیرد، آمریکا تصمیم گرفت تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ تمام نیروهای خود را از خراسان/افغانستان خارج کند.

گروه طالبان دولت خراسان/افغانستان را اداره کابل می‌نامیدند و به دلیل دست نشانده خواندن حکومت قبل از توافق دوحه با این دولت مذاکره نکنند و بعد از توافق دوحه هم گروه طالبان حاضر به مذاکره جدی با حکومت نشدند. از دید گروه طالبان مذاکره یعنی تسلیم دادن قدرت به این گروه به شکل مسالمت آمیز بود. زمانیکه آمریکا تصمیم خروج بدون قید و شرط را گرفت گروه طالبان این تصمیم آمریکا را یک فرصت طلائی ارزیابی کردند و به حملات خود شدت بخشیدند. در نتیجه این حملات در قدم نخست کنترول شهرستان‌ها بعدا استان‌ها را بدست گرفتند با چشم پوشی آمریکا و فرار رئیس جمهور خراسان/افغانستان محمد اشرف غنی گروه طالبان در حضور نیروهای خارجی کابل را تصرف و خود را پیروز جنگ ۲۰ ساله اعلان نمودند.

گروه طالبان به دلیل پیروزی در جنگ علیه آمریکا ناتو و دولت مورد حمایت آمریکا از امارت دهه نود قدرت مندتر است. از این جهت سیات داخلی و خارجی دولت خراسان/افغانستان از این بعد در محور اهداف گروه طالبان تعریف خواهد شد. فعلا در داخل خراسان/افغانستان مثل دهه نود نیروی بازدارنده قوی در برابر گروه طالبان دیده نمی‌شود.

گروه طالبان از راه غلبه قدرت را بدست آورده و در خراسان/افغانستان حاکم شده است در برابر دوام قدرت گروه طالبان چالش‌های متعددی موجود است و این گروه با حل این معضلات می‌تواند قدرت خود را تداوم بخشند منجمله چالش‌های بزرگ کسب مشروعیت بین المللی قدرت امارت است. به عبارت دیگر شناسائی حکومت گروه طالبان به عنوان نماینده دولت خراسان/افغانستان توسط کشورهای منطقه و جامعه بین المللی است تا حال هیچ دولت و نهاد بین المللی گروه طالبان را به رسمیت نشناخته است دولت‌ها و نهادهای بین المللی برای به رسمیت شناختن امارت گروه طالبان شرایطی را پیش کش نمودند تاسیس یک دولت فراگیر و همه شمول احترام به حقوق بشر و زن اجازه دادن به کسانیکه می‌خواهند از خراسان/افغانستان خارج شوند و قطع رابطه و مبارزه با گروهای تروریستی خواسته‌های جامعه بین المللی و کشورهای منطقه از گروه طالبان می‌باشند.

دومین چالش در برابر حکومت گروه طالبان مشکلاتی اقتصادی که مردم خراسان/افغانستان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. اقتصاد خراسان/افغانستان تماماً متکی به کمک کشورهای خارجی و نهادهای بین المللی می‌باشد با قدرت رسیدن امارت ایالات متحده آمریکا بانک جهانی صندوق بین الملل پول و اکثر کشورهای اروپائی کمک‌های خود را به خراسان/افغانستان توقف داده است. همچنان ایالات متحده آمریکا پول‌های دولت افغانسان را بلاک نموده است از لحاظ عملی گروه طالبان حکومت خراسان/افغانستان را تشکیل می‌دهند و از تامین احتیاجات اساسی مردم مسئول می‌باشند. با گذشت هر روز مردم خراسان/افغانستان فقیر شده و گروه طالبان هم برای حل این مشکل کاری کرده نتوانسته است مشکل اقتصادی خراسان/افغانستان زمانی حل خواهد شد که گروه طالبان کمک‌های جامعه جهانی را بدست بیاورند.

یکی از مشکلات فراروی امارت حضور فعال داعش در خراسان/افغانستان می‌باشد. در جریان خروج آمریکا از خراسان/افغانستان داعش با انجام حملات انتحاری در نزدیکی میدان هوائی کابل به شمول افغان‌ها و جنگجویان طالب ۱۳ عسکر آمریکایی را کشتند و ۱۷ عسکر آمریکائی را مجروح ساختند همچنان داعش حملات را علیه جنگجویان گروه طالبان و شیعه ها به راه انداخته که در نتیجه این حملات صدها انسان کشته شده است با توجه به شرایط بد اقتصادی مردم داعش از جهل و فقر مردم استفاه کرده همه روزه سربازگیری میکند و نیروهای خود را تقویت می‌بخشد.

مسئله دیگر برخورد گروه طالبان با دست آوردهای ۲۰ ساله پسین می‌باشد. نسل جدید خراسان/افغانستان با نوآوری‌های جهان آشنایی حاصل کرده و از حقوق ،سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نسبی بر خوردار بودند همچنان موضوع حقوق زنان جهت دیگری از مسایل امروز خراسان/افغانستان را شکل می‌دهد گروه طالبان در دهه نود با تفسیر محدود از دین حق تعلیم کار و مالکیت زن‌ها را به رسمیت نشناخته بودند در ۲۰ سال اخیر در چوکات سیاست تبعیض مثبت زنان حق تعلیم کار و ملکیت خود را به دست آورده اند در پهلوی اینها زنان در پست‌های کلیدی نظیر وزارت، معینیت،رریاست وکالت سفارت و غیره استخدام شده و کار کرده است. یکی از شرایط جامعه جهانی برای به رسمیت شناختن حکومت گروه طالبان احترام به حقوق بشر و جایگاه زنان می‌باشد یعنی گروه طالبان باید حق تعلیم، کار و مالکیت زنان را به رسمیت بشناسند.

گروه طالبان با بدست آوردن کابل عفو عمومی اعلان کرده بودند یعنی تمام کسانیکه در رژیم گذشته کار کرده، مورد عفو قرار گرفته اند اعلان عفو عمومی یک گام مهم است اما جنبه عملی می‌خواهد برای تامین صلح نسبی نظارت از تطبیق این فرمان و فراهم کردن زمینه کار برای مدیران و کارمندان دولت گذشته مهم است به عبارت دیگر گروه طالبان باید تمام مخالفین خود را در آغوش خود گرفته و همه را در حکومت فرصت کاری بدهند. در کنفرانس بن از طالبان دعوت می‌شد و این گروه به عنوان بخش از واقعیت خراسان/افغانستان پذیرفته می‌شد ممکن امروز ما شاهد چنین رویداد های نمی‌بودیم.

منابع

۱. احمد خان دولتیار تاثیر” ناکامی آمریکا در افغانستان بالای قدرت هژمونی، آنکاسام، https://www.ankasam.org/abdnin-afganistandaki-basarisizliginin-hegemonyasina-etkisi

۲. اختلافات میان غنی و عبدالله دولت وحدت ملی به بن بست رسیده است؟ بی بی سی https://www.bbc.com/persian/afghanistan

۳. از اربکی تا پولیس محلی ، کمسیون مستقل حقوق بشر خراسان/افغانستان، ۱۲۴//:im/fUDG.https

۴. «اسناد محره مانه در باره جنگ افغانسان از عدم موفقیت ریس جمهوران آمریکا بحث میکند

۵. https://www.bbc.compersian/afghanistan۸

۶. آمریکا در جنگ خراسان/افغانستان ۶ تریلیون دالر مصرف کرده و ۸۰۰ هزار نفر جان باخته است ، رادیو آزادی،https://da.azadiradio.com

۷. بحران :گرسنگی شمار بیکاران از ۹ میلیون به ۱۸ میلیون رسیده است ) اطلاعات روز /https://www.etilaatroz.com

۸. بیست دلیل عدم موفقیت آمریکا و طالبها در خراسان/افغانستان مشعل، ۱۲۴//:im/SnmuHi.https

۹. “بیست و یک گروه تروریستی در خراسان/افغانستان وجود دارد ، خبرگزاری آنا، ۱۲۴//:im.https،

۱۰. «ترامپ نبرد ۱۹ ساله خراسان/افغانستان احمقانه بوده است، آرزو، //:https ۱۲۴.im/YNZQp

۱۱. جنگ اقتصادی آمریکا علیه چین، بی بی سی /https://www.bbc.com/persian world-

۱۲. چرا نیروهای ویژه گروه طالبان با داعش می جنگند؟ بی بی سی، .https://www bbc.com/persian/afghanistan

۱۳. داعش در خراسان/افغانستان چه میکند ، بی بی سی/https://www.bbc.com/persian blogs

۱۴. رنگین دادفر سپنتا سیاست در خراسان/افغانستان؛ روایتی از درون: انتشارات عازم کابل ۲۰۱۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11168

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.