نویسنده: دکتر مانی فرهمند
طوری که مشخص است کشورهای جهان بر بنیاد منافع و سیاستگزاریهای مبتنی بر منافع ملی شان در صحنه بینالمللی ظاهر شده و بر اساس آن روابط شان را با سایر کشورها تنظیم مینمایند. بنابرین سیاست دوگانه جهان در مقابل گروه طالبان که بر بنیاد توطئه داخلی و توافق آمریکاییها بر خراسان/افغانستان تسلط یافتند تابع تحولات جهانی است تا وقتی که تحولات منطقهای نظم حائل امنیت شکنده و جنگ تمام عیار را در بازه زمانی بر هم نزده است هیچ تغییری در مسیر سیاست خارجی کشورها شکل نخواهد گرفت. سیاست دوگانه کشورهای جهان پیرامون گروه حاکم به معنای رفتارها و مواضع متناقض یا متغیر کشورهای مختلف و سازمانهای بینالمللی نسبت به گروه طالبان است. این سیاستها میتوانند به عوامل مختلفی بستگی داشته باشند:
1. منافع ژئوپلیتیک و استراتژیک: منافع ملی و منطقهای: کشورها غالباً بر اساس منافع ملی و منطقهای خود سیاستهایشان را تنظیم میکنند. برخی کشورها ممکن است به دلیل موقعیت جغرافیایی خراسانافعانستان و تأثیرات مستقیم آن بر امنیت و اقتصاد خود، مایل باشند با گروه طالبان تعامل کنند. به عنوان مثال، کشورهای همسایه مانند پاکستان، ایران، کشورهای آسیای میانه و چین ممکن است به دلیل نگرانیهای امنیتی یا پروژههای اقتصادی مانند طرح “یک کمربند، یک راه” مایل به حفظ نوعی رابطه با گروه طالبان باشند.
رقابتهای قدرتهای بزرگ: رقابت بین قدرتهای بزرگ مانند ایالات متحده، روسیه، و چین نیز میتواند منجر به رویکردهای متناقض نسبت به گروه طالبان شود. هر یک از این کشورها ممکن است تلاش کنند تا نفوذ خود را در خراسانافعانستان حفظ یا گسترش دهند، حتی اگر این به معنای تعامل با گروه طالبان باشد.
2. نگرانیهای امنیتی و مبارزه با تروریسم:
تروریسم و افراطگرایی: بسیاری از کشورها نگران بازگشت خراسانافعانستان به عنوان پایگاهی برای گروههای تروریستی مانند القاعده و داعش هستند. این نگرانیها ممکن است آنها را مجبور به تعامل با گروه طالبان به منظور کنترل اوضاع امنیتی و جلوگیری از گسترش تروریسم کند.
استفاده ابزاری از گروه طالبان: برخی کشورها ممکن است به دلیل ضرورتهای امنیتی مایل باشند با گروه طالبان همکاری کنند تا از آنها به عنوان ابزاری برای مقابله با گروههای تروریستی دیگر یا مخالفان داخلی استفاده کنند.
3. مسائل انسانی و حقوق بش:
نقض حقوق بشر: گروه طالبان به دلیل نقض گسترده حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان و اقلیتها، مورد انتقاد قرار گرفتهاند. بسیاری از کشورها و سازمانهای بینالمللی به دلیل این مسائل تمایل دارند طالبان را تحت فشار قرار دهند. با این حال، این نگرانیها ممکن است در مقابل منافع استراتژیک یا امنیتی تحتالشعاع قرار گیرند، که میتواند به سیاستهای دوگانه منجر شود.
کمکهای بشردوستانه: برخی کشورها و سازمانها ممکن است علیرغم مخالفت با سیاستهای گروه طالبان، مجبور شوند برای جلوگیری از بحرانهای انسانی، کمکهای بشردوستانه به خراسانافعانستان ارائه دهند. این نوع کمکها ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم طالبان را تقویت کند، و این به نوبه خود به سیاستهای دوگانه منجر میشود.
دیپلماسی و به رسمیت شناختن:
رسمیتبخشی به گروه طالبان: مسئله به رسمیت شناختن گروه طالبان به عنوان حکومت قانونی خراسانافعانستان یک موضوع پیچیده و حساس است. برخی کشورها ممکن است برای دستیابی به ثبات در منطقه یا حفظ نفوذ خود در خراسانافعانستان، مایل به رسمیت شناختن گروه طالبان باشند، در حالی که دیگران به دلیل نگرانیهای حقوق بشری و سیاسی از این کار امتناع میورزند.
تلاش برای تغییر رفتار گروه طالبان: برخی کشورها ممکن است از طریق تعامل با گروه طالبان سعی کنند رفتار آنها را تغییر دهند و آنها را به رعایت حقوق بشر وادار کنند. این میتواند به نوعی سیاست دوگانه منجر شود، زیرا این کشورها همزمان هم به فشار بر گروه طالبان ادامه میدهند و هم با آنها مذاکره میکنند.
5. تجربه و شکستهای گذشته:
تجربه تاریخی: تجربههای گذشته کشورهای مختلف، به ویژه ایالات متحده و ناتو، در خراسانافعانستان ممکن است به اتخاذ سیاستهای محتاطانه و متناقض منجر شود. شکست در ایجاد یک دولت پایدار و دموکراتیک در خراسانافعانستان و خروج نهایی از این کشور، ممکن است باعث شود کشورهای مختلف از اتخاذ رویکردهای قاطعانه در قبال گروه طالبان خودداری کنند.
نتیجهگیری:
سیاست دوگانه جهان در مقابل گروه طالبان ناشی از ترکیبی از منافع ژئوپلیتیک، امنیتی، حقوق بشری و تاریخی است. کشورها و سازمانهای بینالمللی در تلاش هستند تا میان این عوامل تعادل برقرار کنند، که اغلب منجر به مواضع و رفتارهای متناقض میشود. این سیاستهای دوگانه میتواند تأثیرات پیچیدهای بر آینده خراسانافعانستان و ثبات منطقهای داشته باشد.