بخش دوم
نویسنده: رمضان «بشردوست» دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه البیرونی
مطالعات امنیتی زیست محیطی
درحالی که مفهوم امنیت آب و هوایی ابتکارنسبتاً جدیدی است، روایتهای متفاوتی ازآن وجود دارد که برمبنای مباحث دیرینه از امنیت محیطی قرار داشته و اولویت را به موضوعات امنیتی اصلی میداد که مهمترین آنها دولت، آمادگی نظامی و امنیت انسانی بود؛ فعالان برجسته حوزه امنیت، معمولاً محیط زیست یا جو را موضوع اصلی بررسیهای امینتی نمیدانستند. امروزه حداقل سه تعریف مختلف برای امنیت محیطی یااقلیمی استفاده می شود:
- براساس شواهد تجربی نشان میدهد عوامل محیطی مانند کمبود منابع تجدید ناپذیر یا وفور منابع تجدید نا پذیر و عوامل ساختاری هنگامی با اثرات اجتماعی همراه شود به درگیریهای خشونت آمیز با به عبارت دیگر به جنگ منجر میشود. اجماع گسترده ای وجود دارد که تغییرات اقلیمی اافزاینده تهدیدات است و نارضایتیهای موجود که استعداد آغازجنگ را دارند تشدید میکند. بر علاوه تغییرات محیطی این ظرفیت را دارد که به صورت غیر مستقیم تری موجب شروع جنگ شود.
- امنیت محیطی بر ارتش به عنوان بازیگرامنیتی ساز متمرکز است.این تعریف توسط مراکز علمی وفعالان این حوزه بسط یافته ونشان می دهد هنگامی که عوامل محیطی برای ارتش یک دولت مشکل ایجاد نماید (ازموضوعات متنوعی مانند میراث سمی جنگ سرد وبالا آمدن آب دریا که امنیت پایگاهها رامتأثر میسازد و…)ارتش نمیتواند امنیت ملی را به خوبی تأمین کند و دراین صورت ناامنی رخ میدهد.
- .سومین تعریف باگسترده ترین معنا نشان می دهد تخریب و تغییر جهانی محیط زیست مسأله جدی است که به اندازه جنگ منجربه ناامنی انسانی واکولوژیکی می شود وباید مانند مقابله با شروع جنک به آن نگاه کرد.
همچنین، درگفتمان علوم اجتماعی و دیدگاههای نظری، سه رویکرد تحقیقاتی اصلی درمورد آب وهوا وامنیت وجود دارد: ۱-بررسی اثرمتقابل محیطی وامنیت.۲-بررسی مکانیسمهای علی موارد خاص ناامنی ناشی ازتغییرات اقلیمی. – تجزیه و تحلیل اطلاعات امنیتی و آب و هوایی برای درک همبستگیهای آماری که ارتباط این دورا آشکارسازد.دررویکرد اول،بسیاری ازارزیابیهای تحلیل گران امنیتی با یک یاچند تغییر اقلیمی شروع شده وبه نتیجه گیریهای گسترده ومنطقی درمورد پیامدهای امینتی آنها می رسند.این نگاهی بالابه پاین به پویاییهای امنیت جهانی،درتضاد باارزیابیهای متمرکز برسازگاری بیشتراست که مواردی مانند تحقیقات اکوسیستم،منابع آب،یا تاب آوری زیرساختها رادربرمی گیرد واغلباً تحلیل پایین به بالا را انجام می دهند که با حوزه تصمیم گیری خاصی شروع شده و اطلاعات اقلیمی موجود را براساس آن به کارمی برند.
برای مثال،گزارش(موسسه اقتصاد وصلح) کشورهایی را در برابر تهدیدهای زیست محیطی آسیب پذیر میداند که کمترین میزان تاب آوری اجتماعی و اقتصادی را دارند.
نمونه ای ازرویکرد بالا به پایین،گزارش تغییرات اقلیمی به عنوان خطری امنیتی، شورای مشورتی آلمان درباره تغییرات اقلیمی است. نویسندگان معتقدند تغییرات آب و هوایی بحرانهای زیست محیطی موجود مانند خشکسالی، کم آبی و تخریب خاک را تشدید میکند؛ همچنین موجب افزایش منازعات مربوط با استفاده از زمین و مهاجرتهای ناشی از گرمایش جهانی هوا میشود.
افزایش دمای هوا معیشت بسیاری از مردم را بخصوص در کشورهای درحال توسعه به خطر انداخته و آسیب پذیری در برابر فقر و محرومیت اجتماعی را بدتر میکند. فلذا امنیت انسانی به خطر میافتد. تغییرات اقلیمی به ویژه درکشورهای فقیر و شکننده که عملکرد موسسات عمومی و سیستمهای حکمرانی ضعیف است، ظرفیتهای محلی برای تطبیق باتغییر شرایطی محیطی راازبین برده وروند روبه رشد بی ثباتی عمومی بسیاری از جوامع و مناطق راتشدید میکند. در مجموع، باید گفت تغییرات اقلیمی سیستم اقلیمی ناپایدار جهانی را پدید آورده که همه اشکال زندگی اجتماعی راتهدید می کند.تهدیدهای امنیتی ناشی ازآن اساساً بااشکال سنتی تهدیدها متفاوت است.درنتیجه شیوه مطالعه وپاسخگوی به آنها متفاوت است.این تهدیدها توسط نظامهای اجتماعی دیگر یا اتحادهای نظامی،سیاسی یااقتصادی رقیب ایجادنشده بلکه ازناحیه فعالیتهای انسانی عمدتاً پس از انقلاب صنعتی پدید آمده ودر دهههای اخیربه مراحل خطرناکی رسیده است.
شیوههای اثرگذاری تفییرات اقلیمی برامنیت درادامه، درچند دسته بندی کلی، مهم ترین شیوههایی که تفییرات اقلیمی امنیت بین الملل را متأثر می سازد بررسی میشود.
الف؛ تشدید تهدیدهای امنیتی موجود
درحالی که تا همین اواخر، تغییرات اقلیمی به ندرت علت مستقیم بیثباتی سیاسی و منازعه دیده میشد، براساس برخی پیش بینیها انتظارمی رود بسیاری از عواملی که تهدید امنیتی هستند مانند تضعیف معیشت، افزایش مهاجرت، بیثباتی سیاسی یا دیگراشکال ناامنی و تضعیف تاب آوری و توانایی دولتها برای واکنشهای مناسب، از تغییرات اقلیمی متأثر شوند. درواقع تغییرات اقلیمی تشدید کننده تهدیدات موجود است و وضعیت نا امنیها را بدتر می کند.دراثر آن نیاز به کمکهای بشردوستانه وپاسخ دهی به بلایا وبروزتنش برسرمنابع مشترک افزایش مییابد؛ از این رو علاقه ی ژوپولیتیکی به قطب شمال را تجدید و تقویت کرده و نگرانیها در مورد خاورمیانه و شمال آفریقا را تشدید کرده است. برای مثال، برمبنای گزارش مجمع جهانی اقتصاد(سال۲۰۲۱) هنگامی که سال ۲۰۰۶ سوریه وارد خشکسالی چند ساله ای شد که تأثیر مخربی برکشاورزی و دامداری کشورداشت،صدها هزار خانواده ازکشاورزان برای زندگی بهتر به مناطق پرجمعیت وفقیر نشین مهاجرت کردند.محققان معتقدند این آوارگان،به معترضان ومخالفان دولت پیوسته وبحران سوریه را شکل دادند.ازاین روبسیاری ازکارشناسان معتقدند تغییرات اقلیمی باعث تقویت یا تدوام بحرانهای انسانی،جابجایهای جمعیتی،افراط گرایی سیاسی و درگیریهای خشونت آمیزخواهد شد، تهدید تغییرات اقلیمی بیش ازهرزمان دیگری ،بر امنیت جهانی اثرگذاشته و خطری جدی علیه امنیت است.
اثرات این پدیده محیط تهدید را تغییرداده، سیاست ملی و بین المللی رامتأثر کرده و مدیریت عمومی کنونی رابامسأله اضطراری توانایی یا ناتوانی سیاسی واداری کنترول خطرات خاص مواجه کرده است.بخصوص که هیچ کشوری به تنهایی و بدون همکاری کسترده بین المللی نمیتواند خود را در برابر تهدیدات اقلیمی ایمن نماید.
زیرا به راحتی از مرزهای جرافیایی، سیاسی و حقوقی( مدیریت عمومی رابرای محدود کردن و مدیریت یک بحران توانا می سازد) عبورمیکند. باید افزود که تغییرات اقلیمی بحرانها و ناامنیهای زیادی را به هم مرتبط کرده است. مثلاً افزایش دمای هوا، علاوه برکاهش بازدهی تولید محصولات کشاورزی وناامنی غذایی باعث ایجاد پدیده مهاجرتهای گسترده داخلی وبین کشوری،افزایش حاشیه نشینی، افزایش منازعات محلی و بین کشوری و….خواهد شد که هرکدام به نوعی امنیت راتحت الشعاع قرارمیدهد.
ب؛ افزایش سطح آب دریاها وآوارگیهای وسیع انسانی
تغییرات اقلیمی خطر بزرگی برای وضعیتهای شکننده مانند آب و هوای ناپایدار، افزایش سطح آب دریاها، افزایش طوفانها و تهدید بقای کشورهای جزیرهای و جمعیتهای ساحلی است. افزایش سطح آب دریاها و بلایای طوفان وسیل درآینده می تواند شهرها ومناطق صنعتی ساحلی درچین،هند وایالات متحده آمریکا را تهدید کند.ذوب شدن یخچالها نیزتأمین آب را درمناطق(آندوهیمالیا)به خطرمی اندازد. علاوه براین،پیش بینی میشود چهارکشورجزیره ای کیریاباتی،مالدیو،جمهوری جزایرمارشال وتووالو تا اواسط قرن غیر قابل سکونت شوند.
بخشهای زیادی ازکشورکویت نیزدراثرگرمای شدید غیرمسکونی میشود. براساس پیش بینی نیکلاس استرن(سال۲۰۰۶) تااواسط قرن ۲۱ بیش از۲۰۰ میلیون نفر به دلیل بالاآمدن سطح آب دریاها،سیل، آتش سوزی، طوفان، افزایش سطح آب دریاها، تخریب خاک واسیدی شدن اقیانوسها درحال افزایش است که تهدید کننده زیرساختها،سلامت وامنیت آب و غذا است. از این رو، باید گفت تغییراقلیم میتواند موجب مهاجرتهای وسیع انسانی، آورگی اقلیمی و غیرمسکونی شدن مناطق گستردهای شود که نا امنیهای عظیم و فزایندهای ایجاد میکند.
ج؛ افازیش بی ثباتی سیاسی ومنازعات خشونت آمیز
اجماع جهانی درحال ظهوراست که تغییرات اقلیمی نظامهای اقتصادی،اجتماعی وسیاسی که زیر بنای دولتهای ملی هستند را تحت فشار قرار می دهد مدیریت کرده یاشوکهای تغییرات اقلیمی را جذب کنند، خطرات وتهدیدهای مربوط به حفظ ثبات دولتها وجوامع افزایش می یابد؛شرایط شکننده فعلی بدتر شده وبه طوربالقوه تنشها و تغییرات اجتماعی بیشترتسهیل میشود. درواقع، کارشناسان برمبنای اطلاعات و شواهد تجربی معتقدند که افزایش بلایای طبیعی ناشی از گرمایش جهانی، فاکتور(افزاینده تهدید)خشونتآمیز ارتباط وجود دارد.
دن اسمیت وجناویوکاندا کاندا از مرکز هشدارجهانی نیز نشان داده اند که در۴۶ کشوربا-۷/۲ میلیارد نفرجمعیت پیامدهای تغییرات اقلیمی همراه بامشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خطربالقوهای برای درگیریهای خشونت آمیزاست. در همین راستا،براساس اطلاعات جمعی سالهای ۱۹۵۰ تا۲۰۰۴ میتوان گفت که احتمال وقوع جنگهای داخلی جدید درمناطق گرمسیردرسالهایی که پدیده (ال نینو)وجودداشته است. این پدیده دروقوع ۲۱درصد جنگهای داخلی نقش داشته که نشان میدهد ثبات سیاسی در جوامع مدرن قویاً با تغییرات اقلیمی ارتباط دارد؛ همچنین مطالعات جدیدترنشان داده که این الگو در سطح جهانی،درتاریخ بشروسطوح مختلف نظامهای اجتماعی صادق بوده وخشونت خانوادگی تا جنگهای داخلی را شامل میشود.
قابل یادآوری است که،آسیب پذیری نسبت به تغییرات آب وهوایی تابع حساسیت یک کشورنسبت به رویدادهای جوی است که تأثیر طبیعی درمعرض آب وهوا قرارگرفتن را تعیین می کند.همچنین ظرفیت سازگاری کشور،یعنی توانایی مقابله با این تأثیرات هم موثر است. به همین دلیل سیاستمداران ورأی دهندگان کشورهای ثروتمند ممکن است بهتر بتوانند به عوامل تنش زای اجتماعی مرتبط بادرجه هوای گرمتر پاسخ و انطباق یابند، درحالی که سیاستمداران ورأی دهندگان کشورهای فقیر ممکن است منابع لازم برای رفع شوکهای دمایی را نداشته وکاهش قابل ملاحظه ای در رفاه راتجربه کنند. کیفیت حکومت در واکنش به تغییرات اقلیمی نیز عامل اثرگذاری است و نظامهای حکومتی باثبات که حکمرانی باکیفیتی دارند، و فساد را کنترول کرده اند ظرفیت انطباق بیشتری دارند.
به طورکلی مناطق ومردمی که مشکلات توسعه ای زیادی دارند درمقابل خطرهای اقلیمی بی دفاع ترهستند. نقاط دارای آسیب پذیری بالا به ویژه درغرب،مرکز و شرق آفریقا، جنوب آسیا، آمریکای مرکزی و جنوبی، کشورهای درحال توسعه جزیرهای کوچک و قطب شمال قراردارند. همچنین آسیب پذیری درمناطقی بیشتراست که منازعات خشومت بار و وابستگی زیاد درآمدی به آب و هوا(مانند کشاورزان خردهپا، دامداران،جوامع ماهیگیری )دارند.درسالهای ۲۰۱۰تا۲۰۲۰، مرگ و میر انسانها درنتیجه سیل،خشکسالی وطوفان درمناطق بسیارآسیب پذیر ۱۵ برابربیشترازمناطقی بوده که آسیب پذیری بسیارکمتری داشته اند.آسیب پذیری درنقاط مختلف دنیا با نابرابری و حاشیه رانده شدن مرتبط باجنسیت،قومیت، درآمد پایین یاترکیب آنها تشدید میشود.
د؛ازبین رفتن امنیت آب وغذا وافزایش نا امنی
تغییرات اقلیمی به شیوههای متفاوتی امنیت رادرگسترده ترین معنا متأثر می کند.کمبود آب،ازبین رفتن امنیت غذایی وبی ثباتی تولید محصولات کشاورزی که دراثرتغییرات اقلیمی تشدید شده موجب بدترشدن سریع وضعیت امنیتی بسیاری ازکشورهای درحال توسعه شده است.دراثرشوکهایی که امنیت غذایی رابه خطر می اندازد ممکن است درهرزمانی ناامنی غذایی شدید رخ دهد که براساس شدت آن معیشت انسان، حیات او ویا هردو را تهدید می کند.براساس تجربیات گذشته وتحقیقات منتشرشده می توان گفت به هراندازه که تغییر آب وهوا ظرفیتهای زیستی کره زمین راکاهش دهد،احتمال جنگ برسرآب، انرژی وغذا افزایش پیدا می کند.
براساس تحقیقات مارک لوی، بلایای طبعیی ومنازعات خشونت آمیزاغلب با هم هستند. در۶۰ سال عملیات صلح بانی سازمان ملل متحد در۴۹ کشور،تنها دریک کشور(کوزوو)بلایای طبیعی وجود نداشت.
گرچه رابطه بین تغییرات اقلیمی و درگیریهای مرگبار، پیچیده و مرتبط با زمینههای خاص یا به عبارت دیگر منطقهی محور است اما نمیتوان انکار کرد که تغییرات اقلیمی باعث افزایش نا امنی غذایی،کمبود آب و رقابت برسرمنابع شده و معیشت مردم را تضعیف و مهاجرت راتشدید میکند. درهمین زمینه (موسسه اقتصاد وصلح)(۲۰۲۱) تهدیدهای زیست محیطی راباسطح بالای خشونت مرتبط دانسته است؛ این امربه دلیل پویاییهای سیستماتیکی است که در آن کاهش منابع ومنازعات خشونت آمیز همدیگرراتقویت کرده وچرخه باطلی ایجاد می کنند.درواقع برخی کشورها کاهش بهره وری کشاورزی و دیگر خطرات اقلیمی مردم را مجبور می کند از روستا به شهریا به کشورهای دیگر مهاجرت کنند.برای مثال،درپایان سال ۲۰۲۰،شصت وهشت درصد یا ۱/۲۳ میلیون نفر آواره ای که خارج ازکشور خود زندگی می کردند ازکشورهای بادمای بالاآمده بودند؛ کشورهایی که تهدیدهای زیست محیطی فاجعه باری داشته وتاب آوری اجتماعی پایینی دارند. این مهاجرتها مسایل جدید وبی سابقه ای درزمینه امنیت ورفاه انسانی، ثبات سیاسی وبحرانهای اجتماعی ایجاد می کند. باید افزود که درگیریهای مرگبار وبی ثباتی سیاسی به نوبه خود در ایجاد تغییرات آب وهوایی نقش دراند.مثلاًاز طریق قطع درختان آتش زدن جنگلها.