نویسنده: رمضان «بشردوست» دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه البیرونی
بخش نخست
مقدمه
پیامدهای منفی تغییرات اقلیمی عینی و گسترده بوده و موجب به خطر افتادن بقاو، سلامت و رفاه انسانی، امنیت آب و غذا شده و خسارتهای اقتصادی هنگفت، افزایش بحران انسانی، کوچهای اجباری، تغیر اکوسیستمها، عدم تحقق توسعه پایدارو …. را در پی داشته و اثرات منفی آن به صورت تصاعدی در حال افزایش است.
از این رو درگزارش سال ۲۰۲۱مجمع جهانی اقتصاد، در میان بالاترین خطرات احتمالی ۱۰ سال آینده، به آب و هوای شدید، شکست اقدامات اقلیمی، و آسیبهای وارد شده محیط زیست اشاره شده است.(world economic forum;2021)هیات مشترک دولتها در امورتغیرات اقلیمی در گزارش درسال۲۰۲۱ اعلام کرد هرکدام از چهاردهه گذشته گرمتر از دهه قبل خود بوده اند. بر اساس هشدار سازمان جهانی بهداشت بحران اقلیمی میتواند پیشرفتهای ۵۰ سال گذشته در زمینه توسعه، بهداشت جهانی و کاهش فقر را ازبین برده و نابرابریهای بهداشتی موجود را بیشتر کند. علاوه بر این، بر اساس گزارش سازمان جهانی هوا شناسی(۲۰۲۱) ازسال ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۹ تعداد ۲۲۳۲۶ فاجعه ثبت شده است که ۴هزار و۹۲۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی وبیش از ۴میلیون ۶۰۰ هزار کشته برجای گذاشته است. (WMO,2021) ۶۲ در صد بلایا،۸۰ درصد مرگ و میرها و تقریباْ ۹۹ درصد خسارات اقتصادی مربوط به بلایای طبیعی بوده است.
به این ترتیب باید گفت که تغیرات اقلیمی و اثرات منفی آن تهدید امنیتی جدیدی است که درحوزه تهدیدات سنتی قرار ندارد. برخلاف هرچیزی که تا کنون بشریت با آن مواجه بوده، تغییرات آب و هوایی چالشی بدون تبعیض است که فارغ ازسطح توسعه همه انسانها و کشورها را متاْثر خواهد کرد. از این نظر همانگونه که باری بوزان معتقد است تغییرات اقلیمی سرنوشت مشترکی برای بشر رقم زده است و ویژگی ذاتی سرنوشت مشترک این است که هیچ راه گریز فردی و جداگانهای وجود ندارد. (Buzan,2020)سیلابها، رانش زمین، طوفان، آتش سوزی جنگلها در اثر خشکی، گرمای هوا و دیگر اتفاقات مرتبط با تغییرات اقلیمی نشان میدهد که امنیت حتی در پیشرفتهترین کشکورها با چالش مواجه شده و انسانها جنبههای مختلف نا امنی و تهدیدهای وجودی را تجربه میکنند. برای مثال گرما مرگبارترین بلای طبیعی در اروپاست و بر اساس دادههای نهاد محیط زیست اورپا در چهاردهه گذشته بین ۷۶ تا۱۲۸ هزار در اثر موجهای گرما جان باخته اند.
تغییرات اقلیمی
تغییرات اقلیمی به معنی تغییری در آب و هوا است که به صورت مستقیم یا غیر مستقسم ناشی از فعالیتهای بشری بوده و باعث تغییر در ترکیب جو جهان شده و جدا ازتغییرات طبیعی آب وهوا است که در دورههای زمانی مختلف پدید می آید. براساس تحقیقات انجمن هواشناسی آمریکا تغییرات اقلیمی ناشی از اقدامات بشری احتمال بروز و شدت ۱۵از ۱۶ اتفاق آب و هوایی را افزایش داده است. شدت و تکرار موجهای گرما، خشکسالیها و دیگر اتفاقات اقلیمی در سالهای گذشته گویای این مساله است.
کنفرانس سازمان ملل متحد در موضوع محیط زیست انسانی استحکلم درسال(۱۹۷۲) اغلب به عنوان اولین نشانه نگرانی درباره محیط زیست تلقی شده است. نمایندگان ۱۱۳ کشور در کنفرانس توافق کردند که درحفظ و بهبود
محیط زیست همکاری نمایند. پس از آن، موضوع گرمایش جهانی درسال ۱۹۸۸ دردستورکار سیاسی جهانی قرار گرفت و به یکی از مسایل مهم بین المللی تبدیل شد، از جمله کنفرانس چارچوب سازمان ملل متحد در تغییرات اقلیمی ۱۹۹۲ اجلاس زمین (۱۹۹۲) پروتکل توکیو ۱۹۹۷، اجلاس هزاره سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۰ کنفرانس توسعه پایدار سازمان مالل متحد (۲۰۱۲ باعنوان ریو+۲۰) کنفرانس تغییر اقلیمی سازمان ملل متحد سال ۲۰۱۵ که به توافق پاریس مشهور است و برای اولینبار محدود کردن افزایش دما به زیر ۲ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح ما قبل صنعتی شدن را هدفگذاری کرد.
آخرین نمونههای این تلاشها کنفرانس آب و هوایی گلاسکو(سال ۲۰۲۱) است که نمایندگان ۲۰۰ کشور ضمن اعلام وضعیت اضطراری تغییرات اقلیمی وضرورت اقدام سریع در(دهه بحرانی)جاری، بر تحقق اهداف توافق پاریس تصریح کردند.همچنین تصمیم گرفتند که استفاده از ذغال سنگ و اشیایی ناکارآمد سوختهای فسیلی به تدریج کاهش یابد و مقرر شد که کشورهای توسعه یافته تعهد انجام نشده کمک ۱۰۰ میلیارد دلاری به کشورهای در حال توسعه راعملی کنند.وبرای افزایش سازگاری وظرفیت انطباق این کشورهابا تغییرات اقلیمی حمایت مالی، فنی و کارشناسی انجام دهند.
گرچه مشکلات زیست محیطی دولتها را وادار به همکاری کرده و تلاشهای جهانی برای کاهش سرعت انتشار گازهای گل خانه ای درحال افزایش است، اما سیاستهای عملی و تعهدات فعلی برای تحقق این هدف کافی نیست. به ویژه قدرتهای بزرگ که عاملان اصلی تغییرات اقلیمی هستند تعهدات خودرا انجام نداده اند، در همین زمینه باری بوزان از رفتار قدرتهای بزرگ به عنوان رفتار اوتیستی یاد میکند که تقریبا به طور کامل از سیاست داخلی نشأت می گیرد و توجهی به بقیه ی جهان ندارند. این درحالی است که تغییرات اقلیمی به عنوان مشکلی عینی به صورت نابرابر برفقرا تاثیرمی گذارند، کسانی که نقش کمی درایجاد این وضعیت داشته اند.
امنیت و مطالعات امنیتی
امروزه امنیت به عنوان یک ارزش سیاسی معنای مستقلی ندارد و مربوط به نظامهای ارزشی فردی یا اجتماعی است. مفهوم امنیت در علوم اجتماعی، مبهم و کشان است و بر اساس دیدگاههای نظری تفاوت دارد.
ولفرز(۱۹۶۲) به دو جنبه آن اشاره کرده است. امنیت عینی که نبود تهدید نسبت به ارزشهای اکتسابی رااپ اندازهگیری میکند و امنیت ذهنی که نداشتن ترس درمورد حمله به این ارزشها است. از منظر رویکرد سازه انگاری اجتماعی امنیت در روابط بین الملل برون داد فرایند تعامل و سنتهای فرهنگی اصلی و مهم هستند. از این منظر، امنیت همیشه بین الاذهانی است یا (امنیت چیزی است که کنشگران آن را می سازند)علاوه براین باید خاطر نشان کرد که مفهوم امنیت در مناظرات و سیاستگذاریهای امنیتی دگرگونی چشمگیری داشته است. مروراجمالی نظریههای مطرح در مطالعات امنیت (نظریههای واقعگرایی، لبیرالیسم، مکبت کپنهاک، سازه انگاری و انتقادی) نشان دهنده روندی پرفرازونشیب است که در آن، نظریههای از ساده سازی، بدیهی انگاری و یک جانبهگرایی به سوی پیچیده بودن امور امنیتی، برخورداری امنیت از سطوح و ابعاد گوناگون غیرمادی و اجتماعی بودن امنیت متحول شده اند.
در واقع گرچه امنیت پس ازجنگ جهانی دوم، مفهوم محوری جدیدی بود اما دلالتهای آن برای فهم سیاسی گستردهتر که صرفا نظامی نباشد تقریبا تا اوخر جنگ سرد احساس نشد. در بیشتر این دوره، مطالعات امنیت بین الملل با یک برنامه عمدتا نظامی ازمسایل مربوط به تسلیحات اتمی تعریف می شد که فرض اساسی آن، تهدید نظامی و ایدیولوژیک اتحاد جماهیر شوری برای غرب بود ازدهه ۱۹۷۰ با کاهش تنش هستهای بین ابر قدرتها، گستردگی ذاتی مفهوم امنیت مجددا ظاهر شد و با وسیع شدن دستور کار امنیت بین الملل تمرکز بر مسایل نظامی سیاسی از بین رفت، از این رو مفهوم امنیت اقتصادی وزیست محیطی ایجاد شد. دهه ۱۹۹۰ مفهوم امنیت اجتماعی (یا هویتی)،امنیت انسانی وامنیت غذایی به دیگر اشکال امنیت اضافه شد.
امروزه دولت همچنان در موقعیت قدرتمندی قرار دارد اما فضای بسیار بیشتری برای مطالعه افراد انسانی(امنیت انسانی)اشیا و موجودیتهای غیرانسانی(جنبههای امنیت محیطی) و ساختارهای اجتماعی(اقتصاد جهانی، هویتهای گروهی) وجود دارد. لذا برداشت گسترده از مفهوم امنیت تا حد زیادی جایگزین تلقی تنگ نظرانه و محدود از امنیت شده وبه صورت فزایندهای بین امنیت انسانی، ملی وبین المللی وسلامت ورفاه محیط طبیعی ارتباط برقرار میکنند و تغییرات اقلیمی جهانی از نظر بسیاری از محققان به عنوان یکی از جدیترین تهدیدات امنیتی جهان دیده می شود که با منازعه هستهای آمریکا وشوروی جنگ سرد قابل مقایسه است.
با تغییردر مفهوم امنیت، مفهوم تهدید نیز گسترش پیدا کرده وبرای مجموعه ای از تهدیدهای جدید به کار میرود که نه تنها برای دولت بلکه برای دیگر مدلولهای مفاهیم امنیتی جدید از انسان تا امنیت جهانی اعمال شده است.
در نظر گرفتن تهدیدهای مانند تغییرات اقلیمی به عنوان خطری برای امنیت بین الملل، قبل از همه درمکتب مطالعات امنیتی کپنهام دیده شد. باری بوزان ازبنیانگذران اولیه این مکتب، تهدیدهای زیست محیطی را درکنار تهدیدهای نظامی مهم دانسته؛ زیرا برشرایط بقا در سیاره زمین اثر دارد و به امنیت کل مجموعه بشریت مربوط است(بوزان ۱۳۷۸) در مکتب کپنهاک به ویژه درآثار باری بوزان واٌل ویور، امنیت مربوط به بقاست و زمانی که چیزی به تهدیدی وجودی تبدیل شود. به موضوعی امنیتی تغییر پیدا میکند. از نظر ماهیت، امنیت در تفکر مکتب کپنهاک، ارزشی منفی و حاصل ناکامی در فرایندهای سیاست در و ضعیت عادی آن است. امور امنیتی مستلزم تمهیدات اضطراری و اتخاذ تدابیر ورای رویههای متدوال میباشد.
از دید باری بوزان، بحث کلی در باره امنیت، پیگیری رهایی از تهدید است. امنیت تعامل میان تهدیدات و آسیب پذیریهاست. به عبارت دیگرامنیت تلاشی است کع توسط بازیگران مختلف صورت می گیرد تا آنان را به جایگاه مطلوب برساند(بوزان ۱۳۸۰) بوزان در نظرات متاخر خود،تغییرات اقلیمی،کوید۱۹ وشهاب سنگ ها را رامربوط به سرنوشت مشترک بشریت دانسته که باید در زمره امنیت بین المللی مشترک به حساب آید.
به این ترتیب،باید گفت که تکامل مطالعات امنیت بین الملل ودرک ابعاد ضد امنیتی تغییرات اقلیمی،مفهوم امنیت وحوزه تهدیدات را وسیعتر،متنوع تروعمیق تر کرده است.
امنیت محیطی و انسانی
امنیت محیطی به معنای ایمن بودن از اثرات منفی تغییرات محیطی مستقیم وغیر مستقیم است.تهدیدات امنیتی زیست محیطی از نظر خطرهایی که برای انسان دارد را میتوان اینگونه تعریف کرد: رفتاری با محیط زیست که ممکن است آن را به تهدیدی بر ضد امنیت مردم یا نهادهای سیاسی مرتبط با آن تبدیل نماید.
این برداشت از امنیت زیست محیطی طیف متنوعی از تغییرات محیطی را شامل میشود؛ از نوع ظریف و تدریجی آن مانند تغییرات آب و هوا تا بلایای طبیعی ناگهانی و حاد مانند سیل یا زلزله بر این اساس، بسیاری از محققان بابسط دامنه (تهدیدات)، امنیت محیطی را درنظرگرفته اند. متیوس(۱۹۸۹)ومیرس(۱۹۸۹)تهدیدهای امنیتی جدیدآینده راشامل رشدجمعیت، کمبود منابع و تخریب محیط زیست دانسته اند اولمن (۱۹۸۳)نیز تهدیدات امنیت ملی را عمل یاتوالی حوادثی تعریف کرده که.
- شدیداً و در دوره نسبتاً کوتاهی منجربه کاهش کیفیت زندگی ساکنان یک کشورشود؛
- یا تهدید قابل توجهی که دامنه انتخابهای سیاستی حکومت یادولت یا موجودیتهای غیردولتی(اشخاص،گروه ها،شرکت ها)رامحدود کند.تعریف اخیر به راحتی در مورد تهدیدات تغییرات اقلیمی کاربرد دارد.لذا،باید گفت که امروزه اجماع زیادی وجود دارد که تهدیدهای امنیتی ناشی از تخریب محیط زیست همانند تهدیدات کلاسیک ومتداول جوامع انسانی مانند جنگ ودرگیریهای مسلحانه،خطرناک ومختل کننده امنیت است.
یکی ازمسایل اصلی دربحث آب وهوا وامنیت فقدان تعریف روشن مفهوم امنیت است.درمفهوم ملی یا بین المللی،امنیت به معنای توانایی دولت برای حفظ منافع خود درعرصه جهانی است،اما ازچشم انداز امنیت انسانی،این امرمی تواند خود را در مقیاسهای مختلف ازسطح جهانی تا فردی نشان دهد. امنیت را میتوان حفاظت درمقابل جنگ یا نبود جنگ وخشونت تعریف کرد،اما معانی پیچیدهتر مرتبط با رفاه انسانی نیز میتوان برای آن در نظرگرفت. امنیت انسانی نیز به صورتهای متفاوتی تعریف شده است، اما میتواند شامل مفاهیم زیر نیز باشد: امنیت اقتصادی(مانندآزادی ازفقر)، امنیت غذایی(آزادی ازگرسنگی)، امنیت سلامتی(دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و محافظت در برابر بیماریها) امنیت محیط زیست(مانند حفاظت ازآلودگی محیط زیست و تخریب آن)و امنیت سیاسی(آزادی ازسرکوب وبرخورداری ازحقوق سیاسی).
در مجموع باید گفت درقرن ۲۱،روابط بین الملل به اوج پیچیده گی خود رسیده وبه دنبال آن انواع مختلفی از مسایل بغرنج مانند تهدیدهای جهانی پدیدآمده که نیازمند راه حلهای فراگیراست.
بزرگترین آنها، تغییرات اقلیمی است. همانطور که کووید۱۹ نشان داد هیچ کشوری از تهدیدهای بدون بازیگر مانند شیوع بیماریهای جدید و تغییرات اقلیمی در امان نیست و زمانی که با دیگرتهدیدهای امنیتی تروریسم فراملی و حملات سایبری ترکیب شوند روشن میشود که چارچوبهای امنیت ملی موجود کافی نیستند. از این رو امروزه محققان بیشتری استدلال میکنند که باید تعریف امنیت راگسترش دهیم به گونهای که تغییرات اقلیمی، همهگیریها و تهدیدهای غیر سنتی که تأثیر مخربی برسلامتی و امنیت انسانی دارند را شامل شود.
درچارچوب مطالعات اقلیمی،مطالعات پناهندگان ومهاجرت وابداع مفاهیمی مانند آوارگان زیست محیطی، تبعیدیان آب و هوایی، مهاجران اقلیمی اجباری، پناهندگان زسیت محیطی به سرعت مورد برسی قرار گرفته است. درنتیجه امروزه مطالعات امنیتی حفاظت از موجودیت انسان درسطح جهانی و ابعاد مختلف امنیت را درکانون توجه دارد.