نویسنده: دکتر مانی فرهمند
مردم خراسان/افغانستان آزمایش سنگینی پیش رو دارند؛ گروه طالبان قصد کوتاه آمدن در برابر مردم و خواستهای شان ندارند و خودشان را صاحبان اصلی سرزمین خراسان میپندارند و تا زمانی که این گروه از پراکندگی و شکافهای قومی بهره ببرند سایه شوم خشونت بر سرتاسر این سرزمین گسترده خواهد بود. نخست اقوام غیر افغان/پشتون سرکوب میشوند و سپس زمان سرکوب مخالفان میان قومی و گروهی فرا میرسد. بنابرین مردم خراسان/افغانستان منتظر معجزه نباشند زیرا هیچ معجزهای اتفاق افتادنی نیست و اگر اتفاق بیافتد نیز با اراده خود شهروندان این سرزمین شکل میگیرد. طوری که تاریخ دههها و سدههای گذشته چنین اتفاقاتی افتاد و بساط حکومتهای ظالم برچیده شد.
درین شکلی وجود ندارد که گروه طالبان مورد انزجار و تنفر اکثریت مردم این کشور میباشد و عملکردهای این گروه در برابر نمادهای ملی و فرهنگی اقوام متعدد حس بیگانگی این گروه را از مردم خراسان/افغانستان افزایش داده است، تحقیر به تصویر امانالله خان، محو تصویر عبدالعلی مزاری و توهین به نمادهای مذهبی چون دور انداختن پرچمهای عزاداران حسینی و سایر موارد دیگر در این اواخر اوج نفرت از این گروه را بوجود آورده است که کافی نیست. این گروه باید با زور و فشار و حمایت از گروههای مخالف مواجه شوند در غیر آن این گروه جهنمی نخست مردم خراسان/افغانستان را به خاک و خون میکشانند و سپس به خودشان هم رحم نمیکنند.
بنابرین اگر مردم خراسان/افغانستان هنوزم منتظر حمایت کشورهای دیگر به ویژه آمریکا و یا کشورهای منطقه هستند متاستفانه انتظاری واهی خواهد بود. چون منافع کشورها در گرو مفهوم امنیت ملی و بینالمللی کشورها است، طوری که مفهوم امنیت یک مفهوم انتزاعی بوده و نمیتوان تعریف مشخص و قابل پذیرش برای همه از آن داشت. بنابرین هر کشور ذیدخل در قضایای خراسان/افغانستان دنبال تقویت امنیت ملی و بینالمللی خود است تا منافع ملی آنها به مشکل مواجه نشود.
اگر به نطفه گزاری آغازین گروه طالب نگاه شود این آمریکا بود که بانی طالبان یعنی پاکستان را ملزم به ایجاد این گروه به عنوان بخشی از پروژه تسلط بر آسیای مرکزی ساخت. اما در نتیجه پس از تسلط دور نخست این گروه بر خراسان/افغانستان از یکطرف با مقاومت اول برخوردند و از طرف دیگر القاعده گروه طالبان را فریب داد و بر ضد آمریکا استفاده شدند که در نتیجه آمریکا بیست سال گروه طالبان را گوشمالی داد. درین مدت بیست سال روسیه و ایران تقریباً موازی باهم و پاکستان به عنوان پوتانسیال اصلی احیای دوباره گروه طالبان عمل نمودند.
روسیه و ایران با حضور جامعه جهانی به رهبری آمریکا و غرب طی بیست سال گذشته دست شان از خراسان/افغانستان کوتاه بود و در برابر این کشور اخیر و همپیمانان آن به حمایت پیدا و پنهان طالبان پرداختند. ایران و روسیه طالبان را دو باره زیر پر و بال گرفتند و با حمایتهای نظامی؛ این گروه را به نیروی قدرت مند مبدل نمودند. و آمریکا را مجبور ساختند تا شکست استراتیژیک دیگری را پس از ویتام بپذیرند. ازینرو آمریکا برای بیرون کشیدن پای خود از باتلاقی به نام (افغانستان)، دوباره مجبور شد از کانال قطر و امارات با این گروه به عنوان کانون اصلی نا امنی وارد معاملههای مستقیم شود.
در این پروژهای که بازیگران متعددی وارد گود بازی شده اند نخست آمریکا نیروهای ضد طالبان را با استفاده از ابزار مختلف نرم و دموکراتیک از صحنه دور ساخته و اغلب چهرههای شاخص آن را از صحنه بردارد و ترور اکثریت فرماندهان مقاومت نخست بخشی از این پروژه به شمار میرفت. سپس با جابجا ساختن مهرههای حامی قومی زبانی گروه طالبان زمینه از هم پاشیدگی نظام جمهوری را که بخشی از استراتیژی آمریکا بود فراهم سازد. و در نتیجه رهبران شکست خرده مقاومت نخست با سقوط جمهوریت از کشور فرار نمودند.
پس از توافق نامهای آمریکا و گروه طالبان که تا اکنون بخشهای تاریکی دارد و مشخص نیست پشت پرده چی چیزی گذشته است، روسیه و ایران با وجود این همه هزینههای مالی که بر احیای دو باره گروه طالبان نمودند به دلیل درگیری در اوکراین، لبنان و غیره بیرون ماندند و به منظور این که با خطر جدیتر دیگری مواجه نشوند به هر قیمتی سعی دارند این گروه را راضی نگهدارند طوری که پوتین رئیس جمهور روسیه گاهی گروه طالبان را شریک جدی مبارزه با تروریسم خودش میخواهند و حتی تا پای عضویت پیمان شانگهای پیش میرود و گاهی هم ایران از حضور معنی دار در توسعه خراسان/افغانستان صحبت میکند.
در نتیجه میتوان گفت این سیمای جهان، منطقه و ماه عسل گروه طالبان در خراسان/افغانستان است، تحولات آیندهای که به اراده کشورهای دیگر در قبال خراسان/افغانستان ارتباط خواهد گرفت بستگی به این موارد دارد:
1) انتخابات آمریکا؛
2) نتیجه درگیری روسیه در اوکراین که اکنون زود است پیش بینی کرد؛
3) سیاست خارجی ایران پس از پیروزی پزشکیان در قبال خراسان/افغانستان و درگیریهای خاور میانه.
خلاصه این که مردمی که میخواهند طالبان را از قدرت زیر بکشند باید خودشان اقدام نمایند، وضعیت جهان چنانچه گفته شد خیلی مبهم است ازینرو برای سرنوشت مردم خراسان/افغانستان قرار نیست هیچ معجزهای اتفاق بیافتد.