خراسان‌افغانستان و چالش توسعه انسانی

خراسان‌افغانستان و چالش توسعه انسانی

بخش دوم و پایانی

نویسنده: جاوید راحل

۱ – ۵. امکان زندگی طولانی

طول عمر به وسیله امید زندگی در بدو تولد اندازه گیری می‌شود. شاخص آماری است که نشان می‌دهد اعضای یک جامعه به طور میانگین چقدر عمر می‌کنند. هرچه سطح بهداشت و درمان در جامعه‌ای افزایش یابد، متوسط طول عمر افزایش خواهد یافت. از این رو امید به زندگی یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و یا عقب‌ماندگی کشورهاست. مطابق آمار سازمان ملل کشورهای ژاپن، هنگ کنگ، ایسلند، سوییس و استرالیا به ترتیب در رده‌های اول تا پنجم هستند که با حدود ۸۲ سال از میانگین جهانی ۲۲ درصد بالاتر است.

کشورهای سوازیلند، موزامبیک، زیمبابوه، سیرالئون و لسوتو نیز به ترتیب در پایین‌ترین رده قراردارند. متوسط طول عمر در این کشورها حدود ۴۲ سال است که ۳۸ درصد کمتر از میانگین جهانی و نصف کشورهای بالای جدول است. بر اساس آمار گزارش توسعه انسانی و اجزای آن در سال ۲۰۱۹ کشورهای ناروی، ایرلند، سویس، هانک کانگ، ایسلند، آلمان، سویدن، نیوزیلند و دنمارک با امید به زندگی بالای ۸۲ سال از جمله کشورهای بالای جدول شاخص امید به زندگی را تشکیل داده و اما کشورهای چون جمهوری افریقای مرکزی، لیسیتو، سیرالیون، مالی، نیجر، سودان جنوبی و چاد با کمترین امید به زندگی با کمتر از شصت سال پائین ترین رده بندی را دارند. (گزارش توسعه انسانی، ۱۳۹۹)

 

۲ – ۵. دستیابی به دانش

دانش به وسیله ترکیبی از میزان سواد بزرگسالان و نسبت ثبت نام خاص ترکیبی در آموزش ابتدائی، متوسط و دانشگاهی (میانگین سال‌های تحصیلی) اندازه گیری می‌شود. مهم ترین اقدامات کشورهای جهان اول یا توسعه یافته در شاخص دوم یعنی دانش از این موارد آغاز میشود: اهمیت دادن به نقش معلم و طولانی کردن مدت کارآموزی و بازآموزی تربیت معلم؛ گسترش کمی و کیفی تربیت معلم متناسب با رشد و گسترش آموزش و پرورش؛ تحول در برنامه‌های آموزشی، محتوای کتاب‌های درسی و اضافه شدن منابع دانش و اطلاعات از قبیل: روزنامه‌ها، کتابخانه‌ها، موزه‌ها، فیلم، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، تئاتر، رایانه و میکرو الکترونیک و…». همچنان میانگین سال‌های تحصیل در ده کشور بر تر در سال ۲۰۱۹ عبارت از آلمان، سویس، گرجستان، لیتوانی، لیتویا، اسرائیل، ایالات متحده آمریکا و انگلستان بالاتر از ۱۳ سال و هم چنان کشورهای چون نیجر، چاد، مالی، گینه و ایتوپی با کمتر از ۳ سال پائین ترین میانگین سال‌های تحصیلی را دارند. (گزارش توسعه انسانی، ۱۳۹۹)

۳ – ۵. دسترسی به منابع استاندارد زندگی

پ- استاندارد زندگی به وسیله GDP یعنی سرانه ملی یا در آمد اندازه گیری می‌شد. درآمد سرانه ملی به معنی میزان سهم هر شهروند از تولید ناخالص داخلی کشور است. برای بدست آوردن سرانه ملی کشورها، میزان تولید ناخالص داخلی بر جمعیت کشور تقسیم می شود. چون تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود پس معنای ساده‌تر درآمد سرانه این است که به ازای هر نفر در یک کشور چه میزان درآمد وجود دارد. در همین حال باید توجه داشت که درآمد سرانه گرچه می تواند نشانگر میزان ثروت یک کشور نسبت به دیگران باشد اما نمی تواند تصویر دقیقی از وضعیت اقتصادی کشورها نسبت به سایرین ارائه دهد. در بعضی کشورها درآمد سرانه بسیار پایین است، به طوری که تفاوت درآمد سرانه کشورهای فقیر و غنی، موجب شده که حدود یک میلیارد فقیر مطلق و ۸۴۰ میلیون گرسنه و دو میلیارد جمعیت که روزانه حدود دو دلار درآمد دارند، محصول این تبعیض باشد.

برای محاسبه تولید ناخالص داخلی دو روش وجود دارد: یکی استفاده از ارزش اسمی نرخ ارز است. یعنی تولیدات ده سال کشور در بازار جهانی چه میزان ارزش داشته‌اند. روش دیگر استفاده از روش نابرابری قدرت خرید است. معنی نابرابری خرید این است که چه مقدار پول در کشور (X) قدرت خریدی به اندازه همان مقدار در دیگر کشورها دارد. سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و کتاب واقعیت‌های جهان سیا هر دو آمار را با هم ارائه می‌دهند. جدول کشورهای که بالاترین درامد سرانه را دارند.

 

درآمد سرانه (۲۰۱۹) کشور رتبه
۱۱۳۱۹۶.۵  دلار لوکزامبورگ ۱
۸۳۷۱۶.۸  دلار سوئیس ۲
۸۱۱۵۱.۹  دلار ماکائو ۳
۷۷۹۷۵.۴  دلار نروژ ۴
۷۷۷۷۱.۲  دلار ایرلند ۵
۶۹۶۸۷.۶  دلار قطر ۶
۶۷۰۳۷.۳  دلار ایسلند ۷
۶۵۱۱۱.۶  دلار ایالات متحده آمریکا ۸
۶۳۹۸۷.۱  دلار سنگاپور ۹
۵۹۷۹۵.۳  دلار دانمارک ۱۰

 

در سال ۲۰۱۹ در آمد نا خالص یا (GNI) ده کشور برتر یعنی قطر، لوکزامبورگ، سنگاپور، امارات متحده عربی، برونی داراسلام، ایالات متحده آمریکا، ناروی، ایرلند، سویس و هانک کانگ بالاتر از ۶۲ در صد و هم چنان نایجر، افریقای مرکزی، چاد، بروندی، سیرالیون، موزامبیک، یمن، لیبریا و چندین کشور دیگر پائین‌تر از ۲ در صد بوده است. (گزارش توسعه انسانی، ۲۰۲۰)

 

  1. گذارش توسعه انسانی

شاخص توسعه انسانی جدید ترین اطلاعات مربوط توسعه جهانی بوده که شامل برآوردهای ملی، منطقه‌ئی و جهانی شامل ۲۱۵ اقتصاد جهان را در بر می‌گیرد، که بصورت آمار سالانه در ماه اپریل بواسطه بانک جهانی نشر می‌شود. این آمار در واقع بیشتر از ۸۰۰ شاخص جهانی را مورد بررسی قرار می‌دهد. و در هر سال چهار مرتبه در ماه‌های اپریل، جولای سپتامبر و دسامبر بروز می‌شود.

از سال ۱۹۹۰ همه ساله به نام گذارش توسط سازمان ملل و بانک جهانی انتشار یافته و کشورها بر اساس شاخص‌های چون: آموزش، بهداشت، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، سیاسی و غیره مورد مقایسه قرار می‌گیرند لذا کشورها بر اساس میزان شاخص توسعه انسانی به چهار گروه تقسیم می‌شوند که: گروه کشورهای با توسعه انسانی بسیار زیاد ۵۸ کشور، گروه کشورهای با توسعه انسانی زیاد ۵۳ کشور، گروه کشورهای با توسعه انسانی متوسط ۳۹ کشور و گروه کشورهای با توسعه انسانی کم ۳۸ کشور می‌باشند.

ارزش عددی شاخص توسعه انسانی بین صفر و یک است که صفر مطلق و یک مطلق وجود ندارد، و فقط از نظر تقرب ریاضیکی امکان دارد که تقرب به صفر بدترین شکل توسعه انسانی و تقرب به یک عالی ترین و ایده آل ترین  شکل آن محاسبه شده است. و با این معیار امکان مقایسه بین کشورها نیز بخوبی فراهم می‌شود. شاخص توسعه انسانی میانگین توسعه هندسی شاخص‌های نرمال است که موفقیت‌های هر بعد را اندازه می‌گیرند. برای محاسبه HDI دو مرحله لازم است:

نخست تعیین شاخص‌های ابعاد: برای تبدیل نشانگرها به شاخص‌های بین صفر و یک از مقادیر حداقل و حد اکثر استفاده می‌شود. حد اکثرها بیشترین مقادیری هستند که در دوره زمانی مثلاً ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۱ مشاهده شده اند. مقادیر حد اقل برای امید به زندگی ۲۰ سال برای متغییرهای تحصیل، صفر سال، و برای در آمد سرانه نا خالص ملی GNI صد دلار در نظر گرفته شده اند. و دوم شاخص توسعه انسانی میانگین هندسی شاخص‌های سه بعدی است. وقتی که جنبه مقایسه بین المللی به میان میاید لازم است که هر سه جز به شکل یک شاخص بیان شود:

اگر (L max) یعنی بالاترین امید زندگی در کشورهای مورد بررسی باشد و (L min) یعنی پائین ترین امید زندگی در کشورهای مورد بررسی پس (L C) یعنی امید به زندگی در کشور مورد نظر بوده و چنین به دست میاید:

هم چنان اگر: (R max) یعنی بالاترین میزان با سوادی بزرگسالان در کشورهای مورد بررسی باشد و (R min) پائین ترین میزان با سوادی بزرگ سالان در کشورهای مورد بررسی باشد پس (R c) میزان باسوادی در کشور مورد نظر است.

(S max) و (S min) و (S c) که نشان دهنده میانگین سال‌های تحصیلی هستند چنین نشان داده می‌شود:

که در این فورمول (W 1) وزنی که برای با سوادی در نظر گرفته شده ۳/۲ است و (W 2) وزنی است که برای سال‌های تحصیلی در نظر گرفته شده ۲/۱ است. هم چنان شاخص در آمد پیچیده تر است لذا فرض بر این است که هرچه در آمد سرانه افزایش یابد نقش در آمد در توسعه انسانی کمتر می‌شود. بنا بر فورمول ذیل که:

(Y max) بالاترین سرانه تولید نا خالص داخلی تعدیل شده بر حسب قدرت خرید در کشورهای مورد بررسی و (Y min) پائین ترین سرانه تولید نا خالص داخلی تعدیل شده بر حسب قدرت خرید در کشورهای مورد بررسی و هم چنان (Y c) سرانه تولید نا خالص داخلی تعدیل شده بر حسب قدرت خرید در کشورهای مورد بررسی است. بنا بر این سه شاخص گفته شده که اجزای HDI هستند با یکدیگر جمع و بر ۳ تقسیم می‌شوند.

نخستین بار در سال ۱۹۹۰ با قرار دادن مردم در مرکز فرایند توسعه هدف قرار گرفت که بیشتر با توجه به ملحوظات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی انجام یافت این گذارش توسعه انسانی هم چنان در بر گیرنده شاخص توسعه مرتبط با جنیست، سنجنش توانمندی جنسیتی و شاخص فقر انسانی با توجه به زمینه موضوعی در بحث‌های توسعه کنونی را نیز در بر می‌گیرد که در گذارشات جدید مورد نظر اند. بنا بر این موارد استفاده از گذارش شاخص توسعه انسانی عبارتند از:

  1. برای افهام این امر که معیار نهایی برای ارزیابی توسعه یک کشور به جای رشد اقتصادی ایجاد شده است.
  2. برای پرسش در باره سیاست‌های ملی کشورها طوری که اگر درآمد سرانه دو تا کشور یکسان باشد اما میزان توسعه انسانی متفاوت داشته باشند پرسش اصلی از چرائی این تفاوت بوده و برای سیاست گذاران راه حل‌های مختلف دسترسی به اهداف توسعه سیاسی را فراهم سازد.
  3. برای برجسته نمودن تفاوت‌های زیادی در داخل یک کشور از نظر استان‌ها، جنسیت افراد، قومیت و سایر گروه‌های اجتماعی و اقتصادی. (آصف زاده و پیری، ۱۳۸۳: ۱۹۵)

 

منطقه فهرست توسعه انسانی HDI
کشورهای در حال توسعه ۰،۴۶۸
آفریقای زیر صحرا ۰،۲۶۳
جنوب آسیا ۰،۳۰۹
کشورهای عربی ۰،۵۱۵
شرق و جنوب شرق آسیا ۰،۵۶۸
آمریکای لاتین و حوزه کارائیب ۰،۷۲۸
کشورهای صنعتی ۰،۹۱۹

جدول توسعه انسانی در مناطق مختلف جهان در سال ۱۹۹۲ منبع: (اسمیت، ۱۳۸۴: ۳۸)

چیزی که در این شاخص مهم است تفاوت‌های جنیستی از نظر میزان اشتغال دسترسی به امکانات بهداشتی، آموزش و پرورش و هم چنان در آمدهای فردی است که با توجه به برآوردهای احصائیه‌های برنامه انکشافی سازمان ملل متحد UNDP کشورها در این امر همیشه در نوسان می‌باشد. یعنی در شاخص‌‌های توسعه انسانی که همه ساله ارائه می‌گردد هیچ چیزی ثابت نیست و با توجه به تمام جوانب این شاخص رتبه بندی کشورها جابجا می‌شوند و اگر تحولات شاخص توسعه انسانی گام مثبتی داشته کشور مورد نظر در رده‌های بالاتر قرار می‌گیرند و بر عکس در کاهش چنین شاخص‌های به رده‌های پائین‌تر تنزل می‌کنند.

چنین بر آورد می‌شود که در جنوب و شرق آسیا، اگر نرخ‌های مرگ و میر مادران، کودک کشی و نادیده گرفتن نیازهای تغذیه‌ای دختران جوان وجود نداشتند، شمار زنان حدود یکصد ملیون نفر بیشتر می‌بود. (اسمیت، ۱۳۸۴: ۳۹) توسعه انسانی به گونه‌ای فزاینده در بر دارنده عامل‌های سیاسی، مانند دموکراتیزه شدن و حمایت انجام شده از حقوق بشر، در نظر گرفته می شود. البته در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، فشار برای دموکراتیزه شدن و حاکمیت قانون از سوی شماری از عامل‌ها که بصورت هماهنگ عمل می‌کردند افزایش یافت. (اسمیت، ۱۳۸۴: ۳۹) عوامل اساسی فرایند دموکراتیزاسیون ناکامی اقتصادی، اقتدار گرایی، برنامه تعدیل ساختاری مورد نظر کمک کنندگان، فروپاشی بلوک شرق و گسترش فزاینده جهانی شدن و دسترسی به منابع اطلاعات جمعی، رسانه ها وابستگی اقتصادی، سیاسی متقابل در عرصه بین المللی و غیره می‌باشد.

در گذارش ۲۰۱۰ غیر از موضوع بهداشت که همچنان با شاخص امید به زندگی در بدو تولد اندازه گیری می‌گردد، در خصوص دو موضوع دیگر متغیرهای جانشین تغییر کرده اند به این صورت که برای موضوع آموزش از دو شاخص متوسط طول دوره‌ای که صرف آموزش می‌گردد (در افراد بزرگسال ۲۵ سال به بالا) و طول دوره مورد انتظار برای تحصیل کودکان در سن ورود به مدرسه و برای موضوع سطح استاندارد زندگی به جای تولید نا خالص داخلی از سرانه در آمد نا خالص ملی GNI استفاده شده است. (مهدیلو و دیگران، ۱۳۹۴: ۳۲) نقشه جهان که بر پایه اندازه شاخص توسعه انسانی رنگ‌بندی. بر پایه داده‌های که در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۸ برای ۲۰۱۷ منتشر شده است. (منبع ویکی پیدیای فارسی، ۱۳۹۹)

  ۰٫۹۰۰

۰٫۸۵۰–۰٫۸۹۹

۰٫۸۰۰–۰٫۸۴۹

۰٫۷۵۰–۰٫۷۹۹

۰٫۷۰۰–۰٫۷۴۹

  ۰٫۶۵۰–۰٫۶۹۹

۰٫۶۰۰–۰٫۶۴۹

۰٫۵۵۰–۰٫۵۹۹

۰٫۵۰۰–۰٫۵۴۹

۰٫۴۵۰–۰٫۴۹۹

  ۰٫۴۰۰–۰٫۴۴۹

۰٫۳۹۹

داده ناموجود

 

 

  1. توسعه انسانی و رشد اقتصادی

مطالعات زیادی صورت گرفته که نشان می‌دهد در کشورهای در حال توسعه توسعه انسانی با توسعه مالی ارتباط عمیقی دارند. به باور بسیاری از اقتصاد دانان، کمبود سرمایه گذاری در سرمایه‌های انسانی عامل اصلی نازل بودن سطح رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است و تا زمانی که این کشورها سطح توسعه انسانی خود را ارتقاء ندهند، بازدهی و کارایی نیروی کار و سرمایه در سطح نازل باقی می‌ماند و رشد اقتصادی با کندی و با صرف هزینه‌های سنگین‌تر صورت می‌گیرد. رابطه بین رشد اقتصادی و توسعه انسانی، رابطه‌ای دو طرفه است بین رشد اقتصادی و توسعه انسانی میتوان دو جریان را که: الف) جریان از رشد اقتصادی به توسعه انسانی، ب) جریان از توسعه انسانی به رشد اقتصادی را از هم باز شناخت.

در واقع می‌توان گفت سرمایه‌های فیزیکی تنها زمانی بیشتر مولد خواهند شد که کشور دارای مقادیر لازم شاخص توسعه انسانی باشد در طرف مقابل نیز عده‌ای بر این باورند که با افزایش رشد اقتصادی، رفاع خانواده‌ها افزایش می‌یابد و در نتیجه با صرف مخارج بر آموزش، بهداشت و تغذیه موجبات افزایش توسعه انسانی را فراهم می‌آورند یا با رشد اقتصادی سازمان‌های غیر دولتی تشکیل می‌شوند که هدف آن‌ها بالا بردن کیفیت زندگی مردمی و از بین بردن فقط است، در نتیجه توسعه انسانی افزایش می‌یابد. (مهدیلو و دیگران، ۱۳۹۴: ۲۶)

 

۱ – ۷. تاثیر رشد اقتصادی بر توسعه انسانی

تولید نا خالص ملی که در اثر فعالیت خانواده‌ها، دولت، جامعه مدنی، سازمان‌های اجتماعی سکتور خصوصی به توسعه انسانی کمک می‌کند. در سایه رشد اقتصادی است که فعلیت‌های مثل آموزش و پرورش، بهداشت و غیره، توزیع عادلانه ثروت وامکانات هم چنان مبارزه با فقر بخودی خود بر توسعه انسانی تأثیر می‌گذارد. اگر به کشورهای ژاپن و آلمان نگاه شود هردو کشور در جریان جنگ جهانی دوم منابع اقتصادی خویش را از دست داده بودند و با توجه به عاملی غیر از عامل فزیکی که عبارت از منابع انسانی است به توسعه دستیافتند. منابع انسانی و نیروی تفکر و خلاقیت باعث رشد سریع و سپس توسعه را بمیان می‌آورد.

توسعه مالی با تأثیر گذاری مثبت بر روی رشد اقتصادی می‌تواند از طریق درآمد سرانه نا خالص بر روی شاخص توسعه انسانی تأثیر بگذارند. مثلاً در بحث ارتباط مستقیم سیستم مالی با شاخص آموزش با در نظر داشت HDI در سایه سیستم مطلوب مالی بخش آموزش بیشترین منابع مالی را کسب نمود و بالاترین اثرات را بر جای می‌گذارد. بنا بر این هزینه کردن در بخش آموزش‌های رایگان مهمترین عامل بهبود در دسترسی به دانش و تحصیلات آنظور که مورد نظر توسعه انسانی است تحقق پیدا می‌کند.

به همین ترتیب با در نظر داشت گذارش سلامتی جهانی که توسط سازمان بهداشت جهانی نشر شده است در سال ۲۰۰۰ برای رسیدن به وضع مطلوب و تحقق اهداف نظام سلامت؛ پاسخگویی و تأمین مالی صحیح نظام سلامت و ارتباط آن با سیستم مالی حاکم بستیگ دارد. در همین رابطه موسالوس و دیکسون ۲۰۰۲ کتابی با عنوان (تأمین مالی نظام سلامت، انتخاب هایی برای اروپا) که در خصوص تأمین مالی نظام سلامت در کشورهای اروپایی تدوین شده نشان می‌دهد که چگونگی تأمین مالی نظام سلامت. ارتباط مستقیم با بهبود سطح سلامت جامعه دارد. بلند بودن سطح در آمدها، امکان اشتغال و بهینه سازی زندگی از مولفه‌های توسعه انسانی اند که در سایه رشد اقتصادی امکان پیدا می‌کند، به این اساس «مطالعات نشان می‌دهد بطور کلی، فقر با رشد اقتصادی کاهش میابد؛ کاهش فقر روی سطوح توسعه انسانی تأثیر گذار خواهد بود». (فطرس و ترکمنی، ۱۳۹۱: ۶۳) بنا بر این سطوح توسعه از چندین طریق به رشد اقتصادی وابسته است:

خانوارها که می‌توانند در آمد شان را در بخش‌های هزینه کنند که موجب افزایش سطح توسعه انسانی گردد، از جمله این موارد می‌توان به تغذیه، آب سالم، آموزش و سلامت اشاره کرد هر قدر مخارج هزینه شده به وسیله خانوار بیشتر باشد، سطح توسعه انسانی بیشتر افزایش میابد. دولت‌ها با بهبود شبکه سلامت، افزایش آب‌های آشامیدنی و تغذیه مناسب کاهش آلودگی هوا و تأمین زیر ساخت‌های مناسب برای افزایش کیفیت آموزش، می‌توانند موجب ارتقاء سطح توسعه انسانی شوند. در نتیجه با افزایش رشد اقتصادی، مخارج صرف شده در زمینه بهداشت، آموزش و سلامت از سوی دولت افزایش می‌یابد که این امر ارتقای سطح توسعه انسانی را در پی دارد. سازمان‌های غیر دولتی به منظور فعالیت‌های عامه المنفعه تشکیل می‌گردند. فعالیت‌های این سازمان‌ها از جمله پروژه‌های درآمد زا برای فقرا، ساختن مدرسه و مراکز بهداشتی و بیمارستان که بطور مستقیم تأثیر به سزایی بر توسعه انسانی دارند، است. رشد اقتصادی موجب توسعه اجتماعی و افزایش فعالیت این سازمان‌ها می‌گردد و به این ترتیب سطح توسعه انسانی افزایش می‌یابد. (مهدیلو و دیگران، ۱۳۹۴: ۲۸)

 

۲ – ۷. جریان از توسعه انسانی به رشد اقتصادی

توسعه انسانی به افزایش درآمد ملی کمک می‌کند، افراد سالم، با سواد و تغذیه بهتر در فعالیت‌های اقتصادی بیشتر می‌توانند اشتراک نمایند و عمده ترین نتیجه توسعه انسانی بلند رفتن سطح قابلیت افراد است که در پیامد آن میزان بهره وری را بالا تر می‌برد. «بهداشت و آموزش جمعیت از عوامل تعیین کننده رشد و تولید است». (فطرس و ترکمنی، ۱۳۹۱: ۶۳) بنا بر این با در نظر داشت دو جریان مذکور، عملکرد کشورها در رابطه با رشد اقتصادی و توسعه انسانی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

  1. توسعه انسانی پائین و رشد اقتصادی کم (چرخه معیوب)، ۲. توسعه انسانی بالا و رشد اقتصادی زیاد (چرخه خوب و کامل)، ۳. توسعه انسانی بالا و رشد اقتصادی کم (توسعه انسانی نا متوازن) ۴. توسعه انسانی پائین و رشد اقتصادی زیاد (رشد اقتصادی نا متوازن). در چرخه کامل، توسعه انسانی بالا افزایش رشد را در پی دارد که به نوبه خود باعث بالا رفتن توسعه انسانی می‌شود. در چرخه معیوب، توسعه انسانی ضعیف باعث کاهش رشد می‌شود. این وضع به نوبه خود باعث کاهش در توسعه انسانی می‌شود. (فطرس و ترکمنی، ۱۳۹۱: ۶۶) خلاصه این که پیوند توسعه مالی با توسعه انسانی از مقوله‌های اساسی و مهمی در روند دستیابی به توسعه می‌باشد.

 

شاخص‌های توسعه انسانی در افغانستان

تجارب کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد که سرمایه گزاری در سرمایه انسانی دارای بازدهی فوق العاده است و بدون توجه به آموزش و پرورش و تغییرات و تحولات کیفی آن نمی‌توان به رشد اقتصادی دست یافت. از سوی دیگر وضع بهداشت فرت یا گروه با سطح در آمد مرتبط بوده وبهروروی حلقه واصل بین این دو است. به عبارت دیگر بهبود بهداشت به افزایش در بهره‌وری نیروی کار منجر شده و همچنین در آمد بالاتر باعث پیشرفت تحصیلی و بهبود سلامتی می‌شود. مدیران و کارکنان بخش بهداشت و درمان، با نقش کلیدی خود در بهبود شاخص‌های بهداشتی، سهم عمده‌ای در توسعه انسانی و ارتقای جایگاه کشور افغانستان در رده بندی جهانی و منطقه‌ای دارند. هرچند با خروج نیروهای خارجی، نیروهای داخلی توانسته است تا حدی در مقابل شورشیان و گروه‌های تروریستی مقابله کند اما افزایش حملات تروریستی و دلسرد شدن مردم از آینده افغانستان خروج سرمایه از افغانستان و در نتیجه کاهش سرمایه گزاری باعث شده است، شاخص‌های مربوط به آموزش و بهداشت در بین خانواده‌های افغانستانی کاهش پیدا کند که در نتیجه آن شاهد کاهش و افت شاخص توسعه انسانی در کشور افغانستان باشیم. (محمدی، ۱۳۹۷)

در بخش توسعه انسانی و اجزای آن یا (Human Development Index and its components) افغانستان در رتبه ۱۶۹ ام بالاتر از هایتی و سودان که مشترکاً در رتبه ۱۷۰ ام و پائین تر از سنگال که در رتبه ۱۶۸ ام جدول توسعه انسانی قرار دارد. که سازمان ملل روند توسعه انسانی را کند توصیف نموده است که در سال ۲۰۱۹ با داشتن شاخص ۰.۵۱۱شاخص عمومی توسعه انسانی که امید به زندگی در آن ۶۴.۸ سال؛ و سال‌های مورد انتظار تحصیلی ۱۰.۲ سال با میانگین سال‌های تحصیلی ۳.۹ سال و هم چنان درآمد سرانه نا خالص ملی یا GNP به ۲۲۲۹ دالر در سال ۲۰۱۹ و بلآخره تولید ناخالص ملی GNI صفر قرار دارد. (گزارش توسعه انسانی، ۲۰۲۰) در اینجا فهرستی از ولایت‌های افغانستان که به ۸ زون تقسیم شده است بر پایه شاخص توسعه انسانی براساس آمار سال ۲۰۱۸ گردآوری شده‌ بود دیده میشود که از سال ۲۰۱۷ تا اکنون یک تغییرات به مشاهده می‌رسد.

 

رتبه میانگین شاخص توسعه‌انسانی با تفکیک ولایات افغانستان  (۲۰۱۷) ۰٫۴۹۶ جیبوتی
۱ مرکز :کابل، میدان وردک، کاپیسا، لوگر، پروان، پنجشیر ۰٫۵۷۴  آنگولا
۲ شمال :سمنگان، سرپل، بلخ، جوزجان، فاریاب ۰٫۵۱۶  ساحل عاج
۳ جنوب شرق :غزنی پکتیا پکتیکا خوست ۰٫۴۹۰ جیبوتی، مالاوی
۴ کوهستان مرکزی :بامیان، دایکندی ۰٫۴۸۴  مالاوی
۵ شرق: ننگرهار، کنر، لغمان، نورستان ۰٫۴۷۸  مالاوی
۶ غرب :غور، هرات، بادغیس، فراه ۰٫۴۶۲  یمن،  گینه بیسائو
۷ شمال شرق: بغلان، تخار، بدخشان، کندوز ۰٫۴۶۱  گینه بیسائو
۸ جنوب :اروزگان، هلمند، زابل، نیمروز، قندهار ۰٫۴۲۳  بوروندی

منبع (ویکی پیدیا، ۱۳۹۹)

به اساس گزارش سازمان ملل در آمد سرانه مردم افغانستان بین سال‌های ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۹ میلادی ۱۰ در صد کاهش یافته است. عبدالله الدر دری نماینده برنامه توسعه سازمان ملل در افغانستان گفته است: «نشر گزارش توسعه انسانی در سال جاری همزمان با پایان کنفرانس ژنو در مورد افغانستان و تعهد روشن جامعه جهانی برای ادامه حمایت این کشور برای بهبود زندگی شهروندان افغانستان است.» او گفته است که اکنون تمام شرکای افغانستان باید با دولت و مردم افغانستان هاهنگ کار و همکاری کنند و به این کشور کمک کنند که در زمینه توسعه انسانی به جایگاه بهتر دست یابد. (الدر دری، ۱۳۹۹)

به اساس گزارش کیفیت توسعه انسانی یا (Quality of human development) افغانستان در سال ۲۰۱۹ با توجه به کیفیت سلامتی (Quality of health) با امید به زندگی ۱۴.۶ در صد؛ برای هر ده هزار نفر به تعداد ۲.۸ نفر پزشک و چهار بستر در بیمارستان داشته است. هم چنان در بخش کیفیت آموزش (Quality of education) نسبت هر ۴۹ نفر یک آموزگار گزارش شده که از تعداد مکاتب ابتدایی، لیسه و دوره‌های بالاتر از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ آمار در دست نیست. هم چنان در بخش کیفیت استاندارد زندگی (Quality of standard of living) متاسفانه شغل آسیب پذیر از فیصدی کل اشتغال ۷۹.۷ در صد بوده ولی در مقابل نوید بخش ترین قسمت این گزارش دسترسی ۹۸.۳ در صد از جمعیت روستایی کشور به برق است. (گزارش کیفیت انسانی، ۲۰۲۰)

پایداری اقتصادی – اجتماعی: سطح پایداری اقتصادی در افغانستان طی سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ با توجه به پس از انداز خالص تنظیم شده ۵.۴ در صد از در آمد ناخالص میزان خدمات بدیهی ۴.۹ در صد و رشد سرمایه ناخالص آن ۱۷.۸ در صد و نیروی کار متخصص ۱۹.۲ در صد، شاخص صادرات افغانستان ۰.۳۹۹ در صد بوده در حالی که هیچ میزانی از در آمد ناخالص به بخش‌ هزینه توسعه تحقیقات اختصاص نیافته است. هم چنان در عرصه پایداری اجتماعی نسبت وابستگی سنی هر یک هزار نفر بین۶۵ و بالاتر از آن ۰.۱ نفر می‌باشد. هم چنان هزینه‌های آموزشی و بهداشت و هزینه‌های نظامی از تولید نا خالص ملی فقط ۱۶.۸ در صد را در بر می‌گیرد. (گزارش پایداری اقتصادی اجتماعی، ۲۰۲۰) شاخص توسعه انسانی تعدیل شده از نابرابری بر اساس گزارش ۲۰۲۰ امید به زندگی در افغانستان با توجه به ارزش ۲۸.۳ در صد؛ نابرابری شاخص امید به زندگی به ۰.۴۹۵ تنظیم گردیده است. هم چنان نابرابری آموزش و پرورش ۴۵.۴ در صد و شاخص نابرابری آموزش و پرورش به ۰.۲۲۶ تعدیل شده است. (گزارش شاخص نابرابری تعدیل شده، ۲۰۲۰)

تولید ناخالص داخلی افغانستان در سال ۱۳۹۷ به شمول درآمد ناشی از تولید تریاک به ۲۰.۵ میلیارد دلار رسید در حالیکه این رقم برای سال قبل از آن ۲۱.۴ میلیارد دلار بود. در نتیجه درآمد سرانه به قیمت جاری نیز نسبت به سال قبل از ۷۱۹ به ۶۴۷ دلار آمریکایی کاهش یافته است. تولید ناخالص داخلی افغانستان بدون درآمد تریاک ۱۹.۸۹ میلیارد دلار اعلام شده و آمده که هر افغان بدون درآمد تریاک ۶۳۰ دلار سالانه درآمد دارد. تولید ناخالص داخلی سرانه ارزش‌های فعلی، داده‌های تاریخی، پیش بینی، آمار، نمودار و تقویم اقتصادی افغانستان

 

افغانستان تولید ناخالص داخلی گذشته قبلی بالاترین پایین ترین واحد
نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سالانه ۴.۰۳ ۱.۵۸ ۱۷.۲۰ -۱.۸۰ در صد
تولید ناخالص داخلی ۱۹.۱۰ ۱۹.۴۸ ۲۰.۵۶ ۰.۵۴ USD  میلیارد
تولید ناخالص داخلی سرانه ۵۷۱.۵۰ ۵۶۳.۸۰ ۵۸۷.۶۰ ۳۳۰.۳۰ USD
تولید ناخالص داخلی سرانه PPP ۲۲۰۲.۳۰ ۲۱۹۰.۲۰ ۲۲۶۴.۳۰ ۱۲۷۲.۹۰ USD
تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ۱۷۱۱۱۳.۰۰ ۲۰۰۵۷۳.۰۰ ۲۳۹۸۴۲.۷۰ ۲۲۸۷۴.۷۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی به قیمت های ثابت ۱۳۲۷۹۱۹.۰۰ ۱۲۷۶۵۰۸.۰۰ ۱۳۲۷۹۱۹.۰۰ ۲۰۲۵۲۸.۰۰ Million AFS
تولید ناخالص داخلی از کشاورزی ۴۰۱۹۱۰.۲۵ ۳۳۲۷۳۲.۸۶ ۴۰۱۹۱۰.۲۵ ۷۷۳۲۴.۰۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی از ساخت و ساز ۴۱۱۴۸.۳۷ ۴۱۷۱۳.۲۷ ۶۸۰۷۷.۲۰ ۸۷۰۰.۰۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی از ساخت ۶۵۶۶۶.۸۳ ۷۲۶۰۰.۳۸ ۷۲۶۰۰.۳۸ ۳۴۲۸۶.۶۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی از معادن ۲۴۱۵۰.۷۷ ۲۳۷۶۲.۶۷ ۲۴۱۵۰.۷۷ ۲۵۶.۳۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی از خدمات ۷۱۴۶۷۴.۰۲ ۷۲۱۸۹۰.۷۶ ۷۲۱۸۹۰.۷۶ ۶۹۱۶۲.۰۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی از حمل ونقل عمومی ۵۰۲۹۷.۵۰ ۵۳۷۴۴.۳۹ ۱۳۶۴۷۸.۴۰ ۲۰۲۷۴.۱۰ AFN Million
تولید ناخالص داخلی از خدمات رفاهی ۱۹۹۸۳.۰۳ ۱۹۸۰۴.۴۷ ۲۴۷۹۴.۹۳ ۱۲۱.۰۰ AFN Million

 

شاخص فقر چند بعدی افغانستان با در نظر داشت سال و نظر سنجی ۲۰۰۸ الی ۲۰۱۹ در ۱۹۷۸۳۰۰۰ نفر که مورد سرشماری قرار گرفتند عدد ۰.۲۷۲را نشان می‌دهد؛ شدت محرومیت طی همین سال‌ها ۴۸.۶ در صد بوده و نابرابری بین فقرا ۰.۰۲۰ را نشان می‌دهد. هم چنان جمعیت در فقر شدید چند بعدی ۲۴.۹ در صد و جمعیت آسیب پذیر در برابر فقر چند بعدی نیز به ۱۸.۱ در صد می‌رسد. فقر در سطح ملی نیز به ۵۴.۵ در صد تخمین شده است. (گزارش فقر چند بعدی، ۲۰۲۰)

شاخص نابرابری جنسیتی در افغانستان ۰.۶۵۵ محاسبه گردیده و در مرتبه ۱۵۷ مین کشور جهان در این شاخص قرار دارد. از هر صد هزار زن هنگام زایمان ۶۳۸ مادر از بین میمیرند؛ میزان تولدات به ازای هر هزار زن ۱۵ تا ۱۹ ساله ۶۹ زن را شامل است. سهم زنان در پارلمان افغانستان ۲۷.۲ در صد و بقیه سهم مردان است. و از هر اجتماعی که حد اقل از تحصیلات سطح متوسط برخوردار هستند سهم زنان بالاتر از ۲۵ ساله ۱۳.۲ در صد و مردان ۳۶.۹ در صد بوده و بلاخره نرخ مشارکت نیروی کار بالاتر از ۲۵ ساله سهم زنان ۲۱.۶ و مردان ۷۴.۷ در صد می‌باشد. (گزارش شاخص نابرابری جنسیتی، ۲۰۲۰)

 

نتیجه گیری

هدف از توسعه انسانی این است که کشورها بتوانند تا با توجه به ظرفیت‌های افراد و توانایی‌های شان تغییرات در عرصه توسعه در پیوند با نقش انسان‌های تغییر داده و با استفاده از آمار و ارقام مندرج راپور شاخص‌های توسعه انسانی و سایر شاخص‌های فرعی مرتبط به آن جایگاه شان را در جدول تغییر دهند تا به بهبود امور اجتماعی و اقتصادی شان تلاش جدی به خرج دهند. توسعه انسانی پس از این که مقیاس رشد اقتصادی تنها به بن بست رسید مورد نظر قرار گرفت. بنا بر این ابعاد اجتماعی، انسانی و رفاهی در کنار رشد اقتصادی شاخص توسعه را شکل دادند.

مباحث نظری در باب توسعه اسناین ریشه در نظریه‌های توسعه دارند چون نظریه‌های نوسازی، نظریه وابستگی و نظریه نظم جهانی این مباحث نظری زمینه توجه به توسعه فرا تک خطی فراهم ساخت و صرف صنعتی شدن، یا رشد تولید نا خالص ملی نشانگر پیشرفت و توسعه نیست بلکه میزان شاد بودن مردم بر میگردد به توسعه چند وجهی که عمده ترین شکل آن بر میگردد به شاخص‌های توسعه انسانی که در واقع راهکاری است برای اندازه گیری پیشرفت، توسعه انسانی در طول یک زمان مشخص میباشد.

افغانستان از جمله کشورهای جهان سوم در شرایط به شدت بحرانی و جنگ‌های داخلی و تحمیلی از یک‌طرف و گسترش فقر، نابرابری اجتماعی (قومیت، جنیسیت و طبقاتی) جایگاه این کشور را در جدول کشورهای توسعه یافته از منظر شاخص توسعه انسانی در کنار کشورهای جنوب صحرای افریقا قرار داده است که حداقل در کنار کشورهای همسایه دها مرتبه در سطح نازل قرار گرفته است. در رده بندی کشورها جایگاه آن ۱۶۹ ام با داشتن شاخص انسانی۰.۵۱۱ شاخص عمومی را در نظر گرفته است.

عامل عقب ماندگی افغانستان در امر توسعه انسانی نا امنی و جنگ‌ها قلمداد شده است و البته در سال ۲۰۲۰ با سر گرفته شدن گفتگوهای صلح شاخص‌های امید به زندگی را بیشتر ساخته و تغیر اندکی در این بخش رو نما شده است در حالی که در سایر بخش‌ها از یک دهه به این طرف به شدت افت داشته است.

 

منابع و مآخذ

  1. ازکیا مصطفی و ایمانی علی (۱۳۹۴): توسعه پایدار روستائی، تهران انتشارات اطلاعات.
  2. اسمیت، برایان کلایو (۱۳۸۴): فهم سیاست جهان سوم نظریه‌های توسعه و دگرگونی سیاسی، ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی و محمد سعید قائنی نجفی، تهران دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارد امور خارجه ایران.
  3. آصف زاده سعید و پیری ذکیه (۱۳۸۳): مفاهیم توسعه انسانی و روند شاخص توسعه انسانی در ایران، دو فصلنامه طب جنوب دانشکده پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بوشهر اسفند ماه سال هفتم شماره ۲.
  4. الدر دری عبدالله (۲۰۲۰) افغانستان در رتبه بندی توسعه انسانی در جایگاه آخر، آژانس خبر گزاری افق.
  5. ساعی دکتر احمد، (۱۳۹۳): مسایل سیاسی اقتصادی جهان سوم تهران انتشارات سمت.
  6. عبدالهی دکتر احمد (۱۳۹۵): توسعه نیافتگی و توسعه یافتگی پژهشکده علوم انسانی پرتال جامع علوم انسانی.
  7. فطرس محمد حسن و ترکمنی اسماعیل (۱۳۹۱): توسعه انسانی تعدیل شده و پایدار رشد اقتصادی: مقایسه تطبیقی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، فصلنامه علمی پژوهشی پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، سال دوم شماره هفتم.
  8. گزارش توسعه انسانی (۱۳۹۹): توسعه انسانی و اجزای آن،HUMAN DEVELOPMENT REPORT .
  9. محمدی، احمد (۱۳۹۷): بررسی شاخص توسعه انسانی (HDI) در افغانستان، وبسایت
  10. مهدیلو علی، اصغر پور حسین و تکانلو زهرا کریمی (۱۳۹۴): بررسی رابطه علیت بین شاخص توسعه انسانی و رشد اقتصادی در ایران با رویکرد مدل غیر خطی فصلنامه علمی و پژوهشی برنامه ریزی بودجه، سال ۲۱ شماره ۲ تابستان.
  11. ویکیپیدیای آنلاین فارسی (۱۳۹۹) شاخص توسعه انکشافی ولایات افغانسان.
  12. DASHBOARD 1 QUALITY OF HUMAN DEVELOPMENT (2020) Quality of human development.
  13. DASHBOARD 5 SOCIOECONOMIC SUSTAINABILITY (2020) socioeconomic sustainability.
  14. HUMAN DEVELOPMENT REPORT (2020) Gender Inequality Index
  15. TABLE 3 INEQUALITY-ADJUSTED HUMAN DEVELOPMENT INDEX (2020) Inequality-adjusted Human Development Index.

TABLE 6 MULTIDIMENSIONAL POVERTY INDEX: DEVELOPING COUNTRIES (2020): Multidimensional Poverty Index: developing countries.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=11001

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.