نویسنده: دکتر مانی فرهمند
سه سال از تسلیم دهی هدفمندانه خراسان/افغانستان توسط آمریکا و دولت مورد حمایت آن به گروه طالبان گذشت و آنچه برآیند این سیاست است، این که این کشور همچنان در انزوای داخلی و بینالمللی بسر میبرد، سیاست سرکوب، کشتار شهروندان و تبعیض قومی، زبانی و مذهبی اساس مشروعیت قبیلوی این کشور را نشان میدهد. در چنین وضعیتی است که تعریف مناسبات گروه حاکم با جهان در وضعیتی سرگردان بسر میبرد. کشورهای جهان و منطقهای که خراسان/افغانستان در آن قرار گرفته است، هرکدام به صورت جداگانه انتظارات و مطالباتی از گروه طالبان دارند. آمریکا دنبال درد سر سازی برای کشورهای روسیه، چین و ایران است و از طریق حکومت گروه طالبان و از کانال قطر میخواهد این کشورها در حالتی اضطراب و همواره نگران همسایهای باشند که با هیچ موازین حقوقی مطابقت ندارد.
به همین منوال کشورهای عربی داشتن رابطهای دوفاکتو با گروه طالبان است زیرا این کشورها دنبال حاکمیت بنیادگرای افراطی سنی اند که از شرق حکومت ولایت فقیه شیعه را تهدید نماید. و ازین کانال برای گروه حاکم در سطح بسیار نا چیز لابی گری مینمایند و همچنان ایران و روسیه از ترس درگیر شدن در جبههای که سالهای طولانی برای تغییر سیاست در آن سرمایه گزاری نمودند و اکنون به راحتی حوزه مانور آمریکا باشد و ریسک حمایت مستقیم از مخالفان مسلح را در اولویت تعریف منافع شان ندارند و ازین لحاظ همواره به جای پرداختن به متن دنبال حاشیههای تکلیف چنین روابطی اند.
بعد از تسلط طالبان بر خراسان/افغانستان هم مردم افغانستان در سراشیبی قرار گرفته اند و هم جامعهای جهانی چوب تعامل بد فرجام آمریکا با گروه هراس افگن طالبان را میخورند، افزایش مهاجرتها، گسترش بی اعتمادی بینالمللی میان کشورهای منطقه، تشدید فعالیتهای هراس افگنانهای گروههای اسلام رادیکال، در منطقه و جهان، گرایش حمایت احزاب راستگرای افراطی در اروپا به دنبال تشدید حملات تروریستی و همچنان تهدیدهای داعش، القاعده و غیره سیاست ضد مهاجرتی و حفاظت از مرزهای اروپا را به یک بحران تمام عیار مبدل ساخته است.
آنچه در داخل خراسان/افغانستان و مطالبات مدنی، حقوقی شهروندان این کشور در جریان است به دلیل واکنشهای تند گروه طالبان از این مطالبات از صحنه خواست کشورهای جهان در قبال خراسان/افغانستان خارج شده است، طوری که سازمان ملل رسماً اعلام مینماید که با یک گروه غیر متعارف مواجهه است و این گروه تنها امتیازی که دارند تسلط با استفاده از زور، خشونت و سرکوب بر اکثریت بی دفاع مردم است. ازین رو به هیچ عنوان نماینده کل شهروندان این کشور نیست و قسمت اعظم گروههای دیگر قومی، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی حامی حقوق بشر و زنان خراسان/افغانستان با سیاستهای تباری و تندروی مذهبی این گروه همخوانی ندارد، ازینرو نمیتوان با قاطعیت مطرح کرد که مشکل امنیتی و سیاسی در این کشور به پایان رسیده است.
بنابرین سیاست تعامل با گروه طالبان ناشی از یک آشفتگی و سرگردانی سیاست کشورهای جهانی است که این کشورها دنبال حفظ منافع ملی شان پس از بحران سیاسی، امنیتی در خراسان/افغانستان دامنگیر آن شده است طوری که از سه نشست گذشته دوحه در قبال خراسان/افغانستان به نظر میرسد هیچ دستآوردی برای طرفهای گفتگو در پی نداشته است. همانطوری که قبلاً نیز بیان شده است گم شده افغانستان نه تنها امنیت است بلکه سیاستگذاری عقلانی و حمایت جهان از آزادی نیز به گذار از بحران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کمک میکند.
مانی فرهمند