نویسندگان:
جاوید راحل
هاشم”حسنی”
این پژوهش، مطالعات امنیتی در جهان سوم را مورد مطالعه قرار داده است. در این پژوهش از روش مطالعه اسنادی و کتابخانهای بهره جسته ایم. در کشور های توسعه یافته، امنیت بیشتر خارجی تعریف میشود، یعنی مربوط به محیط و بازیگران خارجی است. در حالی که امنیت در جهان سوم عمدتا داخلی میباشد و امنیت خارجی هم بیشتر متاثر از موضوعات امنیتی داخلی بوده است.
امنیت به وضعیت اشاره دارد که شخص یا جامعه از خطرات، تهدیدات، و خسارات مختلف محافظت شده باشند و احساس اطمینان سلامت وسلامتی خود داشته باشند. این شامل محافظت از جان، اموال، اطلاعات شخصی، حقوق، و سایر موارد است که ممکن است تحت تهدید قرار بگیرند.
امنیت، ابهام آلوده ترین، مناقشه برنگیزترین، پرکاربرد ترین و در عین حال محوری ترین مفهوم در سیاست جهانی است. این ویژه گیهای مفهومی امنیت در واقعیتهای عینی بینالمللی نیز رسوخ کرده اند، به گونهای که این مفهوم به طوری پیوسته و شتابان دستخوش تحول است. به همین جهت، امنیت مفهوم ثابت و شفافی نیست، بلکه در متن تاریخ شکل گرفته و مدام در حال تغیر است. تحول مفهومی امنیت، برآیند تلاشی در راستای تبیین دگرگونیها در پویشها و متغیرهای امنیت در جهان عینی و در تعاملات میان کنشگران است.
در دوران جنگ سرد، مطالعات امنیتی صرفا مبتنی بر «تهدید نظام»، «کاربرد نیزوی نظامی» و «مدیریت امور نظامی» بود اما در واپسین سالهای این دوران، تلاشهای علمی مختلفی برای گسترش مفهوم امنیت انجام گرفت و درین میان، موضوعاتی از قبیلی طیف تهدیدها، مرجع امنیت، افول قدرت کنشگران جدید غیردولتی سازمانهای بینالمللی غیر دولتی و شرکت های چند ملیتی در محور مباحث جدید قرار گرفتند.
تحولات از قبیل تشدید وابستگی متقابل میان دولتها ظهور کنشگران جدید در عرصهای امنیت جهانی و برجستگی موضوعات و مسایل جدید در دستور کارهای امنیتی که از دهه ۱۹۷۰م به بعد رخ داده اند موجب شدند تعربف مضیق و نظامی محورانهای امنیت مورد باز نگری قرار گیرد.
کمیسون برانت در گزارش سال ۱۹۸۰م با عنوان (شمال_جنوب:برنامهای برای بقاء)خواستار ارائه برداشت جدیدی از امنیت شد که از برداشتهای مضیقی که بر پایه دفاع نظامی بودند فراتر میرفت. از دههای ۱۹۸۰م برخی از نویسنده گان با مشاهده کشورهای جهان سوم و برسی چالشها و معظلات آنها در زمینه امنیت به این نتیجه رسیدند که تعارف سنتی از امنیت نمیتواند پاسخگوی و تبیین کننده معضل امنیت در جهان سوم باشد از داخل با خلاء امنیتی مواجه هستند.
به عباره دیگر مسایل امنیتی این کشورها را جوامع آنها و تهدیداتی که این رژیمها از جانب جوامع خود احساس میکند بر میگردد در حالی که واژهای امنیت ملی اساس برای تبیین چالشهای امنیتی که کشورهای غربی از خارج از مرزهایشان با آن درگیر بودند تعریف میشود بر این اساس برخی نویسنده گان صحبت از نظریهای امنیت ملی در جهان سوم کردند که از مهمترین آنها به المان، بری بوزان،جی مارتین و آزره اشاره داشت (پژوهیشنامه تاریخ،سیاست و رسانه،۱۳۹۷: ۳۶۴)
۱.تعریف مفاهیم
1. ۱. جهان سوم
جهان سوم اصطلاحی است که در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ رواج یافت و مقصود از آن مجموعه کشورهای تازه استقلال یافته قاره های آسیا و آفریقا و همچنین مجموعه کشورهای است که نه از شمار کشورهای توسعه یافتهای سرمایه داری به شمار می آیند و نه از شمار کشورهای کمونست. درین معنی کشورهای مانند چین، کره شمالی، ویتنام و کامبوج نیز، اگرچه رژیم کمونست دارند، در مجموعه ای جهان سوم می گنجند. عنوان همردیف این اصطلاح برای این کشورها، کشورهای «توسعه نیافته »، «کم توسعه» یا «رو به توسعه» است.
مفهوم جهان سوم پشینه کشورهای امریکای لاتین، کشورهای آسیایی و آفریقایی را در بر میگیرد. بیشتر این کشورها پشینه استعمار زدگی دارند و از امپریالیزم نفرت دارند و گرفتار فقرو انفجار جمعیت اند و در سازمان ملل بیش از دو سوم کشورهای عضو را تشکیل میدهند.
در دهههای ۱۹۵۰و ۱۹۶۰ یک جنبش سیاسی بینالمللی دراین کشورها برای کسب هویت خاص سیاسی و اخلاقی در برابر دو«بلوک شرق» و «بلاک غرب» پدید آمد که رهبران برجسته آن جوهر لعل نهرو از هند، ناصر از مصر، سوکارنو از اندونزی و تیتو از یوگسلاوی سابق بودند.
«کنفرانس باندونگ» و «کنفرانس بلگراد» اجتماعی از رهبران بیشینه اینگونه کشورها بود که بنام « غیر متعهد» در پی کسب هویت تازه بینالمللی بودند حتی بعضیها فکر میکردند که بلاک سوم شکل میگیرد ولی اعضای این جنبش به مرور زمان به دلایل مختلف به دو بلاک گرایش پیدا کردند. ( کتاب دانشنامه سیاسی، داریوش آشوری، تهران)
حیات اقتصادی این کشورها با حیات اقتصادی جوامع سرمایهداری صنعتی پیشرفته تفاوتهای زیادی دارد، از جمله وجود انواع شیوههای تولید و معیشت سنتی (ماقبل صعتی) در کنار شیوههای کم بیش سرمایه دارانه و حتی صنعتی و تمرکز بخش اعظم فعالیتهای تولیدی در مواد خام کشاورزی و معدنی (آنچه این کشورها توانایی صدور آن را دارند)
بیشتر این کشورها در تجارت جهانی موقعیت نامساعدی دارند. درامد سرانه در این کشورها (جز چند کشور استثنایی که از منابع غنی تر به ویژه نفت برخوردارند به نسبت کشورهای پشرفته صنعتی، بسیار پایین است و نحوه توزیع آن نا عادلانه است به محوی که بخشی عظمی از جمعیت این کشورها در زیر خط فقر مطلق به سر میبرند و گرسنگی و سوء تغذی دراین کشورها امری عادی است.
زندگی سیاسی در این کشورها به طوری عمده غیر دموکراتیک است و قدرت های سیاسی معمولا بر پایههای نظیر نظامیگری، زور مداری، پدر سالاری، شیخوخیت، قبیلهگرای، و شخصیت پرستی استوار است و خشونت و سرکوب از رایج ترین شیوههای حکومت است.(مسائل سیاسی ـ اقتصادی جهان سوم، ۱۳۹۸، ۶)
۲. ۱. مفهوم امنیت
مفهوم امنیت یکی از مسایل کلیدی در مباحث مسایل سیاسی جهان مطرح شده و توسط دانشمندان علوم سیاسی، روابط بینالملل، سیاست مداران، فلاسفه، صاحب نظران و نظامیان مورد بحث قرار گرفته است. اما هیچ تعریفی در رابطه به امنیت وجود ندارد که بین دانشمندان اتفاق نظر داشته باشد در واقع موجودیت سلاحهای هسته یی نیزیکی از موضوعات کلیدی امنیتی میباشد.عدهای امنیت را جز اساسی و جدایی ناپذیر منافع ملی میدانند. مسئله امنیت هم در داخل، منطقه و جهان مطرح بوده و هدف اساسی ایجاد دولتها را برقراری امنیت میدانند. (وسیم”آرین” چپتردرسی، ۱۴۰۰)
استراتژستها: امنیت را بقای دولت می دانند. دانشمدان روابط بین الملل: امینت را ایمنی دولت از تهدیدات هسته ای،زیست محیطی و تروریستی می دانند. در واقع امنیت رهایی از خطر، تهدید، اضطراب است. امنیت فراغت از هر گونه تهدید و یا حمله میباشد. یا آمادگی با هر گونه رویارویی است.جیاکومالوچیانو: امنیت را توانایی رویا رویی در برابر تجاوز خارجی است.
امنیت توانایی یک ملت برای پیگری منافع ملی یا هر نحوه ممکن است. بوزان:امنیت عبارت است از رهایی تهدید است. عماره: امنیت یعنی آرامش وآسودهگی خاطر از اینکه ذر زمان حاضر و آینده،انتظار نمی رود که اتفاق نا خوشایند روخ دهد. جانائی مورز: امنیت یعنی رهایی نسبی از تهدیدات زیان بخش است.
۲.تهدیدات امنیتی
رویدادی که پیامدهای بالقوه، منفی برای بقا یا رفای یک دولت، جامعه یا یک فرد دارد، تهدید امنیتی محسوب میگردد. وجود عوامل متعدد و گوناگون در تعریف تهدید امنیتی، طبقه بندی تهدید را به یک امر دشوار و بسیار سیاسی مبدل میسازد. منابع دولتها وسازمانهای بینالملی محدود است و از این رو آنها ناگذیر اند که یا به یک تهدید که مقیاس و شدد آن محدود ولی احتمال وقوع آن زیاد است اولیت بدهند یا بیشتر توجه خود را به تهدید معطوف دارند گه گستره آن جهانی و پیامدهای آن مرگ بار است، ولی وقوع آن نسبتا کم. مثلا از میان تهدیدهای جدیدی که دولتها شناسایی کرده اند، سلاحهای هستهای به عنوان یکی از تهدیدات امنیتی محسوب میشود.
به هر اندازه که تهدیداتهای امنیتی گسترده شوند به همان اندازه مفهوم امنیت نیز گسترش پیدا میکند، زیرا تلفات را که تهدیدهای فرا ملی و فروملی به بار آورده اند، بسیار بیشتر از منازعات بزرگی بین دولتی میباشد. سیاست مداران، نظامیان و عامه مردم دریافته اند که جرم، تخریب محیط زیست و بیماریهای کشنده ساری نه تنها امنیت فردی بلکه امنیت ملی را نیز به مخاطره میاندازند. این تحول بازتاب گسترده ای در زمینه بر آوردهای امنیتی در سراسر جهان به شمول امریکا و سایر نهادهای بین الملی داشته است. مثلا اتحادیه اروپا که یک سازمان اقتصادی است، شمار فزاینده ای از مسایل مورد توجه خود را از جمله مهاجرت و کمک عمرانی را بر حسب امنیت تعریف میکند.
۳. انواع تهدیدات امنیتی از دید باری بوزان
1. ۳. تهدیدات سیاسی:این تهدیدات متوجه نظام سیاسی کشور میشود
2. ۳. تهدیدات فزیکی: متوجه منابع ،جمعیت و مرزهای یک کشور می شو.
3. ۳. تهدیدات ناسیونالیستی: متوجه ملت گرایی می شود(“آرین”محمد وسیم، چپتردرسی ،۱۴۰۰)
۴. امنیت در جهان سوم
1. ۴. امنیت ملی
موضوع امنیت در جهان سوم بسیار گسترده است واز جنبههای مختلف مطرح میشود. این مطعالعات ممکن است شامل برسی تهدیدات امنیتی مختلف مانند تروریسیم، جرم سازمان یافته، تهاجمهای سایبری، تبعیض نژادی، اقتصادی، انتشار سلاحهای هسته ای و حتا تغیرات زسیت محیطی باشد. علاوه براین،مطالعات امنیتی در جهان سوم میتواند به برسی عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی فرهنگی که نقش مهمی در ایجاد و تشدید تهدیدات امنیتی دارند، متمرکز شوند. این شامل برسی فقر، نابرابری تضاد قومی تفاوتهای فرهنگی و تحولات سیاسی و اجتماعی است که میتواند به ناپایداری و تهدید امنیتی در کشورها و مناطق مختلف جهان سوم منجر شود.
۲. ۴. آیا امنیت ملی قابل استفاده در جهان سوم می باشد؟
یکی از زمینههای مهمی که در خصوص مسایل امنیتی جهان سوم مورد توجه قرار گرفته و تقریبا از محورهای بنیادین در مطالعات امنیتی در جهان سوم میباشد یافتن پاسخ به این سوال است که آیا ایده امنیت ملی مفهوم قابل استفاده و با معنی در جهان سوم میباشد؟
یافتن پاسخ به این سوال مستلزم یافتن معیارهای است که برای سنجش ایده امنیت ملی به هر دو جهان قابل تعمیم باشد این معیارها را بر پایه دو محور یعنی « ماهیت حکومت» به عنوان مصداق ایده امنیت ملی و «ماهیت محیط»که به وجود آورنده شرایط پیگیری ایده امنیت ملی در جهان سوم میباشد. میتوان مورد بررسی قرار داد.
بهترین و مؤثرترین معیار امنیت ملی در چارچوب ماهیت حکومت «انسجام سیاسی،اجتماعی» و در چارچوب ماهیت محیط «نوع محیط امنیتی» میباشد که برای سنجش قابلیت تسری ایده امنیت ملی به جهان سوم به کار رفته است.
برای بالا بردن دقت ارزیابی اقدام به شاخص سازی برای این دو معیار میکنیم. سه شاخص«حکومتهای یکپارچه»، «حکومتهای چند پاره» و «حکومتهای دستخوش بی نظمی» را برای متغیر انسجام سیاسی،اجتماعی در چارچوب حکومت بکار میگیریم.
حکومتهای یکپارچه: حکومتهای که با حمایت مردم و یا حداقل مخالفت به طور مشروع ذکر میشود.
حکومتهای چند پاره: حکومتهای هستند که قدرت آنان از راه سلطه حفظ شده است و رقابت میان گروههای مختلف قدرت در داخل کشور برای دست یافتن به حکومت همواره وجود دارد و مشروعیت در آن چند پاره است.
حکومتها دستخوش بی نظمی: حکومتهای هستند که مشروعیت در آن بسیار ضغیف و هیچ گونه اقتدار و قدرت وجود ندارد و دایماَ میان گروههای مختلف که دارای قدرت نسبتاَ برابری میباشد در گیری مسلحانه برای گسترش نفوذ و قدرت وجود دارد.
در خصوص معیار«نوع محیط امنیتی» سه شاخص «تعادل قوای نا متقارن». «تعادل قوای متقارن» و «تعادل قوای فراملی» را به کار میبریم که در این خصوص تعادل قوای متقارن مربوط به محیط امنیتی کشورهای قوی با قوی است. تعادل قوای نا متقارن مربوط به محیط امنیتی کشورهای قوی با ضعیف است.و تعارل قوای فراملی به محیط امنیتی کشورهای ضعیف با ضعیف میباشد.
بر اساس این معیارسازی شاخص بندی و تعریف هر یک از شاخصهها کشورهای غربی مصداق بارز حکومتهای یک پارچه و کشورهای جهان سوم مصداق بارز حکومتهای چند پاره و یا دستخوش بی نظمیها میباشد.
از سوی دیگر ایده امنیت ملی در کشورهای برخوردار از حکومتهای یکپارچه ظهور و توسعه یافته است و از آن جا که معیار انسجام سیاسی و اجتماعی یکی از معیارهای اصلی و مهم امنیت ملی میباشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که ایده امنیت ملی به کشورهای دارای حکومت یکپارچه قابل تعمیم نیستند . به بیان دیگر به کشورهای جهان سوم قابل تسری نمیباشد به عباره دیگر ایده امنیت ملی در کشورهای داری حکومت یکپارچه در برابر تهدیدات ناشی از بیگانگان بکار میرود نه در برابر تهدیدات داخلی.
اما از لحاظ محیط امنیتی کشورهای دارای حکومتهای یکپارچه که اتفاقاَ جزو کشورهای قوی نیز میباشد بر اساس موازنه قوای متقارن شکل گرفه است لذا ارتباط بین آنها بر اساس سلسله مراتب مشخص میباشد.
در حالت موازنه نامتقارن محیط امنیتی بر اثر مداخله کشور قوی در کشور ضعیف که ناشی از حمایت کشورهای قوی از یک گروه یا جناح به خصوص در کشورهای ضعیف و یا فعالیت علیه یک جناح خاص در همان کشور میباشد و از سوی دیگر از تمایل یک گروه به خصوص در داخل کشور ضعیف به منظور بهره گیری از اتحاد با کشور قوی برای غلبه بر دیگر گروههای داخلی شکل میگیرد اما در حالت تعادل قوای فراملی محیط امنیتی بر اثر مداخله و یا تاثیر سیاست داخلی یک کشور ضعیف در کشور دیگر شامل حکومتهای چند پاره و یا دستخوش بینظمی شکل میگیرد.
با توجه به روابط سه گانه در خصوص «نوع محیط امنیتی»نتیجه گرفت که محیط امنیتی کشورهای قوی با حکومتهای یکپارچه با محیط امنیتی کشورهای ضعیف با حکومت های چند پاره و یا دستخوش بی نظمی هم از جهت نوع و هم از جهت کیفیات داخلی دارای تفاوتهای زیادی است.
بنابراین از این جهت نیز ایده امنیت ملی قابل تسری در جهان سوم نمیباشد .از سوی دیگر ایده امنیت ملی یک ایده محافظه کارانه و مبتنی بر حفظ وضع موجود میباشد و نشانگر شرایط کشورهای است که محیط امنیتی آنان مستعد به ثبات افزونتر میباشد در حال که کشورهای جهان سوم سعی در اعمال دیدگاههایشان در نظام بینالملل دارند یعنی آنها خواستار تغییر وضع موجود میباشد لذا از این معنی ایده امنیت ملی قابل تسری در جهان سوم نمیباشد.
۳. ۴. مفهوم امنیت ملی در جهان سوم
مفهوم امنیت ملی در جهان سوم با توجه به ویژهگیهای خاص آن با مفهوم امنیت در کشورهای توسعه یافته متفاوت است در کشورهای توسعه یافته امنیت بیشتر خارجی تعریف میشود یعنی مربوط به محیط و بازیگران خارجی است در حالی که در جهان سوم عمدتاَ داخلی میباشد و آن مجموعهای هم خارجی بیشتر متاثر از موضوعات امنیتی داخلی بوده است در جهان غرب امنیت دارای پیوستگی روابط مثبت با نظم بینالملل و ساختار امنیت بینالملل بوده در حالی که در جهان سوم امنیت با نظم بینالمللی و ساختار امنیت بینالملل دارای روابط منفی میباشد و یا حداقل پیوستگی مثبت و سازنده میان این دو وجود ندارد.
امنیت در جهان غرب عمدتاَ از طریق اتحادهای سازنده میان کشورهای مختلف تامین شده است این در حالی است که کشورهای جهان سوم نتوانسته است امنیت خود را در پیوند با امنیت دیگر واحدها تعریف نمایند امنیت در جهان سوم دولت محور و مبتنی بر موضوعات سیاسی است تاکید یر اولویت جوزه سیاسی در تعریف امنیت به آن معنی نیست که این حوزه می تواند یا باید از دیگر حوزه ها و فعالیت ها اجتماعی در حالی که به مساله امنیت مربوط میگردد مجزا باشند به عباره بهتر دیگر موضوعات و حوزههای مانند اقتصاد، زیست محیطی یا فرهنگی و اجتماعی، زمانی که ایجاد کننده تهدیدات سیاسی بوده و دولت و نهاد آن را تهدید نمایند آن موقع موضوعات امنیتی خواهد شد.
از آنجای که مفهوم امنیت در جهان سوم در قالب سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است و با توجه به دولت محور بودن آن لذا در کشورهای جهان سوم این مفهوم بر اساس آسیب پذیریهای داخلی و خارجی دولت تعریف میشود. بنا بر این مطابق این دید گاه هر اندازه یک دولت یا رژیم در یک طیف«آسیب پذیری تا فقدان آسیب پذیری» به سوی فقدان آسیب پذیری حرکت نماید امنیت آن رژیم بیش خواهد شد از طرف دیگر مسایل مانند بدهیها، کشتار، قحطی و موارد از این قبیل در صورتی موضوعات امنیتی تعریف خواهد شد که رژیم سیاسی نهادها و نخبگان آن را تهدید مینمایند. (گکاری، ۱۳۹۷، ۳۶۷)
۵. ابعات امنیتی درجهان سوم
1. ۵. امنیت فرهنگی در جهان سوم
امنیت فرهنگی در جهان سوم میتواند به مجموعهی از شرایط، سیاستها، و عوامل مرتبط با حفظ و حراست از فرهنگها و ارزشهای فرهنگی در جوامع اشاره دارد. این امر شامل موارد مانند حفظ زبانها، تاریخچه و هویتهای فرهنگی، محافظت از میراثهای فرهنگی، احترام به تنوع فرهنگی، و پیشگیری از تخریب فرهنگی است.
در جوامع جهان سوم، امنیت فرهنگی ممکن است با چالشهای مانند تبعیض نژادی، انحراف فرهنگی، ترویج تعصبات فرهنگی، و از دست دادن هویت فرهنگی مواجه شود. برای تضمین امنیت فرهنگی، توجه به آموزش، فرهنگسازی، ترویج احترام به تفاوتها، تقویت هویتهای فرهنگی محلی، و ارتقاء همکاری بین فرهنگها و مردمان مختلف ضروری میباشد.
به عنوان مثال، سیاستها مرتبط با حفاظت از زبانها و فرهنگهای محلی، ترویج همکاریهای فرهنگی بین کشورها، و تقویت آموزش در زمینه تاریخ و فرهنگ میتواند به افزایش امنیت فرهنگی در جوامع جهان سوم کمک کند.
۲. ۵. امنیت اجتماعی در جهان سوم
امنیت اجتماعی در جهان به وضعیت کلی امنیت و ثبات در جوامع با در نظر گرفتن عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اشاره دارد. و بهبود امنیت اجتماعی میتواند به وسیله موارد ذیل توضیح داده شود.
1.اقتصاد و توزیع عادلانه ثروت: نابرابری اقتصادی و فقر میتواند منجر به نارضایتی اجتماعی، جرم و جنایت، و نا امنی شهری شود. سیاستهای اقتصادی برای توزیع عادلانه ثروت، ایجات فرصتهای شغلی، و کاهش فقر میتواند امنیت اجتماعی را تقویت کند.
2.عدالت اجتماعی و حقوق بشر: حفظ حقوق بشر، اعم از حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و اجرای عدالت اجتماعی، بهبود امنیت اجتماعی را تضمین میکند.
3. آموزش: دسترسی به آموزش و خدمات بهداشتی برای همه اعضای جامعه، امکانات توسعه فردی و اجتماعی را فراهم میکند و از دسترسی به فرصتهای بهتر و پیشرفت در اقتصاد و جامعه حمایت میکند که این نیز بهبود امنیت اجتماعی را به دنبال دارد.
4. مدیریت شهری و سیاست گذاری عمومی: مدیریت شهری موثر و سیاست گذاری عمومی منجر به ایجاد محیطهای شهری امن، حفظ نظم عمومی، و تسهیل در دسترسی به خدمات اساسی مانند آب،ب رق، حمل و نقل عمومی، و سرویس بهداشتی میشود.
5. حقوق زنان و کودکان: تضمین حقوق زنان و کودکان و پیشگیری از خشنونت علیه آنها امنیت اجتماعی را ارتقا می دهد.
6. مدیریت بحران و امنیت ملی: توانایی مقابله با بحرانهای طبیعی و انسانی، مبارزه با جرم سازمان یافته و تروریسم، و حفظ امنیت مرزها از جمله عواملی هستند که به امنیت اجتماعی کمک میکنند. این موارد، همگی در کنار یکدیگر، امنیت اجتماعی را در جوامع جهان سوم تضمین میکنند.
۳. ۵. امنیت سیاسی در کشورهای جهان سوم:
ارزیابی امنیت سیاسی در جهان سوم به وسیله بررسی وضعیت سیاستها، نظامهای حکومتی، احترام به حقوق بشر و دموکراسی و پایداری سیاسی انجام میشود در زیر جزییاتی از عوامل که در ارزیابی امنیت سیاسی در جهان سوم نقش دارند توضیح می دهیم:
1. دموکراسی و حکومت قانون: وجود یک نظام دموکراتیک و حکومتی که از اصول قانونی پیروی میکند امنیت سیاسی را تضمین میکند.حقوق شهروندی، شفافیت در اداره کشور، و حسابرسی مسولان نیز از جمله عواملی هستند که اهمیت دارند.
2. حقوق بشر و آزادی های مدنی:آزادی بیان،حریم خصوصی،و عدم تبعیض نقش مهمی در امنیت سیاسی دارد. رژیمهای که این حقوق را نادیده میگیرند معمولا با نقض حقوق بشر و توضیح امنیت سیاسی مواجه هستند.
3. پایداری سیاسی: پایداری سیاسی و عدم ناپایداری سیاسی در جامعه از جمله عوامل است که بر امنیت سیاسی تاثیر میگذارد.ناپایداری ممکن است منجر به نا امنیهای داخلی و خارجی شود و امنیت سیاسی را به خطر بیاندازد.
4. مدیریت امور بین المللی و روابط بین المللی:روابط بین الملل متعادل احترام به حاکمیت ملی دیگر کشها و پیوند با سازمانهای ببینالمللی میتواند به ایجاد امنیت سیاسی در جهان سوم کمک کند.
5. میارزه با فساد:فساد سیاسی می تواند به عدم امنیت سیاسی و اجتماعی منجر شود.تدابیری برای مبارزه با فساد.ایجاد شفافیت و اعتماد عمومی را تقویت کرده و امنیت سیاسی را بهبود میبخشد.
6. حمایت از حقوق کودکان و زنان: حمایت از حقوق کودکان و زنان و پیشگیری از خشونت علیه آنها جزء
مهمی از امنیت سیاسی است. با توجه به این عوامل ارزیابی امنیت سیاسی در جهان سوم به وسیله بررسی موارد فوق و ارزییابی نقاط قوت و ضعف در هر زمینه صورت می گیرد تا اقدامات برای بهبود امنیت سیاسی انجام شود.
۴. ۵. امنیت روانی و بهداشتی
1. امنیت بهداشتی: شاخصههای بهداشت عمومی: شاخصههای مانند مانند نرخ مرگ و میر، نرخ بیماریهای واگیر، پوشش و دسترسی به خدمات بهداشتی و میزان بهرهوری از سیستم بهداشتی محلی را در نظر میگیریم. شرایط بهداشت محیطی شامل کیفیت آب و هوا،آوده گی هوا و آب، بهداشت عمومی محیطهای شهری و روستای، و سطح آلودهگی وضد عفونی بخشهای عمومی مانند بیمارستان ها و مدارس است.
2. امنیت روانی: شاحصه های امنیت روانی: شاخصههای مانند نرخ اختلالات روانی، میزان اعتماد به نفس، میزان انزوا و اندوختگی اجتماعی،و میزان رضایت و خوشبختی روانی افراد را برسی می کنیم.
پشتبانی اجتماعی روابط انسانی میزان حمایت اجتماعی ،مهارت های ارتباطی،و روابط انسانی در جوامع به عموان عوامل مهمی در امنیت روانی مورد بررسی قرار میگیرد. دسترسی به خدمات روان پزشکی میزان دسترسی به مشاوره و درمان روانی، وجود منابع و خدمات روان پزشکی در جوامع،و پوشش بیمه درمانی روانی مورد بررسی قرار میگیرد برای ارزییابی دقیقتر امنیت بهداشتی و روانی معمولا از داده های آماری و نظر سنجیها و پژوهشهای مربوطه استفاده میشود. استفاده از این داده ها و اطلاعات کمک میکند تا نقاط ضعف موجود شناسای شود و برنامههای برای بهبود امنیت بهداشتی و روانی در جوامع اجرا گردد. موارد که ذکرگردید معیارهای می باشد که در جهان سوم بسیار ضعیف عمل می کند همیشه نا امنی را در قبال داشته است.
در نتیجه، مفهوم جهان سوم پشینه کشورهای امریکای لاتین، کشورهای آسیایی و آفریقایی را در بر میگیرد. بیشتر این کشورها پشینه استعمار زدگی دارند و از امپریالیزم نفرت دارند و گرفتار فقرو انفجار جمعیت اند و در سازمان ملل بیش از دو سوم کشورهای عضو را تشکیل میدهد.
مفهوم امنیت ملی در جهان سوم با توجه به ویژه گیهای خاص آن با مفهوم امنیت در کشورهای توسعه یافته متفاوت است در کشورهای توسعه یافته امنیت بیشتر خارجی تعریف میشود یعنی مربوط به محیط و بازیگران خارجی است در حالی که در جهان سوم عمدتاَ داخلی میباشد و آن مجموعهای هم خارجی بیشتر متاثر از موضوعات امنیتی داخلی بوده است در جهان غرب امنیت دارای پیوستگی روابط مثبت با نظم بینالملل و ساختار امنیت بینالملل بوده در حالی که در جهان سوم امنیت با نظم بینالمللی و ساختار امنیت بینالملل دارای روابط منفی میباشد و یا حد اقل پیوستگی مثبت و سازنده میان این دو وجود ندارد.
منابع
1. مسائل سیاسی ـ اقتصادی جهان سوم:دکتر احمد ساعی.۱۳۹۸
2. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشکده(سمت)پژوهشکده تحقیق و علوم انسانی.
3. امنیت بین الملل،پوهنیار«اکبری»عنایت الله.چپتر درسی.۱۴۰۲
4. مقاله نقش امنیت پایداردر حکمرانی خوب.مهدی بدخشانی،اولین همایش ملی حکمرانی(۱۳۹۸)تهران.
5. مقاله تحلیل ابعاد امنیتی دولت ایران در قرن بیسیت و یک ،سید شمس الدین صادقی،سعود نادری.۱۳۹۵
6. مقاله ساختار نظام بین الملل و امنیت ملی با تاکید یر جهان سوم (محمد ترابی)
7. آرین«محمد وسیم»چپتر درسی (۱۴۰۰).دانشگاه البیرونی.
8. Bary buzan”people stat and fear.
9. The national security problem in the third world”۱۹۹۸.pp.14.