دیدگاه خبرگزاری خراسان تایمز
نویسنده: دکتر مانی فرهمند
برای دستیابی به توسعه سیاسی مبتنی بر نقش و مشارکت مردم در کشورهای پس از بحران ضرورت بر شکل گیری گذار به وضعیت مطلوب راهکارهای مختلفی را پیشروی شان قرار میدهند ازین لحاظ مسیر برون رفت از بحران جاری کشور نیاز به همبستگی و همآهنگی سه عنصر کلیدی مثلث امنیت، عقلانیت و آزادی بصورت همزمان میباشد که همواره یکی از این سه تکه پازل گم بوده است.
نشستهای فارمت مسکو، تاشکند، تهران، دوحه و غیره که به ابتکار برخی از کشورهای منطقه و جهان پیرامون خراسان/افغانستان تدویر یافته است از این سه ضلع موجود مثلث امنیت، عقلانیت و آزادی؛ صرفاً با تامین امنیت فارغ از چگونگی آن توافق دارند ایشان به دنبال حمایت کسب مشروعیت حکومت گروهی اند که تنها گزینه پیشروی خویش به عنوان یک شریک موقت در بازه زمانی کوتاه میبینند که به آن نیاز دارند؛ بنابرین به هیچ قیمتی نمیتوان مدعی شد که ثبات سیاسی و توسعه را به این کشور بر گرداند. کشورهای همسایه فقط نگران امنیت داخلی و جلوگیری از نفوذ تروریسم اند.
نشستهای مخالفان گروه طالب در ویانا، دوشنبه، و غیره که به دنبال جلب توجه جهان جهت مسئولیت پذیر ساختن گروه طالبان در خراسان/افغانستان است تأکید بر دو ضلع دیگر این مثلث دارد که استفاده از عقلانیت برای برگرداندن جایگاه و مطالبات مردم، حقوق بشر و حقوق اساسی زنان و همچنان خواستهای مخالفان ایدئولوژی قومی مذهبی گروه طالبان نیز دنبال فضای آزاد سیاسی و دستیابی به دو عنصر کلیدی یعنی استفاده عقلانی از فرصتها و به رسمیت شناختن آزادیهای مدنی مردم است. منطق غالب در نشستهای مخالفان طالب این است که امنیت در سایه تفنگ یک امنیت کاذب است و هر زمان احتمال شکسته شدن آن وجود دارد، موردی که کشورهای همسایه کمتر ابراز داشته اند.
تاریخ یک قرن اخیر خراسان/افغانستان نشان داده است که هرگونه تلاش ملی، منطقهای و جهانی پیرامون دستیابی به ثبات منطقهای خراسان/افغانستان بدون در نظر داشت مطالبات همگانی و تحقق اتصال اضلاع اساسی امنیت، عقلانیت و آزادی نابکار و محکوم به شکست بوده است. بنابرین دایره مطالبات جامعه بینالمللی را تنها از خواست گروه طالبان به سمت خواست مردم در بند نیز گسترش دهند. به جای این که دیده شود گروه طالبان چی میخواهند باید توجه را متمرکز به خواست مردم داشت.
امنیت تنها گمشده مردم نبود که این گروه آن را به ارمغان آورده باشند گروه طالبان که خود عامل نا امنی دو دهه قبل بودند در اثر یک توطئه به قدرت دست یافتند و امروز نقش سرکوب مردم را در یک فضای امن برای اهداف خود شان دارند انجام میدهند. این امنیت فقط برای گروه حاکم تعریف خوش آیند دارد نه برای شهروندان و مردم عادی. تصور جهان این است که میزان نا امنی کاهش یافته است لذا حتمن درست نیست زیرا امنیتی که جهان به آن دلخوش نموده است برای شهروندان بی معنی است، میزان جرایم جنایی، دزدی، اختتاف، اختلاس، رشوت نسبت به جمهوریت هشتاد در صد افزایش یافته است.
گروه طالبان هرگز نمیتوانند با چنین روشهای غیر عاقلانه و مبتنی بر فضای فکری قرون وسطی و در میان کشورهای جهان به نتیجهای برسند و برایند هر گونه تلاش این گروه محکوم به شکست است. این گروه صرفاً میتوانند در قسمت تامین امنیت با مردم خراسان/افغانستان همکاری نمایند و خود دست به نا امنی نزنند و بقیه دو رکن دیگر عقلانیت و آزادی کار نیروهای متخصص، متعهد و شهروندان این کشور است