احمد روئین زرتشت
بخش چهارم و پایانی
- ۱. ۲. بخش اول
ایالات متحده متعهد است که تمام نیروهای نظامی امریکا، متحدان و شرکای ائتلافی، به شمول تمام کارمندان غیر نظامی و غیر دیپلماتیک، پیمانکاران امنیتی خصوصی، مربیان، مشاوران و پرسنل خدمات حمایتی خود را در عرض ۱۴ ماه پس از اعلام این موافقتنامه خارج کند و اقدامات ذیل را در این زمینه روی دست خواهد گرفت.
الف. ایالات متحده، متحدان آن و ائتلاف اقدامات زیر را در ۱۳۵ روز اول انجام خواهند داد:
۱) آنها تعداد نیروهای امریکایی در خراسان/افغانستان را به ۸۶۰۰ [تن] کاهش خواهند داد و به همان تناسب تعداد نیروهای متحدان و نیروهای ائتلاف کاهش داده میشود. ۲) ایالات متحده، متحدان آن و ائتلاف تمام نیروهای خود را از ۵ پایگاه نظامی خارج خواهند کرد.
ب. با توجه به تعهد و عمل امارت اسلامی طالبان -که توسط ایالات متحده بهعنوان یک دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- در بخش دوم این موافقتنامه، ایالات متحده، متحدان آن و ائتلاف این اقدامات را اجرا خواهند کرد:
ایالات متحده، متحدان آن و ائتلاف، خروج کلیه نیروهای باقیمانده را از خراسان/افغانستان طی ۹ ماهونیم باقی مانده تکمیل خواهند کرد.
ایالات متحده، متحدان آن و ائتلاف تمام نیروهای خود را از پایگاههای باقیمانده خارج خواهند کرد.
ج. ایالات متحده متعهد است که با تمام طرفهای ذیربط فورا کار در مورد آزادسازی هرچه زودتر اسیران جنگی و سیاسی را بهعنوان یک اقدام اعتمادسازی شروع کند. تا ۵ هزار زندانی امارت اسلامی طالبان -که توسط ایالات متحده بهعنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- و تا ۱ هزار زندانی طرف دیگر تا ۱۰ مارچ ۲۰۲۰، روز اول مذاکرات بینالافغانی که مطابق است به ۱۵ رجب ۱۴۴۱ هجری قمری و ۲۰ حوت ۱۳۹۸ هجری خورشیدی آزاد خواهند شد. طرفهای ذیربط هدف دارند که تمام زندانیان باقیمانده را طی سه ماه بعدی آزاد کنند. ایالات متحده به تکمیل این هدف متعهد است. «امارت اسلامی افغانستان» -که توسط ایالات متحده بهعنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- متعهد است که زندانیان آزادشدهاش به مسئولیتهای ذکرشده در این موافقتنامه متعهد باشند تا تهدیدی از جانب آنها متوجه امنیت ایالاتمتحده و متحدانش نباشد.
د. با شروع مذاکرات بینالافغانی، ایالات متحده بازنگری اداری خود را در مورد تحریمهای فعلی امریکا و لیست پاداشها علیه اعضای امارات اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- با هدف برداشتن این تحریمها تا ۲۷ آگست ۲۰۲۰ که مطابق با ۸ محرم ۱۴۴۲ هجری قمری و ۶ سنبله ۱۳۹۹ هجری خورشیدی است، آغاز خواهد کرد.
ه. با شروع مذاکرات بینالافغانی، ایالات متحده تعامل دیپلماتیک خود را با سایر اعضای شورای امنیت سازمان ملل و افغانستان برای حذف نام اعضای امارات اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- از لیست تحریمها با هدف انجام آن تا تاریخ ۲۹ می سال ۲۰۲۰ که مطابق است با ۶ شوال ۱۴۴۱ هجری قمری و ۹ جوزا ۱۳۹۹ هجری خورشیدی، شروع خواهد کرد.
و. ایالات متحده و متحدانش از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی افغانستان یا مداخله در امورد داخلی این کشور خودداری خواهند کرد.
- ۱. ۲. بخش دوم
همراه با اعلام این موافقتنامه، امارت اسلامی طالبان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- گامهای زیر را برای جلوگیری استفاده هر گروه یا فرد از جمله القاعده از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش، برخواهد داشت:
- امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- به هیچ یک از اعضایش، سایر افراد و گروهها از جمله القاعده اجازه نخواهد داد که از خاک خراسانا/افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش استفاده کنند.
- امارت اسلامی طالبان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- پیام واضحی خواهد داشت که آنهایی که برای امنیت ایالات متحده تهدید محسوب میشوند در خراسان/افغانستان جای ندارند و به اعضای امارت اسلامی -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- هدایت خواهد داد که با گروهها یا افرادی که امنیت ایالات متحده و متحدانش را تهدید میکنند، همکاری نکنند.
- امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- هرگونه گروه یا فرد را از تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش ممانعت خواهد کرد، جلو سربازگیری، آموزش و تمویل آنها را خواهد گرفت و و مطابق تعهداتش در این موافقتنامه از آنها میزبانی نخواهد کرد.
- امارات اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- متعهد است که با کسانی که به دنبال پناهندگی یا اقامت در خراسان/افغانستان هستند طبق قانون مهاجرت بینالمللی و تعهداتش در این موافقتنامه عمل خواهد کرد تا از جانب چنین افراد تهدیدی متوجه امنیت ایالات متحده و متحدانش نباشد.
- امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- برای کسانی که تهدیدی برای امنیت ایالات متحده و متحدانش محسوب شوند، ویزا، پاسپورت، مجوز سفر یا سایر اسناد قانونی را برای ورود آنها به خراسان/افغانستان فراهم نخواهد کرد.
- ۱. ۲. بخش سوم
- ایالات متحده خواستار به رسمیت شناختن و تأیید این موافقتنامه از جانب شورای امنیت سازمان ملل خواهد شد.
- ایالات متحده و امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده بهعنوان دولت شناخته نمیشود و بهعنوان طالبان شناخته میشود- به دنبال روابط مثبت با یکدیگر هستند و انتظار دارند که روابط بین ایالات متحده و حکومت اسلامی جدید پسا توافق که توسط مذاکرات بینالافغانی تعیین میشود، مثبت باشد.
3. ایالات متحده به دنبال همکاری اقتصادی با حکومت اسلامی جدید پسا توافق که توسط مذاکرات بینالافغانی تعیین میشود، برای بازسازی خراسان/[افغانستان] خواهد بود و در امور داخلی آن دخالت نخواهد کرد.
به تاریخ ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ که مطابق است با ۵ رجب ۱۴۴۱ هجری قمری و ۱۰ حوت ۱۳۹۸ هجری خورشیدی در دو نسخه به زبان پشتو، فارسی و انگلیسی که هر متن اعتبار یکسان دارد، در دوحهی قطر به امضا رسید.
پس از خروج نیروهای آمریکایی از خراسان/افغانستان، طالبان حملات گسترده خود را در سراسر افغانستان آغاز کردند که در نهایت منجر به سقوط کابل، فرار رئیسجمهور و فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی افغانستان شد.
البته باید جانب دولت خراسان/افغانستان نیز به عدم دقت خود در تنظیم مواد و مندرجات قراردادها و موارد ضعف اعتراف و توجه نماید که در بعد حقوقی زمینه خود سری یکجانبه را به دولت آمریکا مساعد ساخته است مضحکتر ازین در روابط دولتهای عضو سازمان ملل متحد تکرار نخواهد گردید که دولت آمریکا با دولت خراسان/افغانستان قرارداد ستراتیژیک و امنیتی بخاطر حضور نظامیان شان تا سال ( ۲۰۲۶ م ) عقد نموده است و اکنون با مخالفان مسلح و گروه متخاصم آن قرارداد بیرون رفت نظامیان را تا ماه می (۲۰۲۱ م ) امضانموده است.
دبیرکل سازمان ملل متحد آنتونیو گوترش ضمن تأکید بر اهمیت تداوم کاهش خشونت در سراسر خراسان/افغانستان، این توافق را پیشرفت مهمی در دستیابی به یک توافق سیاسی پایدار در خراسان/افغانستان خواند شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر امور خارجه ،قطر گفت ما امیدواریم که این توافقنامه تاریخی به دستیابی به صلح، ثبات و رونق در جهان کمک کند وزارت خارجه عربستان سعودی نیز در بیانیه ای اظهار امیدواری کرد که این توافق منجر به آتش بس کامل و دائمی و صلح سراسری در خراسان/افغانستان شود. اعضای ناتو نیز بیان داشتند که پیشرفتهای اخیر در زمینه صلح خشونت را کاهش داده و راه را برای مذاکرات بین گروههای داخلی خراسان/افغانستان هموار کرده است ما از گروه طالبان میخواهیم که از این فرصت به دست آمده نهایت استفاده را ببرد برای کمک به حصول چنین امری ناتو حضوری نظامی خود را کاهش میدهد. دبیر کل ناتو نیز این توافق نامه را اولین گام برای صلح پایدار خواند عمران خان نخست وزیر پاکستان نیز با استقبال از امضای این توافق نامه گفت این آغاز روند” آشتی است. ما از توافق نامه دوحه که بین ایالات متحده و طالبان منعقد شده است استقبال میکنیم این شروع یک روند صلح و آشتی برای پایان دادن به چندین دهه جنگ و رنج مردم خراسان/افغانستان و تنها راه معنی دار برای صلح است.
علیرغم اینگونه اظهار نظرها ایران توافق حاصل شده بین آمریکا و طالبان را غیر قانونی دانست. پس از امضای این توافقنامه وزرات خارجه ایران در بیانیهای اعلام داشت که جمهوری اسلامی ایران معتقد است توافق صلح پایدار در خراسان/افغانستان تنها از طریق گفتگوی بینالافغانی با مشارکت گروههای سیاسی آن کشور به دست خواهد آمد.
- ۲. انحصار و تشدید قدرت
شواهد تاریخی نشان میدهد که سیاست در خراسان/افغانستان بر محور قومیت میچرخد و تا اقوام ساکن در خراسان/افغانستان به اندازه شعاع وجودی خود بخشی از قدرت را در اختیار نداشته باشند، هیچ گاه نزاع سیاسی در این کشور پایان نخواهد یافت.
بحث مهم دیگری که امروزه دولتها را در یک وضعیت متعادل از تقسیم قدرت در داخل برخوردار میسازد، وجود سیستم تفکیک قوا است که توسط قانون اساسی معین شده چیزی که در امارت اسلامی اصلاً تعریف نشده و عملاً نیز وجود ندارد. آنچه در امارت اسلامی ملاحظه میشود، تمرکز قدرت در اختیار یک فرد به نام امیرالمومنین است که هیچ چارچوب نظاممندی بر اراده و اختیار آن وجود ندارد. امیرالمومنین که قدرت نامحدود به وی از طریق بیعت واگذار میشود، در جایگاهی قرار دارد که همه را ملزم به پیروی از وی میکند. حتی شورایی هم برای نظارت بر عملکرد امیرالمومنین وجود ندارد و صرفاً زمانی از وی فرمانبرداری سلب میشود که اصول شرع توسط امیر رعایت نشود. خطری که چنین وضعیتی بهوجود میآورد این است که هر نوع اشتباه سیاسی امیر بیعت با وی را از جانب دیگران ساقط نمیسازد. پیروی از امیر مادامی که وی از شریعت منحرف نگشته برای همه واجب است. امارت امیر به جز در مواردی چون ارتکاب اعمال غیرشرعی، اختلال حواس که اداره امور از جانب وی ناممکن شود، کنارهگیری به درخواست خود او یا فوت وی، مادامالعمر است. بنابراین از دیگر موارد نقطه ضعف دولتسازی طالبان، تمرکز قدرت به صورت عمودی و قدرت نامحدود و غیر چارچوببندی شده زعیم مملکت است که پاسخگو نبودن به ملت از آفتهای بزرگ آن محسوب میشود. در این میان شورای وزیران و رئیسالوزرایی نیز وجود دارد که وظیفه آنها صرفاً عملی ساختن دستورها و فرامین امیر و پیشبرد امور اجرایی حکومتی بوده و فاقد هرگونه صلاحیت تصمیمگیری است.
این رهیافت در قبال سرشت و ماهیت منازعه سیاسی در خراسان/افغانستان، به وضوح تمام تبیین میکند که ختم واقعی منازعه خراسان/افغانستان وقتی حتمیت پیدا میکند که راه حل واقعی و ماندگار برای توزیع عادلانه قدرت در خراسان/افغانستان، ترسیم شود.
کارنامه حکومت طالبان برای تلاش در راستای تشکیل دولت فراگیر در خراسان/افغانستان در سه سال اخیر نا امید کننده بوده است. طالبان در سال اول حاکمیت خود بر خراسان/افغانستان حکومت خود را به عنوان یک حکومت سرپرست مطرح کرد و انتظار مردم خراسان/افغانستان و کشورهای منطقه بر این بود که طالبان واقعیتهای خراسان/افغانستان و خواست جامعه جهانی را مبنی بر مشارکت اقوام و مذاهب در قدرت سیاسی در نظر میگیرد و به تشکیل یک کابینه ملی اقدام خواهد کرد.
اما در سه سال گذشته، طالبان نه حکومت سرپرست را تغییر داد و نه زمینه مشارکت معنادار اقوام و مذاهب و زنان را در حکومت فراهم ساخت. با این نگاه، کارنامه حاکمیت طالبان در راستای پاسخگویی مثبت به خواست مردم خراسان/افغانستان و جامعه جهانی ناامید کننده بوده است. اگر طالبان همچنان خواست مردم افغانستان، کشورهای منطقه و جهان را مبنی بر تشکیل دولت فراگیر در خراسان/افغانستان نادیده بگیرد، به نظر میرسد تاحد زیادی به خواست مخالفان سیاسی و نظامی خود، یعنی تثبیت عدم مشروعیت داخلی طالبان و بن بست در شناسایی رسمی طالبان در نزد جامعه جهانی، ناخواسته کمک کرده است.
وحید مژده، یکی از افراد نزدیک به طالبان که در سالهای اخیر حکومت جمهوری در کابل کشته شد٬ در کتاب “افغانستان و ۵ سال سلطۀ طالبان” نوشته که گروه طالبان پیش تصرف کابل توسط یک شورا رهبری میشد که در راس آن ملا محمد عمر قرار داشت و در پیوند به موضوعات مهم این شورا تصمیم میگرفت.
به نوشتۀ آقای مژده، این شورا پس از تصرف کابل و انتصاب اعضای آن در بستهای دولتی از بین رفت و این موضوع به ملا محمد عمر، بنیانگذار طالبان، قدرت بیحد و حصر داد. ساختار قدرت طالبان در دور نخست حاکمیت آنان به گونهای است که تمام صلاحیتها منحصر به امیرالمومنین (ملا محمد عمر) بود و فرماندهان این گروه به جز ملا محمد عمر به هیچ کسی و یا وزیری پاسخگو نبودند.
- ۲. ابهام در سیاست گروه طالبان
اصل حاکمیت اسلام موضوعی غیر قابل انکار در جامعه خراسان/افغانستان است؛ اما در نظامهای گذشته شریعت در چارچوب قوانین مدون جاسازی شده و البته در مواردی مورد تعدیل قرار گرفته بود. امارت اسلامی طالبان چه در دور اول و چه اکنون تأکید یکجانبهای بر نافذ شدن شریعت دارد. این موضوع هر چند در جامعه مذهبی افغانستان میتواند جذابیت داشته باشد اما، اگر مبنای روند تکامل دولت را در وجود قوانین مدون بدانیم، موضوعی خللآور برای دولتسازی محسوب میشود. چه اینکه در فضای جهانی امروزی اجرای حدود که بخشی از شریعتگرایی است اگر به شیوههای کلاسیک انجام شود، تبلیغات سو هم نسبت به اسلام و هم نسبت به نظام دولتداری را در پی خواهد داشت.
اقای مژده در کتاب پنج سال حکومت طالبان از اختلافات داخلی میان طالبان اینگونه پردهبرداری میکند: «در گذشته هیچ قشری چون ملا و طالب در خراسان/افغانستان متشکل و پراکنده نبودهاند. در دوران جهاد، آنان بر سر یک سازمان سیاسیِ طلبه واحد توافق نداشتند و هر سازمان سیاسی از خود سازمان طلبه جداگانه داشت. اما در داخل هر یک از این سازمانهای سیاسیِ طلبه نیز اختلافات فراوانی موجود بود» (همان، ص ۱۵۷). از این فقره، ذهنیت بدوی، قدرتطلبی، کوتهبینی، نابردباری و فرصتطلبی ملایان طالبان بهروشنی پیداست. مژده در شگفت مانده بود که این جماعت با این همه درگیری درونگروهی، چگونه فردی را به رهبری برگزیدهاند که به هیچوجه لایق این عنوان نیست. او مینویسد: «عجیب است که همین قشر متشتت و پراکنده که دو تن بر سرِ رفتن به یک راه با هم متفق نبودند، شخصی را بهعنوان امیر واحد برگزیدند که نه عالمی جَّیِد بود و برخوردار از قوت نطق و بیان، نه گامی در سیاست داشت و نه چهره برجستهای در جهاد بود، نه در قبیله خودش به صفت بزرگ یا رهبر قوم شناخته شده بود و نه وابسته به خانوادهای بود که در گذشته در رهبری سیاسی یا مذهبی نقشی ایفا نموده باشد» (همان، ص ۱۵۷).
در سه سال حکومت طالبان، نگرانیهای گسترده در سطح منطقه و جهان مبنی بر حمایت نظامی طالبان از گروههای جدایی طلب و تندرو اسلامی مستقر در خاک خراسان/افغانستان وجود داشت. حتی شائبه یک نوع تعامل مشترک سیاسی میان طالبان و داعش وجود داشت و دارد ولی در تا این مدت حکومت طالبان هر نوع شائبه تعامل میان طالبان و داعش از بین رفته است که این امر برای طالبان یک موفقیت به حساب میآید. در خصوص میزبانی طالبان از شبکه القاعده در خاک خراسان/افغانستان نیز اعلامیه اخیر آمریکا و تأیید جو بایدن رئیس جمهور این کشور مبنی بر مبارزه جدی طالبان با هسته القاعده در خراسان/افغانستان تمام گمانه زنیها راجع به همکاری میان طالبان و القاعده را از بین برد که این امر در نوع خود یک کامیابی سیاسی برای طالبان محسوب میشود. کشور چین نیز برخلاف سال اول حاکمیت طالبان، تاکنون هیچ گونه ابراز نظر جدی راجع به فعالیت گروه تندرو ایغور در خاک خراسان/افغانستان نداشته است. با وجود این، ادعای دولت پاکستان مبنی بر حمایت طالبان از تحریک طالبان پاکستان در انجام عملیات خرابکارانه در خاک پاکستان نسبت به سال اول حاکمیت طالبان افزایش یافته است.
به هر حال و در یک نگاه کلی برآورد این است که طالبان در سه سال گذشته با یک عملکرد و سیاست بسیار زیرکانه نگرانیهای کشورهای همسایه و آمریکا را نسبت به تهدید گروههای تندرو در خاک خراسان/افغانستان و شائبه همکاری طالبان با این گروهها را در حد زیادی کاهش داده است که یک موفقیت بزرگ برای طالبان محسوب میشود، در یک سال اول حکومت طالبان، نگرانیهای زیادی در خصوص چگونگی تعامل طالبان در فضای رقابت میان کشورهای منطقه و غرب وجود داشت. طالبان با درک این احساسات، تا حدودی با کشورهای چین، ایران و روسیه به عنوان رقیب منطقهای آمریکا، به صورت سنجیده و حساب شده وارد تعامل شد. برعکس نحوه تعامل و اجرای تعهدات طالبان در قبال آمریکا براساس توافقنامه دوحه، نیز به گونهای انجام شده است که تاکنون دلالت روشنی بر حضور سیاسی دوباره آمریکا در خراسان/افغانستان ندارد.
اما در سه سال گذشته طالبان نتوانسته است یک استراتژی مشخصی از سیاست خارجی خراسان/افغانستان را تدوین و طراحی کند تا نگرانیهای کشورهای رقیب در خصوص خراسان/افغانستان به کلی برطرف شود. با وجود این تاکنون کشورهای منطقه مطمئن نیستند که اگر سیاستهای خصمانه آمریکا در منطقه وارد یک منازعه جدی شود، آیا طالبان در کنار کشورهای منطقه خواهد ایستاد و یا این که تحت فشار دولت آمریکا قرار خواهد گرفت.
یکی از انتقادها بالای طالبان این است که در حکومت خود جز سران طالبان به اقشار دیگر جای نداده، اما گفتههای هم وجود دارد که طالبانِ شامل حکومتشان هم در بین خود یک گروه واحد نیستند. موضوعیکه سخنگویان طالبان آن را رد میکنند و میگویند که تمامشان زیر یک چتر و رهبری کار میکنند و میانشان تقسیم و گروهها نیست، اما شماری از کارشناسان به این باور اند که حکومت طالبان به دو گروه مهم تقسیم شدهاست. برخیها ادعا میکنند که گروه حقانی بیشترین کرسیهای حکومت طالبان را از آن خود کردهاست.
- ۲. ممنوعیت زنان از درس و تعلیم گروه طالبان
حضور زنان در جامعه خراسان/افغانستان یکی از مباحث بحث برانگیز در دوره حاکمیت امارت اسلامی است. اقدامات طالبان در برابر زنان و نحوه برخوردشان با آنان ریشه در باور آنان به جایگاه فروتر زن به عنوان انسان دارد که او را از نظر کرامت انسانی برابر با مرد نمیدانند. طالبان از زمان ظهور تا به امروز، هیچ نقشی برای زنان قائل نشده و هیچ طرحی برای سهم دادن به آنان نداشتهاند. موضع انعطافناپذیر طالبان نسبت به زنان چند لایه دارد، لایه نخست آن فقهی است. در فقه سنتی، زن در درجهای پایینتر از مرد قرار دارد. نابرابر بودن جایگاه و حقوق مرد و زن در فقه سنتی تقریبا امری بنیادی است. طالبان که تفکر دینیشان به سطحیترین فهم فقهی تکیه دارد گمان میکنند که برابر دانستن مرد و زن خلاف اسلام است و نباید به آن تن داد. در این جا لایه دومی وجود دارد که موضوع را بغرنجتر میکند و آن لایه، سنتهای قبیلهای است. طالبان از نظر خاستگاه اجتماعی ریشه در بافتی قبیلهای دارند که نگاهشان نسبت به زن با ارزشهای شهری، و به ویژه ارزشهای شهری جهان مدرن، تفاوتی به وسعت تفاوت بدویت با مدنیت دارد (سعیدی، ۱۴۰۰). مطابق برداشت طالبان از دین اسلام، زنان اصولاً بدون اجازه محرم شرعی حق بیرون شدن از خانه را ندارند. از سوی دیگر، شماری از ادارات دولتی به فعالیت آغاز کردهاند. طالبان از کارمندان مرد ادارات خواستهاند که به وظایفشان برگردند. در این میان کارمندان زن، بیسرنوشت هستند و از آنان برای حضور در ادارات دعوت نشده است (ریاست وزراء طالبان، ۸/۲/۱۴۴۳). ممنوعیت به معنای محدودشدن حق کار، حق آزادی و سایر حقوق زنان میباشد. طالبان اساساً خواهان جدایی زنان و مردان در حوزه عمومی جامعهاند. برای آنها رفتن زنان به جاهایی که در آن مردان نامحرم حضور دارند، چه به هدف آموزش و چه به هدف کار، قابل پذیرش نیست. طالبان نه تنها به برابری زنان و مردان باور ندارند، بلکه معتقد به جهانی بودن حقوق بشر و برابری کرامت انسانی نیز نیستند. ظاهراً تناقض زیادی میان برداشتهای طالبانی از اسلام و حقوق و ناآرامیهای زنان در خراسان/افغانستان وجود دارد. همانطور که در چارچوب مفهومی بیان شد، دین اسلام به شرط حفظ حرمت زن، اجازه حضور و فعالیت در بخشهای مختلف را برای زنان صادر کرده است اما برداشت و ادراک حکومت امارت اسلامی از دیدگاه اسلام در مورد زنان با آیات صریح قرآن در تضاد میباشد. به علاوه پیداست که این عمل در تضاد کامل با قوانین بینالمللی میباشد و مفاهیمی نظیر؛ تساوی حقوق زن و مرد، حمایت از حقوق بشری و … در این دوره به حاشیه رانده شده است.
حکومت امارت اسلامی در احکام خود زنان را از تحصیل و اشتغال منع کردهاند به طوری که با وجود فشارهای جامعه بینالمللی در مورد حق تحصیل و کار زنان. طبق قوانین جدید امارت اسلامی، زنان حق ندارند در کنار مردان کار کنند و حکومت این گروه به زودی اجرای قوانین شریعت آغاز خواهد شد اگر این قانون اجرایی شود، اشتغال زنان در ادارات دولتی، بانکها، مؤسسات رسانهای و سایر محیطهای کار ممنوع خواهد شد. تماس بین زنان و مردان در بیرون از محیط خانه فقط در مواقع استثنایی مثل مراجعه زنان به یک پزشک مرد مجاز خواهد بود. در پایمال شدن حقوق زنان در خراسان/افغانستان در دوره امارت اسلامی میتوان به موارد ازدواج اجباری زنان بیوه و دختران مجرد نیز اشاره کرد. پس از قدرت گیری مجدد طالبان در خراسان/افغانستان، کمیسیون فرهنگی این گروه با انتشار اعلامیهای به عوامل خود در استانها و شهرستانهای خراسان/افغانستان دستور داده است تا اسامی دختران ۱۵ سال به بالا و زنان بیوه ۴۵ سال به بالا را فهرست کنند و به کمیسیون فرهنگی این گروه ارائه نمایند تا آنها را به ازدواج نیروهای طالبان درآورند. آنها این اقدام را موجب ریشهکن شدن «جهالت و بیدینی و مشکلات اجتماعی جوانان» میدانند (کمیسیون فرهنگی طالبان، ۳۰/۱۱/۱۴۴۲). این حرکت زشت گروه طالبان، آغاز تجاوز به حقوق زنان و ایجاد نفرت نسبت به اسلام در خراسان/افغانستان است.
طالبان با کسب قدرت در آگست ۲۰۲۱، در ابتدا وانمود کردند که رفتار معتدل تر را اختیار خواهند کرد و به حقوق زنان احترام خواهند کرد. ولی پس از آن، طالبان یک موجی از محدودیت ها را وضع کردند که در نتیجه، پیشرفت دو دههٔ زنان را از بین برد. در ابتدا طالبان اعلام کردند که زنان می توانند در صنوف درسی جداگانه، به دروس خود ادامه بدهند. ولی، با آغاز سال تعلیمی در سپتمبر سال ۲۰۲۱، به دختران بالاتر از صنف ششم، اجازهٔ رفتن به مکتب داده نشد. وزارت امر به معروف و نهی از منکر جاگزین وزارت امور زنان شد.
قبل از تسلط طالبان، حدود ۳.۵ میلیون دختر به مکتب میرفت، از میان ۴۵۰ هزار محصل، ۳۳درصد آنان زنان بودند. ۳۰ درصد کارمندان ملکی زنان بودند، ۲۸ درصد قانونگذاران را زنان تشکیل می دادند و در میان نیروی امنیتی و دفاعی ۳۰۰ هزار نفری افغان، ۶۳۰۰ تن آنان زن بود.
در دسمبر سال ۲۰۲۱، سفر کردن زنان بدون محرم به فاصلهٔ بیشتر از ۴۵ مایل (حدود ۷۲ کیلومتر) منع قرار داده شد و رانندگان از سوار کردن زنان بدون حجاب در وسایط شان منع شدند. در سال ۲۰۲۲ محدودیت های بیشتر وضع شد. در پارک ها و دیگر محلات عامه ابتدا زنان از مردان جدا ساخته شد، ولی بعداً زنان کاملا از رفتن به پارک ها منع شدند. به گردانندگان تلویزیون ها بار دیگر دستور داده شد تا چهره های خود را بپوشانند و رفتن زنان به پوهنتون ها رسماً منع قرارداده شد. گروهی از کارشناسان ملل متحد میگویند که تفاوت میان وعدهها و عملکرد طالبان نشان داد که تصور اصلاح شدن این گروه اشتباه بوده است. حدود ۳۰ تن کارشناس این سازمان ملل، آزار جمعی و تبعیض جنسیتی را «جنایت علیه بشریت» خوانده و گفتهاند عملکرد طالبان بحث درباره «آپارتاید جنسیتی» را ضروری کرده است.
در بیانیهای که کارشناسان سازمان ملل روز دوشنبه، ۲۳ اسد سال ۲۰۲۳ منتشر کردند، آمده است که طالبان دو سال پس از به دست گرفتن قدرت در خراسان/افغانستان، به نقض حقوق بشر از جمله اجرای سیستم کاملا تبعیضآمیز علیه زنان و دختران ادامه میدهد.
این کارشناسان گفتهاند که تبعیضهای طالبان علیه زنان و دختران در مقایسه با سال گذشته افزایش یافتهاست.
دستکم ۳۰ کارشناس برجسته سازمان ملل، از جمله ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای خراسان/افغانستان، مری لاولور، گزارشگر ویژه مدافعان حقوق بشر در سازمان ملل، فرناند دو وارن، گزارشگر ویژه در امور اقلیتها، آیرین خان، گزارشگر ویژ برای آزادی بیان و عقیده و شمار دیگری از کارشناسان برجسته ملل متحد این بیانیه را امضا کردهاند.
امضاکنندگان این بیانیه علاوه بر موضوع زنان فهرستی از وعدههای طالبان را منتشر کردهاند که این گروه به آن پایبند نمانده است.
حقوق زنان در دوره حکومت طالبان (۲۰۲۱ به بعد)
طالبان روز جمعه، بیستوششم سنبله، ۲۰۲۱ وزارت امور زنان را به وزارت دعوت، ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر تغییر دادند. همچنان طبق دستور تازه آنان، تمامی مدارس پسرانه نیز بازگشایی شده است. در این دستور اما در مورد مدارس دخترانه چیزی گفته نشده است. این عملکرد طالبان نگرانیهای زیادی را برای شهروندان، بهویژه زنان خلق کرده است. زنان معتقدند که طالبان کردند؛ اما در میان این سرپرستان، هیچ زنی حضور نداشت. در آن زمان نیز گزارشهای مبنی بر حذف وزارت امور زنان به نشر رسیده بود. اکنون طالبان با حذف این وزارت، رسماً مهر تأیید بر این گفتهها زدهاند. (euronews.com:2021).
وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت امارت اسلامی در فرمانی خطاب به زنان، ایشان را ملزم به استفاده از حجاب برقع نموده است (Harrison, 2022). آنچه در آیات قرآن در رابطه با حجاب صورت زنان آمده است آنها را ملزم به پوشاندن موی سر، گردن و سینه کرده است و از پوشانده چهره چیزی به میان نیامده است (نمازیفر و سعادت، ۱۳۸۹: ۱۰۶) اما طالبان به صورت اجباری زنان را ملزم به پوشیدن برقع میکند که باعث پوشاندن چهره زنان میشود و این به نوبه خود میتواند تعرض به حقوق اجتماعی زن باشد. آنچه مشخص است این مسئله است که احکام مشابه این حکم، مبنای اسلامی نداشته و فقط برداشتی افراطی از اسلام میباشد.
به طور کل، حقوق سیاسی و اجتماعی زنان در خراسان/افغانستان در دوره حکومت امارت اسلامی مبنای شرعی صحیح ندارد و با هیچکدام از معیارهای بینالمللی مطابقت ندارد. آنچه مشهود است برداشت طالبان از اسلام به خصوص در مورد حقوق زنان یک برداشت افراطی و سلفیگرایانه از اسلام میباشد که بیشتر با افکار و اندیشههای مکتب مذهبی دیوبندی پاکستان مطابقت دارد. کاربست و تطبیق هیچکدام از معیارهای بینالمللی در حوزه حقوق زنان نیز حداقل تا فعلا که این تحقیق نگارش میشود در دستور کار این حکومت قرار ندارد.
در حالی که طالبان قبل از به قدرت رسیدن بارها تأکید کرده بودند نسبت به دوره حکومت گذشته خود تغییر کردهاند و حقوق زنان را به رسمیت میشناسند، اما رهبر طالبان با صدور فرمانهای مختلف در مورد آموزش و کار دختران و زنان، بار دیگر نشان داد رویکرد این جریان نسبت به زنان هیچ تغییری نکرده است.
طالبان در طول دو سال گذشته، با ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از کلاس ششم و همچنین دانشگاه و اشتغال زنان برخلاف موازین و ارزشهای والای انسانی و اسلامی، مقررات بسیار سختگیرانهای وضع و زنان را در درون خانهها زندانی کرده است. متأسفانه با وجود اختلافات داخلی بین سران طالبان در این مورد و درخواستهای گسترده جهانی، هنوز هیچ تغییری در رویکرد رهبر آنها در حوزه آموزش و کار زنان به وجود نیامده است.
- افزایش رشد تروریسم
موج سوم ترور و تروریسم که معنای وحشتناک امروزی آن را در اذهان تداعی می کنند، همراه با بنیاد گرایی در خاورمیانه بروز یافت. بسیاری از اندیشمندان و ناظران اعتقاد دارند که ترور و تروریسم کلمه ی قرن بیستمی است که در خاورمیانه توسط بنیادگران، تولید، جریان و معنا یافته است.
با این وجود، پیشینه ی تروریسم در خراسان/افغانستان به سالهای ۱۹۹۰ بر می گردد. پس از سالهای ۱۹۸۹که نیروهای شوروی از خراسان/افغانستان خارج شدند، یکسری نبردهای داخلی بین گروه های جهادی بر سر منابع و قدرت شکل گرفت که زمینه ساز ویرانی کابل گردید.
طی همین سالها گروهی جهادی که از سوی اخوانی ها تمویل و حمایت می گردید، در خراسان/افغانستان نفوذ پیدا کرد. به دنبال نفوذ و حضور اخوانی ها در خراسان/افغانستان، وهابیت نیز از سوی عربستان به پاکستان و سپس وارد افغانستان شد.
یکی از عوامل اساسی حضور گروه های تروریست در خراسان/افغانستان، همیشه خلاء قدرت بوده است. چنانچه با خروج نیروهای شوروی (۱۹۸۹) از خراسان/افغانستان، خلاء قدرت بوجود آمد. به دنبال آن، میان مجاهدینی که در بیرون راندن نیروهای شوری در کنار هم جنگیده بودند، جنگ های خونینی بوجود آمدند.
ژاکوبن ها در فرانسه نخستین کسانی بودند که از این واژه جهت توصیف اعمال شان استفاده می نمودند. البته آنها هرگز معنای منفی و کنونی این کلمه را مد نظر نداشتند. دومین موج ترور، در قرن بیستم، با ترورهای بی شماری که توسط چپی ها و مارکسیست ها به منظور بر اندازی نظام سرمایه داری اتفاق افتادند، بروز یافت.یکی از نگرانیهای جدی جامعه جهانی و کشورهای منطقه پس از قدرت گیری دوباره طالبان در خراسان/افغانستان، ارتباط عمیق این گروه با گروههای تروریستی چون القاعده بود. طالبان از همان آغاز تسلط دوبارهی خود در خراسان/افغانستان، همواره به کشورهای منطقه و جهان تعهد داده اند که هیچگاه با گروههای تروریستی، ارتباطی برقرار نخواهند کرد و به آنها در خراسان/افغانستان، جایگاه و اجازهی فعالیت نخواهند داد.
ضمن این، گزارشهای نشر شده از توافقنامه دوحه آمریکا با طالبان در سال ۲۰۲۰ نیز نشان میدهد که یکی از تعهدات طالبان در برابر آمریکا، اجازه ندادن به فعالیت گروههای تروریستی در خراسان/افغانستان بوده است. نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت روسیه نیز هشدار داد که ۲۰ سازمان تروریستی شامل بیش از ۲۳ هزار شبهنظامی در افغانستان تحت کنترول طالبان حضور دارند.
به تازگی تیم بررسی تحریمهای شورای امنیت ملل متحد بر گروههای القاعده و داعش در ارزیابی تازه خود از ادامه حضور القاعده در خراسان/افغانستان زیر کنترول طالبان خبر داده و گفته است که طالبان به تلاشهای خود به مخفی ماندن این ارتباطات ادامه میدهند.
بر اساس این گزارش، القاعده ۸ پایگاه در استانهای غزنی، لغمان، پروان و ارزگان ایجاد کرده اند و علاوه بر این، پنج مدرسه القاعده در استانهای لغمان، کنر، ننگرهار، نورستان و پروان فعالیت دارند.
در این گزارش همچنان آمده است که القاعده پایگاه تازهای را برای انبار اسلحه در پنجشیر ایجاد کردهاست.
در این گزارش گفته شده است که چهرههای ارشد این گروه در خراسان/افغانستان به کمتر از ۱۰ نفر میرسد و حکیم المصری، یکی از اعضای القاعده در خراسان/افغانستان، مسوول کمپهای آموزشی این گروه و آموزش بمبگذاری انتحاری برای تحریک طالبان پاکستان است.
از سوی دیگر، همواره اطلاعاتی در مورد حضور گروه داعش و افزایش فعالیت این گروه در افغانستان نیز از سوی کشورها منتشر شده است.
گروه طالبان هرچند بارها حضور گروههای تروریستی القاعده و داعش را در خراسان/افغانستان رد کردهاند و گفتهاند با هیچ گروهی تروریستی ارتباط ندارند و این ادعاها را اتهامهای نادرست علیه طالبان میدانند اما نگرانی سازمانملل و کشورهای همسایه خلاف آن را ثابت میکند.
اینکه گروه طالبان در پی چه هستند سوال اساسی است، اما پاسخ به آن ممکن است در آینده مشخص شود. و این مساله که گروه طالبان از یکسو در تلاش هستند با جهان تعامل کنند و روابط مثبتی با کشورها داشته باشند و از سوی دیگر اجازه دادهاند که گروههای تروریستی چون القاعده در خراسان/افغانستان پایگاه ایجاد کنند و باعث نگرانی کشورهای منطقه شوند، بیانگر عدم تعهد گروه طالبان در برابر جهان و تناقض رفتاری آنها است. و این نشان دهندهی آن است که گروه طالبان نتوانستهاند با دوستان قدیمی خود قطع رابطه کنند و بعید به نظر نمیرسد که این گروهها بهزودی پایگاههای بیشتری در افغانستان ایجاد کنند و با کنترولی که بر طالبان دارند، امنیت کشورهای منطقه و جهان را به خطر اندازند.
- ۲. افزایش مهاجرت و آواره گی
طبق گزارشهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، در حال حاضر حدود ۲.۵ میلیون پناهنده افغانستان در سراسر جهان ثبت و در ۴.۵ میلیون نفر نیز در داخل کشور آواره شدهاند.
ایالات متحده آمریکا پس از ۲۰ سال اقدام به خروج ۲۵۰۰ سرباز باقیمانده خود در خراسان/افغانستان کرد و ۱۱ سپتامبر بهطور کامل از این کشور خارج نیروهایش را تخلیه کرد. حدود ۷ هزار نیروی غیرآمریکایی نیز از کشورهای عضو ناتو به همراه استرالیا، نیوزیلند و گرجستان قصد دارند تا ۱۱ سپتامبر افغانستان را ترک کردند.
خراسان/افغانستان همواره یکی از فقیرترین کشورهای جهان بوده است؛ با این وجود پس از فروپاشی اقتصادی که در پی تسلط گروه طالبان بر این کشور در سال ۲۰۲۱ میلادی روی داد، بیش از ۲۸ میلیون نفر (دو سوم جمعیت آن) برای بقا به کمکهای بینالمللی وابسته شدند.
آوارگان نیز از فقیرترین فقرای این کشور محسوب میشوند. بسیاری از آنهایی که ساکن اردوگاهها هستند حتی از تهیه غذا یا هیزم کافی برای گرما در زمستان نیز ناتوانند. زنان و کودکان اغلب گدایی میکنند و برخی نیز دختران خردسال خود را در قبال دریافت پول به ازدواج اجباری مردان در میآورند.
- ۲. تشدید فقر
پس از تسلط گروه طالبان در خراسان/افغانستان، دامنه فقر در این کشور هر روز رو به گسترش بوده است و سازمانهای بینالمللی بارها از وقوع یک فاجعه بشری هشدار دادهاند. بسیاری از نهادهای بینالمللی در گزارشهای که در مورد فقر و وضعیت اقتصادی مردم خراسان/افغانستان نشر کردهاند، نسبت به وقوع یک فاجعه بشری در زمستان سال جاری در این کشور، ابراز نگرانی کردهاند و از پیامدهای ناگوار آن هشدار دادهاند.
اما با وجود هشدارهای پیاپی سازمانهای بینالمللی، گروه طالبان برای مهار فقر نه تنها بیبرنامه بوده است، بلکه سیاستهای را در پیش گرفته است که باعث تشدید فقر در کشور شده است.
گروه طالبان از زمان تسلط بر خراسان/افغانستان، هیچ برنامهای برای حل بحرانهای اجتماعی گسترده در این کشور روی دست نگرفتهاند، بلکه بحرانهای بسیار شدید اجتماعی را خلق کردهاند.
یکی از سیاستهای این گروه، کوچ اجباری است که باعث شده است بحران اجتماعی در خراسان/افغانستان گستردهتر شود و هزاران تن از شهروندان کشور در زمستان پیش رو با فقر شدید و سرمای کشنده، دست و پنجه نرم کنند.
به گفته دفتر هماهنگ کننده کمک های بشردوستانه سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۲۸ میلیون نفر در خراسان/افغانستان نیاز به کمک های بشردوستانه دارد، اما کمک رسانی به ۲۳ میلیون نفر در اولویت قرار دارد.
اوچا در سال ۲۰۲۲ میلادی نیز اعلام کرده بود که بیش از ۲۸ میلیون نفر در خراسان/افغانستان نیازمند کمکهای بشردوستانه است و اگر کمکهای بشردوستانه به آنها فراهم نشود «خطر مرگ» در زمستانهای پیشرو همواره بسیاری از آنها را تهدید میکند.
از زمان تسلط گروه طالبان بر خراسان/افغانستان، این کشور وارد یکی از بدترین بحران های بشری تاریخ خود شده است و هر روز افراد بیشتری در معرض «گرسنگی» و «قحطی» قرار می گیرند
دیده بان حقوق بشر گفته است که توقف ناگهانی کمکهای جامعه جهانی پس از تسلط طالبان بر خراسان/افغانستان و سیاست های سرکوبگرانه و روزافزون این گروه بر زنان از جمله ممنوعیتهای آموزشی و کاری آنان با سازمان ملل و بخش های غیردولتی، وضعیت را در این کشور بدتر کرده است.از زمان تسلط گروه طالبان بر خراسان/افغانستان، جامعه جهانی بیش از دو میلیارد دلار کمک بشردوستانه به این کشور ارسال کرده است.
شهروندان خراسان/افغانستان در این مدت، بارها ادعا کرده اند که گروه طالبان، مانع توزیع کمک های بشردوستانه به افراد نیازمند می شوند و این کمک ها را به جنگجویان خود و اعضای خانواده های آنها توزیع می کند.
صندوق نجات کودکان، در گزارشی تازه خود گفته است که در سال جدید میلادی از هر سه کودک در خراسان/افغانستان یکی آن با گرسنهگی مواجه خواهد شد. براساس یافتههای این نهاد، نزدیک به ۱۶ میلیون تن در خراسان/افغانستان تا ماه مارچ سال ۲۰۲۴ با ناامنی غذایی مواجه خواهند شد که از این میان بیش از ۷ میلیون آن کودکانند.
صندوق نجات کودکان افزوده که جامعه جهانی نباید دست حمایت از خراسان/افغانستان بردارد. این نهاد تاکید کرده که باید فوراً کمکهای بشردوستانه برای نجات جان افراد در زمستان پیش رو افزایش یابد.
در گزارش صندوق نجات کودکان آمده است: «تخمین زده میشود که ۱۵.۸ میلیون نفر (بیش از یک سوم جمعیت خراسان/افغانستان) تا قبل از مارچ ۲۰۲۴ با عدم مصونیت غذایی حاد روبهرو شوند که تقریباً نیمی از آنها یعنی ۷.۸ میلیون این آمار کودکانند. طبقه بندی فاز امنیت غذایی در طول زمستان فرصتهای شغلی کاهش مییابد و قیمت مواد غذایی و سوخت معمولاً افزایش مییابد.»
این نهاد حامی کودکان در حالی از افزایش فقر و گرسنهگی کودکان در افغانستان ابراز نگرانی میکند که کودکان که علاوه از این که از آموزش و تحصیل محرومند، بستر کار مناسب برای آنان نیز فراهم نیست.
منابع
- https://revayataf.com
- https://www.iec.org.af
- https://www.iess.ir/fa/analysis/1244/
- https://www.iess.ir/fa/analysis/3356/
- https://www.iras.ir
- حکومت داری خوب محمد محقی. روزنامه هشت صبح
- فرزام، مرتضی، «نگاهی گذرا به تاریخچهٔ انتخابات»، وبسایت رسمی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان. مشاهده در تاریخ ۱۶ آذرماه ۱۴۰۰، از
- قانون اساسی ۱۳۸۲، بند ۱ مادهٔ ۶۰، بند ۱ مادهٔ ۸۱، بند ۱ مادهٔ ۱۱۶.
- کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان (org.af)
- موسسه اینده پژوهشی جهان اسلام گذارش ویژه شماره ۴۱