مقایسه عملکرد نظام جمهوریت و رژیم گروه طالبان

مقایسه عملکرد نظام جمهوریت و رژیم گروه طالبان

نویسنده: احمد روئین زرتشت

بخش سوم

  1. ۱. روابط با منطقه

خراسان/افغانستان بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۵، به طور بی‌سابقه، به یک سکوی صمیمیت و همکاری بین کشورهای منطقه و فرامنطقه تبدیل شد. طی این سال‌ها تعداد زیادی از کشورهای منطقه و قاره‌های مختلف با هم یکجا شده و صرف نظر از تفاوت‌ها و اختلافات سیاسی، برای هدف مشترک رهایی خراسان/افغانستان از چنگال تروریزم و تامین صلح، امنیت و رفاه همکاری نمودند.

جای شک نیست که حادثه دردانگیز یازدهم سپتمبر در امریکا و همدردی با قربانیان تروریزم در خراسان/افغانستان و همچنان یکپارچگی و تلاش‌های همآهنگ سیاسیون افغانستانی، در به وجود آوردن همچو یک فضا نقش کلیدی داشت. فضایی که یک بار دیگر روحیه سیاست بی‌طرفی و عدم انسلاک خراسان/افغانستان را با یک دیپلماسی فعال زنده ساخت.

اعلامیه کابل پیرامون روابط خوب همسایگی در دسامبر ۲۰۰۲ و ایجاد پروسه‌های ‘ریکا ‘ در ۲۰۰۵ و ‘قلب آسیا’ در ۲۰۱۰ به رهبری خراسان/افغانستان این روحیه را تقویه نمود. تعدادی از پروژه‌های بزرگ توسعه منطقه‌ای در بخش‌های مختلف به ثمر رسید و تنوع راه‌های تجارتی و ترانزیتی شکل گرفت.

با وجود این پیشرفت‌ها، در سال ۲۰۰۶ آثار مختل شدن این فضا نسبت بی اعتمادی‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی هویدا گردید و روز به روز امنیت و ثبات سیاسی خراسان/افغانستان را به چالش کشید. در آن ایام ضرورت جدی یک دستگاه دیپلماسی فعال و ابتکاری حس می‌شد تا در همآهنگی با متحدین بین‌المللی در منطقه اعتمادسازی نماید و اطمینان دهد که حضور نیروهای خارجی برای توانمندی خراسان/افغانستان در مبارزه با تروریزم است و فراتر از آن چیزی دیگری در اجندا نیست. ولی متاسفانه فساد، قوم‌گرایی و برخوردهای سلیقه‌ها‌ی اجازه نداد تا رفرم و تصفیه لازم در دستگاه دیپلماسی به عمل آید، به حدی که منجر به استعفای بنده از پست معاونت اقتصادی وزارت امور خارجه خراسان/افغانستان گردید.

طی سال‌های اخیر، پاکستان تحت فشارهای نسبی بین‌المللی، پالیسی استفاده از خشونت را به خورش رقابت‌های منطقه یی و جهانی تبدیل نمود و از طریق آن همکاری تعدادی از کشورها را در حمایت از طالبان جلب نمود. از طرفی تنش‌ها بین تعدادی از کشورها در منطقه، هر کدام در ازدیاد خشونت‌ها در کشور ما سهم خود را داشته اند. ولی به شکلی تلاش صورت گرفته تا بحران خراسان/افغانستان کاملاً بین (الافغانی) جلوه داده شود. این در حالیست که دامنه تروریزم وسعت یافته و به یک تهدید خیلی جدی به صلح و امنیت جهان تبدیل شد.

از طرفی، در دهه ۲۰۱۰، با ساخت و ساز جدید فدراسیون روسیه، ظهور چین به صفت یک قدرت بزرگ اقتصادی جهان و ادامه حضور نیروهای امریکا و ناتو در خراسان/افغانستان، جنگ سرد با صف‌بندی‌ها و چالش‌های نو به منطقه و خراسان/افغانستان برگشت.

ایجاد دفتر “کمسیون سیاسی طالبان” در دوحه در ۲۰۱۳ آغاز برگشت دیپلماسی طالبان بود که بعدها در اثر غفلت و دوگانگی‌ها در دیپلماسی واکنشی حکومت وحدت ملی، ابتکار پروسه صلح را به دست گرفت و در تناقض آشکار با میثاق وین پیرامون روابط دیپلماتیک، حاکمیت ملی خراسان/افغانستان را به چالش کشید.

در قبال این چالش ها، در دسامبر سال گذشته خراسان/افغانستان طرح تبدیل شدنش را به سکوی دایمی صمیمیت و همکاری بین کشورهای منطقه و فرامنطقه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشکش نمود که روح آن طی یک پاراگراف نو در قطعنامهA/۷۳/L.۴۴ پیرامون افغانستان انعکاس یافت.

هرچند روابط خراسان/افغانستان با کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی اتحاد شوروی شکل رسمی به خود گرفت، اما واقعیت این است که خراسان/افغانستان و جمهوری‌های آسیای مرکزی از زمان اتحاد شوروی نیز مراودات اقتصادی و تجاری زیادی با یکدیگر داشته‌اند. قبل از فروپاشی شوروی، روابط خراسان/افغانستان با ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان تا حدی تنگاتنگ بود. در واقع جمهوری‌های آسیای مرکزی، پروژه‌های عمرانی را که توسط اتحاد شوروی تأمین مالی می‌شد و عمدتاً در نواحی شمالی خراسان/افغانستان متمرکز بود، به عهده گرفته و به نوعی پیمان‌های تجاری بین استان‌های شمالی خراسان/افغانستان و جمهوری‌های آسیای مرکزی یک راهبردی بود که عمدتاً بر مبانی دوجانبه‌ای استوار بود که دولت مرکزی کابل کمتر در آن دخالت داده می‌شد. احداث برخی جاده‌ها در استان‌‌های شمالی خراسان/افغانستان، ایجاد یک خط آهن و تأسیس بندر «حیرتان» در ساحل آمودریا از جمله توافقاتی بود که در آن زمان صورت گرفت.

این مناسبات غالباً به این دلیل از سوی شوروی صورت می‌گرفت که نوعی ادغام اقتصادی و حتی سیاسی بین خراسان/افغانستان و جمهوری‌های آسیای مرکزی شکل بگیرد. در واقع استراتژی شوروی بر این امر استوار بود که پیوندهای اقتصادی و سیاسی را با پیوستگی‌های جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی بین خراسان/افغانستان و آسیای مرکزی ادغام سازد. اما مشکلات امنیتی و بی‌ثباتی سیاسی در خراسان/افغانستان از یک سو و سپس مداخله قدرت‌های بیرونی از سوی دیگر، فرصت ارتقای روابط اقتصادی – سیاسی را از این دو مجموعه (خراسان/افغانستان و آسیای مرکزی) گرفته است.

به هر حال اگر روابط خراسان/افغانستان و آسیای مرکزی را پس از استقلال جمهوری‌های آسیای مرکزی از ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱ (حمله آمریکا و ناتو به خراسان/افغانستان) مورد توجه قرار دهیم، باید بگوییم که روابط بین این کشورها با فراز و نشیب بسیاری همراه بوده و سیاست‌های امنیتی – نظامی،  بیش از روابط اقتصادی و فرهنگی در اولویت آسیای مرکزی بوده و ملاحظات امنیتی اجازه رشد روابط همه ‌جانبه بین این دو مجموعه را فراهم نکرده است. اما واقعیت این است که دونالد ترامپ در خصوص سیاست‌ها و راهبردهای آمریکا در آسیای مرکزی مطلب چندان روشنی ارائه نکرده است، اما با توجه به عملکرد آمریکا دراین منطقه پس از ۲۰۰۱ به نظر می‌رسد آمریکا برای رسیدن به اهداف کلان خود به همکاری و ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی آسیای مرکزی نیازمند بوده و این موضوع در استفاده از مسیر تدارکاتی دسترسی به خراسان/افغانستان گرفته تا خروج بخش اعظم نیروها و تجهیزات خود از آسیای مرکزی طی سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ مشهود است. باید توجه داشت که دولت‌های آسیای مرکزی نیز در همین راستا همواره تلاش کرده‌اند تا در موضوع خراسان/فغانستان خود را در مقام همکارِ منطقه‌ای آمریکا معرفی کنند تا هم از اعتبار سیاسی آن بهره ببرند و هم از زیر چتر روسیه بنوعی رهایی یابند. به همین جهت روابط کشورهای آسیای مرکزی با خراسان/افغانستان، عمدتا تحت تاثیر سیاست‌های جدید آمریکا می‌باشد و به نظر می‌رسد با توجه به وجود مشکلات موجود میان آمریکا و پاکستان، نقش کشورهای آسیای مرکزی در اجرای راهبرد واشنگتن در افغانستان بیش از گذشته مورد توجه بود.

  1. 1. حقوق سیاسی و اجتماعی زنان.

اسلام حضور زن را در فعالیت‌ها و جنبش‌های سیاسی تحت شرایط معتدل تجویز می‌کند. مقامی که اسلام برای زن به موازات مرد در تمام مشترکات طبیعی و توانایی‌ها مقرر داشته است این امکان را به زن می‌دهد تا با رعایت تکالیف شرعی، در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی شرکت کند (قیوم زاده، ۱۳۸۷: ۸۷-۸۶). اسلام بر رشد و آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی زن تأکیدی زیادی داشته تا این قشر بتواند مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی خود را به انجام رساند. شرایط و بافت اجتماعی می‌تواند مانع ایفای این مسئولیت‌ها شود، همان‌طور که ممکن است آن را تسریع نماید (عنایت و دیگران، ۱۳۹۶: ۴۲). اگر بخواهیم ادله موجود در این بحث را بررسی کنیم بهترین منابع در این زمینه آیات قرآن هستند لذا نگارندگان به مطالعه مختصر این منابع می‌پردازند.

در قرآن کریم آیاتی چند در رابطه با حقوق سیاسی و اجتماعی زنان آمده است. آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر نمونه بارز مشارکت همگانی زن و مرد در جامعه است. خداوند در آیه ۷۱ سوره توبه می‌فرماید: « مردان و زنان با ایمان ولی (یاور) یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، نماز را به پا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌نمایند>> بارزترین حق سیاسی برای زنان در اسلام نیز بیعت شناخته شده است که به معنای مشارکت سیاسی زنان در اجتماع است. حق سیاسی که همان مداخله در تشکیلات و حکومت است، در زبان اسلام به نام بیعت گفته شده است و برای تشرف به دین اسلام، فرقی بین مرد و زن نبوده است و هر دو موظف به بیعت کردن بودند (خراسانی، ۱۳۹۳: ۶۷).

۱. در سال ۱۹۸۴، اعلامیه جهانی حقوق بشر به بیان تساوی بین زن و مرد پرداخت. این اعلامیه دارای ۳۰ ماده است که ۱۰ ماده آن مستقیم و با صراحت تساوی حقوق زن و مرد را بیان کرده است. چیزی که در این باره اهمیت دارد این است که این اعلامیه پشتوانه محکم و هموارکننده راه برای سایر اسناد حقوقی است (افروز، ۱۳۹۶: ۹۵-۹۴).

۲.منشور سازمان ملل متحد، اولین سند بین‌المللی الزام‌آور است که از تساوی زن و مرد سخن رانده است. هیچ سند حقوقی پیش از آن، بدین شکل، برابری همه انسان‌ها را مورد تأکید قرار نداده بود. در مقدمه منشور، به تساوی حقوق بین زن و مرد و تشریک مساعی، اشاره و برای تحقق این منظور به طور صریح بر تمایز از جهت نژاد، زبان و مذهب تکیه شده است. در بند ب ماده ۱۳ منشور آمده است: «همه دولت‌های عضو متعهد می‌شوند که تساوی و برابری حقوق زنان و مردان درهر حال و بدون توجه به تفاوت‌های نژادی، زبانی، مذهبی و قومی رعایت و تعهد کنند» (ارجمند، ۱۳۷۹: ۱۳).

  1. 8. ۱. حقوق زنان در دوره حکومت ج.ا. خراسان/افغانستان (۲۰۲۱-۲۰۰۱)

دولت نظام ج.ا.خراسان/افغانستان برای بهبود و پشتیبانی از حقوق زنان اقداماتی را انجام داده است که می‌توان این اقدامات را در دو دسته تقسیم‌بندی کرد: ۱. قانون‌گذاری و ۲. اقدامات عملی:

۱) حمایت از حقوق زنان از طریق قانون‌گذاری: قانون‌گذاری می‌تواند یکی از راه‌های نهادینه ساختن یک فرهنگ در هر جامعه‌ای باشد. دولت مذکور افغانستان نیز سعی داشته است  با استفاده از قانون و اجرای این قوانین، حقوق زنان را در خراسان/افغانستان بهبود ببخشد. در این تحقیق مهم‌ترین قوانین مصوب در این کشور در راستای حمایت از حقوق زنان را بررسی می‌کنیم که شامل: تدوین قانون اساسی، اصلاح و تطبیق قانون مدنی و قانون خانواده، قانون انتخابات و امضا و تصویب معاهدات بین‌المللی مربوط به حقوق زنان می‌شود.

۲) تدوین قانون اساسی: قانون اساسی مربوط به دولت ج.ا.افغانستان مشتمل بر ۱۲ فصل و ۱۶۲ ماده می‌باشد که در سال ۱۳۸۲ ه.ش به تصویب رسید. در فصل دوم این قانون، حقوق اساسی اتباع افغانستان ذکر گردیده و در رابطه با حمایت از زنان آمده است: «هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع خراسان/افغانستان ممنوع است و اتباع این کشور اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق مساوی هستند (ماده ۲۲ قانون اساسی خراسان/افغانستان).

۳) اصلاح و تطبیق قانون مدنی و قانون خانواده: دولت وقت خراسان/افغانستان بنا به پیشنهاد کمیسیون مستقل حقوق بشر و وزارت زنان این کشور برخی قوانین متضاد با قوانین بین‌المللی و دیگر قوانین تبعیض‌آمیز در حوزه زنان را جرح و تعدیل نموده است. این دولت علاوه بر موارد فوق تسهیلاتی را برای ایجاد دفاتر ازدواج و طلاق دایر نموده تا حقوق زنان مورد حمایت هرچه بیشتر قرار گیرد (رضایی، ۱۳۸۸: ۱۰۸).

۴) قانون انتخابات: ماده‌ ۸۳ قانون اساسی که روش راه‌یافتن به مجلس نمایندگان را مشخص می‌کند؛ شرایطی را پیش‌بینی می‌کند که باید حداقل، دو زن از هر ولایت (استان) به مجلس نمایندگان راه یابد. از سوی دیگر در ماده‌ی ۸۴ قانون اساسی که روش انتصاب یک‌سوم اعضای مجلس سنا را مشخص می‌کند، رییس‌جمهور را مکلف به انتخاب پنجاه ‌درصد اعضا از میان زنان می‌کند (ماده ۸۳ و ۸۴ قانون اساسی). موارد مذکور، امتیاز‌دهی اضافی به زن است که در قانون‌اساسی بر آن تأکید شده و حالت اجرایی یافته است.

۵) امضاء و تصویب معاهدات بین‌المللی مربوط به زنان: یکی دیگر از اقدامات نظام جمهوری خراسان/افغانستان در راستای اقدامات قانونی، امضا و تصویب معاهدات بین‌المللی مربوط به زنان بود. در ذیل به مهم‌ترین این اقدامات و معاهداتی که دولت وقت خراسان/افغانستان به آن‌ها متعهد شده بود اشاره می‌شود.

۶) ورود زنان به پارلمان: در ماده ۸۳ قانون اساسی خراسان/افغانستان آمده است که: در قانون انتخابات باید تدابیری اتخاذ شود که نظام انتخاباتی، نمایندگی عمومی و عادلانه را برای تمام مردم کشور تأمین کند و به تناسب افراد از هر استان به طور متوسط حداقل دو نماینده زن در پارلمان عضویت یابد. در این ماده قانونی از اصل تبعیض مثبت به نفع زنان استفاده شده است که بر این اساس برای حمایت از زنان در پارلمان سهمیه خاص را در نظر گرفته است. این امر بیشتر متوجه کیفیت و اثرگذاری مشارکت سیاسی زنان است چون بر اساس قانون اساسی حداقل ۲۵ درصد اعضای مجلس نمایندگان خراسان/افغانستان باید از زنان باشند (مقصودی و غله‌دار، ۱۳۹۰: ۱۹۸-۱۹۶).

  1. بررسی عملکرد طالبان از رسیدن بقدرت تا سه ساله شدن حکمرانی شان.
  2. ۲. قرارد دوحه.

از حقوق یونان و روم باستان یک اصل حقوقی وجود دارد که تاکنون و در حقوق معاصر بین‌المللی نیز کماکان معتبر شناخته می‌شود که عبارت است از: (pactant servanda) قراردادها باید اجرا گردد یا (أوفو بالعهود و أوفو باالعقود)

پایه حقوقی دولتهای مدرن) – (ملی را قرارداد صلح ویستفالیا (۱۶۴۸م) تشکیل می‌دهد که حاکمیت ملی را اساس و محترم شناخته و در کنگره ویانا (۱۸۱۵م) نظم نوین جهانی را تعریف و با تاسیس سازمان ملل متحد در منشور آن سازمان و میثاقهای مصوب آن مسجل گردیده است.

روز شنبه مصادف با ۱۰ حوت/اسفند ۱۳۹۸ جهان شاهد یکی از عجیبترین و در عین حال تاریخی ترین توافقنامه‌های صلح بین یک بازیگر غیر دولتی بنام گروه طالبان و بازیگر دولتی یعنی ایالات متحده آمریکا بود مقدمات این توافقنامه که از ۱۸ ماه قبل آغاز شده بود سرانجام با امضای زلمی، خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان و ملا عبدالغنی برادر معاون سیاسی گروه طالبان به سرانجام رسید.

توافقنامه صلح امریکا و طالبان متشکل از چهار بخش است:

  1. تضمین‌ها و میکانیزم‌های اجرایی که از استفاده از خاک خراسان/افغانستان توسط هرگونه گروه یا فرد علیه امنیت ایالات متحده و متحدان آن جلوگیری کند.
  2. تضمین‌ها، میکانیزم‌های اجرایی و اعلام جدول زمانی برای خروج تمام نیروهای خارجی از خراسان/افغانستان.
  3. پس از اعلام تضمین‌ها برای خروج کامل نیروهای خارجی و جدول‌زمانی در حضور شاهدان بین‌المللی، و تضمین و اعلام این‌که از خاک خراسان/افغانستان علیه امنیت ایالات متحده و متحدانش استفاده نخواهد شد، در حضور شاهدان بین‌المللی، امارت اسلامی طالبان که توسط ایالات متحده به‌عنوان یک دولت شناخته نمی‌شود و به‌نام طالبان معروف است، شناخته می‌شود مذاکرات بین‌الافغانی را با طرف‌های افغان در ۱۰ مارچ ۲۰۲۰ مطابق ۱۵ رجب ۱۴۴۱ هجری قمری و ۲۰ حوت ۱۳۹۸ هجری شمسی شروع خواهد کرد.
  4. آتش‌بس دائمی و جامع یک موضوع آجندای گفت وگو و مذاکرات بین‌الافغانی خواهد بود. شرکت‌کنندگان مذاکرات بین‌الافغانی در مورد تاریخ و چگونگی آتش‌بس دائمی و فراگیر، از جمله میکانیزم‌های اجرایی بحث خواهند کرد که همراه با تکمیل و توافق در مورد نقشه راه سیاسی آینده خراسان/افغانستان اعلام خواهد شد.

چهار بخش فوق با هم مرتبط و با هم وابسته هستند و هر یک مطابق جدول زمانی توافق‌‌شده و شرایط توافق‌شده تطبیق خواهد شد. توافق در مورد دو بخش اول راه را برای دو بخش آخر هموار می‌کند.

در ذیل متن موافقت‌نامه برای تطبیق دو بخش اول است. هر دو طرف موافق هستند که این دو بخش با هم مرتبط و با هم وابسته می‌باشند. تعهدات «امارت اسلامی افغانستان» که توسط ایالات متحده به‌عنوان یک دولت شناخته نمی‌شود و به‌عنوان طالبان شناخته می‌شود، در چوکات این موافقت‌نامه در مناطق تحت کنترل‌شان تا زمان تشکیل حکومت اسلامی جدید پسا توافق خراسان/افغانستان که طبق گفت‌وگو و مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، اجرا می‌شود.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://khorasantimes.com/?p=10394

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.