نویسنده: دکتر مانی فرهمند
ترس از دست دادن قدرت سیاسی و نظامی در ذهنیت قبیلوی پشتونهای داخل خراسان/افغانستان وجود دارد. این گروه قومی همواره در صدد تمرکز قدرت و فشار حداکثری بر سایر گروههای قومی و اتنیکی دیگر هستند. گروه طالبان با روپوش مذهبی در واقع حیرت انگیزترین گروه قومی است که در صدد حذف جسورانهای سایر گروههای قومی، مدنی و هرگونه ایستاری که به تفکر شئونیستی پشتونیسم لطمه وارد نماید بر آمده اند. با چنین ساختار به شدت محافظت شده هرگونه جریان کثرتگرا ولو مذهبی را بر نمیتابد و به هر اقدامی برای از میان برداشتن آن قدم بر میدارد.
در این جستار تحلیلی به نگرانی و هراس گروه طالبان از سایر گروههای اسلامگرای رادیکال و غیر رادکالی توجه شده است. پرسش اساسی این تحیلیل را میتوان چنین مطرح کرد که: چرا گروه طالبان از حضور و فعالیت احزاب سیاسی (حتی اسلامی)، جریانهای همسو، فعالیتهای مدنی هراس دارند؟
برای درک عمیقترین این نگرانی پاسخ ابتدای چنین میتواند باشد که: گروه طالبان فعالیت هر نوع احزاب اسلامی دیگر را در مغایر با منافع دراز مدت خود دانسته و غیر قانونی اعلام نمودند. بنابرین در صدد برداشتن و ممنوع ساختن این گروهها اند. در این پژوهش به صوت نمونهای به ممنوع قرار گرفتن فعالیت احزاب رسمی که در وزارت عدلیه حکومت پیشین رسمیت داشتند و یا گروههای چون تحریر، جمعیت اصلاح توجه شده است.
تکثرگرایی متضاد با منافع گروه طالبان
چنین نگرانی ناشی از دو عامل اساسی است که عامل نخست آن اعتقاد دینی متصلب این گروه است که در حقیقت با توجه به تفسیر قشری از منابع اسلامی و تطبیق شریعت که این گروه دارند ناشی میشود. زیرا تحزب در شریعت دینی این گروه حرام پنداشته میشود. و تنها حزبی که حزب خداوند است همان تحریک طالبان است که در دونیم دهه قبل توسط ملا عمر آخندزاده اساس گذاشته شد و باقی تنظیمهای جهادی، احزاب سیاسی دیگر متکی بر سیاست تحزب و نوعی دموکراسی حرام است لذا از هر گونه اقدام حزبی محروم و فعالیتهای شان غیر قانونی اعلام گردید.
عامل اساسی و دیگر آن آسیب شناسی قبیلهای است که طی چند دهه به این نتیجه رسیده اند که دموکراسی، اسلام میانه رو که در آن احزاب فعالیت داشته باشند قطعاً به سود شئونیسم پشتونی نیست بنابرین تحزب منجر به فرو ریختن قدرت متمرکز پشتونها از یک طرف و زمینه خود آگاهی و هویت سیاسی فرهنگی سایر اقوام از طرف دیگر میشود چنان که بیست سال جمهوریت در سایه نیم بند دموکراتیک چین نتیجهای را در پی داشت.
گروه طالبان تنها به تطبیق شریعت اسلامی در سایه امارت اسلامی بار دارند و در حقیقت به خاطر ترس از دست دادن قدرت پشتونی همواره از حربه مذهب برای کنترل و مدیریت اسلامگرایان افراطی سایر اقوام سود میبرند و برای از میان برداشتن سیستم تحزب به هر شکل ممکن ولو غیر دموکراتیک هم شده باور دارند. بنابر عوامل فوق قشر تکنوکرات پشتون در صدد زمینههای فکری چنین تمرکزی شدند، پس از این که به این نتیجه رسیدند که با پیشگیری نظام مردم سالاری آسیب جدی به برتر پنداری سیاسی پشتونیسم وارد میشود دست به دامن گروه طالب شدند که فقط با حفظ فزیکی دیگران از صحنه سیاسی است که میتوان رویای حکومت یک دست پشتونی را ایجاد نمایند که با دست به دست هم دادن امروز نتیجهای جز این به دست نیامده است.
طوری که اکنون جریان دارد حکومت گروه طالبان نخست احزاب سیاسی را منحل اعلان نمودند و سپس گروههای حزبی که همگام با ایشان در بر اندازی نظام جمهوریت خراسان/افغانستان دست یازیده بودند را غیر قانونی اعلام داشتند و واکنون در صدد مسدود ساختن صدای احزاب طرفدار و مخالف اسلامی چون: تحریر، جمعیت اصلاح، حزب اسلامی و جمعیت اسلامی اند گرچه به ترتیب اخرین تنظیم جهادی که فعالیت فرهنگی داشت حزب اسلامی حکمتیار بود که با وارد ساختن فشار بر ایشان آخرین میخ را بر تابوت این حزب زدند و همزمان با بستن تلوزیونهای بریا ارگان نشراتی حزب اسلامی و نور که پایگاه تلوزیون مورد حمایت جمعیت بود صدای احزاب را عملا خاموش ساختند.
همانطور که در بالا گفته شد طالبان با نفس کثرتگرایی سیاسی ولو غیر دموکراتیک نیز مشکل دارند چون نگرش کثرت گرایی حزبی قدرت مانور این گروه را در میان غیر پشتونها به مرور زمان به مشکل مواجه خواهد ساخت ازینرو ایشان علاج واقعه قبل از وقوع دانسته و فعالیت حزبی گروههای اسلامی را نیز زیر زره بین قرار داده اند.
نتجیهای که تحریم فعالیت حزبی میتوان برای خود گروه طالبان اعم از شبکه حقانی و گروههای میانه رو ایشان در قبال خواهد داشت این است که جلوگیری از فعالیت گروهی غیر طالبانی تلنگری به شبکه حقانی بوده که تمرکز بیشتر قدرت درونی طالبان برای کنترل هستههای موازی قدرت در جغرافیای پشتونها را میتواند داشته باشد.