نوسنده: حسین علی « شریعتی» دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه البیرونی
بخش دوم و پایانی
- 3. تهدید غیر مستقیم
امروزه بیش از هر زمان دیگری تهدیدهای بینالمللی با یکدیگر مرتبط هستند و تهدید نسبت به یکی تهدید نسبت به همگان محسوب میشود. امروزه هر تهدید نسبت به امنیت بینالمللی خطر تهدیدات دیگر را گسترش میدهد. به جنایات سازمان یافته فرامرزی، بسیاری از جدیترین تهدیدات نسبت به صلح و امنیت بینالمللی را تسهیل میکند. فساد، تجارت غیر مجاز و پولشویی نقش بسزایی در ناتوانی کشورها، ممانعت از رشد اقتصادی و تضعیف دموکراسی دارند و به عبارت دیگر محیطی مستعد برای تعارض داخلی ایجاد میکنند. فقر در یک رابطه متقابل با دیگر تهدیدات بینالمللی قرار دارد و جدای از اینکه خود به عنوان یک تهدید مستقیم امنیت بینالمللی مطرح است، خود زمینه ساز دیگر تهدیدات هم میشود یا به توسعه آنها کمک میکنند. فقر از این زاویه یک تهدید غیر مستقیم امنیت بینالمللی است. به عبارت دیگر فقر به صورت غیر مستقیم امنیت بینالمللی را با چالش مواجه میکند. در اینجا چند دسته از تهدیدهای بینالمللی را که منشاء آنها فقر بوده یا خطر آنها را گسترش میدهد مورد بررسی قرار میدهیم.
- ۲. ۳. – ترورسیم بینالمللی
ترورسیم بینالمللی به عنوان یکی از تهدیدهای امنیت بینالمللی در قرن ۲۱ مطرح میباشد. تروریسم بینالمللی در یک رابطهی متقابل با فقر قرار دارد. از یک طرف تروریسم میتواند موجب افزایش فقر گردد. یکپارچگی اقتصادی جهانی به این معناست که یک جمله تروریستی مهم در هر کجای جهان توسعه یافته، پیامدهای خانمان بر اندازی در رفاء میلیونها انسان در جهان تخمین که حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به تنهایی شمار مردمی را که در فقر به سر میبردند تا ۱۰ میلیون نفر افزایش داده است این رقم با یک واقعه تروریستی هستهای خیلی بیشتر خواهد شد.
از طرف دیگر بر ترویسم بینالمللی تاثیر میگذارد. وضعیت فقر موجب رشد تروریسم میگردد. کشورهای با در صد بالای جمعیت فقیر بیشتر در معرض رشد گروههای تروریستی هستند. گروههای تروریستی بینالمللی به بهانه پناه گاه، کشورهای ضعیف را قربانی اقدامات خود میکند. عضو گیری آنها در چنین کشورهای مدیون نارضایتیهای پرورش یافته از فقر است. گروههای تروریستی بینالمللی که معمولا از منابع مالی قابل توجهی نیز برخوردار اند میتواند به عنوان نقطه قابل اتکایی برای مردم فقیر محسوب گردد که فعالیت در چنین گروههایی تا حدود زیادی از لحاظ مالی تامین میگردد. از طرف افرادی که در جوامع فقیر و در فقر شدید زندگی میکنند به دلیل نارضایتی از وضع موجود آمادگی بیشتری برای جذب در چنین گروههایی دارند. با دشتن چنین دیدگاهی در رابطه با فقر و تروریسم وقتی از چالش پیشگیری تروریسم صحبت میکنیم باید ضرورت توسعه یک راهبرد جهانی و جامع را در مقابله با تروریسم را یاد آور شویم. این راهبرد باید عوامل ریشه ای را مد نظر قرار دهد. در این راهبرد جامع در مرحله اول یعنی پیشگیری باید فعالیت برای حذف ریشهها یا عوامل تسهیل کنندهی تروریسم از جمله کاهش فقر و بیکاری صورت گیرد. همچنین باید ظرفیت کشورها در پیشگیری از عضوی گروههای تروریستی در آنها افزایش باید که یکی از راههای آن ظرفیت سازی از بین بردن فقر در این کشور هاست. بنابراین هرچند نمیتوان گفت که فقر تنها علت تروریسم بینالمللی است اما باید بیان داشت که میتواند خطر تروریسم بین المللی را افزایش دهد، فعالیتهای تروریستی زا آسانتر نمایند و مقابله با تروریسم بینالمللی را باجالش مواجه کنند. فقر در این معنا به صورت غیر مستقیم امنیت بینالمللی را به خطر میاندازد و این باید در کنار تاثیر مستقیم آن بر امنیت بینالمللی مورد لحاظ قرارگیرد.
- 2. ۳. جرایم سازمان یافته فراملی
جرایم سازمان یافته فراملی تهدیدی نسبت به کشورها و جوامع است که امنیت انسانی و تعهدات بنیادی کشورها را در استقرار قانون و نظم مخدوش میکند. برخی مصادیق خاص جرایم سازمان یافته بیشتر مورد توجه هستند: قاچاق مواد مخدر، فساد، قاچاق انسان، قاچاق سلاحهای گرم و پول شویی این جرایم ضعف دولتها کمک میکند، مانع از رشد اقتصادی میشود، به جنگهای داخلی دامن میزند، تلاشهای سازمان ملل را در زمینه برقراری صلح مرتبا تضعیف میکند و برای گروه های تروریستی امکانات مالی فراهم میسازد. جرایم سازمان یافته نیز در یک رابطهی متقابل با فقر دارند، از یک طرف این جرایم مانع از رشد اقتصادی میشوند و از این طریق موجب افزایش فقر یا شکست تلاشهای توسعه ای برای کاهش فقر میشود. فساد، تجارت غیر قانونی و پولشویی دارای چنین قابلیتی هستند و در ممانعت از رشد اقتصادی یک کشور نقش دارند. از طرف دیگر فقر موجب گسترش جرایم سازمان یافته میشود. فقر گسترش جرایم سازمان یافته را افزایش میدهد. همانند گروههای تروریستی، گروههای مجرم سازمان یافته بینالمللی نیز در عضوی گیری در جوامع فقیر اقبال بیشتری دارد. این گروهها نیزدارای منابع مالی فراوانی هستند. گروههای قاچاق مواد مخدر از چنین ویژگی برخوردارند و طبیعتا میتوانند به راحتی نیروی مورد نیاز خود را ازجوامع فقیر تامین کنند.
زشتترین چهره جرایم سازمان یافته، قاچاق انسان است. فقر عامل عمده تسهیل و گسترش فعالیت شبکههای قاچاق انسان میباشد. این شبکه بیشتر طعمههای خود را از بین زنان و کودکان جوامع فقیر انتخاب میکنند. از دیگر فعالیت این شبکه سوء استفاده از مهاجرین است. طبیعتا افراد فقیر زیادی خواستار مهاجرت به جوامع توسعه یافته یا در حال توسعه دارای شرایط مساعد هستند. این افراد ناخود آگاه در معرض گرفتار شدن در دام شبکههای قاچاق انسان هستند.
با توجه به مسایل مطروحه فوق باید بیان داشت که هر گونه استراتژی پیش گیرانه در مقابله با جرایم سازمان یافته فراملی مستلزم توجه به مسله فقر نیز خواهد بود. کاهش یا از بین برده فقر میتوان تا حدودی زیادی فعالیت بسیاری که فقر با تاثیری که جرایم سازمان یافته فراملی به عنوان تهدیدی علیه امنیت بینالمللی میگذارد به صورت غیر مستقیم امنیت بینالمللی را چالش مواجه مواجه میکند.
- 2. ۳. بیماریهای عفونی و مسری
جهان طی سه دهه گذشته شاهد ظهور بیماریهای مسری جدید، پیدایش مجدد بیماریهای قدیمی و شیوع مقاومت در برابر تعداد رو به رشد داروهای اصلی آنتی بیوتیک بوده است. این بیماری به شدت امنیت انسانی را تهدید میکند. به همین دلیل است که در هدفهای توسعه هزاره از مبارزه با بیماریهای عفونی به عنوان ششمین هدف نهایی نام برده شده است. از جمله بیماریهای عفونی و مسری میتوان به ایدز، ملاریا ، فلج اطفال، سل و سارس اشاره کرد. ملاریا با اینکه تدابیر بسیار مؤثری برای پیشگیری و درمان آن وجود دارد، همچنان در سراسر دنیا استوایی بیداد میکند و قربانی میگیرد. بسیاری از بیماریهای عفونی که امروز کشورهای در حال توسعه را در برگرفته به ویژه بیماری ایدز و ویروس آن و سل خطرهای جدی برای سراسر جهان به شمار میروند. شیوع بیماری حاد شدید ریوی (ساس) در سال ۲۰۰۳ هم نشان داد که بیماریهای عفونی میتواند به سرعت فراگیری شوند. تمام این مسایل نشان میدهد که بیماریهای مسری و عفونی تهدیدی علیه امنیت بینالمللی هستند.
فقر و بیماریهای مسری و عفونی هم به عنوان دو دسته از تهدیدهای بینالمللی در یک رابطه متقابل با هم قرار دارند و هر یک دیگری را در یک چرخه مهلک تقویت میکند، از یک طرف بیماریهای نظیر ملاریا و ایدز موجب مرگ شماری زیادی شده و فقر را تقویت میکنند. از طرف رمینه و بستر مناسبی برای بروز و رشد این گونه بیماری را فراهم میآورد. فقدان و کمبود امکانات بهداشتی که در مناطق فقیر به وضوح و مشاهده میشود عامل اساسی در شیوع و گسترش بیماریهای عفونی و مسری در این مناطق است. این وضعت را به ویژه میتوان در افریقا مشاهده کرد. افریقا و به ویژه منطقه جنوب صحرا از فقر رنج میبرند. قابل ذکر است که حدود سه چهارم مرگهای ناشی از بیماری ایدز هر سال در افریقا رخ میدهد که بیشتر قربانیان ناشی از بیماری هر سال در افریقا رخ میدهد که بشتر قربانیان آن را زنان تشکیل میدهد. بروز فراوان بیماری ایدز و ویروس آن در بسیار از کشورهای افریقا یک فاجعه انسانی و مانعی جدی در مسیرتوسعه است. تقریبا ۹۰ در صد یک میلیون نفری که هر سال بر اثر بمیاری ملاریا میمیرد در جنوب صحرای افریقا است که بیشتر آن کودکان زیر ۵ سال هستند. این وضعیت نشان میدهد گسترش بیماریها در مناطق فقیر است در عین حالیکه در مناطق توسعه یافته این چنین وضعیت اسفبار به مشاهده نمیرسد.
- 2. ۳. جنگ داخلی
جنگ داخلی یک از شش دسته تهدید های امنیت بین المللی به شمار می آید.از سال ۱۹۹۲ جنگ های داخلی به صورت مستمر کاهش پیدا کرده است. در ۱۵ سال گذشته به دو قرن پیش اغلب جنگهای داخلی با مذاکره پایان یافته است و این مسئله تا حدی ریادی ناشی از نقش سازمان ملل متحد است. تلفات زیاد در جنگهای داخلی و ظهور خشونتهای گسترده موجب شده است که جامعه بینالمللی به دنبال پیشگیری از بروز چنین جنگها باشند. در استراتژی پیشگیری باید به دنبال عوامل و ریشههای جنگ داخلی گشت. یکی از عوامل جنگ داخلی فقر میباشد. قبل از اینکه رابطه فقر و جنگ را بررسی نماییم باید دید مفهوم جنگ داخلی چیست؟
جنگ داخلی عبارت از مخاصمه مسلحانه بین نیرو های مسلح یک کشور و همچنین مخاصمه مسلحانه بین گروه های سازمان یافته مسلح تحت یک فرماندهی مسئول که آنچنان کنترولبر بخشی از سر زمین مذکود دارد که آنهارا قادر می سازدعملیات نظامی به صورت متجمع و کنترول شده انجام دهند.آشوب و بحران های داخلی همانند شورش ها ، اعمال تعرض آمیز انفرادی و پراگنده اعمال باماهیت مشابه که در حدی مخاصمه مسلحانه نمی باشند، جنگ داخلی نمی باشد
فقر قویا با آغاز جنگ داخلی مرتبط است. فقر و گرسنگی زمینه ی خوبی برای جنگ ایجاد می کند به ویژه زمانی که با فکتورهای دیگری مانند نابرابری جمع شود. بیش از ۱۳ میلیون نفردر جنگ های گسترده از سال۱۹۹۴ تا سال ۲۰۰۳ کشته شده اند که این میزان ۱۲ میلیون کشته شد در جنوب صحرای افریقا، آسیای غربی و آسیای جنوبی یعنی فقرترین مناطق دنیا بوده است.
نتیجه گیری
عصر جدیدی که فرآیند آن آغاز شده است و از آن به عنوان عصر جامعه جهانی یاد میشود همانند هر نظامی دارای یک هستهی سخت خواهد بود. هستهی سخت در عصر بعد از جنگ جهانی دوم، حفظ صلح و امنیت بینالمللی بوده است و در حال حاضر میتوان گفت که ماهیت این هستهی سخت در حال تغییر است. در حال حاضر ما از یک هدف به نام حفظ صلح و امنیت بینالمللی صحبت میکنیم و شش دسته تهدید با چالش را در مقابل آن ذکر میکنیم ماهیت این تهدیدها نسبت به گذشته تغییر کرده و این ناشی از تغییر در موضوع مورد حمایت بین المللی است. در گذشته دولتها در مرکز مفهوم امنیت بینالمللی قرار داشتند اما امروزه انسانها در کنار دولتها مطرح هستند و جریان این حرکت به سمت جایگزین شدن انسان است. به همین دلیل است که مفهوم امنیت بشری در کانون توجه عمومی قرار گرفته است. مطرح شدن تهدیداتی مثل فقر، بیماریهای گسترده و مسری و تخریب محیط زیست بیانگر این تحول است. در این میان تهدیدی مثل فقر اهمیت فوق العاده ای یافته و در ارتباط تنگاتنگ با دیگر تهدیدات نیز میباشد. نکتهی قابل توجه در اینجا این است که هر چند هنوز از امنیت بینالمللی صحبت میکنیم اما مفهومی دیگر یعنی بشریت آن را تحت تأثیر قرار داده است به گونهای که ماهیت امنیت بینالمللی را تغییر داده است و در واقع اقدامات حفظ صلح و امنیت بینالمللی در مرتبه ای بالاتر در صدد حفظ بشریت هستند. البته این فرآیندی است که هنوز کامل نشده و در حال جریان است. زمانی که این فرآیند کامل شود ما نظام بینالمللی خواهیم داشت که هستهی سخت آن بشریت خواهد بود. از بین بردن یا کاهش فقر نیازمند یک استراتژی بلند مدت است. مطمئناً در کوتاه مدت یا میان مدت دستیابی به چنین هدفی ممکن نیست. به همین دلیل است که سران دولتها در اعلامیه هزاره برای یک دوره ی ۱۵ ساله دستیابی به کاهش نیمی از فقر شدید را پیش بینی کردند. حتی چنین پیش بینی هم در آن زمان خوش بینانه به نظر میرسید. اما موفقیت برخی کشورها از جمله در شرق آسیا در رسیدن به این هدف نشان میدهد که این هدف دور از دسترس نیست اما این صرفاً کاهش نیمی از فقر شدید است. در حالی که ما باید تهدید فقر را در تمام ابعاد آن در نظر بگیریم که خیلی گسترده تر از فقر شدید است. بنابراین دستیابی به هدف از بین بردن فقر مستلزم یک استراتژی بلند مدت به همراه تاکتیکهای متنوع و مختلفی است که با همکاری تمامی اجزاء نظام بین المللی امکان پذیر است ضمن اینکه موفقیت این استراتژی به تدوین قواعد لازم الاجرای بین المللی فراتر از قواعد فعلی بستگی دارد. اتخاذ برنامه های توسعه ملی برای کاهش فقر متضمن در نظر گرفتن دوگونه وضعیت است اول معیارها و قواعدی است که جامعه بین المللی طی چند سال تجربه ی مقابله با فقر و پیشرفت توسعه به آن رسیده است و اکنون در گزارشها و اسناد بین المللی مورد اشاره قرار می گیرد. دوم وضعیت خاص هر کشور میباشد. موقعیت توسعه یافتگی کشور یعنی اینکه جزء کشورهای با وضعیت نامساعد است یا با درآمد متوسط در تعیین نوع برنامه توسعه ملی تأثیر گذار است. همچنین ممکن است منطقه ای که کشور فقیر در آن واقع شده یا میزا جمعیت فقیر هر کشور و پراکندگی این جمعیت در آن کشور تأثیر گذار باشد.
فهرست منابع:
- آلتر واگنر دورینا،« پیشرفت وفقر و رابطه های آنها با ارزشهای فرهنگی و معنو»
- در مارک هنری،پاول« فقر پیشرفت وتوسعه» ،۱۳۷۴،ص ۸۰
- مجموعه مقلات همایش بزرگداشت ابن خلدون، تهران: موسسه تحقیقاتی و توسعه علوم انسانی.
- نمازی، حسین. (۱۳۶۶).نظامی های اقتصادی، ابن خلدون، ترجمه یوسف رحیم لو، تهران: مرکز نشر دانشگاه
- هانری بارتلی،« پیشرفت و فقر؛ و مفاهیم و دیالتیک آنها در تمدن های و فرهنگها»
- ۲۰۰۵ world summit outcome, para.20.
- ۲۰۲۵ world summit outcome, para. 23 (e)
- We the peoples, P. 21-23.
- We the peoples, p. 39.
- World: our shared Responsibility, para.245.
- Unic-ir.org
- In larger freedom, p. 12 and Box.
- The Millennium Development Goals Report 2005