نویسنده: مانی فرهمند
طرح مسئله
گروه طالبان معجونی از گروهها و افرادی اند که بر بنیاد ویژگیهای متفاوت کنار هم قرار گرفته اند که البته با توجه به شکافهای عمیق قومی، فرهنگی، مذهبی و زبانی گسترش شکاف را در دراز مدت تشدید خواهند بخشید. این گروه در نخست بر بنیاد ساختار سفت و سخت قبیلوی منجر به اتحاد پشتونها زیر چتر واحد شکل گرفتند که با از میان برداشتن سایر گروههای نا بکار مجاهدین احزاب پشتون در جنوب با حمایت دستگاه استخبارات پاکستان سروسامان یافتند. این چتر در حقیقت درون مایه وحدت پشتونیسم را در رقابتهای داخلی کشور به عنوان یک گفتمان غالب با دال مرکزی تفوق طلبی قومی همچنان زنده و برنده نگهداشته اند که در برابر سایر اقوام به عنوان اکثریت از این گفتمان سود برده اند.
با توجه به زمینههای بر گشت این گروه به خراسان/افغانستان و همیاری برخی کشورهای منطقه و جهان به ویژه حمایت بیست سال پسین استخباراتی ایران، روسیه و پاکستان ازین گروه در برابر دولت جمهوریت خراسان/افغانستان منجر به تغییر در استراتیژی مبارزه امریکا در برابر تروریسم گردید و در نتیجه آمریکا وادار به تعامل با این گروه و نیز توافق با این گروه گردید که منافع کشورهای منطقه را دچار اعوجاج کرد. که با فروپاشی جمهوریت لطمه شدیدی بر فرایند مردم سالاری، حقوق بشر و دستآوردهای دو دهه گردید و عملاً ارزشهای دموکراتیک را نابود کرد.
با توجه به تحولات خراسان/افغانستان جریانهای مخالف با همسویی جهان و منطقه با گروه طالبان شکل گرفت که در ابعاد گسترده مقاومت زنان و جنبشهای زنان، جریانهای مقاومت نظامی در برابر رژیم این گروه شکل گرفت که بدین ترتیب جبهه مقاومت و جبهه آزادی از نخستین جبهات فعال و موجود ضد گروه طالبان است که پس از سقوط رژیم جمهوریت در خراسان/افغانستان بوجود آمدند و تا اکنون هزاران جنگجوی گروه طالب را کشته اند. جبهات مقاومت و آزادی پس از دو سال و نیم از ایجاد آن تا اکنون تلفات زیادی نیز به منظور آزاد سازی جغرافیای مقاومت داده است، که چهرهها سرشناس آن فرماندهان مقاومت نخست و همچنان ارتش سابق در میان این قربانیان دیده میشود که پس از تسلط گروه طالب در خراسان/افغانستان سلاحهای شان را بر زمین نگذاشتند. و پس از معامله پنهانی مثلث غنی، طالب(؟) و زلمی (نماینده آمریکار) که در نتیجه خراسان/افغانستان را به گروه طالب تسلیم نمودند جبهات ضد طالب و دفاع از خراسان/افغانستان فعال گردید.
آیا زمینههای مشترک مبارزه مسلحانه، فرهنگی، سیاسی و استخباراتی در جبهات مخالف گروه طالبان در برابر این گروه وجود دارد یا خیر؟ که در صورت پاسخ مثبت به پاسخ این پرسش به عنوان مفروض این تحلیل پرداخته و با توجه مفاهمی و متغیرهای توضیح دهنده این بحث ادامه خواهیم داد. بنا بر این پاسخ موقت و غیر ثابت شده ما از این تحلیل این است که با توجه به وجوهات مشترک جبهات فعال ضد طالبان یعنی دو جبهه که عملاً قدرت تسلط طالبان را به چالش مواجه ساخته اند یعنی جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود فرزند قهرمان ملی کشور که یک جبهه نظامی، سیاسی و فرهنگی را در داخل کشور و فعالیت ضد تفکر طالبانی در سرتاسر جهان گسترش داده است با جبهه آزادی که یک جبهه نظامی و فعال در داخل خراسان/افغانستان است با هدایت و رهبری یاسین ضیاء یکتن از فرماندهان نظامی دولت پیشین ظرفیت نزدیک شدن را دارند. بنا بر این تحلیل حاضر به کندوکاوی پیراموین این موضوع پرداخته است.
آغاز مقاومتهای نظامی در برابر استبداد قومی و مذهبی
وضعیت بوجود آمده در قبال تک روی طالبان بر پافشاری امارت اسلامی انحصاری طالبان گروهها مخالف طالبان را به سمت نگاه واحد و مشترک سوق داده است که در رسانهها و شبکههای اجتماعی کم کم چنین همآهنگیهای در حال شکل گرفتن است. به طور مثال جمعیت اسلامی خراسان/افغانستان یکی از احزاب مهم جهادی که پس از بروز اختلافات رهبران این حزب انشعاب پیدا نموده بود درین اواخر در صدد وحدت دوباره هستند که نشست اخیر رهبران جمعیت به صورت انلاین و تلاش در شکل گیری موضع مشترک و واحد در برابر گروه طالبان را میتواند در خراسان/افغانستان به ویژه در امر شکل گیری جبهات ضد طالب در ولایاتی که این حزب دارای طرفدار بودند به ویژه در بدخشان، بلخ، غور، بادغیس، هرات، پروان، کاپیسا، بغلان، کابل، سمنگان، فاریاب، غزبی، و برخی ولایات دیگر در شمال و غرب کشور شاهد بود.
در کنار نزدیک شدن رهبران جمعیت اسلامی به عنوان یکی از احزاب پر نفوس غیر پشتون در خراسان/ افغانستان زمینههای شکل گیری جبهات ضد گروه طالبان طوری که جبهات مقاومت ملی و آزادی پس از یک سال از گرامیداشت کشته شدن فرماندهان جبهه آزادی زمینه هماهنگی عملیاتهای نظامی شان را در برابر گروه طالب مطرح نمودند و با وجود این که جهان و قدرتهای منطقه میدانند که بیشتر از ۲۵ گروه تروریستی در سایه امن امارت گروه طالبان در داخل خراسان/افغانستان بسر میبرند به ویژه در مناطق مرزی شمال خراسان/فغانستان آموزشهای تروریستی میبینند اما هیچ کشوری مستقیماً خودش را در گیر خراسان/افغانستان نمیسازد. و به سود شان نمیبینند که بصورت مستقیم خودشان را در گیر خراسان/افغانستان نمایند.
قدر مسلم این است که دنیا مردم خراسان/افغانستان را بر سر دو راهی تنها رها ساخته اند و صمیم هر کدام از این دو راهی کاریست دشوار راه نخست حمایت مردم به گسترش جبهات مقاومت در سراسر خراسان/افغانستان به منظور دستیابی به وضعیت بر خلاف آنچه بر مردم تحمیل میشود. گزینه دوم که فعلا جهان و اکثریت قریب به اتفاق مردم انتخاب نموده اند، بی علاقگی به گسترش دو باره جنگ است و این خاموشی منجر به گسترش سیاستهای قومی، زبانی، مذهبی آینده را تاریک ساخته است.
تشدید حملات جبهه مقاومت در سال جدید و از سرگیری حملات جبهه آزادی پس از ماه رمضان میزان تهدیدهای امنیتی در داخل گروه طالبان را افزایش داده است طوری که پس از نشر معلومات پیرامون چهرههای شاخص این گروه در وزارت داخلی این گروه توسط روند سبز نیازمندی مطالبه استفاده از موترهای زرهی را افزایش داده است.
برایند گسترش فعالیتهای نظامی جبهات ضد گروه طالب
با توجه به افزایش حملات هدفمند جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی بر اهداف مشخص استخبارات و نیروهای نظامی گروه طالبان میتوان نشانههای از چالش نظامی و عدم توانایی مدیریت وضعیت را در رژیم گروه طالبان به مشاهده گرفت. طوری که در افشاگریهای اخیر روند سبز از نیروهای خیالی این گروه صورت گرفت مخالفان بالقوه این گروه را بر عدم توانایی مدیریت امنیتی سرتاسر خراسان/افغانستان متوجه ساخته است و ازین لحاظ تا اواسط سال جاری خورشیدی ۱۴۰۳ شاهد بدتر شدن وضعیت امنیتی خراسان/افغانستان تحت کنترل این گروه خواهیم بود که حضور و مانور بیشتر گروههای تروریستی موجود در خراسان/افغانستان نیز خواهد شد.
گروه طالبان با توجه به سیاست ارعاب و وحشت، کشتار مردم بی دفاع، سازماندهی حملات بر اهداف مذهبی شیعیان، شکنجه و زندانی ساختن شهروندان استانهای کاپیسا، پنجشیر، بغلان، تخار و بدخشان توانسته اند در این مناطق هراس ایجاد کند و بر اساس ترس ناشی از شکنجه و باز داشتهای بیرحمانه ملکی برای تداوم حکومت شان در قلمرو مقاومت نخست زمان بیشتر کسب نمایند و درین خصوص عمال این گروه در این استانها نقش جاسوسهای محلی را دارند. طوری بصورت مداوم افراز باز رسی موترهای ملکی، ایستهای موقتی نشان از هراس گستردهای در این استانها به ویژه شمال کابل دارند.
با گسترش حملات جبهات ضد گروه طالبان نتایج غیر قابل انکاری را در بازه زمانی کوتاه مدت و دراز مدت دارد که در این جا به صورت فشرده به این نتایج اشاره شده است.
- نتایج کوتاه مدت و گزرا: در این که گروه طالبان تعریف مشخصی از حوزه مقاومت دارند و با برخوردی عقده مندانه به آزار و اذیت افراد ملکی به ویژه جوانان استانهای شمال کشور دارند با تشدید حملات جبهات فشار بر مردم این استانها به ویژه در کابل بر شهروندان پنجشیری مقیم کابل افزایش یافته است و دها تن از جوانان را به بهانههای مختلف آزار و شکنجه داده و تلاش دارند تا بر جبهه مقاومت و سایر جبهات ضد گروه طالب فشار روانی و روحیه ضدیت با مقاومت را تزریق نمایند که قطعا تاثیرات را در کوتاه مدت خواهد داشت.
- نتایج دراز مدت و پایدار: اما در دراز مدت با هماهنگی اقدامات نظامی و استخباراتی میان جبهات ضد گروه طالبان این جبهات که منشاء واحدی دارند با هم نزدیک شده و امکان بدیلی قابل اعتماد در ساقط ساختن رژیم حاکم را حداقل در جغرافیای شمال و مرکز خراسانافغانستان خواهند داشت و البته با توجه به این ظرفیت گروههای قومی ضد گروه طالب را در دراز مدت کنار هم قرار خواهد داد.
در صورتی که هماهنگی در مبارزه بر علیه گروه طالبان ایجاد شود کشورهای منطقه نیز از بلا تکلیفی در سیاست و منافع شان در قبال خراسان/افغانستان دنبال باز نگری خواهد شد.