نویسنده: حسین حافظی
خراسان/افغانستان در آینده با چه چالشها وفرصتهای مواجه خواهد بود؟
چالش
شواهد تاریخی تجربی حاکی از آن هستند که روند دولت سازی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه عمدتا به صورت موفقیت آمیزی طی نشده است و با بحرانهای مهمی همچون: بحران هویت، مشروعیت، ملت سازی و در نهایت خشونتهای قومی و مذهبی مواجه بوده است. در این تحقیق، مساله یا سوال آن است که موانع یا چالشهای اجتماعی مهم فراروی دولت سازی در خراسان/افغانستان کنونی چه بوده اند؟ فرضیه تحقیق آن است که شکافهای قومی نژادی و بحران هویت و خشونتهای ناشی از این شکافهای فعال و ریشه دار, نقش آفرینی مخرب فرقه گرائی متعصبانه و کج اندیشانه این جریان، فقر فرهنگی و سنتی بودن شدید جامعه از جمله چالش ها یا موانع مهم دولت سازی فراگیر در خراسان/افغانستان بوده اند. در این تحقیق, مساله یاد شده در چارچوب نظریه دولت شکننده با روش تبیین علی جامعه شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. از یک سده پیش تاکنون, شواهد تاریخی نشان از آن دارند که شکافهای قومی مذهبی و بحران هویت ناشی از آن، به مثابه مانع و چالش مهم در مقابل دولت سازی فراگیر در این کشور عمل کرده اند و بحران در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رژیم گذشته نیز در این راستا قابل تحلیل است.
- استقرار دولت های ناکام و نهادهای حکومتی غیرمؤثر
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده ثبات سیاسی، اقتصادی و نظامی در خراسان/افغانستان تشکیل دولت های ناکام و نهادهای حکومتی غیر مؤثر بوده است که در عدم توسعه و ثبات خراسان/افغانستان مستقیم نقش داشته و نتوانسته است مشکلات دیرینهی خراسان/افغانستان در عرصههای مختلف، به گونهی بنیادی و ریشهای حل کند. همواره دولتهای شکل گرفته در خراسان/افغانستان در تأمین حقوق و آزادی های شهروندی و تحکیم عدالت اجتماعی و سیاسی ناکام بوده است.
ناکامی دولتها درست زمانی آشکار میشود که نوع نظام و چهرههای مطرح و دسته اول که در قدرت سیاسی حضور دارند نتوانند عملکرد شفاف و عادلانه داشته باشند. در چهاردهه اخیر در خراسان/افغانستان هم شکل نظام مبتنی بر واقعیتهای موجود خراسان/افغانستان نبوده و هم چهرههای مطرح که در قدرت سیاسی حضور داشتند به صداقت شان نسبت به مردم خراسان/افغانستان تردید وجود داشته است.
نهادهای حکومتی با تغییر هر نظام نتوانست پایدار بماند. در میکانیزم حکومتداری هر گروه سیاسی تفاوت وجود داشت و هر گروه به طبع خود شان شکل نهادهای دولتی را تغییر شکل میدادند. برای همین این نهادها نهادهای مؤثر و پایدار نبودندو اساسا در چهار دهه اخیر، خراسان/افغانستان نهاد حکومتی پایدار نداشته است.
- عوامگرایی گروه های سیاسی
سیاست در خراسان/افغانستان با چالش عوامگرایی و پوپولیسم گره محکم خورده است. یکی از موانع مهم سد راه تشکیل دولت و ملت مدرن در خراسان/افغانستان عوامگرایی و عدم تعهد صادقانه طیف سیاسی نسبت به خراسان/افغانستان و منافع ملی مردم خراسان/افغانستان بوده که طی این سالها همواره از سوی سیاسیون مسأله های مهم به گونهی عوام گرایانه مطرح شده است. طیف سیاسی همواره در عملکرد شان منافع ملی خراسان/افغانستان را کم تر ملاحظه کرده اند. این در واقع از چالش های عمده سیاست دودهه ی پسین در خراسان/افغانستان بوده است.
توسعه نیافتگی و عدم تشکیل دولت و ملت مدرن خراسان/افغانستان عوامل و شاخص های مختلف داخلی و بیرونی دارد که خراسانی/افغانستانی ها با گذشت سالها هنوز صاحب نظام پایدار مردم سالار نشده اند. یکی از عوامل مهم شکست حکومتها در خراسان/افغانستان، عدم تعهد به اصل نظام و مبهم بودن تعریف از منافع ملی کشور بوده است. تعریف از منافع ملی در حراسان/افغانستان همواره در میانگروه های سیاسی متفاوت بوده است.
- عدم همگرایی اقوام
همگرایی ملتها در توسعه و انکشاف دولتها نقش سازنده ای دارد که متأسفانه یکی دیگر از مشکلات موجود در خراسان/افغانستان عدم همگرایی و عدم هم سویی اقوام در خراسان/افغانستان بوده است. البته فراموش نکنیم که حکومتهای دهه دموکراسی به رهبری حامد کرزی و اشرف غنی، به گونهی پیدا و پنهان کوشیدند که با عملکردهای قوم پرستانهی شان، اختلاف میان اقوام را گسترده سازند. در همگرایی ملتها نقش اساسی را حکومتها به عنوان قوه حاکم، می توانند ایفا کنند. بدبختانه، حکومت اشرف غنی به جای تحکیم پایههای وحدت ملی، زمینه نفاق ملی را با سیاستهای مغرضانهی خود بیشتر مساعد ساخت.
هرازگاهی موضوع مشارکت اقوام در قدرت سیاسی خراسان/افغانستان مطرح باشد، تعدادی از سیاستمداران پشتون موضوع اکثریت و اقلیت را دامن میزنند. اساسا در نظامهای دموکراتیک جهان امروزی، موضوع اکثریت و اقلیت مطرح نیست. این دید مشارکت به تناسب حضور اقوام از باورهای زیانبار در خراسان/افغانستان بوده است.
- نبود احزاب ملی و فعال
احزاب سیاسی نقش مهم و سازندهای در جوامع دموکراتیک دارد. در اکثر کشورهای توسعه یافته، نقش و مؤثریت احزاب سیاسی قابل ملاحظه بوده اما در خراسان/افغانستان اگر از واقعیت طفره نرفته باشیم تشکیلات احزاب سیاسی قومی بوده و هیچ گونه عملکرد مؤثر در تحقق خواسته های مردم خراسان/افغانستان نداشته اند. با توجه به این که احزاب در خراسان/افغانستان تعدد داشته است اما در شکل دهی روندهای ملی هیچ گونه مؤثریت قابل دفاع نداشته است. کارنامه احزاب سیاسی در خراسان/افغانستان مؤثریت چشم گیر نداشته است و در شکل دهی حکومتها نقش احزاب را نمیتوانیم انکار کنیم. احزاب موجود در خراسان/افغانستان خط مشی مشخص مبارزاتیشان را استوار پیموده نتوانستند و این رویکرد یکی از ضعفهای وارد بر احزاب سیاسی خراسان/افغانستان بوده است.
یکی از موانع مهم سد راه تشکیل دولت و ملت مدرن در خراسان/افغانستان عوامگرایی و عدم تعهد صادقانه طیف سیاسی نسبت به خراسان/افغانستان و منافع ملی مردم خراسان/افغانستان بوده است.
- حضور قدرتهای بزرگ در خراسان/افغانستان
خراسان/افغانستان پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیروهای ناتو به رهبری ایالات متحده امریکا، رسما به منظور سرکوب طالبان وارد خاک خراسان/افغانستان شد. پس از برگزاری کنفرانس بن، گروههای سیاسی در شهر بن آلمان روی تشکیل حکومت جدید مذاکره کردند و نتیجه این کنفرانس شکل گیری حکومت جدید به رهبری حامد کرزی بود.
دو دهه حضور امریکا و ناتو در خراسان/افغانستان مؤثریت درست نداشت و موفق نشد روند دولت و ملت مدرن و توسعه یافته را در خراسانا/افغانستان تسریع بخشد. خراسان/افغانستان در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی انکشاف پایدار نکرد که سر انجام برعکس آنچه که تصور میشد، خراسان/افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ سقوط نمود. اداره این کشور تحت کنترل طالبان درآمد و واقعیت امر این است که همکاران خارجی خراسان/افغانستان نسبت به این کشور دید صادقانه و معطوف بر واقعیتهای موجود در حراسان/افغانستان نداشتند. سیاستهای خصمانه و منافع جویانه قدرتهای بزرگ منجر به فروپاشی نظام در خراسان/افغانستان شد.
- خراسان/افغانستان و کشورهای همسایه
کشورهای همسایه نقش مهم و تأثیرگذار در برقراری ثبات و بی ثباتی خراسان/افغانستان دارد و نظامهای گذشته در حراسان/افغانستان همواره با دخالت پاکستان منزوی و بی ثبات گردیده است. این کشور با توجه به مشترکات فرهنگی که با بخش از مردم این کشور دارد، همواره نگاه نا عادلانه نسبت به قضایای موجود در خراسان/افغانستان داشته است. تحول که پاکستان و ایران در گذشته از طالبان حمایت داشته اند تا علیه حکومت خراسان/افغانستان تحرکات بیشتر داشته باشند.
سیاسیون خراسان/افغانستان تاکنون موفق به مهار سیاست ها و اهداف مغرضانه این کشورها نشده است و آسیب پذیری خراسان/افغانستان از سوی همسایهها در سه دهه پسین بیشتر بوده است. این کشورها به خاطر تحقق اهداف و رسیدن به منافع کشورشان همیشه در خراسان/افغانستان گروه های ضد دولت را حمایت کرده تا نظام مستحکم و پایدار، ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی در خراسان/افغانستان شکل نگیرد.
فرصت ها
منابع طبعی، استفاده از منابع طبعی خراسان/افغانستان یک فرصت برای نظام حاکم میباشد، در عصر امروزی که بیشتر از کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه از منابع خود استفادهای عظیم نموده اند که بعضی کشور در شرایط کنونی با کمبود مواد خام روبر هستند این در حالی است که منابع طبعی خراسان/افغانستان هنوز دست نخورده باقی مانده است و در آینده یعنی زمانی که قابلیت استفاده از این منابع را پیدا نماید قطعاً که فرصت خوبی برای خراسان/افغانستان خواهد بود از جمله ذخایر آهن،لیتیوم،مس و غیره. با استفاده ازاین منابع کشور خراسان/افغانستان میتواند به ثبات اقتصادی دست یابد، و همچنان میتواند زمینه کاریابی را برای ملت خراسان/افغانستان فراهم نماید.
- تشکیل دولت فراگیر،
خراسان/افغانستان در طول چهار دهه اخیر از فراگیری آنچنانی برخوردار نبوده است که این وضعیت در حکومت فعلی به شکل گسترده ملموس میباشد،که این یکی از مشکلات بزرگ فرا روی ملتسازی در خراسان/افغانستان میباشد پس گفته میتوانیم که با ایجاد یک دولت فراگیر که تمام اقوام و اقشار خود را در آن دولت ببیند فرصتی است برای ثبات درونی، که ازنیازهای اولیه نظام فعلی ثبات درونی وایجاد وابستگی میان دولت و ملت است.
- موقعیت ژوپولتیک
خراسان/افغانستان یک کشور است که از موقعیت ژوپولتیک برتری در منطقه برخوردار است به ویژه در زمینه اتصال آسیای مرکزی با آسیای جنوبی وخاور میانه، اما متاسفانه که نظامهای حاکم نه تنها که از این موقعیت جغرافیای استفاده نتواستند بلکه خراسان/افغانستان را به میدان نبرد میان قدرتهای بزرگ تبدیل نموده است. بناً در صورتیکه نظام حاکم بتواند توازن میان قدرتهای بزرگ و ذینفع این منطقه ایجاد نماید و در عین حال بتواند از این موقعیت به نفع کشور استفاده نماید خود یک فرصت خوب میباشد.
- تجارتی سازی مفاهیم صلح و امنیت
صلـح و امنیـت از نیازهـای حیاتـی هر جامعـه بوده و تحقـق آن وظیفهی همه مـردم میباشـد. دولـت مکلفیـت دارد تا با روی دسـت گیـری برنامههـای منظم، معقـول، علمـی و مفید در جهت تحکیم صلح و تامین امنیت در کشـور کارهای مفیـدی را انجـام دهـد. یکـی از مکلفیتهـای اساسـی هـر دولـت حفـظ صلـح و ثبـات در کشـور میباشـد. در خراسان/افغانسـتان برنامههـا و نهادهـای متعـددی بـرای تحکیـم صلـح و تامیـن امنیـت ایجـاد گردیـده و امکانـات هنگفتـی هـم در ایـن راسـتا بـه مصـرف رسـیده اند. امـا، از ایـن کـه ایجاد نهادهـا و روی دسـت گرفتن برنامههـای دقیـق، مطابق به نیازمندیهای کشـور و مفیـد نبوده اند، نتایج چندانی را در پـی نداشـته اند. یعنـی، ایجـاد نهادهـای متعـدد و غیرضروری و روی دسـت گیـری برنامههـای پر هزینـه ولـی بی نتیجـه همـه فقط در جهـت تجارتی سـاختن مفاهیـم صلـح و امنیت نقش داشـته اند.
تجارتـی سـاختن صلـح و امنیـت، ایجـاد نهادها و نیروهـای موازی بـا نهادها و نیروهـای قانونمنـد کشـور و بـه مصرف رسـانیدن پولهای هنگفـت در راههای ناصـواب و نـا موجـه باعـث بدتـر شـدن اوضـاع، گسـترش نا امنیهـا و ازدیـاد بی اعتمادیهـای مـردم نسـبت بـه ظرفیـت کاری نظـام حاکـم و برنامههـای ارایه شـده از سـوی آن شـده اند. از سـویی هـم، با تجارتی شـدن ایـن عرصههای مهم افـراد و حلقـات اسـتفاده جو و دخیـل در همچـو پروسـهها به جـای این کـه برای تحکیـم صلـح و تامیـن امنیـت در کشـور کار کننـد، بـرای رسـیدن بـه آرزوهای شـخصی خـود و به خاطـر گرم نگه داشـتن بازار برنامههای تحکیـم صلح و تامین امنیـت، در پـی نا امن سـازی مناطـق متفـاوت کشـور بوده انـد و میباشـند. ایجاد کمیسـیون تحکیـم صلح و بعد از آن تأسـیس شـورای عالی صلـح و هزینه کردن صدهـا میلیـون دالـر از مجراهـای یـاد شـده از جملـه کارهـای بی مـورد و بی اثـر بوده انـد. صدهـا میلیـون دالـر کـه از مجرای نهادهـای موظـف در جهت تحکیم صلح بدون در پی داشـتن کدام نتیجه ی مثبت و چشـمگیر به مصرف رسـیدند ،اگـر در جهـت آمـوزش و آگاهی دهـی مردم و تامیـن ارتباطات مسـتقیم در میان مـردم بـه مصرف میرسـید، بـه مراتـب نتایـج سـازنده تر و مفیدتر میداشـتند. از سـویی هـم، فقـط بـا گرفتـن اسـلحه از شـانه های افـراد و یـا هـم تدویر جلسـات امـکان تحکیـم صلـح وجـود ندارد، چـون صلح یـک پدیـدهای درونی اسـت و بـه محتـوای درونـی و طـرز نگـرش و باورهـای افـراد ربـط دارد. از ایـنرو، برای تحکیم صلح پایدار در کشـور، باید ذهنیت سـازی و ظرفیت سـازی شـود و مردم در قبـال حـد ارزشـمندی و مکلفیتهـای زندگـی خـود آگاهـی لازم به دسـت آورده و بـرای مفید زیسـتن و مسـئولانه زیسـتن آموزش داده شـوند.
همچنـان، ایجـاد سـاختارهای موازی با نیروهای منظم دولتی در سـکتورهای امنیتـی کشـور، ماننـد ملیشـههای قومـی و محیطـی و توزیـع اسـلحه بـرای افـراد غیرمسـئول، باعـث آن شـد تا از یکطرف قسـمتی زیـادی از اسـلحه و امکانات دولـت حیـف شـوند و از سـویی هـم مجراهـای وسـیع بـرای رسـیدن اسـلحه بـه باندهای خرابکار، گسـترش نا امنی و محدود سـاختن حاکمیت قانون در کشـور بـاز شـوند. بسـیاری از اسـلحه و امکاناتی کـه در اختیـار افراد مسـلح محلی قرار گرفت یا در مقابل مردم و دولت اسـتفاده شـد و یا هم به کسـانی سـپرده شـد که در مقابـل دولـت و مردم قـرار دارند.
باز تعریف در سیاست خارجی به ویژه در قبال کشورهای همسایه
در نظامهای قبلی کشور ما فاقد یک سیاست خارجی تعریف شده پیرامون محیط خارجی و همسایهگان بود، که نظام فعلی نیز چنین می باشد،سیاست خارجی کشور ما هیچ گاهی مطابق شرایط واحوال روز وهم چنان حوادث اتفاقی آینده برنامه ریزی شده نبود یعنی بیشتر روی کرد واکنشی نسبت به رخداد های روز داشتند که این واکنشها همچنان سنجیده شده نبود و در آینده نه چندان دور پیامدهای منفی برای کشور به بار میآورد.
ما در زمانی زندگی مینماییم که بدون فهم کامل مشکلات خود ما در داخل وطن و آشنای و دانش در مورد سیاست و دیگر امور کشورهای همسایه و ممالک دیگر که در امور کشور ما دخیل و شریک اند و همچنان بدون آشنایی با روش و سیاستهای آن کشورها نسبت به خراساان/افغانستان و داشتن سیاست خارجی فعال به حل مشکلا ت بزرگ وطن خود موفق نخواهیم شد در تاریخ نه چندان دور تعداد زیادی کشورهای خارجی به حالتی که امروز خراسان/افغانستان دچار است مبتلا بودند زعامت مردم تصمیم مشترک مردم به منظور حل مشکلات شان ورهبری صادق و وطن خواه در روشنای عقل راستکاری وراستگوی وپاک دلی با عزم راسخ دراتحاد وهمبستگی مردم البته با همکاری دوستان خود راه پیشرفت ورفاه ملی خود را یافته اند این گفته چنین نتیجه میدهد که ما نیز با اتفاق وراستکاری در استفاده از دانش می توانیم مشکلات حاد کشور خود را حل نمایم.
منابع
۱ – عبدالقهار سروری ۱۳۹۸ «افغانستان، بحران مزمن و راه حل آن»
۲ – حسین بشریه ۱۳۹۱«جامعه شناسی سیاسی»
۳ – عبدالوارث رادمند ۱۴۰۱ «چالش های حکومت وسیاست در افغانستان)
۴ – دکتر احمد نقیب زاده ۱۳۹۳ (درآمد بر جامعه شناسی سیاسی )
۵ – دکتر مهدی جباریان ۲۰۲۱( جامعه شناسی سیاسی چیست)
۶ – علامه فقید سعادت ملوک تابش هروی ۱۳۹۲(جامعه شناسی سیاسی افغانستان)
۷ – فیض محمد دران ۱۳۹۹ ( چالش های افغانستان)